تحلیل ويژگي هاي داستان پست مدرن-دانلود پایان نامه ارشد رشته ادبیات

دانلود پایان نامه ارشد رشته ادبیات در سایت ارشدها

عنوان کامل پایان نامه : تک نگاري آثار اصغر الهي

قسمتی از متن پایان نامه :

 

تمامي ويژگي­هاي گفته شده به علاوه ويژگي­هايي جديد که هر روزه از طرف نويسندگان پست مدرن به اين گروه اضافه مي­شود، خصيصه­هايي هستند که داستان پست مدرن با آن­ها معرفي و شناخته مي­شود. در پايان اين بخش بيان گفته­ي ديويد لاج، خالي از لطف نيست. او مي­گويد: « بنا بر نظريه ساده گفته شده­ي ياکوبسن، هر کلامي بايد موضوعاتش را مطابق اصل مشابهت يا مجاورت به هم مربوط سازد و معمولاً نوعي از ارتباط را بر ديگري ترجيح مي­دهد. نوشته پست مدرنيست سعي دارد با يافتن قاعده ديگري براي نوشتار، اين قانون را به مبارزه بطلبد. من نام اين قواعد ديگر را پس­ و پيش کردن، انفصال، تصادف، افراط و اتصال کوتاه گذاشته­ام». (لاج،1373: 12)  

1-1-1-1-  نظريه­هاي مهم پست مدرن:

پساساختارگرايي، مرگ مؤلف( نظريه­هاي بارت و فوکو)، فرا­روايت­ها(نظريه ليوتار)، وجودشناسي ( نظريه مک هيل)، فراداستان( نظريه هاچن)، فرا­تاريخ( نظريه وايت)، وانمودگي و فوق واقعيت( نظريه بودريار)، گفتمان( نظريه فوکو)، غني­سازي ادبيات( نظريه جان بارت) (پاينده،1390: 14)

1-2- جامعه شناسي ادبيات:

« آن­چه در اساس، جامعه شناسي ادبيات به گسترده­ترين معنا را از همه­ي ديگر شکل­هاي نقد جديد جدا مي­کند، اين حکم نظري است که در آفرينش هنري، يک فرد به تنهايي مورد نظر نيست بلکه اثر، بيان نوعي آگاهي جمعي است که هنرمند با شدتي بيش از اکثر افراد در تدوين آن شرکت مي­ورزد. در همين چشم انداز است که پرسش مربوط به تعيين جايگاه اثر هنري نسبت به عامل اجتماعي طرح مي­شود: آيا اثر بازتاب محض يا نشانه­ي عامل اجتماعي است؟ يا بيان تخيلي واقعيتي است که با آن پيوند ديالکتيکي دارد؟ پيش از آن که جامعه شناسي آفرينش ادبي به دانش شناسي مرتبط گردد، ارائه پاسخ علمي ناممکن خواهد بود. اما دوام و استمرار اين پرسش، روش نقد جامعه شناختي را به نحوي دقيق از ساير نقد­هاي معاصر                ( زبان­شناختي، روان­کاوانه يا درونمايه­اي) متمايز ساخته است». (پوينده، 1377: 64) يکي از نظريه­پردازان در حوزه­ي جامعه­شناسي ادبيات، لوسين گلدمن، محقق رومانيايي است. وي تحت تأثير نظريات مارکسيسم قرار داشت و پيرو جامعه­شناسي ديالکتيکي بود. در توضيح جامعه­شناسي ديالکتيکي بايد از توجه هميشگي گلدمن به نقش تاريخ در پژوهش­هاي اجتماعي ياد کرد. « اثباتي بودن جامعه­شناسي در گرو تاريخي بودن آن است. در واقع همانطور که پديده­هاي انساني به پديده­هاي مجزاي اجتماعي و تاريخي تقسيم نمي­شوند، بررسي آن­ها در دو عرصه­ي متمايز و در قالب دو علم متفاوت نيز ناممکن است». (پوينده، 1390: 174) گلدمن روش پژوهشي خود را ساخت­گرايي تکويني ناميد. « ساختگرا از اين لحاظ که به بررسي ساختارهاي اثر و رابطه­ي آن با ساخت­هاي ذهني مي­پرداخت و تکويني از اين لحاظ که علت به وجود آمدن اين ساختارها را براساس شرايط تاريخي تشريح مي­کرد». (ولي­پور، 1387: 130) گلدمن معتقد است که فاعل آفرينش هنري، ساختارهاي ذهني فرافردي هستند و نويسنده فاعل يکتاي اثر هنري نيست. او انکارکننده­ي وجود نويسنده يا هنرمند نيست بلکه معتقد به کارکرد جمعي اثر ادبي براي يک طبقه­ي اجتماعي است. در واقع اثر ادبي با منسجم ساختن جهان­نگري موجود، آن را از حالت بالقوه به حالت بالفعل و خودآگاه درمي­آورد. « در نظر او نويسنده بازتابنده­ي آگاهي جمعي نيست، بلکه برعکس ساختارهايي را که آگاهي جمعي به شيوه­اي نسبي و ابتدايي پرورده است، از درجه انسجام گسترده­اي برخوردار مي­سازد. از اين لحاظ اثر ادبي در حکم نوعي آگاهي يافتن جمعي از رهگذر آگاهي فردي يعني آگاهي آفريننده­ي اثر است. آگاهي يافتني که براي گروه اجتماعي آشکار مي­سازد که انديشه، احساس و رفتار خويش « بي­آنکه بداند» چه هدفي را دنبال مي­کرده است». (پوينده، 1390: 179-180) « نويسنده­ي بزرگ همانا فردي استثنايي است که در عرصه­اي معين يعني در عرصه­ي آثار ادبي (يا آثار نقاشي، نظري، فلسفي، موسيقايي و غيره) جهان خيالي منسجم يا تقريباً منسجمي مي­آفريند که ساختارش با ساختاري که مجموعه­ي گروه به آن گرايش دارد، منطبق است». (همان،95) او معتقد است رفتار انسان با توجه به توضيحات روان­شناساني چون ژان پياژه، خصلتي با معنا دارد. ازين رو آفرينش ادبي نيز بامعناست و معناي آن زماني آشکار مي­شود که در بطن کارکردهاي طبقه يا گروه اجتماعي پروراننده­ي آن اثر قرار بگيرد. در ادامه بيان مي­کند که طبقات اجتماعي به هنگام رسيدن به بيشينه آگاهي ممکن، مي­توانند آن را در اثري ادبي به انسجام برسانند و نويسنده به عنوان فاعلي، منتقل کننده­ي اين بيشينه آگاهي ممکن، به اثر ادبي است. وي براي بررسي اثر ادبي از دو مرحله پيروي مي­کند. در ابتدا معتقد است که اثر ادبي مي­بايست، جمله به جمله يا بيت به بيت، طبق الگوي فرضي از پيش تعيين شده­اي بازخواني شده و طبق همان الگو تفسير شود. در مرحله­ي بعد، ساختار معنادار متن که به وسيله­ي آن الگو يافته شده است، طبق ساختار شرايط تاريخي شکل دهنده­ي آن اثر بررسي شده و تشريح گردد تا در عين شناخت ساخت معنادار اثر، ارتباط آن با تاريخ شکل دهنده­اش حفظ شود. ازين رو گلدمن در روش ديالکتيکي خود، به ارتباط دائمي اجزا و کليت متن با هم تأکيد دارد و شناخت هريک را بدون ديگري ناممکن مي­داند. « او برخلاف هگل و لوکاچ که کليت را يگانگي کامل ذهنيت و عينيت و در نتيجه انحلال دنياي مادي در دنياي روحي مي­دانستند، معتقد بود که کليت عبارت است از واقعيت عام و جهان­گستري که دنياي مادي و دنياي روحي را در بر مي­گيرد. کليت از نظر او يک فرايند تاريخي است، که تابع اصل تغيير دروني اجزاست نه تثبيت اجزا. در درون کليت، تمام اجزا روابط متقابلي با هم دارند و به يک اندازه بر هم تأثر مي­گذارند». (پوينده، 1381: 29) سوالات یا اهداف این پایان نامه :

متن کامل پایان نامه در سایت elmyar.net

  بررسآثار اصغر الهي در دو دسته­ي رمان­ و مجموعه داستان­هاي کوتاه، مورد تحليل­هايي از لحاظ فرم، محتوا، عناصر داستاني، نکات برجسته­ي روان­شناسي از ديدگاه فرويد، يونگ و آدلر و جامعه شناسي از ديدگاه گلدمن

دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه (فقط حاوی ده صفحه از صفحات پایان نامه با فرمت ورد)

 پایان نامه تک نگاري آثار اصغر الهی

دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه (فقط حاوی ده صفحه از صفحات پایان نامه با فرمت PDF)

 پایان نامه تک نگاري آثار اصغر الهی

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

دانلود پایان نامه از لینک زیر

لینک متن کامل پایان نامه رشته ادبیات با عنوان :تک نگاري آثار اصغر الهي

داستان پست مدرن-دانلود پایان نامه

دانلود پایان نامه ارشد رشته ادبیات در سایت ارشدها

عنوان کامل پایان نامه : تک نگاري آثار اصغر الهي

قسمتی از متن پایان نامه :

 

متن کامل پایان نامه در سایت elmyar.net

 

1-1-1- پست مدرنيسم:

«پسامدرنيسم اصطلاحي است که براي توصيف نظريه پردازي درباره­ي زيبايي شناسي معاصر به کار مي­رود. اين اصطلاح بيش از آنکه سامان اجتماعي را مشخص کند، به طرز تفکر و شيوه­هاي بازنمايي در هنر و ادبيات مربوط مي­شود و سبکي در نگارش متون ادبي، يا ژانري نو در ادبيات را مشخص مي­کند». (پاينده،1390: 22) آنچه به عنوان پست مدرنيسم مطرح است يک حرکت فرهنگي منسجم و جدا از مدرنيسم نيست. پست مدرن هنوز درون مدرنيته حرکت مي کند. ليوتار معتقد است که يکي از مهم­ترين ويژگي­هاي وضعيت پست­مدرن، جنگ با ابر­روايت­ها و فرا­روايت­هاست و انديشمند پست مدرن به تکثر و ناهمانندي روايت­ها معتقد است. روايت پيوستگي اتفاق­ها در بستر زمان است. هر شيوه­ي روايتي نگاه و تفسير ويژه­اي به وقايع، شرايط ايجاد آن­ها، دگرگوني­هايي که ممکن است صورت گيرد و منطق دروني آن­ها دارد. روايت­هايي در طول تاريخ تبديل به الگوهاي مسلط تفسير وقايع گشته­اند. يعني واقعه خود کليد فهم وقايع ديگر مي­شود. به اين­گونه روايت­ها، ابر­روايت مي­گوييم. مثل داستان پيدايش در کتاب انجيل، و منظور از فراروايت­ها منطقي است که از بيرون بر روايت­ها تحميل  مي­شود. مثلاً «رابطه­ي علي» اين پيش فرض را مطرح مي­کند که روايت­ها بر اساس رابطه­ي علت و معلولي ساخته شده­اند و بر همين اساس هم بايد تفسير شوند. با اينکه رمان مدرنيستي به بازنمايي زبان­هاي مختلف و صداهاي متکثر مي­پردازد اما هميشه زير اين چند صدايي يک زبان يکه يا صداي اصلي قرار دارد اما متن پست مدرن، اين تکثر را به سوي هيچ تک صدايي نمي­برد. وضعيت پست مدرن دوره شکستن برتري­ها، سلسله مراتب­ها و تسلط­هاست. عقلانيت منطق اصلي پروژه مدرنيته بوده است و پست مدرنيسم به دلايل فرهنگي، سياسي،  اجتماعي به اين منطق برمي­آشوبد. اگر مدرنيسم از جهان عقلاني فاصله گرفت و تعبيري ذهني از جهان ارائه داد، پست­ مدرنيسم جنگي تمام عيار بر عليه دانش آغاز کرد. ( نجوميان،1384: 20-29)

1-1-1-1- ويژگي­هاي داستان پست مدرن:

تحليل آثار داستاني نويسندگان غرب در نيمه دوم قرن 20، به ويژه نويسندگان آمريکايي نشان­ مي­­دهد که رمان پست مدرن از ميان انواع تمهيدات ادبي، عمدتاً از ده ويژگي و تکنيک ادبي به شرح زير بهره گرفته­ است: 1) غلبه تلقي هستي شناسانه بر تلقي معرفت شناسانه 2) چند پارگي شخصيت،  ساختار و زمان 3) به کار­گيري بن مايه­هاي هستي شناسانه ژانر علمي -تخيلي 4) پارودي[1] 5) داستان خود زندگي نامه­­اي 6) چند جهاني بودن 7) تکنيک چند صدايي 8) عنصر شوخي و جدي نبودن(طنز تلخ) 9) سيال بودن نسبت به اشکال ادبي ظاهراً سطحي 10) راوي غير قابل اعتماد ( رهادوست،1380: 30) حسين پاينده در کتاب داستان کوتاه در ايران ويژگي­هاي عمده­ي داستان­هاي پست مدرن را به شرح زير مي­داند: 1) پيچيده و بحث­انگيز بودن واقعيت 2) نمايش زندگي به عنوان چرخه مصرف اقتصادي 3) برجسته نشان دادن سبک زندگي افراد داستان 4) سيطره گفتمان و تحت تأثير قرار داشتن شخصيت­ها با گفتماني حاکم بر داستان 5) نقش رسانه­ها در انتقال گفتمان­ها 6) هجو 7) التقاطي بودن داستان پست مدرن با مقاله يا ديگر گونه­هاي نوشتار 8) جايگزيني ايماژ به جاي نوشتار، نگارش بازيگوشانه داستان براي به سخره گرفتن نابخردي­ها 9) بينامتنيت. (پاينده،1390: 34-36) [1] پارودي تقليد طنزآميز از نمونه­هاي معروف ادب است و تنها زماني خواندن آن لذّت­بخش است که خواننده بداند که اين پارودي متعلّق به کدام شعر يا داستان معروف است. سوالات یا اهداف این پایان نامه : بررسآثار اصغر الهي در دو دسته­ي رمان­ و مجموعه داستان­هاي کوتاه، مورد تحليل­هايي از لحاظ فرم، محتوا، عناصر داستاني، نکات برجسته­ي روان­شناسي از ديدگاه فرويد، يونگ و آدلر و جامعه شناسي از ديدگاه گلدمن

دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه (فقط حاوی ده صفحه از صفحات پایان نامه با فرمت ورد)

 پایان نامه تک نگاري آثار اصغر الهی

دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه (فقط حاوی ده صفحه از صفحات پایان نامه با فرمت PDF)

 پایان نامه تک نگاري آثار اصغر الهی

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

دانلود پایان نامه از لینک زیر

لینک متن کامل پایان نامه رشته ادبیات با عنوان :تک نگاري آثار اصغر الهي

بررسی ويژگي هاي داستان پست مدرن-پایان نامه ارشد

دانلود پایان نامه ارشد رشته ادبیات در سایت ارشدها

عنوان کامل پایان نامه : تک نگاري آثار اصغر الهي

قسمتی از متن پایان نامه :

 

جهان شگفت: سوررئاليسم به سبب انتقاد از واقعيت مي­خواهد بنياد جبر منطقي و قانون عليت را ويران کند. بنابراين سوررئاليست­ها از دنياي واقع دور مي­شوند تا در جهان اوهام واشباح نفوذ کنند « زيرا فقط در جوار اين عالم وهم­آسا، عقل نارساي بشر سلطه­ي خود را از دست مي­دهد و آدمي مي­تواند عميق­ترين هيجان هستي را درک  و بيان کند». 3) رؤيا: ژرار دونروال[1] که پيشرو واقعي سور­رئاليسم است، در همه آثارش اظهار مي­دارد که واقعيت خيال کم از عالم بيداري نيست. به عقيده او، رؤيا به آدمي اجازه مي­دهد که در خود نفوذ  و به «معرفت عالي » دست يابد. 4) ديوانگي: گسيختگي و پريشاني و غرابت رؤياها آدمي را به ياد خيال­بافي ديوانگان مي­اندازد. دنياي ديوانگي زمينه مطالعه گران­بهايي است براي معرفت نفس انساني. ديوانگان به عقيده فرويد، « درباره واقعيت دروني بيش از فرزانگان آگاهي دارند و مي­توانند اموري را بر ما آشکار کنند که بدون وجود آنان هميشه لاينحل باقي مي­مانند». بدين طريق يکي از مقاصد سوررئاليسم« ايجاد حالتي نزديک به اختلال مشاعر» است. يعني بايد ذهن خود را از چنگ امور موهوم و قراردادي آزاد کند تا« خودکاري مغز» که توسن مکاشفه است، به سخن در­آيد. 5) اشياي سوررئاليستي: اختلال مشاعر، مرزهاي معرفت انساني را عقب مي­زند و واقعيت خارجي را از ارزش و اعتبار مي­اندازد. سوررئاليست­ها با توسل به هزل رنگ­هاي مضحک به اشيا مي­زنند و واقعيت را مي­شکافند و ذهن را در دنياي واقعيت برتر به جولان مي­آورند. 6) لاشه­ي خوش­گوار: استفاده از همه وسايلي که به کار قطع رابطه با ذهن متحجر ما به خود و به ما اجازه دهد که ذخاير بي­کران درون خود را بشماريم، شايسته و سودمند است. به هر حال بايد در درون خود ايجاد خلأ کرد تا ضمير پنهان به خودي خود زبان باز کند. اين مقصود از راه ساده­اي که اسمش را کاغذ بازي گذاشته­اند حاصل مي­شود. 7) نگارش خود به خود: هدف اين شيوه­هاي سوررئاليستي، طرد آزمون تمدن است تا« انسان في نفسه» با طبيعت بدوي­اش ظهور کند و بتواند همه­ي نيروهاي رواني خود را باز يابد و به راستي آزاد شود. ضمير پنهان که در حالت خواب و ديوانگي از قيد نظارت « ذهن بيدار» آزاد شده است به خودي خود جلوه مي­نمايد و «نگارش خود به خود» پيام هاي او را ثبت مي­کند. بديهي است که براي فرو رفتن در اين «حال بي­خودي» بايد از دستورها و خواهش هاي دنياي خارج دوري گزيد. (سيد حسيني،1358: 285-291) سوررئاليست­ها با نفي عمل خود­آگاه مغز به دنبال ناخود­آگاهي هستند که در نظر فرويد کنترل­کننده­ي خود­­آگاه نيز مي­باشد. اين ناخود­آگاهي روند اصلي کارکرد مغز و يا همان واقعيت برتري است که سورئاليست­ها به دنبال آنند. از اين­رو هر­آنچه که در حالت ناخود­آگاهي مغز شکل بگيرد و گفته­ شود پسنديده ­است. اين ديدگاه بسيار شبيه به باوري است که مي­گويد: « مستي و راستي» چرا که در حالت خلسه ذهني هر­آن­چه پديدار مي­شود دستور مستقيم از نا­خود­آگاه شخص است. اين مکتب از­آن­جا که مربوط به بخش خاصي از تفکرات يا بخشي از کارکرد­هاي مغزي است و تمام جوانب زندگي را در بر­نمي­گيرد تنها براي برخي موضوعات داستاني مناسب است و نمي­توان آن را به موضوعات ديگر زندگي بشري تسري داد.

متن کامل پایان نامه در سایت elmyar.net

   

1-1-1- مدرنيسم:

اين دوره در انگليس،کم و بيش از جنگ جهاني اول آغاز مي­شود و با پايان جنگ جهاني دوم پايان مي­يابد. با اين تعبير، مدرنيسم به تغييرات فرهنگي و زيبايي شناختي در هنر و ادبيات پس از جنگ جهاني اول اطلاق مي­شود وپاسخي است به حس در هم ريختگي اجتماعي زمان خود. در آغاز قرن بيستم، سه ويژگي اساسي در زبان هنري رخ داد: انتزاعي سازي، انسانيت زدايي و مکان-فضا محوري. زماني که انسان در جهان اطراف خود در هماهنگي و توازن به سر مي­برد، سبک هنري،« انداموار» و تقليدي است. اما زمانيکه انسان رابطه­ي قابل درکي با جهان ندارد، آن را انتزاعي و غير طبيعي نشان مي­دهد. رويکرد انتزاعي در هنر مدرنيستي به گونه­اي انسانيت زدايي مي­انجامد. خوزه اورتگا گاست مي­گويد:« زندگي يک چيز است و هنر چيز ديگر... بياييد اين دو را از هم جدا کنيم. شاعر از نقطه­اي آغاز مي­کند که انسان آن را پايان مي­خواند». به اعتقاد وي هنرمند مدرنيست از واقع­گرايي رئاليسم و ناتوراليسم و انسان­گرايي رمانتيک دور مي­شود و تصويري شيئ­گونه  مي­آفريند و هنر شمايل­گونه و استعاره­وار مي­گردد. هنرمندان مدرنيست به هنرمندان « آوانگارد»[2]مشهورند. هنرمندان آوانگارد سعي در بيگانه سازي خود از تمامي قواعد و خصوصيات سازمان يافته فرهنگي دارند و بر تجربه­گرايي تأکيد مي­کنند. ازين­رو داستان­نويسان اين دوره« فرار از اسارت طرح داستان»را از اهداف خود بر­مي­شمرند و رابطه­ي علي بين وقايع عالم به رابطه­ي نسبي و تصادفي تبديل مي­شود. نگاه نويسنده مدرنيست به جهان چند پاره است و اين نگاه آثاري با گسستگي به وجود مي­آورد. به تعبير اليوت، نظم جاري در شيوه­هاي سنتي ادبي که جهان را منسجم و با ثبات مي­انگاشت، نمي­تواند آشوب و بي­حاصلي دوران معاصر را نمايش دهد.(نجوميان،1383: 18-27) [1] Gérard de Nerval: شاعر، رمان نويس و نمايشنامه نويس قرن 19 فرانسه [2]  به هنرمندان و نويسندگان يا شاعراني گفته مي­شود که در يک دوره­ي معين، پيشروترين اسلوب­ها يا مضامين را در آثارشان استفاده کرده و باني جنبش­هاي نو بوده­اند.اين پيشرو بودن اغلب هنجارهاي پذيرفته شده در اجتماع را عموماً به چالش مي­کشد. سوالات یا اهداف این پایان نامه : بررسآثار اصغر الهي در دو دسته­ي رمان­ و مجموعه داستان­هاي کوتاه، مورد تحليل­هايي از لحاظ فرم، محتوا، عناصر داستاني، نکات برجسته­ي روان­شناسي از ديدگاه فرويد، يونگ و آدلر و جامعه شناسي از ديدگاه گلدمن

دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه (فقط حاوی ده صفحه از صفحات پایان نامه با فرمت ورد)

 پایان نامه تک نگاري آثار اصغر الهی

دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه (فقط حاوی ده صفحه از صفحات پایان نامه با فرمت PDF)

 پایان نامه تک نگاري آثار اصغر الهی

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

دانلود پایان نامه از لینک زیر

لینک متن کامل پایان نامه رشته ادبیات با عنوان :تک نگاري آثار اصغر الهي

ويژگي هاي داستان پست مدرن-دانلود پایان نامه ارشد رشته ادبیات

دانلود پایان نامه ارشد رشته ادبیات در سایت ارشدها

عنوان کامل پایان نامه : تک نگاري آثار اصغر الهي

قسمتی از متن پایان نامه :

 

1-1-1- ناتوراليسم:

«ناتوراليسم» مکتبي ادبي است که در قرن نوزدهم توسط برادران کنگور و به ويژه اميل زولا از فرانسه شروع شد و سپس در بيش­تر جهان طرفدار پيدا کرد. در پيدايش اين مکتب، توسعه صنعت، نقد تن، جبر علمي، جامعه شناسي بر پايه تفکر کنت و اسپنسر مؤثر بود. اين مکتب سعي داشت ادبيات رادر خدمت توضيح و تشريح اوضاع کلي انسان در بستر شرايط جبري زمان و مکان و اصل وراثت قرار دهد.                                                 ( ثروت، 1386: 177-179) «ناتوراليسم» به مفهوم فلسفي، به آن رشته از روش­هاي فلسفي اطلاق مي­شود که معتقد به قدرت محض طبيعت است و هرگز طبيعت را آلتي در دست نظم بالاتري نمي­شناسد. شعار آن­ها آزادي است، آزادي در همه­ي قلمرو­ها، به خصوص در قلمرو مذهبي. بدينسان ناتوراليسم براي زولا در درجه­ي اول يک روش ضد کليسايي است و پايان «تابو» هاي کهنه. اعاده­ي حيثيت جسم است يا بهتر بگوييم روش تازه­اي براي سخن گفتن از آن و زندگي بخشيدن به آن. آن­چه زولا پيشنهاد مي­کند در درجه­ي اول عبارتست از وارد کردن روش­هاي علوم طبيعي به ادبيات و همچنين استفاده از اطلاعات تازه­اي که اين علوم به دست داده است. براي رسيدن به اين نتيجه بايد به مشاهده و کاوش جزييات پرداخت. اما اين مشاهده و ديد در عين حال بايد، با تجربه توأم باشد. به کار بردن اين روش ايجاب مي کند که دنياي اخلاقي به صورت مادي و ماشيني ادراک شود و«زولا» چنين فرض مي کند که: « دنياي بشري نيز تابع همان جبري است که بر ساير موجودات طبيعت حکم فرماست.» اين عقيده پايه ي فلسفي ناتوراليسم شمرده مي شود. مسأله ديگري که ناتوراليست­ها وارد رمان­هاي خود کردند و با اصرار زياد بر آن تکيه زدند، تأثير وراثت در وضع روحي اشخاص بود. زيرا معتقد بودند که شرايط جسمي و روحي هر کسي از پدر و مادرش به او رسيده است. بدينسان ناتوراليسم به صورت قيامي عليه پيشداوري­ها و قراردادها­ي اخلاقي و مذهبي پا به ميدان مي­گذارد. سانسوري را که جامعه بر بخشي از مظاهر طبيعت و زندگي اعمال کرده است، در هم مي­شکند. از چيزهايي سخن مي گويد و مناظري را تشريح مي کند که تا آن روز در آثار ادبي راه پيدا نکرده بود و همين مشخصه ناتوراليسم است. ادبيات ناتوراليستي انتقاد تلخي است از مباني جامعه. اما بر اثر همين روش که ناتوراليسم در پيش گرفته است، عده ­اي از مظاهر جامعه در آثار ناتوراليستي حق تقدم پيدا مي­کنند. ماجراي اغلب داستان­ها به صورتي جريان مي يابد که گويي هيچ چيز ديگري به جز پليدي، پريشاني، بي­عدالتي و ننگ وجود ندارد. و در نهايت،  حاصل کار به صورت نوعي وقاحت تحريک آميز، انتقادي و انقلابي و يا برداشتي بدبينانه و «فلاکت گرا» از انسان در مي­آيد و تصميم بر­ملا کردن واقعيت به آن­جا مي کشد که فقط ابتذال روزمره تحليل مي­شود. ناتوراليسم زبان محاوره را نخست در رمان و بعد در تئاتر وارد ادبيات مي­کند. نويسندگان ناتوراليست مي­کوشند در نقل مکالمه­ي هرکسي، همان جملات و تعبيراتي را به کار برند که خود او استعمال مي­کند. و اين يکي از مهم­ترين جنبه­هاي واقع گرايي ناتوراليست­ها است. ( سيد حسيني،1358: 229-248) ناتوراليسم بر اين باور بود که انسان از تمام جهات عضوي از نظم طبيعت است. روح ندارد و به هيچ طريقي به يک دنياي مذهبي و معنوي فراتر از طبيعت تعلق پيدا نمي­کند و بنابرين، چنين موجودي يک حيوان نظام­يافته­است که شخصيت و رفتارش به طور کامل توسط دو نوع نيرو، يعني وراثت و محيط، تعيين مي­شود. (آبرامز،1384: 314) از آنجا که ناتوراليسم توانست وارد خط قرمز­هاي جامعه شود طرفداران زيادي پيدا کرد اما بسياري از نويسندگان و مخاطبان داستان­هاي ناتوراليستي با مشاهده روند انحطاط اخلاقي در داستان­ها، مجبور قلمداد کردن انسان­ها و صدور مجوز وراثت براي اعمال ناشايست شخصيت­هاي داستاني، علاقه خود را به­ آن از دست داده و شمار طرفداران اين مکتب کم شد. اما از نکات مثبت اين مکتب مي­توان به اين نکته اشاره کرد، که دقت بالاي نويسندگان به مظاهر طبيعت توانست داستان­هايي را به وجود آورد که از بالاترين درجه توجه نويسنده به توصيف­ها خبر مي­داد.  

1-1-2- سوررئاليسم:

سوررئاليسم زبان حال تشنجات دنياي معاصر است و مکتب سوررئاليسم به طور رسمي در سال 1922 تشکيل شد. آندره برتون اين مکتب را اين­گونه تعريف مي­کند: «سوررئاليسم خودکاري مغزي است که مي خواهد، يا به وسيله­ي زبان يا به وسيله­ي قلم و يا به هر وسيله­ي ديگر، جريان واقعي عمل تفکر را بيان کند. سوررئاليسم تقرير و تثبيت تفکر است بدون تحکم عقل و خارج ازهرگونه تقيد به قوانين زيبايي شناسي و اصول اخلاقي». اين مسلک داراي چندين فلسفه خاص است: 1) فلسفه علمي که همان «روانکاوي» فرويد است. 2) فلسفه اخلاقي که با هر گونه قرارداد و مواضعه مخالف است. 3) فلسفه اجتماعي که مي خواهد باايجاد انقلاب سوررئاليستي بشريت را آزاد کند. و براي حصول اين مقاصد روش­هايي پيشنهاد مي کند:

متن کامل پایان نامه در سایت elmyar.net

  1) هزل: در نظر کسي که آرزوي وصول به بي­نهايت را دارد، مشاهده­ي حقارت و پوچي دنيايي که زندگي آدمي در آن مي­گذرد، جز ريشخند و طنز احساس ديگري بر نمي­انگيزد. و ريشخند براي تکان دادن يوغ سالوس و ريا بهترين سلاح است. سوالات یا اهداف این پایان نامه : بررسآثار اصغر الهي در دو دسته­ي رمان­ و مجموعه داستان­هاي کوتاه، مورد تحليل­هايي از لحاظ فرم، محتوا، عناصر داستاني، نکات برجسته­ي روان­شناسي از ديدگاه فرويد، يونگ و آدلر و جامعه شناسي از ديدگاه گلدمن

دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه (فقط حاوی ده صفحه از صفحات پایان نامه با فرمت ورد)

 پایان نامه تک نگاري آثار اصغر الهی

دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه (فقط حاوی ده صفحه از صفحات پایان نامه با فرمت PDF)

 پایان نامه تک نگاري آثار اصغر الهی

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

دانلود پایان نامه از لینک زیر

لینک متن کامل پایان نامه رشته ادبیات با عنوان :تک نگاري آثار اصغر الهي

دانلود پایان نامه-تحلیل آثار اصغر الهي

دانلود پایان نامه ارشد رشته ادبیات در سایت ارشدها

عنوان کامل پایان نامه : تک نگاري آثار اصغر الهي

قسمتی از متن پایان نامه :

 

1-1- مکتب هاي ادبي:

« ادبيات معاصر، يعني ادبيات ربع آخر قرن نوزدهم، و نيمه اول قرن بيستم، را نمي­توان داراي وحدت و نظم معين و شيوه مشترکي شمرد. در حاليکه ادبيات در دوره­هاي گذشته واجد تعادلي، ولي کوتاه و موقت بود. (مثلاً «درون جويي» در رمانتيسم و «برون جويي» در رئاليسم). چنين مي­نمايد که ادبيات معاصر بدون هيچ­گونه اشتراک سبک و مضمون، خود را به دست تصادم شخصيت­هاي گوناگون وتحولات متناقض سپرده و، بنا بر زمان و مکان و اجتماع و افراد، ميان احياي رمانتيسم نو و حفظ باز مانده­هاي ناتوراليسم، ميان نازکترين غزليات عاشقانه و خشن­ترين رمان هاي رئاليستي، ميان استحکام کهن زبان نگارش و پريشاني و آشفتگي زبان گفتگو، ميان روان­شناسي و فلسفه اصالت عمل، ميان پرستش هنر و توجه به احکام اخلاق و فلسفه اولي، در نوسان است. ازين رو قرن بيستم را «دوره زوال مکتب­ها» مي­نامند». (سيدحسيني،1358: 171-172)

1-1-1- رئاليسم:

رئاليسم را بايد پيروزي حقيقت واقع بر تخيل و هيجان شمرد. اين مکتب ادبي بيشتر ازين لحاظ حايز اهميت است که مکتب­هاي متعدد بعدي نتوانسته است از قدر و اعتبار آن بکاهد و بناي رمان­نويسي جديد و ادبيات امروز جهان بر روي آن نهاده شده است. رئاليسم به عنوان مکتب ادبي، پيش از هرجاي ديگر، در فرانسه به ميان آمد. اما پايه­گذاران مکتب ادبي رئاليسم نويسندگان بزرگي که امروزه ما مي شناسيم نبودند، بلکه نويسندگان متوسطي بودند که اکنون چندان شهرتي ندارند. اين نويسندگان عبارت بودند از:  شانفلوري[1]،مورژه[2]،دورانتي[3] رئاليسم در درجه اول به صورت کشف و بيان واقعيتي تعريف مي­شود که رمانتيسم يا توجهي به آن نداشت و يا آن را مسخ مي­کرد. درين دوران سلطه علم و فلسفه اثباتي رمان نمي­تواند وجود خود را توجيه کند مگر با کنار گذاشتن وهم و خيال و توسل به مشاهده. همه­ي آن چيزهايي که در رومانتيسم ، چيزي غير واقعي را جايگزين واقعيت مي کرد: (از قبيل ماوراء الطبيعه، فانتزي، رؤيا، افسانه، جهان فرشتگان، جادو و اشباح) حق ورود به قلمرو رئاليسم را ندارند و نبوغ نويسنده رئاليست در خيال­بافي و آفريدن نيست بلکه در مشاهده و ديدن است. ادبيات رئاليستي طبعاً موضوع خود را جامعه­ي معاصر و ساخت و مسائل آن قرار مي­دهد.: يعني چنين جامعه­اي وجود دارد و اثر ادبي را مجبور مي­سازد که به بيان و تحليل آن بپردازد. رئاليسم مکتبي عيني يا بروني است و نويسنده رئاليست هنگام آفريدن اثر بيشتر تماشاگر است و افکار و احساسات خود را در جريان داستان ظاهر نمي­سازد. ر­ئاليسم مي­خواهد همه­ي واقعيت را کشف کند اما در خواننده­اش اين احساس را توليد کند که واقعيت است که ظاهر مي­شود. رمان­نويس از تظاهر به حضور خود در اثر، از رازگويي­هاي احساساتي و از فلسفه­بافي احتراز مي­کند. حتي از نماياندن خود در اثر به عنوان نويسنده هم خودداري مي­کند. اطلاعي که او درباره­ي هر يک از قهرمان­هايش دارد درست به اندازه­اي است که شخصيت­هاي ديگر رمان مي­توانند داشته باشند و خود را به عنوان مشاهده­گر ممتاز و مطلع عرضه نمي­کند و در واقع کمدي بي اطلاعي را بازي مي­کند. نويسنده رئاليست به هيچ وجه لزومي نمي­بيند که فرد مشخص و غير عادي و يا عجيبي را که با اشخاص معمولي فرق دارد به عنوان قهرمان داستان خود انتخاب کند. او قهرمان خود را از ميان مردم و از هر محيطي که بخواهد گزين مي­کند. (سيد حسيني،1358: 143-173) « ادبيات داستاني رئاليستي، زندگي و دنياي اجتماعي را همان­گونه که براي خواننده عادي به نظر مي­رسد به تصوير مي­کشد، و اين احساس را ايجاد مي­کند که شخصيت­هاي داستاني آن ممکن است وجود واقعي داشته باشند، و وقايع آن نيز به همين شکل رخ دهند». (آبرامز،1384: 313)

در واقع اگر بخواهيم مکتبي ادبي را به عنوان شبيه­ترين مکتب به متن اصلي زندگي معرفي کنيم، مکتب رئاليسم همان­گونه که از اسمش پيداست به دليل واقعي­نگري، نزديک­ترين مکتب است. ازين­روست که حتي با پيدايش انواع مکاتب ادبي، ارزشمندي رئاليسم پايدار باقي ماند و از طرفداران آن کاسته نشد. آن­چه که بيش­تر مخاطبان رمان طلب مي­کنند، بازگو کردن زندگي عادي است در قالب داستاني دل­انگيز. حال آن­که بيشتر مکاتب ديگر زندگي را بازگو مي­کنند اما نه در حالت عادي؛ بلکه ويژگي­هاي خاص همان مکتب به آن افزوده مي­شود.

[1] champfleury

متن کامل پایان نامه در سایت elmyar.net

  [2] murger [3] duranty سوالات یا اهداف این پایان نامه : بررسآثار اصغر الهي در دو دسته­ي رمان­ و مجموعه داستان­هاي کوتاه، مورد تحليل­هايي از لحاظ فرم، محتوا، عناصر داستاني، نکات برجسته­ي روان­شناسي از ديدگاه فرويد، يونگ و آدلر و جامعه شناسي از ديدگاه گلدمن

دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه (فقط حاوی ده صفحه از صفحات پایان نامه با فرمت ورد)

 پایان نامه تک نگاري آثار اصغر الهی

دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه (فقط حاوی ده صفحه از صفحات پایان نامه با فرمت PDF)

 پایان نامه تک نگاري آثار اصغر الهی

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

دانلود پایان نامه از لینک زیر

لینک متن کامل پایان نامه رشته ادبیات با عنوان :تک نگاري آثار اصغر الهي

دانلود پایان نامه ارشد رشته ادبیات-تحليل روانشناختي شخصيتهاي رمان سالمرگي اثر اصغر الهي

دانلود پایان نامه ارشد رشته ادبیات در سایت ارشدها

عنوان کامل پایان نامه : تک نگاري آثار اصغر الهي

متن کامل پایان نامه در سایت elmyar.net

 

قسمتی از متن پایان نامه :

 

) شخصيت­هاي همه­جانبه مورد توجه بيشتري هستند چراکه نويسنده آن­ها را مفصل­تر تشريح مي­کند و خصلت­هاي فردي آن­ها ممتازتر از ديگر شخصيت­ها است . (جمال ميرصادقي، 1364: 197-211) نويسندگان بايد توجه داشته­باشند که اگر از شخصيت­هاي قراردادي استفاده مي­کنند، آن را تا حدودي که به شخصيت داستان ضربه نمي­زند با سليقه جامعه مطابقت دهند . چراکه ادامه روند نويسندگان پيشين، از جذابيت متن مي­کاهد. « در داستان کوتاه بيشتر با سايه روشن­ها رو­به­رو مي­شويم. به عبارتي شخصيت­هاي داستان کوتاه نه سياه­اند و نه سفيد، بلکه خاکستري­اند. يعني آميزه­اي از ويژگي­هاي ستودني و نکوهيدني هستند. مطلق نبودن شخصيت­هاي داستاني تا حدودي ناشي از اين حقيقت است که در زندگي واقعي نيز دو واژه ي «خوب» و «بد» هر روز بيشتر از روز قبل رنگ مي­بازند و نسبي مي­شوند. پس شخصيت­هاي داستان کوتاه (به ويژه شخصيت اصلي ) تلفيقي از خصايص مثبت و منفي را در رفتار­هايشان به نمايش مي­گذارند. از اين نظر شخصيت اصلي داستان کوتاه معمولاً «چند بعدي» است». (پاينده، 1390: 88) شخصيت آقاي عمراني در رمان « سالمرگي»، شخصيت مرد و زن در داستان کوتاه « پنجره سومين اشکوب ساختمان شماره يک» و شخصيت بسياري از داستان­هاي کوتاه الهي، از نوع خاکستري هستند و به قطعيت درباره­ي خوبي و بدي آن­ها نمي­توان سخن گفت. « شايد مهم­ترين موضوعي که درباره­ي عنصر شخصيت بايد به خاطر داشت، اين است که شخصيت، به معناي «شخص» نيست. «شخص» لفظي است که براي اشاره انسان­هاي واقعي به کار مي­بريم اما «شخصيت» اصطلاحي است که براي اشاره به باز­نمايي فرهنگي به کار برده مي­شود. شخصيت، تمهيد يا شگردي ادبي براي پرداختن به گرايش­هاي گفتماني در فرهنگ است، حال آن­که شخص لزوماً انساني جاندار است». (پاينده، 1390: 91)

1-1-1- صحنه[1]:

زمينه جسماني(فيزيکي) و فضايي را که در آن عمل داستان(نمايش،فيلم و...)صورت مي­گيرد، صحنه مي­­گويند. اين صحنه ممکن است در هر داستان متفاوت باشد و عملکرد جداگانه­اي داشته باشد و هر نويسنده­اي صحنه را براي منظور خاصي به کار گرفته باشد. هرنويسنده به خوبي مي­داند که براي باور­داشت داستانش، مکان و زمان وقوع آن را بايد طبيعي و واقعي تصوير کند تا حقيقت مانندي داستانش تحقق پذيرد. به همين دليل است که حتي در داستان­هاي فوق طبيعي و نماد گرايانه و خيالي و وهمي، صحنه داستان بر زمينه واقعي و قابل قبولي جريان دارد.            (ميرصادقي،1390: 295) بنابرين صحنه موجب شکل­گيري داستان مي­شود  و با تأثيراتي که بر فضاي داستان مي­گذارد انتقال معنا به مخاطب را آسان ­تر مي­کند. حتي ممکن است نويسنده از صحنه به عنوان عاملي براي کند وکاو ذهني مخاطب و رازآلود شدن داستان استفاده کند. صحنه در طول داستان مي­تواند به عنوان يک کليدواژه براي يادآوري نکاتي در داستان باشد که از اهميت بالايي برخوردار است. ارتباط صحنه با زمان در داستان نيز مهم است، چراکه گاهي صحنه­پردازي در داستان با برداشت مستقيم از يک زمان به­خصوص، دور از انتظار نيست.

1-1-1-1- وظايف صحنه:

1) فراهم آوردن محلي براي زندگي شخصيت­ها و وقايع داستان. 2) ايجاد فضا و رنگ(اتمسفر) يا حال و هواي داستان، حالت شادماني يا غم انگيزي، شومي، ترسناکي و شاعرانه­اي که خواننده به محض ورود به دنياي داستان، حس مي­کند. 3) به وجود­آوردن محيطي که اگر بر رفتار شخصيت­ها و وقوع حوادث تأثيري عميق و تعيين­کننده به­ جا نگذارد، دست کم بر نتيجه آنها مؤثر واقع شود. (ميرصادقي،1364: 298)

1-1-2- فضا:

اصطلاح فضا و رنگ از علم هواشناسي به وام گرفته شده ­است، براي توصيف تأثير فراگير اثر خلاقه­اي از ادبيات يا نمونه­هاي ديگري از هنر به کار برده مي­شود. فضا و رنگ با حالت مسلط مجموعه­اي که از صحنه، توصيف و گفت­و­گو آفريده مي­شود، سرو­کار دارد. بعضي از ناقدان ادبي «فضا و رنگ» را معمولاً در ارتباط با داستان­هايي به کار مي­برند که از عنصر قابل توجه«توصيف» برخوردار است. به خصوص توصيفي که در آن مسلماً به ايجاد حال و هواي خاصي توجه دارد. (جمال مير صادقي،1364: 399) فضا در بررسي رمان، دربرگيرنده­ي تمامي عواملي است که حال و هواي داستان رابراي ما ايجاد مي­کند. بنابراين توصيف صحنه­ي داستان، زمان وقوع آن، ويژگي روحي و روان­شناختي شخصيت­ها، برهه­ي زماني-اجتماعي وقوع داستان سازنده­ي فضا­ي داستاني هستند. حال و هواي داستان، رنگ­آميزي عاطفي حاکم بر داستان است که در داستان از طريق دلالت­ها يا معناي ثانوي واژه­ها القا مي­شود. لحن راوي داستان به دليل انتخاب واژگان خاص يا به کارگيري نحو[2] يا ساختمان خاص در جملات مي­تواند حاکي از حال و هوايي اضطراب­آميز، شادمانه، توأم با افسردگي، اميدوارانه، دل­مرده و... باشد. [1] Scene [2] syntax سوالات یا اهداف این پایان نامه : بررسآثار اصغر الهي در دو دسته­ي رمان­ و مجموعه داستان­هاي کوتاه، مورد تحليل­هايي از لحاظ فرم، محتوا، عناصر داستاني، نکات برجسته­ي روان­شناسي از ديدگاه فرويد، يونگ و آدلر و جامعه شناسي از ديدگاه گلدمن

دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه (فقط حاوی ده صفحه از صفحات پایان نامه با فرمت ورد)

 پایان نامه تک نگاري آثار اصغر الهی

دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه (فقط حاوی ده صفحه از صفحات پایان نامه با فرمت PDF)

 پایان نامه تک نگاري آثار اصغر الهی

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

دانلود پایان نامه از لینک زیر

لینک متن کامل پایان نامه رشته ادبیات با عنوان :تک نگاري آثار اصغر الهي

پایان نامه ارشد-بررسی تک نگاري آثار اصغر الهي

دانلود پایان نامه ارشد رشته ادبیات در سایت ارشدها

عنوان کامل پایان نامه : تک نگاري آثار اصغر الهي

قسمتی از متن پایان نامه :

 

« به طور کلي تعاريف مربوط به شخصيت را به دو دسته مي­توان تقسيم کرد: 1)شخصيت صرفاً به عنوان يکي از اشخاص داستان . 2)شخصيت به عنوان يک پديده پديدار­شناختي. نظريه پردازاني که به شخصيت از ديد پديدارشناختي مي­نگرند، شخصيت را مقوله­اي ايستا نمي­بينند، بلکه­  بازيگري است که بايد نقش خود را به بهترين شکل انجام دهد. در اين­جا شخصيت موجود پويايي است که هستي او در کنش­هاي داستاني پديدار مي­شود». (اخوت، 126:1371) احمد اخوت بيان مي­کند که شخصيت را از جنبه­هاي مختلفي چون نقش کنشي او در روند داستان، نام او، زبان و گويشي که به کار مي­برد و معرف اوست و ارتباطي که با فضاي داستان دارد مي­توان بررسي کرد. (اخوت، 128:1371)

1-1-1-1- شيوه هاي شخصيت سازي:

اخوت بيان مي­کند که براي شخصيت پردازي مي­توان به دو شکل عمل کرد: مستقيم و غيرمستقيم. در روش مستقيم، راوي از شخصيت به صورت واضح تعريف مي­کند و خصوصيات او را بر­مي­شمرد و کلي­گويي مي­کند اما در روش غيرمستقيم با توجه به زاويه ديد محدود، راوي داستان را به نحوه­ي نمايشي پيش مي­برد و با نشان دادن اين نمايش شخصيت را معرفي مي­کند. ( اخوت، 142:1371) يکي از ساده­ترين شيوه­هاي شخصيت­پردازي، نامگذاري و استفاده از اسامي عام يا خاص است. اسم­هايي که نويسنده براي شخصيت­هاي داستان انتخاب مي­کند اتفاقي نيستند و اغلب متأثر از خاستگاه فکري نويسنده و در ارتباط با قشربندي جامعه و تغييرات احتمالي آن­ها در داستان هستند. اسم برچسب ساده­اي نيست که به راحتي بتوان آن را عوض کرد. بارت معتقد است که خواندن داستان همان ناميدن اشخاص است. خواننده با اين اسم و توصيف­ها­ي نويسنده، شخصيت داستاني را در ذهن خود مجسم مي­کند و شخصيت هويت مي­يابد.در واقع خواننده با اسم خاص اشخاص به هستي آنان دست مي­يابد. (اخوت، 165:1371) در رمان سالمرگي نام شخصيت سياوش در پيشبرد داستان بسيار مهم است: «ليلا گفت: اسمش را چي بگذاريم؟ گفتم: سياوش. زيرلب گفت: ابراهيم، اسماعيل، سهراب...» (الهي، 1386:30) نويسندگان با تکيه بر باورهاي اعتقادي و مذهبي جامعه و يا حتي پيشينه­ي فرهنگي اسامي شخصيت­ها را انتخاب مي­کنند. يعني اسمي را که در باورها به شخصيتي خوب تعلق دارد براي شخصيت خوب داستان مي­گذارند. توصيف چهره شخصيت­ها نيز بايد با خود آن­ها متناسب باشد، درغير اين صورت مخاطب دچار تناقض مي­شود. نويسنده براي باورپذير ساختن شخصيت­هاي داستاني خود بايد به سه عامل مهم توجه کند: اول اين­که اعمال و رفتار شخصيت­ها در شرايط مختلف ثابت باشد و بدون دليل موجه تغيير رفتاري صورت نگيرد، ديگر اين­که شخصيت­ها از انجام اعمال خود انگيزه خاصي داشته باشند و به طور کلي شخصيت آن­ها با توجه به خصوصيات فردي­شان معقول و پذيرفتني باشد. (ميرصادقي، 1364: 185-186)

1-1-1-2- انواع شخصيت:

1) شخصيت­ها­ي قالبي، شخصيت هايي هستند که از خود هيچ ويژگي خاصي ندارند که به آن­ها تشخص ببخشد امّا ظاهر آن­ها کاملاً آشناست و صحبتشان براي ما قابل پيش­بيني است و به نظر مي­رسد که طبق الگويي از پيش تعيين­شده رفتار مي­کند و به طور کلي تمام شخصيت­هايي که مي­توان واژه «نما» را به آن­ها اضافه کرد شخصيت قالبي دارند مثل روشنفکرنما، مظلوم­نما 2) شخصيت هاي قراردادي، افراد شناخته شده­اي هستند که مرتباً در تمام داستان­ها و نمايشنامه­ها با خصوصياتي مشخص و جا افتاده ظاهر مي­شوند. 3) شخصيت هاي نوعي، نيازمند عاريه گرفتن خصلت­هاي گروه ادبي سنتي نيست بلکه از ويژگي­هاي گروهي طبقه­اي سخن مي­گويد که پيش از اين در ادبيات سنتي نبوده است مثل پروفسور گيج يا وکيل حيله­گر. 4) شخصيت­هاي تمثيلي، شخصيت­هاي جانشين­شونده هستند، به عبارت ديگر جانشين فکر ­و­ خلق­و­خو و خصلت و صفتي شده­اند مثل: آقاي ديو سيرت، خانم خوش طينت. 5) شخصيت­هاي نمادين، نويسنده را قادر مي­کند مفاهيم اخلاقي يا کيفيت روحي و روشنفکرانه را به قالب عمل در­آورد. مثلاً قصه هاي«عقل سرخ» و «آواز پر جبرئيل» صبغه­اي نمادين دارند. سوالات یا اهداف این پایان نامه : بررسآثار اصغر الهي در دو دسته­ي رمان­ و مجموعه داستان­هاي کوتاه، مورد تحليل­هايي از لحاظ فرم، محتوا، عناصر داستاني، نکات برجسته­ي روان­شناسي از ديدگاه فرويد، يونگ و آدلر و جامعه شناسي از ديدگاه گلدمن

دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه (فقط حاوی ده صفحه از صفحات پایان نامه با فرمت ورد)

 پایان نامه تک نگاري آثار اصغر الهی

دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه (فقط حاوی ده صفحه از صفحات پایان نامه با فرمت PDF)

 پایان نامه تک نگاري آثار اصغر الهی

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

متن کامل پایان نامه در سایت elmyar.net

 

دانلود پایان نامه از لینک زیر

لینک متن کامل پایان نامه رشته ادبیات با عنوان :تک نگاري آثار اصغر الهي

دانلود پایان نامه – تک نگاري آثار اصغر الهي

دانلود پایان نامه ارشد رشته ادبیات در سایت ارشدها

عنوان کامل پایان نامه : تک نگاري آثار اصغر الهي

قسمتی از متن پایان نامه :

 

1-1-1- شخصيت[1]:

« اشخاص ساخته­شده­اي( مخلوقي) را که در داستان و نمايش ظاهر مي شوند، شخصيت مي­نامند. شخصيت، در اثر روايتي يا نمايشي، فردي است که کيفيت رواني و اخلاقي او، در عمل او و آنچه مي­گويد و مي­کند، وجود داشته باشد. خلق چنين شخصيت­هايي را که براي خواننده در حوزه­ي داستان تقريباً مانند افراد واقعي جلوه مي­کند، شخصيت­پردازي مي­خوانند». (جمال ميرصادقي،1364: 184) قهرمانان و شخصيت­هاي داستان کساني هستند که با اعمال و يا گفتار خود، داستان را به وجود مي­آورند. به آنچه مي­کنند آکسيون[2] يا عمل و به آنچه مي­گويند ديالوگ يا گفتار مي­گويند. به زمينه و عواملي که باعث گفتار و يا اعمال قهرمانان مي­شود نيز، انگيزه[3] مي­گويند. بدين ترتيب عمل يا کنش، مجموعه­ي اعمال و رفتار و به اصطلاح کارهايي است که از قهرمانان در داستان سر مي­زند و ديالوگ، مجموعه گفتارهاي شخصيت­هاي داستان است. بديهي است که در يک داستان، هر فعل يا گفتاري بايد علت خاصي داشته باشد. قهرمانان ممکن است از آغاز تا پايان داستان ثابت بمانند و ازنظر فکري و روحي تغيير نکنند و ممکن است بر اثر يک بحران شديد، به تدريج يا ناگهاني تغيير يابند. به شخصيت نوع اول ايستا و به شخصيت نوع دوم، پويا گفته مي­شود. اين اصطلاحات را اي. ام. فورستر در کتاب « جنبه­هاي رمان» به کار مي­برد. فورستر درين کتاب، شخصيت­هاي داستان را به دو نوع تقسيم کرده است: اول شخصيت ثابت يا ساده[4] که مي­توان او را در يک جمله وصف کرد چراکه پيچيده نيست و با جزييات سروکار ندارد، دوم شخصيت متغير[5]  که از نظر انگيزه­هاي رفتاري موجودي پيچيده است و مثل يک شخصيت واقعي در زندگي عمل مي­کند.( شميسا، 1387: 173) يکي از نشانه­هاي مهارت نويسندگان برتر، خلق شخصيت­هايي است که در نظر خوانندگان يا دريافت­کنندگان روايت داستاني، از بالاترين ميزان باورپذيري برخوردار باشند. ازين روست که پس از مطالعه­ي داستان­هاي نويسندگان برتر، بيش از آنکه روند داستان و وقايع آن در ذهن بماند شخصيت­ها هستند که ماندگار مي­شوند و گاهي از آنان به عنوان شخصيت­هايي حقيقي ياد مي­کنيم که شايسته­ي بيان احساسات ما هستند. شخصيت پردازي با توجه به سبک شخصي نويسنده و نوع داستان اعم از علمي، تخيلي، عاشقانه و ... متفاوت است. « شخصيت­ها افرادي هستند که در يک اثر نمايشي يا روايي ارائه مي شوند، و خواننده بر مبناي استنباط از خلق­وخو و صفات اخلاقي و عاطفي­اي که در گفته­ها-ديالوگ- و نيز رفتار-اعمال داستاني-آن­ها بروز مي­يابد، آن­ها را تحليل مي­نمايد. دلايل رفتارها ، تمايلات، و ماهيت اخلاقي شخصيت­ها در ابراز گفته­ها و انجام اعمالشان، انگيزه آن­ها ناميده مي­شود». (آبرامز، 43:1390) در واقع آنچه که موجب پيشرفت داستان و شکل­گيري نقطه­ي تعليق  و گره­گشايي مي­شود، همان انگيزه شخصيت­هاي داستاني و به تبع­آن عملکرد ­آنان است اما نويسندگان بايد توجه داشته­باشند که شخصيت­هاي داستانشان ايده­آل محض نباشند چراکه مخاطبان به دنبال شخصيت­هاي حقيقي هستند تا بتوانند خودشان را به جاي آن­ها بگذارند و از ديدگاه خودشان به شرايط داستان بنگرند. « از آنجا که انسان موجود اجتماعي است، همواره در تعامل با هم­نوعان خود قرار­ دارد. اين رابطه سبب مي­شود که هر­يک از ما به خصايص ديگران حساس شويم. هرکس خلق­وخوي خاص خود را دارد، پس مجبوريم با دقت در ويژگي­هاي رفتار و گفتار کساني که با آن­ها ارتباط داريم، شخصيت­شان را دريابيم و به اين ترتيب رابطه­ي خودمان با آن­ها رابه نحو مقتضي تنظيم کنيم. از اين نظر داستاني که شخصيت­ها را در کنش­هاي بينافردي نشان مي­دهد، خود به خود براي ما که دائماً در کنش متقابل با ديگرانيم جذابيت دارد. شخصيت­هاي چنين داستاني، از جهاتي خود ما و انسان­هاي اطراف ما هستند و لذا با خواندن داستان درک عميق­تري از شخصيت خودمان و ديگران کسب مي­کنيم. داستاني که واجد ارزش ادبي باشد، صرفاً آدم­ها را در وقايع خاصي نشان نمي­دهد،­ بلکه توجه خواننده را به ويزگي­هاي شخصيت­هايي جلب مي­کند که به وجود­آورنده­ي آن وقايع­اند». (حسين پاينده،گفتمان نقد،85) « از ديدگاه فلسفي، برخورد خاص­گرايانه به شخصيت عبارت است از مشخص­کردن فرديت شخص. پس از آن­که دکارت منتهاي اهميت را براي فرايند هاي انديشه در ضمير آگاه فرد قائل شد، طبيعتاً مسائل فلسفي هويت فردي نيز بسيارمورد توجه قرار­گرفت. هم فلاسفه و هم رمان­نويسان بسيار بيشتر از آن­چه تا آن زمان متداول بود به فرديت خاص اشخاص توجه کردند. از آن­جا که هر فرد در زندگي واقعي نام خاصي دارد، رمان­نويسان نيز نوعاً با نام­گذاري شخصيت ها سعي در خاص جلوه دادن آنها دارند. مسأله هويت فردي، منطقاً ارتباط تنگاتنگي با جايگاه معرفت­شناختي اسامي خاص دارد، زيرا به قول هابز، «اسامي خاص يک چيز را به ذهن متبادر مي کنند، اما کلي­ها چيزهاي متعددي را به ذهن مي­آورند». در زندگي اجتماعي، اسامي خاص دقيقاً همين نقش را دارند، يعني جلوه­هاي کلامي هويت خاص افرادند. ليکن اين نقش اسامي خاص، در ادبيات نخستين بار در رمان کاملاً تثبيت شد». (پاينده، 1389: 25-26) [1] character [2] action [3] motivation [4] Character flat [5] Character round سوالات یا اهداف این پایان نامه : بررسآثار اصغر الهي در دو دسته­ي رمان­ و مجموعه داستان­هاي کوتاه، مورد تحليل­هايي از لحاظ فرم، محتوا، عناصر داستاني، نکات برجسته­ي روان­شناسي از ديدگاه فرويد، يونگ و آدلر و جامعه شناسي از ديدگاه گلدمن

متن کامل پایان نامه در سایت elmyar.net

 

دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه (فقط حاوی ده صفحه از صفحات پایان نامه با فرمت ورد)

 پایان نامه تک نگاري آثار اصغر الهی

دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه (فقط حاوی ده صفحه از صفحات پایان نامه با فرمت PDF)

 پایان نامه تک نگاري آثار اصغر الهی

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

دانلود پایان نامه از لینک زیر

لینک متن کامل پایان نامه رشته ادبیات با عنوان :تک نگاري آثار اصغر الهي

پایان نامه رشته ادبیات-تحلیل تک نگاري آثار اصغر الهي

دانلود پایان نامه ارشد رشته ادبیات در سایت ارشدها

عنوان کامل پایان نامه : تک نگاري آثار اصغر الهي

قسمتی از متن پایان نامه :

 

1-1-1- راوي:[1]

«در متن روايي، راوي صدايي است که سخن مي­گويد. مسئوليت کنش روايت بر دوش اوست و داستان را به عنوان «امري واقعي» تعريف مي­کند. در روايت ناداستاني، راوي خود گوينده­اي است که در واقع، گفتمان روايي را توليد مي­کند. در داستان، اين دو عنصر موقعيت ارتباط، منطقاً از هم جدا هستند. فرستنده­ي بالفعل يا نويسنده در جهان واقعي حضور دارد و داستان را براي عضو ديگري از جهان واقعي، يعني خواننده،­ تعريف مي­کند، اما راوي بخشي از دنياي متن است و روايت را به بخش ديگري از دنياي متن که به روايت­گير موسوم است، انتقال مي­دهد. اين جفت­هاي ارتباطي که از مؤلف/ خواننده و راوي/ روايت­گير شکل گرفته­اند در نظام­هاي مجزاي واقعيت جاي گرفته­اند، اما قرارداد پذيرفته شده­اي هست که اين نظام­ها را به يکديگر ارتباط مي­دهد: نويسنده چنان حرف مي­زند که گويي راوي است و خواننده چنان پيام را دريافت مي­کند که گويي روايت­گير است. هم راويان داستان و هم راويان ناداستان را مي­توان بر­اساس شيوه درگيرشدن آنان در رخدادهاي روايت شده طبقه بندي کرد. راوي ممکن است داستان­گوي رخدادي باشد که خود شخصاً شاهد آن نبوده است(راوي«ديگر گوي» )، يا گزارشگر رخدادي باشد که شاهد آن بوده اما درگير آن نبوده ويا قهرمان دوم آن بوده­است(راوي«هم گوي») ويا اين که شخصيت اصلي آن باشد( راوي«خودگوي»). همچنين، ژنت تمايزي قائل مي­شود ميان راويان «درون گوي» که بخشي از دنياي روايي هستند، و راويان «برون گوي» که اين دنيا را از بيرون تصوير مي­کنند». (مکاريک،1390: 133-134) بنابرين، موقعيت راوي در متن و شيوه­هاي او براي روايت کردن موجب تمايز راويان مختلف مي­گردد و روايت­گير با ايجاد ارتباط ميان متن و راوي به خوانش صحيح آن مي­پردازد. راوي بايد توانايي اين را داشته­باشد که در مقام هريک از انواع راويان ذکر شده، نقش خود را به گونه­اي انجام دهد که مخاطب احساس منتقل شده­ي او را دريابد. نظريه­هاي مربوط به راوي را به طور کلي مي­توان به دو دسته تقسيم کرد: نظريه­هايي که معتقد هستند راوي در داستان وجودي حقيقي دارد و نظريه­هايي که راوي را داراي شخصيت حقيقي و تعين نمي­دانند. « توماس مان، نويسنده­ي آلماني که نظريه­هايش تأثير عمده­اي بر نظريه پردازان آلماني گذاشت معتقد بود که راوي روح روايت است. داستان به وسيله روح روايت نقل مي شود. اين روح به قدري مجرد و همه جا ناظر است که از نظر دستوري به جز در قالب سوم شخص به شکل ديگري از آن نمي­توان صحبت کرد. البته اين سوم شخص گاهي مي تواند تشخص يافته و به شکل اول­ شخص در­آيد ». (احمد اخوت90:1364) نظريه توماس مان با انتخاب لفظ «روح روايت»، بسيار به­جا و مناسب جلوه مي­کند؛ چراکه روايت بدون راوي که همان روح متن است وجود پيدا نخواهد کرد و راوي در کنار ديگر عناصر داستان جايگاه ويژه­ي خود را مي­يابد. داستان « درخت سبز عاشق» اصغر الهي يکي از داستان­هايي است که راوي با جملات خود روحي واقعي به داستان بخشيده است: « دور کعبه طواف کردم؛ دور حرم، دور قبر خالي تو که هيچ­جا نبود و همه­جا بود. قبرت را اگر سراغ مي­کردم، مي­آمدم کنار آن و مثل درختي سبز مي­شدم».(الهي، 1369: 74) [1] narrator سوالات یا اهداف این پایان نامه : بررسآثار اصغر الهي در دو دسته­ي رمان­ و مجموعه داستان­هاي کوتاه، مورد تحليل­هايي از لحاظ فرم، محتوا، عناصر داستاني، نکات برجسته­ي روان­شناسي از ديدگاه فرويد، يونگ و آدلر و جامعه شناسي از ديدگاه گلدمن

دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه (فقط حاوی ده صفحه از صفحات پایان نامه با فرمت ورد)

متن کامل پایان نامه در سایت elmyar.net

 

 پایان نامه تک نگاري آثار اصغر الهی

دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه (فقط حاوی ده صفحه از صفحات پایان نامه با فرمت PDF)

 پایان نامه تک نگاري آثار اصغر الهی

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

دانلود پایان نامه از لینک زیر

لینک متن کامل پایان نامه رشته ادبیات با عنوان :تک نگاري آثار اصغر الهي

شخصيتهاي رمان سالمرگي اثر اصغر الهي-پایان نامه رشته ادبیات

دانلود پایان نامه ارشد رشته ادبیات در سایت ارشدها

عنوان کامل پایان نامه : تک نگاري آثار اصغر الهي

قسمتی از متن پایان نامه :

متن کامل پایان نامه در سایت elmyar.net

 

 

احمد اخوت طرح را بخش پوياي روايت در برابر شخصيت­ها­ي ايستا مي­داند. طرح شخصيت­ها را به هم مربوط مي­سازد و قهرمان و ضد­قهرمان را در شرايط متعارض قرار مي­دهد.  ( اخوت،42:1371) شلوميث ريمون-کنان در کتاب روايت داستاني، طرح را با توجه به عامل زمان به سه دسته تقسيم ميکند: 1)طرح مفرد: درين نوع طرح نويسنده حادثه­اي را که يک­بار اتفاق افتاده است، يک­بار تعريف مي­کند. 2)طرح مکرر: طرحي است که نويسنده حادثه­اي را که يک­بار اتفاق افتاده­است، چندين بار تعريف مي­کند. 3)طرح بازگو: نويسنده حادثه­اي را که چندين بار اتفاق افتاده­است يک­بار باز­گو مي­کند.(کنان، 1387: 51) « شکلوفسکي از دو نوع طرح ياد مي­کند: طرح پلکاني و طرح مارپيچي. طرح پلکاني آن است که رفتارهاي چند شخصيت داستان شبيه به هم است و حرکت زمان درين داستان­ها به صورت سببي است. اما طرح مارپيچي به اين صورت است که قصه با يک پيشگويي آغاز مي­شود وکنش­هاي دايره­اي در داستان در راستاي تحقق بخشيدن به اين پيشگويي است». (اخوت،54:1371) مير­صادقي از تقسيم پيرنگ به «پيرنگ بسته» و «پيرنگ باز» سخن مي­گويد. پيرنگ بسته تودرتو و پيچيده است و رمز­گونه به نظر مي­آيد که مستلزم گره­گشايي است. در پي گره­گشايي نيز نتيجه­گيري قطعي است. ازين­رو مناسب داستان­هاي اسرار­آميز است. اما در پيرنگ باز نظم طبيعي ميان حوادث وجود دارد و راوي به صورت بي­طرف در داستان ظاهر مي­شود و مخاطب بايد خود راه حل­ مسائل طرح شده را بيابد. (ميرصادقي166:1364) در داستان­هايي با پيرنگ بسته، نويسنده بايد توجه داشته باشد در بازگشايي گره و نتيجه­گيري قطعي، بسيار با دقت عمل کند چراکه هر نتيجه­گيري مورد قبول مخاطبان واقع نخواهد شد و مخاطب در انتظار است تا پايان درستي از داستان را شاهد باشد. پيرنگ­هاي بسته بيشتر بايد در موضوعاتي به کار برده شود که جنبه­ي آموزشي دارند اما بهتر است کاربرد پيرنگ­هاي باز در داستان­هايي باشد که به دنبال پرورش خلاقيت مخاطب هستيم. پيرنگ هميشه با کشمکش در داستان سروکار دارد. برخورد و رويارويي شخصيت­هاي داستان با شخصيت­هاي مخالف و مقابل آفريننده­ي کشمکش داستاني است. کشمکش رويارويي دو نيرو يا تعارض دو ديدگاه است. کشمکش مي­تواند بيروني، يعني بين دو شخصيت و يا دروني، يعني بين دو ميل ناسازگار يا متناقض در درون يک شخصيت واحد باشد( کشمکش ذهني). با گسترش پيرنگ، کنجکاوي خواننده بيش­تر مي­شود و شور و اشتياقش براي دنبال کردن ماجراي داستان زيادتر. همين علاقمندي نسبت به دنبال کردن داستان، او را در حالت دل­نگراني و دلهره نگاه مي­دارد و چنين کيفيتي را در اصطلاح حالت « تعليق يا هول و ولا » مي­گويند. اين حالت به دو صورت ممکن است در داستان به وجود بيايد. يکي آنکه نويسنده راز سر به مهري را در داستان ايجاد کند و ديگر اينکه شخصيت­هاي داستان را در موقعيت­هاي دشوار و حساس قرار دهد تا از ميان دو راه يکي را انتخاب کند. ( همان، 169) کشمکش دروني را مي­توان در داستان کوتاه « شاگرد من، معلم من » از اصغر الهي مشاهده­ کرد: « دلم مي­خواهد جرئت مي­کردم مي­زدم به سيم آخر، از جا بلند مي­شدم، صاف رودرروي مدير مي­ايستادم و تو خنده­ي کثيف و لجنش تف گنده­اي مي­انداختم». (الهي،1369 : 150) اوج[1]داستان آن بخشي از پيرنگ است که کشمکش به تنش­آميزترين ميزان خود مي­رسد و پاسخي به آن داده مي­شود و امکان اين وجود دارد که کشمکش در آن حل نشود اما پس از رسيدن به اوج، ضرباهنگ داستان کند مي­شود و خواننده در مي­يابد که داستان رو به اتمام است و در نهايت پس از پشت سر گذاشتن اين کنش افتان، گره­گشايي[2] صورت مي­گيرد و پيچيدگي­هاي پيرنگ کاملاً يا قسماً روشن مي­شود. ( پاينده، 1385: 25) [1] climax [2] denouement سوالات یا اهداف این پایان نامه : بررسآثار اصغر الهي در دو دسته­ي رمان­ و مجموعه داستان­هاي کوتاه، مورد تحليل­هايي از لحاظ فرم، محتوا، عناصر داستاني، نکات برجسته­ي روان­شناسي از ديدگاه فرويد، يونگ و آدلر و جامعه شناسي از ديدگاه گلدمن

دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه (فقط حاوی ده صفحه از صفحات پایان نامه با فرمت ورد)

 پایان نامه تک نگاري آثار اصغر الهی

دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه (فقط حاوی ده صفحه از صفحات پایان نامه با فرمت PDF)

 پایان نامه تک نگاري آثار اصغر الهی

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

دانلود پایان نامه از لینک زیر

لینک متن کامل پایان نامه رشته ادبیات با عنوان :تک نگاري آثار اصغر الهي