دانلود پایان نامه

دانلود پایان نامه ارشد رشته ادبیات در سایت ارشدها

عنوان کامل پایان نامه :

بررسی مدرنیته در آثار جعفر مدرّس صادقی

قسمتی از متن پایان نامه :

 

    کسری از مردی به نام حسین نام می‌برد که در زندان با او آشنا شده است. حسین ادعا می‌کند که آتش‌سوزی سینما رکس کار او بوده است. در داستان نشانه‌هایی وجود دارد که نشان می‌دهد کسری از دید مردم جامعه، دیوانه و غیرعادی تلقی می‌شود و نویسنده این موضوع را چنان با مهارت در جای‌جای داستان قرار داده است که جز با دقّت و تأمل فراوان نمی‌توان آن را فهمید. این ماجرا در دیگر رمان‌های مدرنیستی نیز دیده شده است؛ حسین که در آخر داستان متوجه می‌شویم، درواقع همان کسری است، به ساختمان وزارت کشور رفته و اعتراف کرده که آتش‌سوزی کار او بوده است: «اما هیچ‌کس باورش نمی‌آمد که کسی که جنایتی به این بزرگی مرتکب شده باشد، بیاید همه جا جار بزند که من کردم… همه خیال کرده بودند او دیوانه است».(مدرس صادقی، شریک جرم ، 1386: 10)

    می‌دانیم که در دنیای واقعی، هرگز چنین شخصی دیوانه انگاشته نمی‌شود؛ همان­گونه که در واقعیت نیز کسی­که عامل آتش‌سوزی سینما رکس شناخته شد، فردی به نام حسین تکبعلی‌زاده بود که در سال 59 اعتراف کرد و تیرباران شد. مسلماً هم‌نامی حسین داستان با او بی‌ارتباط نیست-حتی می­تواند به نوعی فروریختن فراروایت باشد- اما در داستان، پاسدارها حرف حسین را باور نمی‌کنند و برای دست به سر کردن او می‌گویند مجرم دستگیر شده و روزنامه‌ها هم نوشته‌اند، اما کسری که روزنامه‌خوان بوده، هرگز چنین خبری را ندیده است.(همان:11) آیا دست به سر کردن حسین (کسری) نمی‌تواند نشانه‌ای باشد که او در نگاه مردم جامعه دیوانه انگاشته می‌شود؟ حسین در واقع قسمتی از وجود کسری است و شاید قسمتی از روح جمعی جامعه؛ در ادامه بیشتر توضیح خواهیم داد که در داستان­های مدرس صادقی زمان و مکان و فردیت اشخاص اهمیتی ندارد. یک فرد ممکن است در اهواز باشد و هم­زمان در اصفهان یا یکی از شهرهای شمالی،هندی باشد یا پاکستانی یا عرب، دانشمند باشد یا فردی عادی، متعلق به این زمان باشد یا متعلق به 800 سال قبل، حسین باشد یا کسری یا شخصیت بی‌نام رمان گاوخونی. مدرس صادقی، دربارۀ روح جمعی انسانی حرف می‌زند و این روح را در اقصی نقاط جهان، در تمام تاریخ تسری می­دهد و از زبان هر شخصیت،‌ قسمتی از خصیصه‌های آن را بیان می‌کند. گفتیم که داستان از ذهن بیمارگونۀ کسری روایت می‌شود. کسری دچار توهماتی است و فکر می‌کند سینما را آتش زده است. شاید ریشه این توهم را بتوان در زندان پیدا کرد. زمانی که او را اشتباهی در زندان نگه می‌داشتند، یکی از زندانیان گفته بود که ما را به خاطر آتش‌سوزی بازار دستگیر کرده‌اند. عده‌ای شب قبل نیمه شب، بازار را آتش زده بودند (همان: 7) شاید این جرقه، حادثه‌ای را در ذهن او زنده کرده است و از آنجا که ذهن توهم‌زایی دارد، از آن حادثه‌ای ساخته و خود را در‌ آن دیده است.

    نشانۀ دیگر این است که حسین در قسمتی از کتاب تعریف می‌کند که اول قصد داشته سینما سهیلا را آتش بزند. آیا این نیز نشانه‌ای نیست که حسین همان کسری است؟ کسری از همسر خود متنفر است و آرزوی کشتن او را دارد، و شاید در ضمیر ناخودآگاه خود به آتش زدن او نیز فکر کرده باشد. ازجمله ویژگی‌های شخصیت‌های مدرس صادقی این است که بخشی از وجود آنها، به شدت سرد و بی‌تفاوت است. در گاوخونی می‌خوانیم که شخصیت داستان می‌گوید:« آرزوی من این بود که پدرم بمیرد و حالا که او مرده بود، دیگر آرزویی نداشتم».(مدرس صادقی،1390: 81) شرارت و بدخویی در نهاد شخصیت‌ها هست. آنها به راحتی قتل انجام می­دهند(کسری و اردلان در ناکجاآباد) که مسلماً نتیجۀ عصیان‌گری روح انسان مدرن در برابر ناهنجاری‌های جامعه است.

    ذهن شخصیت داستان، هرگاه دچار رنج  فراوانی می‌شود، سعی می‌کند یک مفهوم متضاد دلچسب را بیافریند تا از این مخمصه رهایی یابد. فروید می­گوید: رؤیا عبارت است از تجسم یا حقیقت پیدا کردن یک آرزوی رانده شده که اغلب تغییر قیافه پیدا می­کند.(فروید، 1350: 90) هنگامی که کسری در زندان است، از بودن در آنجا رنج می‌برد و ناخودآگاه قسمتی از زندان را می‌سازد که به آن بند سه می‌گویند و از زبان حسین وجودش آن را تعریف می‌کند تا واقعی‌تر به نظر بیاید:

«در بند سه هیچ قانونی برقرار نبود… توی بند سه هرچه دلت می‌خواست می‌دادند، چلوکباب، چلوخورش، ساندویچ و…». (مدرس صادقی، شریک جرم ،1386: 25)

    حال آن که می‌دانیم در واقعیت این امر غیر ممکن است. از نشانه‌های دیگری که می‌فهمیم کسری در نگاه جامعه غیر عادی است، قسمتی است که هنگام برگشت به خانه، سوار تاکسی می‌شود و از حسین نام می‌برد، و وقتی راننده از او می‌پرسد، می‌گوید حسین دوستی است که بعد ازظهر با او دوست شدم و شب او را گم کردم، و راننده او را مست و لایعقل می‌پندارد. در قسمتی از داستان می‌خوانیم که کسری احساس می‌کند باید رمانی بنویسد و این را از تلقین‌های سمر برداشت کرده است. کسری می‌گوید خانم صبا (صاحب تیمارستان) گفته بود برای بعضی مریض‌ها نوشتن را تجویز می‌کنند تا ذهنشان را از مشغله‌های مزاحم تصفیه کنند. در آخر داستان نیز کسری را در تیمارستان می­بینیم؛(همان:185) جایی که کسری با چندین نفر دیگر آشنا می­شود که همه ادعا می­کنند اسمشان حسین است و آتش سوزی سینما کار آنها بوده است، یعنی با رفتن او به تیمارستان، گویی نویسنده نیز بر این ادعای ما که کسری دچار بیماری روانی است، صحّه می­گذارد.

سوالات یا اهداف این پایان نامه :

بررسی مدرنیته و تأثیر آن بر ادبیات و هنر

دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه (فقط حاوی ده صفحه از صفحات پایان نامه با فرمت ورد)

 پایان نامه بررسی مدرنیته در آثار جعفر مدرّس صادقی

دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه (فقط حاوی ده صفحه از صفحات پایان نامه با فرمت PDF)

 پایان نامه بررسی مدرنیته در آثار جعفر مدرّس صادقی

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

دانلود پایان نامه از لینک زیر

لینک متن کامل پایان نامه رشته ادبیات با عنوان :بررسی مدرنیته در آثار جعفر مدرّس صادقی