دانلود پایان نامه

دانلود پایان نامه ارشد رشته ادبیات در سایت ارشدها

عنوان کامل پایان نامه :

بررسی تأویل‌های کتاب وجه دین حکیم ناصرخسرو قبادیانی

قسمتی از متن پایان نامه :

 

هیرش برای رویارویی با گادامر و به کرسی نشاندن نظریۀ قصد یا نیت مؤلف، تقسیم‌بندی تازه‌ای برای معنا دست و پا می‌کند:

نخست آن معنایی که تغییر نمی‌پذیرد… وابسته به آگاهی مؤلف است و نه به واژگان و متن. معنایی دگرگونی‌ناپذیر یا معنای اصیل که قصد و نیت مؤلف را تشکیل می‌دهد، مستقل از هرگونه تأویل و کارکرد زبانی، بر جای می‌ماند و هدف گوهر تأویل دریافت این معناست.

دوم معنایی که متن در افق حاضر بر ما عرضه می‌کند… معنایی دگرگون پذیر، وابسته به عبور زمان و نوع تأویل که دلالتش نسبت به هر تأویل کننده‌ای تغییر می‌پذیرد. معنای دوم تابعی و طفیلی است.

هدف بنیادین تفسیر و تأویل دست یافتن بر معنای نخست [گوهری و اصیل] است. هیرش می‌افزاید که گادامر از این تمایز غفلت ورزیده و معنای تابعی را گوهری پنداشته بوده است.[1]

از این رو به نظر هرش، آفریدن معناهای تازه برای هر متن، نظر بی‌فایده‌ای است که به خطای ناتوانی در جداسازی معنا و دلالت متون استوار است. این خطا سرانجامی جز انکار معنا ندارد چرا که بسیاریِ معنا مساوی است با بی اعتباری معنای نهایی متن. کار بررسی و فهم دلالت‌های معنایی کلام متن به حوزۀ نقد مربوط می‌شود اما در یافتن معنای متن، مستقل از دلالت‌های متعدد معنایی آن، کار تأویل خواهد بود. این همه از آن روست که هرش معنای متن را پدیداری غیر تاریخی می‌دانست، یعنی می‌پنداشت معنا با گذر زمان تغییر نمی‌کند… هرش تأکید کرده که چه بسا مناسبت یا همخوانی اثری واحد از دوره‌ای به دورۀ دیگر تفاوت کند اما معنای آن دگرگون نخواهد شد.حتی اگر مخاطب‌ها از کلام نویسنده معناهای متفاوت و حتی متضادی به دست می‌آورند یا یک مخاطب در دو موقعیت متفاوت دو معنای متفاوت به دست می‌آورد، این شاید نتیجۀ ناتوانی گفتاری گوینده باشد یا ابهام زمینۀ سخن و یا هزاران دلیل دیگر داشته باشد.[2]

 

 


 

1-3-8 یورگن هابرماس (Jürgen Habermas) ( -1929 م.):

 

هابرماس برجسته‌ترین نمایندۀ نظریۀ انتقادی در روزگار معاصر است. انتقاد مهمی که در دهۀ 1960م. به مبانی اصلی هرمنوتیک وارد شد کار او بود. او چاپ اول کتاب منطق علوم اجتماعی را در سال 1967م. با مشاجره‌ای هرمنوتیکی و اولین اظهارات مخالف نسبت به نظر گادامر آغاز کرد.[3] وی نکته‌ای مرکزی را در هرمنوتیک مدرن و خاصه مباحث هایدگر و گادامر زیر سوال برد و آن نکته سنّت بود.

هابرماس نوشت که درک گادامر از سنّت و در پی آن از زبان، با وجود این ادعا که نه از سوژۀ تجریدی بل از واقعیت زندگی عملی می‌آغازد، بی توجهی به عوامل و تعامل‌های اجتماعی است. او گادامر را متهم کرد که سنّت را به پیش‌داوری‌ها یا پیش‌فهم‌ها فرو کاسته و نقش راستین اجتماعی آن را نادیده گرفته است. به گمان هابرماس، در گفتگوی گادامری با سنّت راهی جز پذیرش آن وجود ندارد و در نتیجه منش انتقادی در کار فکری و آثار گادامر سست شده است.[4]

هابرماس همچنین این ادعای گادامر را که هرمنوتیک در تمام حوزه‌های رفتارِ بشری کاربرد عام دارد را رد می‌کرد. و نیز این‌که هر فهمی از طریق زبان و زبانمندی (Sprachlichkeit) تحقق می‌یابد. او غافل از این‌که عناصر و عوامل متشکلۀ دیگر نیز همچون کار و قدرت برای تأیید شدن به منزلۀ نیروهای تشکیل دهندۀ واقعیت نخست باید به زبان آورده شوند، با حکم به این که زبان صرفاً یک جنبه از واقعیت است گادامر را به باد انتقاد می‌گرفت. در حالی که گادامر ادعایی مبنی بر آن که زبان تشکیل دهنده و سازندۀ جهان است نداشت. گادامر همچون هایدگر معتقد بود که زبان و جهان مرزها و قلمرو واحدی دارند و هردو نیز نمودی تاریخی دارند.[5]

از نظر وی فیلسوف باید به معرفت‌شناسی و نقد توجه کند. یعنی در جهت تعیین و تشخیص اشکال و مقولاتی تلاش کند که عمل شناسایی را ممکن می‌سازند.

او دانش بشری را به سه قسم تقسیم می‌کند و در هریک از آنها علاقۀ خاصی را مطرح می‌کند:

يك- علوم طبیعی و تجربی که علاقۀ مربوط به این دانش، میل به سیطرۀ فنی است.

دو- علوم تاریخی-هرمنوتیکی یا علوم فرهنگی که مربوط به سنت و میراث‌های فرهنگی است.

او علاقۀ مربوط به این دانستن را علاقۀ علمی می‌داند و فهم در این علوم جنبۀ هرمنوتیکی دارد.

سه- علوم اجتماعی مانند اقتصاد و سیاست که علاقۀ آن قدرت و ایدئولوژی است و هدف آن نیز

رهایی پدیده‌های اجتماعی از سلطۀ قدرت و ایدئولوژی است.

نظریات هرمنوتیکی هابرماس گاه همخوانی‌هایی نیز با نظریات گادامر دارد. برای مثال او نیز مانند گادامر فهم پدیده‌های مختلف از جمله متن را از طریق گفتگو می‌داند. به بیان دیگر از نظر او عمل فهم یک فرآیند بین الاذهانی (Intersubjectivity) است. مفسر با سلسله پیش‌فرض‌ و زیست‌جهان خاص خود به فهم امور می‌پردازد.

[1] – حسن‌پور 289

[2] – احمدی، ساختار و تأویل متن 594 و 595

[3] – بلایشر 97

[4] – احمدی، ساختار و هرمنوتیک 123

[5] – کوزنز 269 تا 271

سوالات یا اهداف این پایان نامه :

  • پیشینۀ علم تأویل چیست؟
  • نظر تفکر اسماعیلی دربارۀ تأویل به عنوان اصل بنیادین این مذهب چیست؟
  • پیشینۀ علم هرمنوتیک در تفکر غرب چیست؟
  • آیا تأویل، آنچنان که ناصرخسرو به عنوان یک اسماعیلی بلندمرتبه به آن دست می‌یازد، با هرمنوتیک، آنچنان که در غرب تعریف می‌شود، شباهت دارد؟

دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه (فقط حاوی ده صفحه از صفحات پایان نامه با فرمت ورد)

 پایان نامه بررسی تأویل‌های کتاب وجه دین حکیم ناصرخسرو قبادیانی

دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه (فقط حاوی ده صفحه از صفحات پایان نامه با فرمت PDF)

 پایان نامه بررسی تأویل‌های کتاب وجه دین حکیم ناصرخسرو قبادیانی

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

دانلود پایان نامه از لینک زیر

لینک متن کامل پایان نامه رشته ادبیات با عنوان :  بررسی تأویل‌های کتاب وجه دین حکیم ناصرخسرو قبادیانی