دانلود پایان نامه

دانلود پایان نامه ارشد رشته ادبیات در سایت ارشدها

عنوان کامل پایان نامه :

تجلی مبانی اکسپرسیونیسم در غزلیات شمس مولانا

قسمتی از متن پایان نامه :

استعاره اكسپرسيونيستي

در اشعار اكسپرسيونيستي وجود استعاره خودگردان بسامد بالايي دارد. ايماژهايي كه نه برون فكني واقعيت بلكه ابراز حقايقي دروني هستند بدون اعتنا به محدوديت ها با دخل و تصرف كامل در واژه ها، به آن صورت كه نياز دروني و ذهني هنرمند اقتضا مي كند.

ذهنيت گرايي، توجه به ضرورت دروني و اختيار تام هنرمند به عنوان خالق دنياي هنر و تنها  قانون گذار اين عالم، ايده هايي جديد و مدرن بودند كه در محافل هنري عصر مدرن پايگاه و جايگاه استواري يافتند و به منشا تفكر و مباني اصلي سبك اكسپرسيونيسم تبديل شدند و به تمامي شاخه هاي هنر قرن جديد تزريق شده هنرهايي نظير نقاشي با آثار «ككشكا – مونش- ون گوك و…)

شعر و نمايشنامه نويسي (كاندينسكي، گئورك تراكل، فرانتس مارك، اگوست ماكه و…) و همچنين طراحي و مجسمه سازي و ديگر شاخه هاي هنر.

كاندنيسكي معتقد است كه : هنر نه زينت است، نه سرگرمي و نه صرفا آينه ي طبيعت ؛ هر اثر هنري      مي بايست تجلي رويايي خلاق باشد و هر رنگ مي بايست وضعيتي هيجاني را منتقل كند و درباره هنرمند مي نويسد: «چشم باز او بايد به حيات درونش دوخته باشد و گوشش بايد هميشه به دهان ضرورت دروني خودش باشد.» «کاندینسکی ،1375،84»

«هنرمند نه فقط حق كه وظيفه دارد با فرم به هر شكل كه براي نيل به مقصودش لازم بود، رفتار كند» «همان ،133»

در اينجا به ذهن گرايي مفرطي تاكيد شده است كه در آن هنرمند آفريننده است و ضرورتي دروني راهبر اوست. «آن چيزي زيباست كه از ضرورتي دروني سرچشمه گرفته باشد. آن چيزي زيباست كه از درون زيبا باشد» «همان ،137»

همه اينها به هنرمند اكسپرسيونيست اجازه مي دهد كه به وسيله استعاره حقايقي فراتر از واقعيت هاي منطقي را نمايان سازد.

ناديده گرفتن طبيعت خارج از ذهن هنرمند باعث مي شود به جاي تقليد از طبيعت، به كندو كاو زواياي ذهن خلاق خود بپردازد و آنچه را كه بيان مي كند با استعاره هايي با وجه شبه هايي موهوم و نامشهود رنگ آميزي كند. تا جايي كه استعاره با واقعيت به يگانگي تام مي رسد و مانند این که به جاي اينكه صفت بخشی از اسم باشد، به تمامی آن بدل شود.کافکا در رمان «مسخ» همین ادعا را به مخاطب                    می قبولاند. استعاره هایي كه هر كدام هسته هاي قدرتمند احساس و هيجان را به ذهن مخاطب پرتاب     مي كند. به همين دليل است كه از اهميت بسيار بالايي در اين مكتب برخوردارند. اين سطرها از شعر «ايستگاه مترو» «ازرا پاوند» مثال مفيدي است:

«پايداري اين صورت ها در ميان جماعت / گلبرگ ها بر شاخه ي خيس تيره»

كه در آن پيدايش گلبرگ هاي خيس بر تيرگي يادآور صورت هايي است كه يك نظر در ايستگاه مترو ديده شده اند، و وضعيتي كه به هر دو دنيا تعلق دارد احتمالا نوميدي و آسيب پذيري است.» «فر نس،90 ،25»

و یا دربخشی از شعر «آواز عاشقانه جی. آلفرد پروفراک»  حرکت مه زرد رنگ که شهر را در خود پیچانده  با استعاره به حرکت دزدانه گربه نری مانند شده که خود را به شیشه ها می مالد؛ شب را می لیسد؛ گاهی می رود و گاهی درنگ می کند:

«این زرد مه كه پشت بر شيشه هاي پنجره مي مالد

این زرد دود که پوزه به شیشه ها می مالد

گوش و کنار شب را لیسید

بر چاله های آب درنگید

لغزید به مهتابی و ناگهان شتاب گرفت

اما شب آرام اکتبر را که دید

وقت هست آری هست ،تا زرد دود، پشت به شیشه های پنجره بمالد.» «الیوت،2009 ،48»

همانندی «مه زرد رنگ و گربه» بسیار دور از ذهن به نظر می رسد اما شاعر ایماژ زیبایی با استفاده از این استعاره ایجاد کرده است. هرچند پیوندی که بین «صورت و گلبرگ» در شعر «پاوند» در نظر گرفته شده است چندان دور از ذهن نیست.

سوالات یا اهداف این پایان نامه :

1-تجلی اکسپرسیونیسم در شعر مولانا (غزلیات شمس)چگونه است؟

2-مهم ترین شباهت ها و اختلافات میان مولانا و اکسپرسیونیست ها در چیست؟

دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه (فقط حاوی ده صفحه از صفحات پایان نامه با فرمت ورد)

 پایان نامه تجلی مبانی اکسپرسیونیسم در غزلیات شمس مولانا

دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه (فقط حاوی ده صفحه از صفحات پایان نامه با فرمت PDF)

 پایان نامه تجلی مبانی اکسپرسیونیسم در غزلیات شمس مولانا

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

دانلود پایان نامه از لینک زیر

لینک متن کامل پایان نامه رشته ادبیات با عنوان :تجلی مبانی اکسپرسیونیسم در غزلیات شمس مولانا