دانلود پایان نامه

نرخ بدون ریسک به دست آمده و ارزش فعلی جریان نقدی است (Damodaran,2004,p 27) .
ارزش یا مطلوبیت دارایی های یک شرکت در گرو توانایی آن در ایجاد جریانات نقدی در یک دوره معین زمانی است . به منظور تعیین ارزش دارایی های مالی از مفاهیم متعددی استفاده می گردد که هر یک از این مفاهیم کاربرد خاص خود را دارند و به این وابسته است که آیا ارزش تک تک اقلام دارایی های شرکت تعیین گردد یا ارزش کل شرکت . این مفاهیم شامل ارزش اسمی ، ارزش دفتری ، ارزش بازار ، ارزش با فرض تداوم فعالیت ، ارزش با فرض انحلال و ارزش ذاتی می باشد . در ادامه به هر یک از آن ها اشاره می شود .
ارزش اسمی62- به موجب ماده 26 اصلاحیه قانون تجارت ، ارزش اسمی عبارت است از ارزشی که روی ورقه سهم یا برگ سهم نوشته شده است که به آن مبلغ اسمی نیز گفته می شود(رهنما رودپشتی،1390،ص 120) .
ارزش دفتری63- ارزش دفتری یکی از مفاهیم حسابداری است و با استفاده از این معیار ، ارزش هر یک از اقلام دارایی بر اساس داده های تاریخی تعیین می گردد . ارزش دفتری دارایی ها همان ارقام و مقادیری است که در ترازنامه درج می گردد . برای مثال ، ارزش دفتری دارایی های ثابت را به صورت خالص پس از کسر استهلاک می نویسند . ارزش دفتری سهام عادی برابر است با مجموع کلیه اقلامی که در بخش حقوق صاحبان سهام در ترازنامه درج می گردد و ارزش دفتری یک سهم عادی به صورت زیر محاسبه می گردد :
عادی سهم یک دفتری ارزش= (عادی سهامداران حقوق )/(عادی سهام تعداد)
ارزش بازار64- ارزش بازار عبارت است از قیمت فروش یک قلم دارایی البته اگر به فروش برسد . اگر اوراق بهادار یک شرکت در بورس اوراق بهادار معامله گردد ، معمولا قیمت معامله مؤید ارزش بازار آن اوراق تلقی می گردد . تعیین ارزش دارایی های حقیقی مانند یک قطعه زمین یا یک ساختمان قدیمی نسبتا دشوار است (Neveu,1986,p 276) . مبنای ارزش بازار این است که ، اگر سهام مشابهی به قیمت مشخص معامله گردد ، سهام مورد نظر قیمتی نزدیک یا مشابه آن خواهد داشت . اعتبار این مبنا بستگی به تداوم بازاری دارد که قیمت از آن به دست آمده است . در این رابطه بین بازار سطحی و بازاری که عمق دارد ، اختلاف عمده ای می تواند موجود باشد . بازاری که در آن سهام مورد نظر به دفعات زیاد مورد تقاضا قرار بگیرد و معاملات متعددی در آن صورت پذیرد ، بازاری عمیق است در حالی که مشخصه اصلی بازار سطحی ، معاملات پراکنده در آن است (دوانی،1375،ص199) . در تعیین ارزش بازار ، عوامل مداخله گر نظیر عرضه و تقاضا ، قیمت شرکت ، نوع فعالیت ، عملکرد شرکت ، مدیریت ، سهامداران ، وضعیت اقتصادی و سیاسی و فرهنگی و روابط غیر رسمی دخالت دارد( رهنما رودپشتی،1390،ص 120) .
ارزش با فرض تداوم فعالیت65- ارزش با فرض تداوم فعالیت یعنی ارزش شرکت به عنوان یک واحد اقتصادی که قرار است فعالیت آن ادامه یابد . کسی که از این دیدگاه به شرکت می نگرد درصدد بر نمی آید تا ارزش شرکت را بر اساس مقادیر مندرج در ترازنامه مشخص نماید ، بلکه توانایی شرکت را از نظر حجم فروش و ایجاد سود مورد توجه قرار می دهد(Neveu,1986,p 276) . این نوع ارزش یک مفهوم بنیادی نیست ، بلکه بر مبنای فرض تداوم فعالیت شرکت استوار است . در اقتصادی با ثبات مالی، اکثریت شرکت ها در حال تداوم فعالیت های خود هستند و در نتیجه اکثر ارزشیابی ها بر مبنای این فرض صورت می گیرد . در مواردی لازم است که شرکت در حال تداوم فعالیت را ، بر مبنای عدم تداوم ارزشیابی نمود . به عنوان مثال ، شرکتی که دارای ساختار سرمایه نامناسب است و در صورت بازپرداخت وام ها و بدهی ها ورشکست خواهد گردید (دوانی،1375،ص202) .
ارزش با فرض انحلال شرکت 66- ارزش با فرض انحلال شرکت دلالت بر تعیین ارزش بر مبنای فرض برچیده شدن شرکت دارد و عبارت است از وجوه نقدی که شرکت بابت فروش دارایی ها پس از کسر بدهی ها دریافت می نماید . وجوه نقدی که پس از فروش برای شرکت باقی می ماند ، بین سهامداران و مالکان شرکت تقسیم خواهد شد . در صورتی که بدهی های شرکت مساوی یا بیشتر از وجوه نقدی باشد که شرکت دریافت می نماید ، هیچ پولی به سهامداران پرداخت نخواهد شد و ارزش انحلال آن صفر یا منفی می گردد . اگر مسئولان و مالکان یک شرکت در حال فعالیت به هر علتی نتوانند آن را بر اساس قدرت سودآوری به فروش برسانند یا اگر شرکت در حال ورشکستگی باشد ، ارزش انحلال مورد توجه قرار می گیرد(Neveu,1986,p 276) . به ارزش محاسبه شده در این روش ، ارزش نهایی یا ارزش تصفیه هر سهم نیز گفته می شود و براساس رابطه زیر قابل محاسبه است( رهنما رودپشتی،1390،ص 121) :
سهم هر تصفیه ارزش= (عادی سهامداران حقوق+تصفیه(زیان) یا سود )/(عادی سهام تعداد)
ارزش ذاتی67 – الگوی ارزش ذاتی بر این فرض استوار است که سرمایه گذاران از ریسک های مربوط به خرید دارایی های مالی آگاهی کامل داشته و نرخ تنزیلی که آن ها برای تعیین ارزش فعلی به کار می برند منعکس کننده درجه ریسک این اوراق است (Neveu,1986,p 278) . معمولا ارزش ذاتی را ارزش سرمایه گذاری می نامند . زمانی از این مفهوم استفاده می گردد که مسأله سرمایه گذاری در سهام و اوراق قرضه یک شرکت مطرح گردد و سرمایه گذاران با هدف کسب حداکثر بازدهی ، ارزش شرکت را ارزیابی می نمایند . این اصطلاح برای افراد مختلف تعاریف متفاوتی دارد که برخی از آن ها عبارتند از (دوانی،1375،ص203) :
ارزشی که یک سهم از نظر یک سرمایه گذار باید داشته باشد .
بهترین برآورد ارزش یک سهم با توجه به مجموعه کل اطلاعات موجود .
ارزش ذاتی یک دارایی ، برابر با ارزش آن با فرض
دانستن تمام مشخصات سرمایه ای دارایی (بخشیانی،1387،ص22) .
مجموع ارزش فعلی جریانات نقدی حاصل از یک قلم دارایی البته بر مبنای نرخ بازده مورد توقع سرمایه گذار . در واقع ارزش ذاتی هم به ارزش زمانی پول و هم به نرخ بازده مورد انتظار سرمایه گذار توجه می نماید . به طور کلی ارزش ذاتی دو رکن اصلی دارد ؛ رکن اول ، پیش بینی جریان های نقدی آتی است و رکن دوم آن ، نرخ تنزیلی است که با استفاده از آن ، ارزش فعلی جریان های نقدی آتی محاسبه می گردد . بر اساس این دو رکن ، ریسک و بازده اوراق بهادار محاسبه می گردد . بر پایه مفهوم ارزش ذاتی ، سرمایه گذاران از ریسک های مربوط به خرید دارایی های مالی آگاهی می یابند . نرخ تنزیلی که سرمایه گذاران برای تبیین ارزش فعلی عایدات آتی به کار می برند ، منعکس کننده درجه ریسک این اوراق است ( رهنمای رودپشتی،1390،ص 122).

نظریه ارزشیابی
سرمایه گذار انتظار دارد که دارایی ، جریانی از بازدهی را طی یک دوره زمانی فراهم نماید . تعیین ارزش ذاتی ، به عنوان نظریه ارزشیابی مدنظر قرار می گیرد . فرآیند ارزشیابی( برآورد ارزش ذاتی) مستلزم توجه به موارد زیر است ( رهنمای رودپشتی،1390،ص125) :
الف- پیش بینی جریانات نقدی آینده( جریان بازدهی مورد انتظار) که متأثر از اندازه سرمایه گذاری ، الگوی زمانی و عدم اطمینان از حصول بازدهی ها به میزان نرخ بازده درخواستی است .
ب- برآورد نرخ بازدهی درخواستی در سرمایه گذاری(نرخ تنزیل برای محاسبه ارزش فعلی جریانات نقدی آینده) که به صورت اشکالی مانند جریان های نقد سود سهام ، بهره دریافتی و سود سرمایه (افزایش ارزش) در طی یک دوره است .
توجه به اصل راهبردی در مدیریت مالی( حداکثر نمودن ارزش شرکت) موجب می گردد که فرآیند ارزشیابی با هدف ارزش آفرینی توسط مدیریت مالی به طور منطقی و اصولی انجام پذیرد . مقایسه ارزش برآوردی (ارزش ذاتی) با قیمت بازار ، بستر اصلی تصمیم گیری در سرمایه گذاری را فراهم می سازد . کاربردهای مختلف این تئوری ، ارزش های برآوردی متفاوتی را برای راهکارهای سرمایه گذاری به دلیل جریانات پرداخت مختلف و ویژگی های اوراق بهادار به وجود می آورد که براساس آن سرمایه گذار اقدام به سرمایه گذاری در یک دارایی مالی می نماید .

ارزشیابی اوراق قرضه
برای محاسبه و تفسیر ارزش ذاتی اوراق قرضه ، مستقیما از ریاضیات مالی و مفاهیم ارزش فعلی استفاده می گردد . از آن جا که نرخ بهره اوراق قرضه رقم مشخصی است که سالانه پرداخت می گردد و اوراق دارای تاریخ سررسید مشخصی هستند که ارزش اسمی اوراق در آن تاریخ بازپرداخت می گردد ، تعیین ارزش اوراق قرضه چندان مشکل نمی باشد ( Neveu,1986,p 278) . ارزش این اوراق به صورت زیر محاسبه می گردد (رهنمای رودپشتی ،1390، ص127) :
الف- محاسبه ارزش فعلی بهره پرداختی(کل بهره های اوراق قرضه):
〖”PV” 〗_”a” “=A” (1/〖(1+i)〗^1 +…+1/〖(1+i)〗^n )
A= میزان بهره پرداختی
n= مدت(تعداد اقساط مساوی)
i= نرخ بهره
ب- محاسبه ارزش فعلی اصل اوراق قرضه(اصل پول) در تاریخ سررسید:
PV=FV(1/〖(1+i)〗^n )
FV= ارزش آتی
ج- جمع مقادیر حاصل از محاسبات بالا نشان دهنده ارزش اوراق قرضه است
ارزشیابی سهام ممتاز
از آن جا که این سهام فاقد سررسید است ، ارزش اسمی این سهام در محاسبه ارزش ذاتی منظور نمی گردد و ارزش ذاتی فقط بستگی به ارزش فعلی سودهای آتی دارد . سود سالانه سهام ممتاز مبلغ معینی است ؛ لذا می توان جریان سود هر سهم را اقساط مادام العمر تلقی نمود . در نتیجه ارزش این سهام برابر است با Neveu,1986,p 290)) :
V_p=D_p/K_p
Dp= سود تقسیمی سالانه سهام ممتاز
Kp= نرخ بازده مورد انتظار سهام ممتاز
Vp= ارزش سهام ممتاز

ارزشیابی سهام عادی
برای محاسبه ارزش سهام عادی ، روش های مختلفی پیشنهاد شده است . در برخی از الگوها ، برای محاسبه فقط سود سهام را در نظر می گیرند و در برخی دیگر سود سهام و قیمت فروش سهام مدنظر قرار می گیرد اما بهترین الگو ، الگویی است که به بهترین نحو منعکس کننده ریسک و بازده مورد توقع سهامداران باشد . روش های ارزشیابی سهام عادی مبتنی بر دو رویکرد کلی است (رهنمای رودپشتی و دیگران،1390،ص ص155-139) :
ارزشیابی مبتنی بر رویکرد تنزیل جریان نقد(مدل های مطلق)
در این رویکرد ، جریان نقد مورد نیاز در تکنیک ارزشیابی بر اساس ارزش فعلی محاسبه می گردد و تمام روش های آن بر اساس مدل پایه ای زیر شکل می گیرد :
V_j=∑_(t=1)^n▒〖CF〗_t/〖(1+k)〗^t
Vj= ارزش سهام j
n= عمر دارایی
CFj= جریان نقدی در دوره j
k= نرخ بازده مورد توقع به عنوان نرخ تنزیل
روش های رویکرد تنزیل جریان نقدعبارتند از:
الف) روش تنزیل سود سهام نقدی(DDM)68- در این روش آسان ترین معیار جریان نقد ، سود نقدی است ؛ زیرا جریان نقدی مستقیما به سوی سرمایه گذاری می رود . این روش را در سه حالت می توان به کار گرفت :
الف-1) مبلغ سود رشد نداشته باشد(سود ثابت باشد)- ساده ترین روش این است که فرض نماییم ، میزان سود تقسیمی در طول زمان ثابت می ماند و کسی که این سهام را خریداری می کند ، برای همیشه آن را نگهداری خواهد کرد . بر اساس این فرض ، سهام عادی شبیه سهام ممتاز می گردد و به صورت فوق است:
V_j=D_0/K_e
D0= سود نقدی سالانه سهام عادی به مبلغ ثابت
Ke= نرخ بازده مورد انتظار سهام عادی
V0= ارزش سهام عادی

الف-2) نرخ رشد سود سالانه ثابت باشد- ارزش سهام عادی بر پایه فرمول زیر محاسبه می گردد:
V_j=(D_0 〖(1+g)〗^1)/〖(1+k_e)〗^1 +…+(D_0 〖(1+
g)〗^n)/〖(1+k_e)〗^n
D0(1+g)1= سود نقدی سهام در سال اول
g= نرخ رشد ثابت در سود نقدی
Ke= نرخ بازده مورد انتظار سهام عادی (نرخ تنزیل)
در صورتی که نرخ سود نقدی ثابت باشد و به سمت بی نهایت میل کند ، می توان رابطه فوق را به شرح زیر تعدیل نمود:
V_j=D_1/(k_e-g)
الف-3) نرخ رشد سود متغیر باشد- محاسبه ارزش سهام بر اساس معادله زیر صورت می گیرد:
V_j=∑_(t=1)^n▒D_t/〖(1+k_e)〗^t + P_n 〖(1/(1+k_e ))〗^n
سریع بسیار رشد دوره در آتی نقد عایدات فعلی ارزش=D_t/〖(1+k_e)〗^t
سریع بسیار رشد از بعد آتی نقد عایدات فعلی ارزش=P_n 〖(1/(1+k_e ))〗^n

روش جریان نقد عملیاتی(OCM)69- در این روش،ارزش کل شرکت محاسبه می گردد ؛ زیرا کل جریان نقد عملیاتی پیش از پرداخت سود سهامداران را تنزیل می نماید و

دیدگاهتان را بنویسید