دانلود پایان نامه

دانلود پایان نامه ارشد رشته ادبیات در سایت ارشدها

عنوان کامل پایان نامه :

تصحیح، مقدمه و شرح آثار منثور ظهوری ترشیزی 944-1026

قسمتی از متن پایان نامه :

 

هر بی‌جگری که در آشوب‌کار[1] عشق از تیغ فسان داده و شمشیر بر چرخ کشیده‎ی محبت، زخمی بر رو نداشت، در معرکه مردان، چشم از پشت پای خجالت بر نتواند داشت و عَلَم سرخ‌روی بر نتواند افراشت. قدم در محشر نبرد محبت ننهاده که در معرکه‎ی مردآزمای عشق پشت نموده. چه سان رو به مردان کارزار تواند نمود و نقد دل در بازار مهر از دست نداده که در چهار سوی اخلاص، متاع گران ارزش دل‌افگاری[2] به صد جان خرید نکرده. روبه‌روی جوانمردان، اعتبار غازی[3] چگونه زبان به لاف همت تواند گشود. قسم به صانعی که صُنعش، زین زرین هلال بر پشت شبدیز شب بسته و بار عظیمش پشت بُختی کوه‌کوهان فلک شکسته. در صحرای عدل او[4] شیر با رنگ همرنگ و موی پشت بره را شانه از پنجه‎ی گرگ تیز چنگ. که پشت بارگی طاقتم از کثرت بار غم، ریش است و قدم بُختی تجملم از فرط گام‌زنی بر خارزار محنت، لبالب از نیشتر و مالامال از نیش. دوران سپهر آشتی‌گری کرده[5] رو به ستیزه و آویزه نهاده، به قوت بازوی قوی نیرو، پشتم بر زمین آورده. هرگاه زمانه‎ی خون‌خوار پلنگ‏خو دست[6] شفقت بر سرم می‌گذارد به پشت خار پنجه‎ی خون‌ریز، پشت داغم می‌خارد. دور از آن آیینه رخسار آیینه پشت و روی برابر[7] دلم زنگاری است و جدا از آن بهارِ[8] حُسن، چشم سمن سیمایم، آیینه‌دار اشک گلناری. به الطاف قادری که چون عنایتش رسم حمایت گزیند، به پشت گَرمیش خس از هزار کاروان آتش، زبان نبیند. مستظهر و قوی‎پشتم که دست رد بر سینه‎ی امید این آرزو لبریزِ تمنا سرشار ننهند و از هر دست که باشد در یک چشم زدن صورت مراد به وجه احسن در نظرم جلوه دهد. تا آیینه‎ی پشت و رو یکسان صبح به مصقله‎ی خط شعاعی مهر، در صفاکاری است، آیینه‎ی دلِ پشت بر بهشت کردگان بزم حضور لامع‌النور، روی زنگ کدورت و ملال مبیناد و تا تیر دعای ضعیفان کمان‌پشت، بر هدف اجابت‌کاری است، خدنگ ارادت رو به آستان آوردگان به آماج مقصود رساناد و نعل سمند آسمان‌سِیرَت باد کار دو جهان بی‌مدد غیرت باد عمری چو بنای این کهن دیرت باد. آغاز خوش و عاقبت خیر باد.[9]

 

رقعه ششم (در وصف معشوق):

از چشم افکنده نگاه آشنا، از نظر افتاده‎ی غمزه‎ی نظر فریب‏ادا. سر به صحرا داده‎ی وحشی نگاه، چشمه‎ی خون از چشم گشاده‎ی حسرت جانکاه. نگاه بر پشت پا دوخته‎ی انفعال جان‌فشانی، روشن سواد نسخه‌ی سحر سامری چین‏پیشانی. آتش به خرمن زده‌ی نگاه حسرت‌آلود، خانه به سیلاب داده‎ی اشک چشم قلزم‏آمود. هلاک طرز نظر فریب‌گونه‎ی حیای غضبی، خراب ادای دلرباییِ نگاه‌گوشه‎ی چشمی و خنده زیر لبی. نگاه آشنای بیگانه‎ از هوش، آب از سر گذشته‌ی گریه شورانگیز بحر جوش. که جانبِ دنیا و مافیها، هیچ رو نگه نداشته و نظر به دو جهان نکرده. دامن به صد خون جگر به دست افتاده، یگانه دوست از کف نگذاشته. خامه از مژگان و سیاهی از مردمک دیده و حریر از پرده‎ی چشم می‌سازد و به جلوه‌گری صورت مدعا در نظر کیمیا اثر منظوران نگاه مهربانی و خوش‌نشینان منظر لطف پنهانی. نظریافته‌ی فیض نورالانوار، هم چشم نگاه چشم اعتبار. وحشی نگاه رم آهو فریب، لطافت بدن پرده‎ی چشم جامه‏زیب. لطافت سرشت بر دوش نگاه جا کرده، نظر فریب از منظر چشم سر برآورده. بیگانه‎ی نگاهِ غرور آشنا، نظربار شاهد استغنا. نقاب بر چهره بسته‎ی تار نگاه تقدس آیین، حُلّه در برافکنده‎ی پرده‎ی چشم پاک‌بین. منظورِ نظرِ دوربینان، نگاه از کونین برگرفته، مقبولِ خاطر از هر دو عالم وارستگان. در پی‌نظر نرفته که خاشاک راهش از مژگان حور بهتر است و غبار درش را کُحل‌الجواهر نگاه غِلمان گفتن محل نظر می‌پردازد، به دیده افروز روشنایی و نگاه‌آموز چشم بینایی سوگند از آن باز که به نگاه از آن رخسار صفاآگین مهر دیدار که پا لغزنگاه بینش دستگاه است، حرمان نصیب گردیده، چشم زدنی یکسر مژگان نور و صفا و روشنی در منظر چشم ندیده. لحظه‌ای نیست که خیال آن هم چشم نور نگاه، چون نور در دیده به چشم جان حاضر نیست. دیده‎ی دل اخلاصْ منزل در خلوتکده‎ی خیال بر روی دل‌آرایَش، ناظر نه، بس که در خیال وصال آن لوتگر گنج حسن محو تماشا است، نگاه گرسنه چشمم، سرخیل یک جهان دیده‌ای گداست.

 

رقعه هفتم (به محمدخان نوشته)

داعی حقیقی ظهوری چون صاحب را صاحب خُلق محمدی می‌داند به اذن فحوای کلام سطری چند در بیان شطری از احوال خود مرقوم می‌گرداند. زهی اقبال که به امرار نظر فیض اثر سعادت بر آن پرتو اندازد و خوشا سعادت که زبان درّ افشانِ طلاقتْ بیان به خواندن آن پردازد. عرضه آنکه غالباً به موقف عرض رسانیده که بنده می‌خواهد که تخفیف تصدیع دهد و درهای تشویش بر روی روزگار نگشاید و زیاده از این آن آستانِ زمین آسمان را از جبهه نفرساید. در این فکرم که به چه طرز به عرض رسیده و به چه دستور مذکور گردیده. چرا که بعد از پاس هنگام هنگامه‏بندی، عرض مدعا را از فریبندگی ادا ناچار است و بیان احوال شوربختان شیرین‌کاری در کار. امید که ترکیب کلمات اظهارش، موافق طبع لطیف و نغمه‎ی قانون تذکارش ملایم شمع شیرین افتاده باشد. آه اگر از آن عرضداشت این معنی مستفاد شده باشد که می‌خواهم از سراسیمگی حرص به جهت تحصیل چند درهم موهوم، پای سلاست بر سنگ ملامت راه گجرات زنم و از تاب طمع، خود را در دوزخ حرمان مجلس بهشت نشان افکنم. هیهات، هیهات. مصراع:

گدایان تو دارا همتانند

قطعه:

گر ز بستان منت آید باد رد کنم عطر بر گل و ریحان
رگ نجنبیده بر تن هوسم گشته گر گنج شایگان باران

 

[1]. د: آشوب‌گاه

[2].  اس: دلفگاری

[3]. غازی در نسخه د نیامده است.

[4]. د: عدلش

[5]. د: دوران شیر آشتی گرگ‌پیشه رو به ستیزه و آویزه نهاده

[6]. اس: پلنگ خودی است.

[7]. د: بر

[8]. د: نوبهار

[9]. نعل سمند آسمان سیرت باد، کار دو جهان بی‌مدد غیرت باد، عمری چو بنای این کهن دیرت باد آغاز خوش و عاقبت خیر باد در نسخه‌های دیگر نیامده است.

سوالات یا اهداف این پایان نامه :

بررسی ظهوری ترشیزی از شاعران و نویسندگان  اواخر قرن دهم و یازدهم هجری

دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه (فقط حاوی ده صفحه از صفحات پایان نامه با فرمت ورد)

 پایان نامه تصحیح، مقدمه و شرح آثار منثور ظهوری ترشیزی(944-1026)

دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه (فقط حاوی ده صفحه از صفحات پایان نامه با فرمت PDF)

 پایان نامه تصحیح، مقدمه و شرح آثار منثور ظهوری ترشیزی(944-1026)

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

دانلود پایان نامه از لینک زیر

لینک متن کامل پایان نامه رشته ادبیات با عنوان :تصحیح، مقدمه و شرح آثار منثور ظهوری ترشیزی 944-1026