دانلود پایان نامه

قوانین قرار دادی و مطلق است، مشاهده شود. بین آیین و زبان میتواند رابطهای مشاهده شود، در تاریخ برای توضیح رفتارهای آیینی تلاشهای مختلف صورت گرفته است. در اغلب توضیحات، زبان به یک عامل لازم تبدیل شده، در نظریه مربوط به ماهیت آیین، آن را فرم خاصی از زبان دانستهاند، که شرح و توضیح آن به زبان اسطورهای گره خورده است. هم اسطوره و هم آیین برای هر گونه تجزیه و تحلیل ادیان اساسا باقی میمانند. (ritual, Encyclopædia Britannica)
«از دیدگاه دورکیمی9 آیین ابزاری است، که اجتماعات پیوسته در آن واحد عقاید و آرمانهای جمعی را خلق، تجربه و تایید میکنند.» (گیویان 1385، 181) و «در فرآیند آیین است که ذهن و جسم به وحدت میرسند، و توامان در اِبراز معنا مشارکت میکنند. از نظر ساختارگرایان، آیینها و اسطورهها فعالیتهایی هستند که ازطریق آنها جوامع همبسته و همساز میشوند، و نظم اجتماعی، از طریق ارزشهای نهفته در آیین درونی، اِبزار، و با درنوردیده شدن تمایز “ذهن و جسم” و “فرد و جمع” برقرار میشود.» (گیویان 1387)
«از نظر دورکیم تعهدات و پایبندیهای مشترک به عقاید و حدود اجتماعی ممکن است در جریان روزمره دنیوی و فعالیتهای ابزار گرایانه ضعیف شود. جوامع برای مقابله با این نیروهای گریز از مرکز باید پیوسته خود را بازسازی کنند. این بازسازی از طریق تحکیم التزام به مجموعهای مشترک از عقاید و اعمال صورت میگیرد. آیین ” ساز و کاری عمده در این بازسازی جامعه ایفا میکند”.»( گیویان 1385، 181)” دورکیم در مباحث مربوط به مناسک بیش از همه بر مناسک جمعی و مشترک و نظریهپردازی بر مبنای آنها تاکید دارد، و چندان به مناسک فردی و منفرد اشاره نمیکند.» (فیاض و رحمانی 1386، 107)
به عقیده مری داگلاس، آیین با قاببندی امور توجهات را به روشی خاص جلب میکند، خاطرات را احیا میکند و امروز را به قرائتی خاص از گذشته، مرتبط میکند. ” این قاببندی، امور را از یکدیگر تفکیک و آنها را به امور با اهمیت و امور معمولی تقسیمبندی میکند، الگویی بیزمان از امور ارائه میکند، و سپس آنها را بر اساس اهمیتشان تقسیمبندی میکند، و به این ترتیب” تجربه شرکتکنندگان در آیین را شکل میدهد.” (Geertz 1973, 116 – 119)
برای آیین چندین ویژگی ذکر کردند:
1. کنش؛”آیین تنها شکل یا فرآیندی از تفکر نیست”، بلکه شکلی از کنش به شمار می‌آید. آیین چیزی است که مردم با بدنشان انجام می‌دهند، همان طور که با اندیشهشان آنرا اجرا می‌کنند، بنابراین آیین شکل بیرونی دارد.
2. اجرایی شدن آیین؛ آیین اجرای‌ چیزی برای کسی است، همیشه عملی‌ است. یا اجرای‌ بلادرنگ و به قصد رفع تکلیف، و یا اجرای پر آب و تاب، که در این تنظیمات شیوههای وجود دارد، مانند مراسم عمومی، تحلیف ریاست جمهوری، و… که از نظر زمان، مکان و شیوههای‌ کنش اجتماعی از امور عادی‌ متمایز است. از قبیل نوع کلمات، آهنگ و لحن کلام، سبک پوشیدن لباس و مقررات حضور در مراسم و …
3. آگاهی داوطلبانه؛ که داوطلبانگی ‌صوری‌ جزء ذات معنی‌ آیین است. مشارکتکنندگان در آیین، اجبار اجتماعی را می‌پذیرند، به جای این که مقاومت کنند، برگزاری آیین را به اجراء می‌گزارند. ( فدایی1389)
«میرچاد الیاده محقق و اسطورهشناس درباره آیین میگوید: آیین همواره عبارتاستاز تکرار “عملی مُثالی” که نیاکان یا خدایان در آغاز تاریخ انجام دادهاند، و آدمی به یُمن تجلی قداست میکوشد تا پیش پا افتادهترین و بیمعنیترین اعمال را، “وجود شناختی” کند. آیین از رهگذر تکرار با “صورت مثالی”اش تلاقی میکند و مقارن میشود، زیرا زمان دنیوی، معنی میگردد. بدینگونه ما شاهد همان کاری هستیم که در آن روزگاران در لحظهای از زمان فجر آفرینش کیهان، انجام یافته است. بنابراین انسان کهن، با تبدیل همۀ اعمال زیستشناختی به تشریفات و آیینها و مراسم و مناسک، میکوشد تا از مرز بگذرد و به ماوراء زمان (صیرورت) به ابدیت راه یابد.» (مجللی 1393)
به عقیده بوآس «رفتار هر فرد صرف نظر از فرهنگی که در آن زندگی میکند، از طریق عناصر سنتی که با آن سرو کار دارد تعیین میشود و مردمان سراسر دنیا با عناصری مواجهاند که مطابق با روشهای مشابه به آن منتقل شدهاست.]….[ آرزوهای درونی که امکان تحقیق را بیشتر میکنند و دعاهایی که برای منافع و کمکهای مادی انجام میشوند اساسا با تلاش مردمان ابتدایی برای جلوگیری از حوادث ناگوار طبیعی تفاوتی نمیکند.» (بوآس 1391، 44) «انسان ابتدایی و بشر اولیه با برگزاری آیین بقای خود را تأمین میکند و به گفتهای دیگر انجام ندادن آیین حیات وی را در معرض خطر قرار میدهد.» (مجللی 1392)
«هرکس درمیان مردمان ابتدایی زندگی کرده باشد، در مییابد که چیزی که به آن “دانش ابتدایی”، تفکر “جادویی” یا ” پیش منطقی” میگوییم وجود ندارد، و هر کسی در جامعه ابتدایی زندگی میکند، چه مرد باشد و چه زن و چه کودک، هم نوع ما و قوهی تفکر و احساس و رفتارشان مشابه با مرد و زن و کودک عصر و جامعه ماست.» (بوآس 1391، 45)
بنابراین، «برگزاری آیین توسط انسان ابتدایی باعث معنا بخشیدن به جهان سرشار از ابهام و هرج و مرج میشود، انسان میکوشد تا رابطۀ خود را با جهان تعریف کند و به معرفت دست یابد. وی با تکرار آنچه که نیاکان یا خدایان در آغاز انجام دادهاند بصورتی نمادین خود را به سر آغازها اتصال میدهد. و این اسطوره است که به ما میگوید، درآغاز چه اتفاقی افتاده. آیین از دل اساطیر زاده میشود و این اساطیر هستند که آیین را تعبیر و تفسیر میکنند.» (مجللی 1392)
آیین«ریشه در سنتهای کهن دارد، و صورتی
از رفتارهای فرهنگی است که کارکردهای گستردهتری از ارتباط دارد. آیینها را تا زمانی که مردم برپایش بدارند، بازتولید میشوند، و از این رو کارکردی معجزهوار دارند، چرا که در تقابل با زمان تقویمی میتواند زمان را حجم بخشد و آن را به عنصری ماورایی و ضد زمان بدل سازد. بدینسان گونههای آیینی این قابلیت را مییابند که گذشته را از صافی امروز گذرانده و به آینده پیوند دهند. در این راستا همواره در گذر از وضعیتی به وضعی دیگر مراسمی انجام میگیرد که به نوعی اعلام ورود به آن دوره جدید، پیوند گذشته به حال و آینده و به منظور تثبیت آن صورت میپذیرد.» (مجیدیخامنه 1389)
«ترنر بر این ‌اعتقاد ‌است ‌که ‌نقش اصلی آیین، اجتماعی است، و ظرفیت و توانایی آن در پیشبرد تحولات، ناشی از ماهیت بر انگیزانندة آن است. انتقا‌ل آیین به زمینه و بستری جایگزین، ساختار اجتماعی موجود را، همزمان با تقید و تعهد به آن، به حالت تعلیق در می‌آورد. کنار نهادن جهان ساختاری ـ اجتماعی موجود، طرح و ابداع نقشها و هویتهای جدید را ممکن می‌سازد. اگر نگوییم آیین نفی کنندة هویتها، منزلتها و مسؤلیتهای ظاهرا ثابتی است که امورعادی و روزمره را سامان می‌دهد، می‌توان گفت حداقل آنها را سست و ضعیف می‌‌کند. آیین به هنگام اجرا، شرکت کنندگان را فرا می‌‌خواند و به آنان اجازه می‌دهد تا از هویت و روابط خود با دیگران به شیوه‌های جدید تجربه کسب کنند.» (فدایی 1389)
پس «آیین با مرزبندی بین امور و با قاببندی لحظهها و مناظر جامعه را از نظر فضا و مکان علامتگذاری میکند. زمان برگزاری آیینها کارهایی را نمیتوان و کارهایی را هم باید انجام داد، چرا که افراد حتی اگر مستقیما هم درگیر برگزاری آیین نباشد، نمیتوانند از اقتدار آیین خارج شوند.»( گیویان 1385، 183)
اریک رودنبولر10 درباره نقش و کارکرد آیینها میگوید «آیینها زندگی ما را در اجتماع “علامتگذاری” میکنند. با تعمیم این استعاره، زندگی جمعی، متنی تلقی خواهد شد که میتوان و میباید آن را با استمداد از علائم سجاوندی مانند نقطهها، ویرگولها، نقطه- ویرگولها، پرانتزها و پاراگرافبندیهایی که آیینها در آن اعمال میکنند، خواند و فهمید. در واقع، این علائم که به ما کمک میکنند در قرائت این متن دریابیم که عبارت کی آغاز و کجا تمام میشوند، از که و چه میگویند و چگونه نقل میشوند، بر چه موضوعی تاکید میکنند و در یک کلام، چه معنایی دارند.» (همان، 181)
«تأثیر آیین ومناسک بر انسان:
1. نخست آنکه برگزاری آیین ومناسک تکلیفی آسمانی و خدایی است. فرد با انجام آن درحقیقت انجام وظیفه کرده و تکلیف خود را اداء کرده است. و از این طریق خود را از عقوبت و کیفر عدم انجام فرائض مذهبی نجات می دهد. درثانی انجام صحیح این آیین و مناسک، برحسب اعتقادات مذهبی، موجب حاصل آمدن مواهب و برکات است.
2. فرد با شرکت دراین آیین ومناسک  عضوی از گروهی تلقی می شود که او را در مواقع خاص هدایت و حمایت میکنند. “فرد” به “جمع” می پیوندد. تا “هویت جمعی” پیدا کند. از آنجایی که انسان موجودی است جمع گرای و گروه جوی، یافتن هویت جمعی وتشخص اجتماعی پاسخی اساسی به یکی از نیازهای اساسی اوست.
3. شرکت درآیین و مناسک مذهبی یکی از شیوههای گذران اوقات و عمر است. انسان نمیتواند عاطل و باطل بماند، باید دست به کاری بزند و رفتاری بکند، باید مشغول باشد. و گرنه گذشت زمان از روزگار او دمار بر میآورد. اصولاً هر گونه کنش و کار پرداختی، از جمله برگزاری آیین و مناسک، نوعی مشغولیت و درگیری ذهنی و بدنی محسوب می گردد، که وجود و وجوب آن برای بقای انسانی بسیار اساسی است.
4. شرکت در آیین و مناسک مذهبی سبب تزکیه و مصفا شدن روانی شرکت کننده میشود.» (مجللی 1392)
2-3-آیین دینی
«مفهوم “آیین” از ابزارهای تحلیلی کارآمد در مطالعه دین، فرهنگ و جامعه است. دیدگاههای مختلف در دانشهای فرهنگی و علوم اجتماعی از این مفهوم استفاده کردهاند تا ساز و کارهای “اجتماعات دینی” را در عرصه تحولات فرهنگی تحلیل کنند.» (گیویان 1385، 179)
«یکی از موثرترین شیوههایی که مردم با استفاده از آن میتوانند “فهم دینی” خود را به شکلی نمادین پیوسته، ترویج، تایید و منتقل کنند، ” رسانه چند منظوره آیین” است. این رسانه “الگویی از هستی” و ” الگویی برای هستی” ارائه میکند، و در عرصه عقاید و اعمال، کنشهای انسانی را سامان میدهد.»(همان، 181)
ادوارد شیلز بیان میکند: “آیین و اعتقاد در هم تنیده شدهاند، و در عین حال از هم جدا هستند، اعتقادات بدون آیینها میتوانند وجود داشته باشند، ولی آیینها بدون اعتقادات وجود نخواهند داشت.” (Bell 1992,19)
«در تعریف دورکیمی از دین، دو عنصر بنیادی وجود دارند که تشکیل دهنده دین هستند: باورها و مناسک. دورکیم با تاکید بر اینکه تقلیل دین به مجموعهای صرف از باورها کاری نادرست است، به اهمیت مناسک در حیات دینی اشاره میکند، و آن را مجرای اصلی تجربه دینی و کسب ایمان دینی و بروز پیامدهای حیات دینی برای مومنان میداند.”کیش عبادی یا مناسک” مجموعه اعمال منظم تکراری شده است، که فقط دستگاهی متشکل از علائم که ایمان از راه آنها ترجمان بیرونی پیدا میکند، نیست، بلکه مجموعه وسایلی است که ایمان و احساس دینی از طریق آنها ایجاد و دوره به دوره تقسیم میشود.» (فیاض و رحمانی1386، 107)
«از گذشته زمان در دیدگاه انسان به دو گونه مقدس و نامقدس بخش میشد. زمان مقدس آن بود که صرف امور مقدس و ایمانی میگشت، و زمان نامقدس آن بود که در گذران امور عادی زندگی به کار می رفت.
اما زمانی که مقدس به شمار می آمد، خود به چند گونه تقسیم می شد، یک زمانی بود که صرف به جای آوردن شعایر ایمانی میشد، از جمله نمازها و فراز خواندن سرودهای دینی؛ زمانهای مقدسی نیز بود که مراسم مذهبی و آیینی برپا میشد، و گاه نموداری از شادیها و گاه عزاداری بود.» (مجیدیخامنه 1389)
«آیینهای دینی هم نگاه رسمی دینی، درک دین یاران و لذا اندیشه دینی را بر میتاباند و هم با عواطف و هیجانات مردم عادی کوچه و بازار اجرا و بزرگ داشته میشوند. به عبارت دیگر، آیینها هم تفکر و هم عواطف دینی را در خود جای میدهند. پس آیینها هم ریشه در فرهنگ نخبگان دارند و هم در قلمرو فرهنگ روزمره قرار میگیرند.» ( گیویان 1385، 180)
«آیینها، علیرغم تفاوت ویژگیها، کارکردهای مشترکی هم دارند. میرچاالیاده معتقد است که آیینها در هر جامعه “زمان مقدس” را خلق میکنند و مکانها را بر هم فضیلت میبخشند. آیین هر زمانی برگزار

دیدگاهتان را بنویسید