شدن EF-2 و خاتمه طويل شدن زنجيره پپتيدي شده و منجر به مهار سنتز پروتئين مي‌شود. اگزوتوکسين A شامل دو قطعه B , A به ترتيب با وزن ملکولي KDa, 37 KDa 21 بوده و در مجموع تشکيل يک زنجير پلي پپتيدي با 613 اسيد آمينه و وزن مولکولي KDa 5/66 را مي‌دهد که داراي ساختماني سه بعدي واجد سه منطقه مجزا مي‌باشد. اگزوتوکسين A اگر چه از لحاظ عملکرد شبيه توکسين ديفتري است، اما اين دو کاملا از هم متمايز مي‌باشند. اگزوتوکسين A به وسيله 90 درصد ايزوله‌هاي کلينيکي P. aeruginosa در شرايط فقر آهن توليد مي‌شود و به وسيله يک نسخه از ژن ساختماني به نام tox کدگذاري شده و توسط ژن‌هاي regB, regA تنظيم مي‌شود [22]. مطالعات اخير نشان داده است که علاوه بر آهن، عوامل محيطي ديگري مثل اسيدنوکلئيک و نوکلئوتيدها در محيط موجب رشد P. aeruginosa مي‌شود، ولي با توليد اگزوتوکسين A، تداخل داشته و اثر کاهشي در توليد آن دارد [23].
1-2-9-2- اگزوآنزيم S
اگزوآنزيم S (ExoS) پروتئين‌هايي غير از EF-2 را در سلول ميزبان ADP ريبوزيله ميکند. از اين پروتئين‌هاي هدف ميتوان Vimentin و چند پروتئين که به GTP متصل مي‌شوند، را نام برد. بدليل اينکه پروتئين‌هاي اتصالي به GTP در حرکت ليزوزوم‌ها دخالت دارند ، ExoS ممکن است موجب محافظت P . aeruginosa در مقابل کشته شدن توسط ماکروفاژها و PMNs شوند. به نظر مي‌رسد که ExoS باعث ايجاد آسيب در عفونت سوختگي مي‌شود [2-1].
1-2-10- لوکوسيدين با وزن ملکولي بالا
لوکوسيدين داراي وزن ملکولي بالايي بوده و براي لوکوسيت‌ها سمي است و به نظر مي‌رسد که پروتئين کيناز C را فعال مي‌کند [2].
1-2-11- سيدروفورها 20
P. aeruginosa به منظور تکثير در شرايط فقر آهن در بافت‌هاي ميزباني نياز به استفاده از حداقل سه ترکيب سيدروفوري مختلف به نام‌هاي پايوچلين، پايووردين و فري باکتين دارد. سنتز پايووردين جهت رشد ارگانيسم در سرم انساني از اهميت بيشتري برخوردار است، در حالي که دو ترکيب ديگر باعث تحريک رشد درشرايط فقر آهن مي‌گردند [2].
1-2-12- ليپاز 21
اکثر سويه‌هاي P. aeruginosa ، ليپوليتيک هستند و باعث هضم انواع چربي‌ها و tween 80 , tween 20 مي‌شوند. ليپاز خارج سلولي در انتهاي فاز لگاريتمي شد، ترشح مي‌شود و به نظر مي‌رسد اتصال محکمي به LPS باکتري دارد. پژوهشگران موفق به خالص سازي نوعي ليپاز مونومريک با وزن مولکولي KDa 29 شدند که قادر به مهار کموتاکسي مونوسيت‌ها مي‌باشد [6].
1-2-13- سيتوتوکسين 22
سيتوتوکسين (CTX) در ابتداً بعنوان يک لکوسيدين شناخته مي‌شد که به دليل توانايي آن در کشتن PMNs بوده است. CTX يک پروتئين 29 کيلودالتوني است که توسط ژنوم فاژ CTX کد شده و اين ژن از طريق تبادلات فاژي وارد P. aeruginosa مي‌شود.CTX بصورت يک پيش توکسين سنتز شده، به دنبال ليز باکتري‌ها آزاد و بعد از شکسته شدن توسط پروتئازهاي خارج سلولي، به فرم فعال خود تبديل مي‌شود. CTX به غشاء‌هاي سلول ميزبان متصل شده منافذ يک نانومتري را در غشاء ايجاد کرده و موجب ناپايداري تماميت غشاء مي‌شود [2].
1-2-14- پايوسيانين 23
پيگمان پايوسيانين و مشتق آن 1- هيدروکسي فنازين به عنوان مهار کننده آنزيم‌هاي ميتوکندري در بافت‌هاي پستانداران عمل مي‌نمايد و باعث از بين رفتن حرکات مژه اي در اپي تليوم مژه دار بيني مي‌ شود. کند شدن حرکات مژه اي اپي تليوم به علت تاثير پايوسيانين در ارتباط با کاهش ATP , cAMP درون سلولي است [5] و همچنين به پسودوموناس‌ها کمک مي‌کنند تا از طريق احيا آهن سه ظرفيتي به فرم آهن دو ظرفيتي محلول تر در بدست آوردن آهن نقش داشته و پاسخ بلاستوژنيک سلول‌هاي T را به ميتوژن‌ها و آنتي ژن‌هاي اختصاصي مهار مي‌کنند [2]. توليد سوپر اکسيد و پراکسيد هيدروژن(اشکال سمي اکسيژن) را کاتاليزمي کنند [1].
1-2-15- سيستم ترشحي نوع III
سيستمي وابسته به پاتوژنيسيسته است و به طور گسترده در باکتريهاي گرم منفي يافت مي‌شود.اين سيستم باعث ترشح پروتئين‌هاي سنتز شده سيتوپلاسمي از عرض دو لايه پوشش سلولي مي‌شود. در پاتوژن‌هاي گرم منفي اين سيستم‌ معمولا درگير ترشح فاکتورهاي ويرولانس هستند. بسياري از اين پروتئين‌ها در خارج کردن پروتئين‌هاي تاژه‌اي باکتريايي درگير هستند. برخي سيستم‌هاي ترشحي نوع III کمپلکس‌هاي پروتئيني هستند و مانند سوزن‌هاي هيپودرميک عمل مي‌کنند مي‌توانند پروتئين‌ها را مستقيما به سيتوپلاسم ميزبان تزريق کنند بدون اين که اين پروتئين‌ها در معرض محيط خارج سلول قرار بگيرند. در هر حال هنگامي که سيستم ترشحي نوع III، پروتئين‌ها را به درون سلولهاي يوکاريوت مورد نظر وارد مي‌کند، آسيب سلولهاي اپيتليال رخ داده و سبب تسهيل انتشار باکتري، تهاجم بافتي و نکروز مي‌شود. اين خاصيت سيتوتوکسين توسط القاي نوترتيبي اکتين صورت مي‌گيرد [1].
1-2-16- اپيدميولوژي
P. aeruginosa ، باسيلي گرم منفي بوده که در خاک، آب، مرداب و سواحل دريا، روي گياهان و بافت‌هاي جانوري رشد مي‌کند. به تعداد کم به صورت فلور طبيعي روده و در سطح پوست انسان يافت مي‌شود [24]. اين ارگانيسم بر روي پوست و در دستگاه گوارشي و حلق حدود سه درصد از عموم مردم وجود دارد، اما ميزان حامل بودن آن در ميان پرسنل بيمارستان ممکن است به 20 درصد برسد. P. aeruginosa به پايداري در محيط بيمارستان گرايش داشته، که ناشي از توانايي آن در مقاومت در برابر تعداد بسيار زيادي از آنتي بيوتيک‌ها مي‌باشد. P. aeruginosa يک پاتوژن فرصت طلب واقعي است که در بيماراني که دچار ناتواني يا سرکوب سيستم ايمني هستند، عفونت‌هاي بيمارستاني ايجاد مي‌کنند. اين ارگانيسم به خشکي حساس مي‌باشند به طوري که نمي توانند به آساني از طريق اشيا منتشر شوند. در عوض، اين باکتري‌ها اغلب از طريق آب مورد استفاده براي تميز کردن تنفس دهنده‌هاي مصنوعي، خنک کننده‌ها و ساير تجهيزات و زخم‌ها و نيز گلهايي که براي بيماران آورده مي‌شود و سالاد‌هاي سبز مورد مصرف بيماران، منتشر مي‌شوند. عفونت معمولا در نواحي که رطوبت زيادي جمع شده است مثلا در تراکئوستومي، کاتتر‌هاي نصب شده، پوست سوخته، گوش خارجي و زخم‌هاي جلدي مرطوب آغاز مي‌گردد [4].
بيماراني که PMNs آنها کاهش يافته باشد(به ويژه بيماران سرطاني که دارو‌هاي سيتوتوکسيک دريافت کرده اند)، عملکرد PMN آنها مهار شده و يا داراي شرايطي باشند که سطح بدن را براي اتصال و رشد پسودوموناس‌ها مناسب سازد، در معرض خطر بالايي قرار دارند.در اين ميان افرادي که در معرض خطر هستند عبارتند از : بيماراني که آنتي بيوتيک‌هاي وسيع الطيف داخل عروقي دريافت کرده اند و افرادي که داراي ديابت مليتوس، لوسمي، نوتروپني، فيبروز سيستيک، سوختگي‌هاي درجه سوم زخم‌هاي چشم، زخم‌هاي تروماتيک، کاتتر هستند [2].
1-2-17- بيماريهاي ناشي از P. aeruginosa
1-2-17-1- باکتريمي
P. aeruginosa يکي از عوامل مهم باکتريمي کسب شده از بيمارستان‌ها مي‌باشد. بيماران معمولا ضعيف بوده و دچار اختلالات ايمني هستند. برخي از بيماران مبتلا به باکتريمي دچار سپسيس مي‌شوند و در بعضي هم ضايعات پوستي خونريزي دهنده به نام اکتيما گانگرونوزوم ظاهر مي‌شوند. اين ضايعات که به صورت وزيکول‌هائي شروع مي‌شوند، بعدا به صورت خونريزي دهنده، نکروز و زخمي در مي‌آيند [1].
1-2-17-2- عفونت‌هاي گوش
P. aeruginosa مي‌تواند اوتيت خارجي24 ايجاد کند که نسبتا خوش خيم است اما عفونت بسيار دردناکي است که بنام گوش شناگران25 نيز ناميده مي‌شود، زيرا اغلب افرادي را که در آبهاي گرم مانند يک استخر يا يک گودال شنا مي‌کنند آلوده مي‌کند. در اين بيماري کانال گوش، که به شدت متورم شده و محتوي پوسته است، در ابتدا دچار خارش شده و سپس، شروع به درد مي‌کند [2].
بيماران ديابتي مسن و نوزادان ممکن است به يک عفونت بسيار خطرناک که اوتيت بدخيم گوش خارجي26 ناميده مي‌شود، دچار شوند. اين حالت که با تهاجم به بافت نرم مشخص مي‌شود برخي مواقع به نکروز، آسيب مغزي، باکتريمي و سپسيس منجر مي‌گردد. تظاهرات مشخص اين بيماري شامل حساس شدن و تورم گوش خارجي، ترشح حرکتي و ايجاد گرانول در ديوار? کانال posteroinferior مي‌باشد. ممکن است درگيري اعصاب جمجمه اي از طريق فلج عصب صورتي شروع شود، اما هر کدام از اعصاب جمجمه اي ممکن است درگير شوند. برخي مواقع بيماران دچار تريسموس و از دست دادن شنوايي شده و سپسيس هم ممکن است روي دهد. ميزان مرگ و مير 20-15 درصدي در ميان بيماران درمان شده گزارش شده است.
P. aeruginosa ممکن است در نوزادان اوتيت مياني ايجاد کرده و متداول ترين عامل ايجاد کنند? اوتيت چرکي مزمن دربچه‌ها و بالغين مي‌باشد. بيماران ديابتي ممکن است به ماستوئيديت مبتلا شوند که اغلب ثانويه بوده و متعاقب اوتيت خارجي شديد يا اوتيت مياني مي‌باشد [2].
1-2-17-3- عفونت‌هاي چشم
P. aeruginosa باعث ايجاد يک زخم شديد در قرينه مي‌شود که به آن کراتيت مي‌گويند. فاکتورهاي خطر شامل آسيب ملتحمه و به وسيل? عفونت‌هاي هرپس سيمپلکس و ضربه يا استفاده از لنزهاي تماسي نرم مي‌باشد. عفونت به صورت يک زخم کوچک قرنيه آغاز شده و به سرعت از مرکز گسترش پيدا کرده و موجب درد و تورم پلک چشم مي‌گردد. اپيدرم و استروما نکروزه شده و اگزودا در زخم جمع مي‌شود. چشم ممکن است از چرک پر شده27 و عملکرد بينايي به سرعت کاهش پيدا کند. کراتيت پسودومونايي يک اورژانس پزشکي محسوب مي‌شود زيرا بيماران داراي زخم‌هاي نافذ28 ممکن است به panophtalmitis دچار شوند، که در عرض چند ساعت يا چند روز چشم را تخريب مي‌کند [1].
1-2-17-4- عفونت‌هاي مجراي تنفسي
بيماران مبتلا به بيمارهاي ريوي يا نارسائي پرخوني قلب ممکن است در اثر استفاده از ابزارهاي آلوده تنفسي دچار پنوموني شديد ناشي از P. aeruginosa شوند اين بيماري، نوعي برونکوپنوموني حاد بوده که علائم کلينيکي آن مشابه پنوموني استافيلوکوکي است. بيماران مبتلا به سيستيک فيبروزيس گاهي به وسيله P. aeruginosa دچار عفونت‌هاي مزمن ريوي مي‌شوند. علائم پنوموني در اين بيماران شامل ترشحات چرکي مزمن، انسداد مجاري تنفسي به علت جمع شدن ترشحات مخاطي، اتساع مزمن برونش‌ها (برونشکتازيس) همراه با تنفس بدبو و حملات سرفه اي همراه با خلط چرکي مخاطي، انبساط ناقص حباب‌هاي ريه، ‌فيبروز، تنفس سريع، عطسه خلط آور، از دست دادن اشتها و کاهش وزن مي‌باشد. اين بيماري پيشرونده است و ممکن است منجر به سندروم سپاشيا شود که توسط بورخولدريا سپاشيا ايجاد مي‌شود و پس از يک سال ممکن است به مرگ منجر گردد [2].
1-2-17-5- عفونت‌هاي استخوان و مفصل
استخوان‌ها و مفاصل بيماران ممکن است از طريق انتشار خوني ارگانيسم‌ها از يک ناحيه عفوني اوليه يا بوسيل? گسترش مستقيم عفونت از يک ناحي? مجاور، با P. aeruginosa آلوده شوند. افرادي که در معرض خطر بالايي از نظر انتشار خوني هستند، عبارتند از: استفاده کنندگان از داروهاي داخل عروقي و بيماراني که عفونت‌هاي لگني يا دستگاه اداري دارند. بيماران داراي زخم‌هاي نافذ و مبتلايان به سلوليت افرادي هستند که از نظر گسترش مستقيم عفونت در معرض خطر مي‌باشند. درد ناحي? مبتلا برخي مواقع با تب و از دست دادن محدوده حرکتي آن همراه مي‌باشد [1].
1-2-17-6- عفونت‌هاي سيستم عصبي مرکزي
P. aeruginosa در بيماراني که نقائص ايمونولوژيکي قبلي و يا سابق? ضربه به ناحيه سر را دارند، مننژيت و آبسه‌هاي مغزي ايجاد مي‌کند. ارگانيسم‌ها ممکن است از طريق ضربه، انتشار خوني، يا گسترش مستقيم از يک عفونت مزمن گوش خارجي يا سينوس وارد سيستم عصبي مرکزي شوند.

دیدگاهتان را بنویسید