ت علمي به کار برده شد در فوريه ????، بنياد ملي علوم با حمايت از کارگاهي آموزشي در موضوع “مصورسازي در محاسبات علمي”، متخصصان علوم رايانه، کارشناسان مباني ديداري رايانه، برخي دانشمندان ديگر رشته‌هاي علمي شاغل در دانشگاه‌ها و نيز اداره‌ها و صنايع حکومت فدرال را گردهم آورد. در سال ????، “مؤسسة مهندسان برق و الکترونيک کنفرانس ساليانهي مصورسازي را آغاز کرد. کنفرانس اين نهاد اکنون تبديل به يک گردهمايي فراگير در مصورسازي اطلاعات شده است. در سال ????، اين مؤسسه مجله‌اي بر مبناي مصورسازي علمي منتشر کرد (پلانکو و زارتل، 1999). پس از آن نشريات چندي در اين حوزه مطالعاتي پا به عرصه وجود نهادند و به مطالعات و پژوهش‌هاي مربوط به بازنمايي ديداري اطلاعات، يا همان مصورسازي، پرداختند. امروزه تارنما(سايت)هاي اطلاعاتي بسياري در محيط اينترنت شامل اطلاعات، اخبار و پژوهش‌هاي مربوط به مصورسازي اطلاعات هستند، که به فعاليت در اين زمينهي موضوعي مي‌پردازند. مانند “مجله مصورسازي اطلاعات” که مجله‌اي پژوهشي و معتبر در اين عرصه مي‌باشد. هم چنين آثار چاپي، کتاب و مجله‌هاي تخصصي در اين حوزه به ميزان قابل توجهي در بازار نشر به چشم مي‌خورد.
مصورسازي، در واقع رويکردهاي جديدي است که توانايي تصميم‌گيري بر مبناي داده را سريع‌تر، دقيق‌‌تر و همراه با تلاش شناختي کمتر فراهم مي‌سازد و نياز به آموزش (براي تفهيم اطلاعات) را کاهش مي‌دهد. ما به نظام‌هاي مصورسازي اطلاعاتي نياز داريم که بتواند جنبه‌هاي نمادين و کيفي (اطلاعات) را به نحو شايسته‌اي به سوي تمامي فرآيندهاي تصميم‌گيري هدايت کند. معناي اين سخن آن است که، تبديل داده خام به اطلاعات از طريق فرآيند تصفيه و پردازشي که تجسم برگزيده ناميده مي‌شود، انجام مي‌پذيرد. انجام اين فرآيند، مستلزم همکاري بين رشته اي، در ميان حوزه‌هاي مطالعاتي مربوط به هنر، طراحي، علم و فناوري است (آگوتر، 2005).
مصورسازي به صورت مفهومي کلي در دو محدودهي علمي قابل تعريف مي‌باشد: مصورسازي علمي و مصورسازي اطلاعات. اين تمايز به صورت تجربي در ساختار متفاوت آنها نسبت به ورود داده ها، و يا داده‌هاي خامي که به شکل تصويري درآمده اند، قابل مشاهده است (پلانکو و زارتل، 1999). البته مصورسازي اطلاعات گستره و کاربرد گسترده‌تري دارد است. مصورسازي اطلاعات با بهره‌گيري از شيوه‌ها و فنون گوناگون به تناسب نوع، ساختار و ترکيب اطلاعات، به تفهيم و درک بيشتر آن ياري مي‌رساند. در اين ميان نقش نمودارهاي تصويري براي ارائة وضعيت مصورسازي شده، بيشتر مورد توجه قرار گرفته است.
پيشينه‌هاي داده بيشتر با ديگر اجزاي اطلاعات ارتباط دارند. نمودارها به صورت گسترده براي نشان دادن چنين روابط متقابلي مورد استفاده قرار مي‌گيرند. يک نمودار شامل مجموعه‌اي از عوامل به نام گره مي‌باشد. ارتباط‌هايي که ميان اين عوامل برقرار شده، لبه ناميده مي‌شود. تعدادي فنون تخصصي مصورسازي وجود دارد که مي‌تواند با داده‌هاي گرافيکي و سلسله مراتبي آن را به تصوير بکشد (کيم، 2002). افزون بر آن انواع روش‌هاي اثربخش براي فرآيند ارائهي تصويري اطلاعات ابداع شده که در حيطه‌هاي مختلف علمي کاربردهاي خاص خود را به همراه دارد. روش‌هاي سلسله مراتبي نمودار مارپيچ و رودخانه‌اي از انواع معروف مصورسازي به شمار مي‌آيند. اين شيوه‌ها داراي کاربرد گسترده و فراگيري در زمينه مصورسازي هستند که حوزه‌هاي علمي را تحت تأثير قرار داده‌اند.
پيشرفت‌هاي سريع در مصورسازي اطلاعات هم چنين برخي مسائل پژوهش بنيادي را مورد توجه قرار داده است. ابتدا، بايد بيان کرد که هنر و توانايي تصويرسازي براي اطلاعات، به صورت مناسبي موقعيت اين حوزهي علمي را تشريح مي‌کند و در حال حاضر سبب ايجاد فعاليت چالش برانگيزي براي طراحان در درک راهبردها و ابزارهاي قابل دسترس، براي تصويرسازي نوع خاصي از اطلاعات شده است. مصورسازي اطلاعات دربرگيرندة بخش عظيمي از ساختارهاي بازنمايي است که برخي از آنان به خوبي شناخته شده هستند و برخي نيز جديد مي‌باشند. افزون بر آن، همواره روش‌هاي جديد ارائه اطلاعات ابداع شده است (چن، 1999، ص 1)

2-3: طبقه‌بندي مصورسازي و ابعاد آن
تاکنون متخصصان عرصه مصورسازي در اين زمينه تلاش‌هاي زيادي کرده‌اند که به برخي از اين فعاليت‌هاي اشاره مي‌کنيم. اشنايدرمن31 ( 1998) انواع مصورسازي را در هفت مقوله طبقه‌بندي مي‌کند، شامل داده‌هاي يک بُعدي32 ، دو بُعدي33 ، سه بُعدي34 ، چند بُعدي35 ، زماني36 ، سلسله مراتبي37 و شبکهاي. چن نيز فرايند مصـورسـازي را در دو جنبه پايه معرفـي مي‌کند : مدل‌سازي ساختاري38 و نمايش گرافيکي39 (چن، 1999، ص 27). در اينجا لازم به توضيح جنبه نمايش گرافيکي اطلاعات است که به مبحث مورد نظر ما در اين تحقيق مرتبط مي‌باشد. نمايش گرافيکي اطلاعات عبارت است از محاسبه و انتقال علايم به اشکال هندسي به صورتي قابل درک و مشاهده توسط انسان، به منظور فهم و کشف روابط پنهان موجود بين عناصر مختلف داده‌ها است‌‌ و در جايي ديگر آن را اين گونه تعريف کرده اند، نمايش گرافيکي اطلاعات عبارت است از تبديل اطلاعات به يک قالب تصويري قابل مشاهده که براي کاربران قابل فهم باشد. اصولاً تصاوير راهي متفاوت را بـراي درک اطلاعات در اختيـار کـاربـران قرار مي‌دهند، البته خودت اطلاعات درون داد شده را نمي‌توان يک حقيقت متفاوت دانست، بلکه اين فرايند ادراک است که متفاوت مي‌باشد. نمايش گرافيکي اطلاعات به عنوان يک شيوه علمي و زير شاخه‌اي از مبحث”تعامل انسان و رايانه40″ است. بعد از اين توضيحات دوباره به طبقه‌بندي‌هاي موجود در مصورسازي مي‌پردازيم.
کارد41، مک کينلي42 و اشنايدرمن (1999) مصورسازي داده يا گرافيک داده را شامل مصورسازي علمي43 و مصورسازي اطلاعات44 مي‌دانند که حوزه پژوهشي مرتبط با مصورسازي داده‌ها مصورسازي علمي ناميده مي‌شود که اصولاً ارائه ديداري موضوع‌ها در جهان واقعي را به عهده دارد (پوتز45، 2005) و مصورسازي اطلاعات به طوري کلي به ملاحظاتي براي پوشش استفاده از رايانه‌ها جهت ايجاد تعامل اطلاق مي‌شود (باکلي46، 1997) که کـاربـران را قـادر مي‌سازد تا حجم عظيمي از اطلاعات را تفسير کنند (دمين47، 1996). در واقع، مصورسازي اطلاعات يکي از حوزه‌هاي علوم رايانه است که با نوآوري در ارائه‌‌ي مقادير زياد اطلاعات ارتباط دارد (والتر48، استوارت49 و بوريسيوک50، 2004). به تعبير ديگر، استفاده از پشتيباني رايانهاي، تعامل و نمايش ديداري داده‌هاي انتزاعي، به منظور تقويت قدرت ادراک آدمي است (هتزلر51 و ترنر52 ، 2004). بنابراين، انجام اين فرآيند مستلزم همکاري بين رشتهاي، در ميان حوزه‌هاي مطالعاتي مربوط به هنر، طراحي، علم و فناوري است (آگاتر و برمودز53، 2005). بعد از اين طبقه‌بندي چند سال بعد کيم54 دسته‌بندي ديگري ارائه داد. او‌‌ با توجه به طبقه‌بندي اشنايدرمن، مصورسازي را در چند رده قرار مي‌دهد: داده‌هاي يک بُعدي، دو بُعدي، چند بُعدي، متن و فرامتن، سلسله مراتبي و گراف ها55، الگوريتم‌ها و نرم افزار‌ها‌‌ (کيم، 2002، ص 101). همچنين مونزنر56 (2002) توضيح مي‌دهد که مصورسازي اطلاعات بر مبناي ايده‌اي که از چند حوزه موضوع فکري اخذ شده، شکل گرفته است؛ که شامل گرافيک رايانه‌اي‌، تعامل انسان و رايانه، روان شناسي شناختي57، نمادشناسي58، طراحي گرافيکي59، نقشه نگاري60 و مباني هنري مي‌شود.
كوالسكي61( 1997) يكي از متخصصان مصورسازي در ارتباط با تبيين ويژگي‌هاي مصورسازي اطلاعات، ويژگي‌هاي ادراكي و شناختي انسان را از لحاظ اهميت در كنار مباني فنآورانه معرفي مي‌كند؛ زيرا جنبه‌هاي شناختي كاربرد عميقي در علوم رايانه پيدا كرده است و متخصصان در طراحي و ايجاد مدل‌سازي رايانه‌اي از آن بهره مي‌گيرند.
يکي از اهداف اصلي مصورسازي اطلاعات، پشتيباني از تفکر انساني از طريق استفاده‌‌ي مناسب از ابزارهاي تصويري ويژه است (سديگ و ديگران62، 2003)، همچنين مصورسازي اطلاعات به استفاده کنندگان توانايي و قدرت تحليل و بررسي حجم بالايي از اطلاعات را مي‌دهد (دمين، 1996). بايد بيان کرد که کشف الگوها و يافتن شباهت‌ها به صورت ديداري يکي از توانايي‌هاي مهم آدمي است. نظام‌هاي مصورسازي اطلاعات از اين قدرت به منظور فشرده سازي مقادير عظيم اطلاعات متني از طريق نمايش ديداري قابل کنترل، بهره برداري مي‌کنند (پوتز، 2005).

2-4: ارتباط مصورسازي اطلاعات با سواد ديداري
يكي از مهارت‌هاي ضروري براي بهره گيري از روش‌هاي مصورسازي اطلاعات در فعاليت‌هاي آموزشي، سواد ديداري63 است. سواد ديداري، تعبير و درك تصاوير (زينکهام64، 2004)‌‌ و قدرت فهم معني در تصوير (يناوين65، 1997 ) و نيز افزايش دانش و تجربه درباره آثار ديداري رسانهاي، همراه با بسط آگاهي درباره آن (ماساريس66، 1995) كه با ارسال و دريافت پيام‌هايي كه از تصاوير استفاده مي‌كنند همراه است (بم فورد67، 2003) و در قالب محمل‌هاي ديداري، نشانه ها، علائم، نمادها و مانند آن قرار مي‌گيرد (ويج68، 2006)
برخي توانايي‌هاي درك و شناخت مفاهيم، از مباني سواد ديداري بهره مي‌گيرد. براي نمونه، قدرت درك و شناخت معاني در علامت‌هاي خياباني‌‌ و نمادهاي ‌‌بين‌المللي‌‌ را مي‌توان از زمره تأثيرهاي سواد ديداري دانست. استفاده از اين توانايي به آدمي كمك مي‌كند تا مفهوم مخفي و نهفته در واحد ديداري را شناسايي كند و از آن در برقراري ارتباط‌هاي گوناگون خود با ديگران و محيط بهر ه گيرد. در واقع سواد ديداري عبارت است از مهار تهايي كه به انسان توانايي مي‌دهد تا محمل‌هاي ديداري را درك کند و از آنها استفاده کند.
درك و تفسير سطوح كيفي اطلاعات با استفاده از سواد ديداري، از زمره فوايد آن به شمار مي‌رود. با استفاده سودمند از مهارت سواد ديداري، قدرت فهم و شناخت بهتـر مفـاهيم در نگـاره تصويري افزايش مي‌يابد. مي‌توانيم با استفاده از اين توانايي، گستره معنايي بسياري را در قالب تصاوير بيان كنيم و توانمندي‌هاي شناختي و ادراكي خويش را ارتقا بخشيم.
تحليل و بررسي اطلاعات به شيوه ديداري، رتبه بالايي در يادگيري دارد و توان شناسايي و تشريح معناي موجود در فقرهاي ديداري مي‌تواند به آموزش مناسبتري منجر شود. تقويت قدرت دريافت و شناخت ديداري مي‌تواند با تكيه بر قدرت تحليل و بررسي معناي نگاره‌ها، شكل‌ها، نمادها و نشانه‌هاي ديداري، به تقويت مهارت‌هاي سواد ديداري سواد ديداري ياري رساند.

2-5: گرافيک
گرافيک در معناي لغت بهمعني ترسيم و نگارش است. گرافيک در دو مفهوم قديم (سنتي) و جديد (نوين) متمايز مي‌گردد که در مرز بين اين دو پديده چاپ قرار دارد. منظور از چاپ انواع و اقسام چاپ است. گرافيک (قديم) يا همان سنتي شامل خطاطي، نقاشي دو بعدي، کنده کاري مي‌باشد که بيشترين شکل آن در آرايش کتاب‌هاست که محصول کار نقاش، خوشنويس، تذهيب‌کار و جلدساز مي‌باشد. و اما گرافيک (نوين) يا مدرن علاوه بر کتاب آرايي در قسمت تبليغات تجارتي، اعلانات ديواري و مطبوعاتي و نشان‌ها (لوگوها) و غيره مي‌باشد و حتي در سينما و تلويزيون هم کاربرد دارد. مثل عنوان‌بندي فيلم و تصاوير متحرک طراحي شده. هنر گرافيک نوين با مسائل ارتباط محيطي نيز تداخل دارد، پس اين هنر علاوه بر خط و رنگ، به عناصر بصري ديگري چون حجم و نور کمک مي‌گيرد.
گرافيک حيطه‌اي از هنرهاي تجسمي است و داراي کاربردهاي متنوع و گسترده‌اي مي‌باشد. گرافيک يا به عبارت کامل‌تر طراحي گرافيک69، بکارگيري تکنيک‌هاي مختلف خلق آثار دوبعدي بر روي سطوح مختلف نظير کاغذ، ديوار، بوم، فلز، چوب، پارچه، پلاستيک، نمايشگر رايانه، سنگ و … است که در جهت

دیدگاهتان را بنویسید