دانلود پایان نامه ارشد رشته ادبیات در سایت ارشدها

عنوان کامل پایان نامه :

نور و ظلمت از دیدگاه گنوسی و مقایسه و تطبیق آن با مثنوی معنوی

قسمتی از متن پایان نامه :

 

به‌طور کلي مضامين مشترکي که بين آيين گنوسي و عرفان ايراني اسلامي مي­توان چنين بيان کرد: اعتقاد بر گوهر الهي روح انسان و اسير بودن او در زندان تن و دنيا، فراموشي موطن اصلي خويش و آرزوي رهايي از اين عالم رسيدن به اصل و بازگشت به سرزمين نخستين و جايگاه اصلي آدمي با تلاش و کوشش و راهنمايي منجي و پير و انسان کامل که مفهوم آن در کيش گنوسي همان انسان نخستين مانوي است واسطه‌ي نورافشاني حضرت حق است بر ديگران که در عرفان اسلامي از آن به عنوان نور محمدي ياد مي­شود و در نهايت رسيدن به رستگاري و وصال حضرت حق تعالي.

هم­چنين نخستين انديشه­هاي گنوسي در قلمروي اسلامي را در آثاري چون اخوان اصفا در بحث عالم کبير و عالم صغير و انديشه‌هايي که در مورد انسان و نجات‌بخشي او مي­توان مشاهده کرد و
همين­طور در آثار ابن­سينا که معروف­ترين آن قصيده­ي عينيه، رساله الطير، حي بن يقضان، سلامان و ابسال. و ديگر انديشه­هاي سهروردي در کتاب­هاي آواز پر جبرئيل، عقل سرخ و قصه‌ي الغربه‌الغربيه. در آثار سنايي چون، سيرالعباد، حديقه، مضامين گنوسي در قصايد. در الهي­نامه، اسرارنامه،
مصيبت­نامه، منطق‌الطير و به‌خصوص شيخ صنعان عطار و هم­چنين انسان کامل نجم­الدين رازي و مثنوي معنوي مولوي.

 

 

 

2_12_ نور و ظلمت از ديدگاه عرفاني

همان­طور که در قسمت­هاي پيشين و در تاريخ اسطوره گفته شد، از نظر انسان، نور و ظلمت دو کنش و واکنش هميشه متناقض بوده و هستند. اين نگاه استعاري و نمادين به انسان و جهان پيرامونش، يکي از بن‌مايه­هاي اصيل آثار ادبي و به‌خصوص آثارعرفاني و صوفيانه است. در کتب عرفاني فارسي نيز، چه نظم و چه نثر ما شاهد تصاوير بنيادين اين دو ضد هستيم، که تجربه­ي شخصي و دروني عرفا را که تجربه­اي بنيادين است، به نمايش مي­گذارند، که تنها با اين استعاره­ها است که مي­توان بين زبان عرفا و زبان روزمره پل ارتباطي برقرار کرد و حالات دروني و کشفيات عارف را بيان نمود.

از آن­جا که نور و ظلمت اساساً و اصلا دو عامل از عوامل سازنده­ي اين تجربه­ي بنيادين به شمار
مي­روند، خود اين تجربه را مي­توان يک تجربه­ي استعاري ناميد. آن­چه به لحاظ متافيزيکي به عنوان وجود درک مي­شود، در اين تجربه بنيادين به عنوان نور دريافته مي­شود. در اين نوع تفکر، وجود همان نور است. مطلب از اين قرار نيست که واقعيتي به عنوان وجود بوده و شباهتش با نور به صورتي که در جهان تجربي ظاهر، مشاهده مي­کنيم به حدي باشد که بتوان آن را به درستي به استعاره­ي نور نشان داد (ایزوتسو،1382،54).

پارادوکس و استعاره­ي نور و ظلمت به اين جهان و جهان مافوق مرتبط مي­شود. ضديتي است بين هستي مطلق و جهان پديداري، همان جهاني که حيطه­ي زندگي تجربي ما است و بعد از آن به اشياء و اجسام مربوط شده و آن­ها را در دو گروه نوراني و ظلماني قرار داده و تفکيک مي­کند.

اين جهان کثرت به دو معناي ظلمت و تاريکي است. اول به اين معنا که في‌ذاته هيچ و عدم است و به سبب اين عدميت اصلي، جهان و هرچه در آن است تا ابد در تاريکي خواهد ماند. در اينجا واژه­ي اصلي به اين معنا است که عدم در ساختمان ماهوي جهان پديداري بافته شده و بنابراين، هرگز از آن جدايي پذير نيست. از آنجا که بين هستي و عدم يک حالت وجودي ميانجي موجود نيست و به‌علاوه از آن­جا که وجود مطلق است، و جهان چيزهاي پديداري، مطلق نيست، پس به عنوان يک چيز متفاوت و قابل تميز از مطلق، مي­بايست عدم باشد. از اين لحاظ هر شيئ پديداري، لاشيئ است. طبيعي است که عارف، اين جهان را هم­چون ظلمت و تاريکي محض تجربه مي­کند. شيئ پديداري تا آن اندازه که از مطلق قابل تميز و تا آنجا که غير از مطلق است، لاشيئ مي­باشد. در حقيقت اين کيفيت، نقش بسيار مهمي در پارادوکس نور و ظلمت ايفا خواهد کرد. اين کيفيت، سرآغاز اين پارادوکس وجودي است (همان،57).

اين جهان، که جهان تجربي و عالم کثرت است، ماهيتاً و ذاتاً ظلمت محض است و تنها به نور مطلق است که روشن شده و به يک نور ظاهر تبديل مي­شود. در واقع در اين دنيا همه چيز در پرتو نور ضعيف وجود، از تاريکي اصلي خود بيرون آمده و روشن و ديده مي­شوند. و اين نوراني شدن ظلمت، توسط نور اصيل و حقيقي، خود پارادوکس و تناقض اين عالم را نشان مي­دهد.

اين امر واقع که عالم پديداري في‌ذاته ظلمت محض است، به چشم سر ديده نمي­شود، بلکه برعکس، انسان معمولاً و طبيعتاً گرايش دارد که عالم پديداري را به صورت نور مشاهده کند، چيز ديگري براي او مرئي نيست. حقيقت اين است که نور پديداري را از اين رو مي­توان به چشم سر همچون نور مشاهده کرد که بي‌نهايت ضعيف است. زيرا که نور محض نيست و بازتاب صرف و تصوير منعکس آن است که مرئي ‌باشد، چشم را خيره مي­کند، تاريکي است. و اين يکي از پارادوکس­هاي نور و ظلمت است (همان،59).

از آن­جايي که معمولاً انسان­ها شناختي از واقعيت نور و نور حقيقي ندارند، عرفا و انديشمندان و متفکران اديان مختلف، نور اين جهان را به سبب بازتاب آن، به عنوان سايه وانعکاس نور حقيقي بيان مي­کنند. مانند مُثل افلاطوني که انساني که در غار زندگي مي­کند، تنها پيکره­ي سايه­واري از تابش آفتاب را مي­بيند و باورش چنين است که تنها واقعيت موجود همين بازتاب­ها است. اما به عقيده­ي افلاطون تنها آن­هايي که به تزکيه­ي نفس پرداخته و به تأمل در اين عالم مي­پردازند، به شناخت و حقيقت نور محض و حقيقي که همان جوهر ايزدي است، پي مي­برند و در پرتو آن از بند تعلقات و اين عالم رها مي­شوند و به معرفت و کمال دست مي­يابند.

به تعبير ديگر مي­توان گفت که اين عالم پديداري، حجاب حقيقت مطلق است؛ و اين خود پارادوکس ديگري است از اين ساختار پيچيده. حجاب از آن روي که مانع ديدن حقيقت مي­شود، امريست منفي و ظلماني، و از آن جهت که تجلي ظاهري مطلق است، جنبه­اي مثبت دارد. نور حقيقي و مطلق، چنان برهنه و بي‌پوشش در اين جهان ظاهر مي­شود که به چشم نمي­آيد. اين خود تناقض ديگريست که در اين ظلمت، نور ظاهر مي­شود، و اين شدت ظهور را نشان مي­دهد که باعث پنهان شدن حقيقت است. به عبارت ديگر اين جهان کثرت، شعاع‌هاي نور مطلق است، در صورتي که مطلق پنهان مي­ماند، زيرا که به روشني ظاهر است.

سوالات یا اهداف این پایان نامه :

– مسئله­ی مهم ” نور و ظلمت” که در متون هر دو آیین به وفور دیده می‌شود، چه وجوه اشتراکی با هم دارند؟

– آیا مولانا در بیان مسئله­ی ” نور و ظلمت” به این آیین و عقیده توجه داشته است؟

دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه (فقط حاوی ده صفحه از صفحات پایان نامه با فرمت ورد)

 پایان نامه نور و ظلمت از دیدگاه گنوسی و مقایسه و تطبیق آن با مثنوی معنوی

دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه (فقط حاوی ده صفحه از صفحات پایان نامه با فرمت PDF)

 پایان نامه نور و ظلمت از دیدگاه گنوسی و مقایسه و تطبیق آن با مثنوی معنوی

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

دانلود پایان نامه از لینک زیر

لینک متن کامل پایان نامه رشته ادبیات با عنوان : نور و ظلمت از دیدگاه گنوسی و مقایسه و تطبیق آن با مثنوی معنوی