دانلود پایان نامه ارشد رشته ادبیات در سایت ارشدها

عنوان کامل پایان نامه :

نور و ظلمت از دیدگاه گنوسی و مقایسه و تطبیق آن با مثنوی معنوی

قسمتی از متن پایان نامه :

 

درست از همين روش در دستگاه‌هاي رادار و دستگاه‌هاي سونوگرافي استفاده مي‌شود. بنابراين واضح است كه روشن بودن نور مربوط به ذهن ماست و ظهور ذاتي آن درست نيست. چون ظهور مربوط به گيرنده‌ی حسي است نه نور. چنانچه براي خفاش و دستگاه سونوگرافي صدا روشن كننده است و براي رادار امواج الكترومغناطيسي روشن كننده است.

به هر صورت چشم از انرژي نوراني براي آشكار كردن واقعيت‌هاي خارجي استفاده مي‌كند و ما روشن بودن را از روي خطا به خود نور نسبت مي‌دهيم (آتریس،135).

رنگ اشياء زاييده‌ی ذهن ماست

اشياء مختلف به علت ساختمان‌هاي مولكولي متفاوت ، بعضي از طول موج‌هاي طيف نور را جذب مي‌كنند و بعضي را منعكس مي‌نمايند. مثلا چيزي كه رنگ سبز دارد، تمامي طول موجهايي كه به آن تابيده مي‌شود را جذب كرده اما طول موج حدود 500 نانو متر را منعكس مي‌كند. اين همان طول موجي است كه به چشم ما وارد مي‌شود و احساس رنگ سبز را در ذهن ما ايجاد مي‌كند. نكته‌ی حائز اهميت اين است كه در عالم واقعي چيزي به نام رنگ وجود ندارد، بلكه نور است با طول موج هاي متفاوت. اين سيستم بينايي ماست كه با توجه به طول موج هاي متفاوت ، رنگ‌هاي مختلف را مي‌آفريند (ویلیس،79).

اصولا بحث رنگ‌ها‌ي اصلي و فرعي در فيزيك و نقاشي همه مربوط به شبكيه‌ی چشم است. در شبكيه سه نوع سلول گيرنده‌ی حسي مخروطي، كه بيشترين حساسيت را به طول موج‌هاي سبز يا قرمز و يا آبي دارند، موجودند. سيستم ادراكي بينايي ، از روي ميزان و نسبت تحريك اين سه نوع سلول ، رنگ خاصي را ايجاد مي‌كند. تنها به همين دليل است كه از مخلوط كردن رنگ‌هاي اصلي ، رنگ‌هاي ديگري ايجاد مي‌شوند. پس در اين مورد ذهن ما چيزي را ايجاد كرده است كه در عالم واقع وجود ندارد ( آتریس،131).

به تعبير ديگر ما با نگاه كردن به جهان، آن را رنگ مي‌كنيم. يعني درك ما از رنگ دچار خطاي سيستماتيك است. درك درست آن است كه ما طول موج‌هاي مختلف نور را درك كنيم نه آن را به صورت سبز ، سياه يا قرمز بفهميم. يعني درك ما غير از واقعيت خارجي است.

در اينجا مغز و ذهن انسان ، منفعل نيست، بلكه فقط مقدار بسيار كمي از اطلاعات حسي به مغز ارسال مي‌شود و قسمت اعظم دريافت ما از عالم را مغز و ذهن انسان مي‌سازد و عجيب آنکه ما مي‌توانيم از خودمان فاصله بگيريم خودمان را از بيرون نگاه کنيم و خودمان را ابژه کنيم و به عبارت ديگر امکان اين را داشته باشيم که سوبژکتيويته مان را بازشناسيم.

واين ما را به معرفت‌شناسي فرا مي‌خواند که در عين بي‌يقيني و عدم قطعيت ، در حال گفتگو و ديالوگ است و اين بي‌يقيني ميان سيستم مغزي انسان و محيط او ، اين ديالوژي را بيش از پيش به ما باز مي‌نماياند و اين نکته خالي از لطف نيست که در مغز انسان هيچ دستگاهي وجود ندارد که امکان تمييز دادن دريافت وهم و امر واقع از تخيل را دهد. اما بايد توجه کرد که بدون”  تخیل، اشراق و خلاقیت”  پيشرفت علوم امکان‌پذير نيست . اين سه از لحاظ منطقي شناسايي‌پذير نبودند و از لحاظ معرفت‌شناختي نيز همواره محکوم‌شدني بودند در زندگي نامه‌ي دانشمندان از اين سه صحبت مي‌شد، اما در جزوه و رساله‌هاي درسي هرگز صحبتي از آن ها نبود. با اين همه تاليف اين جزوه‌ها و رساله‌ها، همانند لايه‌هاي زير‌زميني ذغال‌سنگ ، محصول سنگوارگي و تراکم آن چيزي است که پيش از هر چيز خيال‌ها ، فرضيه‌ها ، تکثير انديشه‌ها ، ابتکارها و کشف‌هاست‌ (تلخیص، ادگار مورن، 1388،44 – 63).

 

 

سوالات یا اهداف این پایان نامه :

– مسئله­ی مهم ” نور و ظلمت” که در متون هر دو آیین به وفور دیده می‌شود، چه وجوه اشتراکی با هم دارند؟

– آیا مولانا در بیان مسئله­ی ” نور و ظلمت” به این آیین و عقیده توجه داشته است؟

دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه (فقط حاوی ده صفحه از صفحات پایان نامه با فرمت ورد)

 پایان نامه نور و ظلمت از دیدگاه گنوسی و مقایسه و تطبیق آن با مثنوی معنوی

دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه (فقط حاوی ده صفحه از صفحات پایان نامه با فرمت PDF)

 پایان نامه نور و ظلمت از دیدگاه گنوسی و مقایسه و تطبیق آن با مثنوی معنوی

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

دانلود پایان نامه از لینک زیر

لینک متن کامل پایان نامه رشته ادبیات با عنوان : نور و ظلمت از دیدگاه گنوسی و مقایسه و تطبیق آن با مثنوی معنوی