دانلود پایان نامه

دانلود پایان نامه ارشد رشته ادبیات در سایت ارشدها

عنوان کامل پایان نامه :

تصحیح، مقدمه و شرح آثار منثور ظهوری ترشیزی 944-1026

قسمتی از متن پایان نامه :

 

رقعه چهارم (متضمن عدم مشاهده پادشاه به روز عید الضحی):

قربانی چشم بسته‎ی عید قربان خیال، شهید دلخسته‎ی حسرت طواف کعبه‌ی محترم وصال. زخم به جان برداشته، تیغ دو دمه‌ی لطف عتاب‌آمیز[1] و جگر به خون انباشته، شمشیر شهادت‌جوهرِ تغافل خون‌ریز. صید زخم خورده در انتظار زخم دیگر هلاک گردیده‎ی حریم دل شکاری، شکار نیم بسمل چشم در راه و گوش بر آواز تشریف نامهربان نگاری. کفشک خسته‎ی آبله در پای، دست[2] جان در بدن گداز ناشکیبایی. سایبان سیه‏تاب داغ به سر بادیه‎ی خورشید. قیامت، تاب[3] جنون و رسوایی مغنّی[4] سیر آهنگ رساانداز، حجاز نیاز، مقام شناسِ پرده‎ی قانون سوز و گداز. خون تمنا به گردن گرفته‎ی مینای[5] پاکبازی، تیغ به خون هوس‏آلوده‎ی میدان امل‏سوزی و هوس‏گدازی.[6] خون سعی به باطل هدر کرده‎ی راه دشوار گذار تمنا، قدم بر دم شمشیر نهاده‎ی طریق صعب‏گذار مدعا. کامیاب چاشنی لذت ذوق مجلس ناکامی، سیر چشم کاسه سرشار بزم خونابه آشامی. که چون چشم قربانی آیینه‌دار حیرانی است و به رنگ موج شهید آرام دشمن،[7] سلسله‏جنبان پریشانی تا چهار ارکان عناصرش به ریاست در راه پایه‎ی طلب به سر می‌شتابد و تا داعی اجل را لبیک اجابت نگفته رو از کعبه‎ی مراد نمی‌تابد و از حرمان دریافت عید وصال که چاشنی لذت طرب به کام جان مشتاق[8] می‌رساند، صبح عید را نمودار شام حسرت نصیبانِ داغ به دل و یأس‏سرشتان امید‏گسل می‌داند و از بدو ازل، خمیر پیکرش به آب تیغ سرشته‌اند و از روز نخست، سرنوشتش به خط جوهر شمشیر نوشته. اگر نفس در گلویش از سرمه سیاه بختی گره نگردیدی، ناله‎ی جان سوز حسرت گذارش[9] به گوشِ[10] ساکنان ناف زمین رسیدی. به آب زمزم چشم تر پاک‏دامن، وضو ساخته و کعبه‎ی دل اخلاص منزل را از بت پندار هستی پرداخته. تارک اعتبار و فرق افتخار را از سجده‎ی آن آستان کعبه‌مطاف شرافت مکان، برافراخته، ناصیه‎ی[11] اقبال از گرد آن عتبه‎ی والارتبه برافروخته و صبح عید‏کردار، سرمایه‎ی نور و صفا اندوخته. به یاوری توفیق از بت‌خانه‎ی خودپرستی به در جسته و از جلد بدن برآمده احرام زیارت کعبه‎ی جان بسته. گوناگون لوازم مبارک‏باد و رنگارنگ مراسم تهنیت که خامه را رنگین می‌سازد و نامه را نگارخانه چین سازد. معروض‏پرستان را حریم بندگی و ثابت‏قدمان عرفات[12] سرافکندگی. کعبه‎ی مراد اهل نیاز و مربع‎نشین چار بالش ناز. شهسوار در عرصه‎ی فتنه‌گری سبک جولان، قاتل سردمهر با ستم گرم‏خو[13] از کرده ناپشیمان. که یک جهان دل محبت‌گزین قربان نیم نازش گردیده و صد هزار جان نازنین، فدای یک عشوه‎ی[14] نیرنگ سازش تا تیغ نگاه او، طرح خون‌ریز[15] ساز داده. عید قربان چون قربانیان، دَیِت بِحل کرده، خط به خون خویشتن باز داده. قدم بر راه محبت به سهو نیز نهادن[16] و طریق مدارا به غلط هم سپردن در مذهبش گناه است و به رنگ موج خون شهید آرام دشمن نگاه[17] و خون گرفته‌ای که خویش را بر شمشیر نگاهش زده از او تا اجلِ دم تیغ آبدار راه عید قربان از عرصه‎ی خون ریزش، رنگین نسخه برده و موج خون از جوش ننشسته، شهیدان مضطرب نیم بسمل عنان به دست دَمَش سپرده موج جیحون خون قتیلانش به چرخ هفتم رسیده و زحل به رنگ داغ لاله جگرگون در خون غلطیده، زلفش بر گرد کعبه‎ی رخ، تتق عنبرین فرو هشته و خالَش تخم حسرت در دل حجرالاسود گشته. بس که خوی[18] رنگ آمیزش ستیزه‌جو[19] است، گل خونین کفن در چمن‌زار از شهیدان اوست. عید قربان قربانیِ تیغ نگاه خون‌ریزش، کعبه‎ی محترم، سیاه پوشیده‎ی شوق همرنگی زلفِ سیاهِ دلاویزش. زمان حضور[20] موفورالسرورش با عید برابر و طواف در صفا پرورش با حج اکبر همسر می‌دارد، دوگانه شکر و سپاس این موهبت عظمی به درگاه یگانه دادار گام بخش، به جا می‌آورد. به خانه‎ی خدای کعبه[21] قسم و به پیغمبر حجازی سوگند که در این روز چهره‎ی امیدافروز که در هر مقام، ساز نشاط سیر[22] آهنگ بلندآوازه است و به هر رهگذر اسباب انبساط زیاده از اندازه. بی‌غبار قدم لطافت پرور، کاشانه‎ی دیده‎ی بلا دیده، صفایی ندارد و بی‌حضور مسرت‏گستر، خانه‎ی دل، کدورت منزل هوای جان‏افزایی. قانون عشرتم را تارتار گسیخته است و طنبور فرحتم را بند بند از هم ریخته. حبّذا بخت کارساز و فرّخا اقبال مدعا پرداز. بیدلی که از ادراک دولت ملازمت والا به ساز و برگ مطلب دلخواه رسیده و ساغرِ سرشار امید و پیاله‎ی لبریز، آرزو، به کام جان کشیده. این حسرت، نصیب خار تمنا در پا رفته‌ای که با بینوایی از سرزنش خار مغیلان بادیه‎ی نایافت دولت وصال[23] سراسر قدم ریش است، از راه تشویر گل نکردن غنچه‎ی امل چون غنچه‎ی نشکفته لاله، داغ به دل سر در پیش.

این حرمان روزی چه خوناب‌ها که از رشک کامیابی حلقه به گوشانِ بزم وصالِ حاضر و نظربازان بی‌زحمت[24] اغیار بر روی یار ناظر، نمی‌آشامد[25] و اگر حال بدین گونه ماند، نمی‌داند[26] که کار چه رنگ سر برکشد[27] و کدام صورت گیرد و تا کجا انجامد. تا مقدم عیش عید سعید، نشاط‌آفرین است و دل‌های اندوهگین از آمدنش طرب‌قرین. هر روز[28] سعادت اندوزان بزم حضور، هر صبح، صبحِ عید و هر روز، روز نوروز و هر شب چون شب لیله‎القدر به فیوضات فرخنده و خرم[29] و با فرحت جاوید همدم و با عشرت مدام توأم باد.

 

[1]. د: عناب آمیز

[2]. د: دشت

[3]. د: به لب

[4]. این واژه در اس نیامده است.

[5]. د: دشت آمده؛ اس: بیدای

[6]. م.ج: هوش‌گذاری

[7]. دشمن در نسخه م.ج نیامده است.

[8]. دیگر نسخ: مشتاقان

[9]. اس: حوصله گذارش

[10]. اس: گوشه

[11]. م.ج: آئینه ناصیه؛ اس: آید ناصیه اقبال

[12]. م.ج: عرفان

[13]. اس: گرم خون

[14]. م.ج، د: جلوه

[15]. م.ج، د: خون‌ریزی

[16]. د: قدم بر راه مروت نهادن

[17]. در نسخه‌ی م.ج و د به رنگ موج خون شهید آرام دشمن نگاه نیامده است.

[18]. م.ج: طبع

[19]. اس: ستیزه‌خو

[20]. حضور در اس نیامده است.

[21]. د: به خدای خانۀ کعبه

[22]. د: تیز

[23]. م.ج: بادیۀ نایافت سراسر قدم ریش است؛ د: بادیۀ نایافت مدعا سراسر قدم ریش است.

[24]. اس: رحمت

[25]. م.ج: آشامد

[26]. م.ج: نمی‌دانم

[27]. م.ج، د: کند

[28]. اس: بر روی سعادت‌اندوزان

[29]. م.ج: صبح سر در چون روز عید فرخنده و خرم باد؛ د: صبح عیدپرور چون روز عید قربان فرخنده و خرم باد.

سوالات یا اهداف این پایان نامه :

بررسی ظهوری ترشیزی از شاعران و نویسندگان  اواخر قرن دهم و یازدهم هجری

دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه (فقط حاوی ده صفحه از صفحات پایان نامه با فرمت ورد)

 پایان نامه تصحیح، مقدمه و شرح آثار منثور ظهوری ترشیزی(944-1026)

دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه (فقط حاوی ده صفحه از صفحات پایان نامه با فرمت PDF)

 پایان نامه تصحیح، مقدمه و شرح آثار منثور ظهوری ترشیزی(944-1026)

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

دانلود پایان نامه از لینک زیر

لینک متن کامل پایان نامه رشته ادبیات با عنوان :تصحیح، مقدمه و شرح آثار منثور ظهوری ترشیزی 944-1026