دانلود پایان نامه ارشد رشته ادبیات در سایت ارشدها

عنوان کامل پایان نامه :

نور و ظلمت از دیدگاه گنوسی و مقایسه و تطبیق آن با مثنوی معنوی

قسمتی از متن پایان نامه :

 

اسطوره­ي ريشه و بن مانوي مبتني بر آموزه­ي دو بن (نور و تاريکي) و سه دوره­ي آفرينش است. دو بن، که به گونه­ي پدر بزرگي و شاهزاده­ي تاريکي شخصيت مي­يابند، در نخستين دوره­ي هستي جدا هستند و به ترتيب، در باختر(شمال) و نيمروز ساکن­اند. قلمرو فرمانروايي آن دو را مرزي از هم جدا مي­کند. شاهزاده­ي تاريکي(يعني ماده­ي آشفته و نامنظم) آرزو مي­کند که به قلمروي شاهي پدرِ بزرگي دست يابد. پس، دوره­ي دوم آغاز مي­گردد. پدر بزرگي درحالي که نمي­خواهد پنج  “مأوي” خويش (هوش، دانش، تفکر، انديشه و آگاهي) را مصالحه دهد، مصمم مي­شود که با شاهزاده­ي تاريکي بستيزد و ايزدي را مي­آفريند که مادرِ زندگي نام دارد. او به نوبه ي خود انسان قديم( هرمزدبغ) را مي­زايد. اما شاهزاده­ي تاريکي، انسان قديم را شکست مي­دهد و پنج فرزند او را مي­بلعد و بدين‌گونه سقوط او را فراهم مي­آورد؛ پنج فرزند انسان قديم به گونه­ي سمي هستند که در شکم او قرار دارند. پدر بزرگي با آفريدن باشنده­اي ديگر به نام مهرايزد (روح زنده) به پاسخ برمي­خيزد. روحِ زنده نيز که صاحب پنج فرزند است، به همراه انسان قديم در برابر ديوان و نيروهاي تاريکي مي­ايستد و به اين ترتيب، کنش “جهان آفريني” آغاز مي­گردد. از تن ديوان آسمان ها، کوه­ها، خاک و سرانجام، از يکي از پاره­هاي نورِ آزاد شده­ي خورشيد، ماه و ستارگان هستي مي‌يابند. پدر بزرگي آن­گاه سومين باشنده را به نام نريسه ايزد (پيامبر سوم) مي­آفريند که تجسم خرد(Nous) است. او بهمن بزرگ يا ايزد انديشه (اوستا: وهومنه) نيز ناميده مي­شود. نريسه ايزد دروازه ايزد دوشيزه­ي روشني را فرا‌مي­خواند و آنان خويشتن را برهنه بر ديوان نر و ماده مي­نمايانند و آنان با ديدن چنين زيبايي، مني­شان فرو‌مي­ريزد و بدين­گونه، پاره­هاي نوري که فرو بلعيده و در بند داشتند، آزاد مي­کنند. نطفه­ي پاشيده شده روي زمين خشک به پنج درخت، هستي مي­بخشد. پس کيهان پديد آمده است (هالروید،1388،172).

آن‌گاه آفرينش نژاد انسان آغاز مي­گردد. دروجان (ديوان ماده) که آبستن شده­اند، با نيرنگِ نريسه ايزد، غول­ها را مي‌زايند. آنان گياهان را مي­بلعند تا نور موجود در آن­ها را جذب کنند. آن­گاه مادّه (تاريکي) به چهره­ي ديو آز که گونه­ي شخصيت يافته­ي حرص است، درمي­آيد تا پاره­هاي نور را به شيوه­ي امن­تري زنداني کند و باعث مي­شود که دو ديو نر و ماده اَشَقلون (Ashaglun) و نمرائيل (Namrael)، همه غولان را ببلعند و آن‌گاه با هم آميزش کنند. آن‌گاه آنان نخستين زوج انساني (گهمُرد و مُرديانه در متون فارسي ميانه) را هستي مي­بخشند. در اين زمان رستگاري آغاز مي­گردد. گهمرد، که دام­هاي تيرگي او را وحشي و جاهل بار آورده­اند، به ياري منجي يا فرزند خدا از اين موقعيت خويش آگاه مي­شود و نيروها، نور او را به بالا مي­فرستند. منجي، همان انسان قديم يا هرمزدبغ، و آن­گاه عيساي متعالي يا خداي خرد است. منجي آدم را از خواب بيدار مي­کند، چشم­هاي او را مي­گشايد، روح خويش را که در اين جهان مادي رنج مي­برد، به او نشان مي­دهد و سرچشمه­ي دوزخي تن و منشاء آسماني روح را بر او آشکار مي­کند.بدين­گونه، آدم بر خويشتن آگاهي مي­يابد و روحش به واسطه­ي معرفت احيا مي­گردد.

در دوره­ي سوم، جنگ بزرگ ميان نيروهاي نيک و بد آغاز مي­گردد. از يک سو، شاهزاده­ي تاريکي که بدي را از طريق زايش در سراسر کيهان مي­پراکند، نوميدانه تلاش مي­کند و زندان­هاي جسماني بيشتري براي در بند کردن پاره­هاي نور مي­آفريند. از سوي ديگر، پدرِ بزرگي براي گستراندن نيکي دست به تلاش مي­زند. نور با به کارگيري قوانين ديني، به ويژه با ايستاندن دايره­ي باززايي آزاد
مي­شود؛ پس روح از راه آگاهي آزاد مي­گردد. در آن هنگام که دينِ دادگري پيروز شود، روان­ها بازخواست شده، گزيدگان به بهشت رهسپار خواهند گشت. آن‌گاه کيهان پاکيزه خواهد شد و با آتشي که 1468 سال مي­پايد، نابود خواهد شد. همه­ي پاره هاي نور، يا بخش بزرگي از آن، رهايي خواهند يافت؛ مادّه با همه­ي مظاهر خود و با همه­ي قرباني­هايش (نفرين شدگان) براي هميشه در يک گوي، درون مغاکي بزرگ، زنداني مي­شود که سر آن را با سنگي پوشانده­اند. بنابراين، دو بن براي هميشه از يکديگر جدا خواهند شد (همان،173).

مانويان معتقدند که اسارت نور در زندان ظلماني ماده در تمامي اجسام و موجودات جهاني مشهود است. هم‌چنان که هوا، باد، آب، آتش و نوري که در جهان استومند است اسارت اجزاي پنج گانه­ي نوراني در سرزمين تاريکي و گلاويزي آن ها با پنج جزء ظلماني به پيدايي آمده است که ماهيت و سرشت هر يک از آن­ها آميزه و تلفيقي از خير و شر است. هوا و دخان به‌هم آميختند. آن چه در هوا مفرّح ذات و مايه­ي حيات است از هواست و آن چه گرفتگي و هلاک و بيماري است از دخان است (باقری،1389، 101).

سوالات یا اهداف این پایان نامه :

– مسئله­ی مهم ” نور و ظلمت” که در متون هر دو آیین به وفور دیده می‌شود، چه وجوه اشتراکی با هم دارند؟

– آیا مولانا در بیان مسئله­ی ” نور و ظلمت” به این آیین و عقیده توجه داشته است؟

دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه (فقط حاوی ده صفحه از صفحات پایان نامه با فرمت ورد)

 پایان نامه نور و ظلمت از دیدگاه گنوسی و مقایسه و تطبیق آن با مثنوی معنوی

دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه (فقط حاوی ده صفحه از صفحات پایان نامه با فرمت PDF)

 پایان نامه نور و ظلمت از دیدگاه گنوسی و مقایسه و تطبیق آن با مثنوی معنوی

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

دانلود پایان نامه از لینک زیر

لینک متن کامل پایان نامه رشته ادبیات با عنوان : نور و ظلمت از دیدگاه گنوسی و مقایسه و تطبیق آن با مثنوی معنوی