دانلود پایان نامه ارشد رشته ادبیات در سایت ارشدها

عنوان کامل پایان نامه :

بررسی محتوایی فردوس المرشدیه فی اسرار الصمدیه

قسمتی از متن پایان نامه :

 

اما در مورد اینکه کرامت در حالت صحو یا مسکر از ولی سر می زند در میان علما پیوسته محل اختلاف است. هجویری در کشف المحجوب بر این عقیده است که کرامت در حالت سکر از ولی سر می زند از این رو پروای دعوی تحدّی ندارد. (همان: 285)

محمود بن عثمان ، در بحث کرامت ابتدا دیدگاه چهار گروه را نسبت به این موضوع بیان می‌کند :

« بدان رحمک الله که مردمان در اختلاف کرامات اولیا بر چهار قول اند :قومی آنند که گویند کرامات اولیا جایز نیست و آن ظاهر نشود بر هیچ کس و آن از ممتنعات است نه از ممکنات و جایز نیست که آن ظاهر شود بر اولیاء و انبیا… و قومی دیگر گویند که ما منکر کرامات نیستیم لیکن آن خاص صفت انبیا است و به غیر از ایشان هیچ کس را جایز نباشد که دعوی کرامات کنند نه از ولی و نه از غیر ایشان …

دیگر طایفه ای از اهل سنت و جماعت اثبات کرامات اولیا کنند به اندازه‌ای که نرسد به حدّ معجزات و اگر کسی گوید که کرامات به حدّ معجزات برسد ایشان اثبات آن نکنند…

دیگر طایفه ی چهارم اهل معرفت و فقهای امت باشند از اهل سنّت و جماعت و ایشان جایز دارند کرامات اولیاء و اگر چه باشد به حد معجزات.» (محمودبن عثمان، 1333: 66)

محمود بن عثمان در ادامه تفاوت بین معجزه و کرامت را این گونه بیان می کند : « و فرق میان معجزه‌ی انبیا و کرامات اولیا آن است که معجزه می آید بر نبی در وقتی که وی می‌خواهد و کرامات می دهند بر ولی در وقتی که خدای تعالی می خواهد ، یعنی نه در وقتی که وی آرزوی می کند .

دیگر کرامات اولیا که حق تعالی ظاهر کند از جهتی عز و تمکین ایشان باشد و معجزه‌ی انبیا که بدهد از برای آن باشد تا ایشان بدان معجزه امتان حاصل کنند و به خدای خوانند . پس نبی که دعوی نبوت کند بی شک او را معجزه باید تا خلق به وی گرود . و بر ولی نیست که او را دعوی ولایت کند و اگر دعوی ولایت کند ممکن نباشد او را اظهار کرامت کردن ، مگر کراماتی که حق تعالی بی‌اختیار وی پدید کند . و اگر دعوی ولایت به نفس خود کند ، یعنی نه به متابعت نبوت دعوی ولایت کند ، از درجه‌ی ولایت بیفتد . » ( همان : 69 )

وی نیز درجایی دیگر آورده است : « معجزات از آن انبیا باشد و کرامات از آن اولیا . حق تعالی گوید یا رسول من معجزات تو را دادم ظاهر گردان ، و با اولیا گوید : یا اولیا من کرامت تو را دادم پوشیده دار تا من بی تو ظاهر گردانم . » ( همان : 308 )

 

3-2-1- تقسیم بندی کرامات

کراماتی را که در متون عرفانی آمده است می‌توان از نظر موضوع به چندین دسته تقسیم نمود ، شفیعی کدکنی در مقدمه‎ی خود بر اسرارالتوحید درباره‎ی تقسیم‎بندی کرامات می‎نویسد که سُبکی در طبقات‎الشافعیه بحث درازدامنی در باب کرامت کرده و به طبقه‎بندی انواع آن پرداخته و آن‎ها را در بیست و پنج گروه دسته‎بندی نموده‎است از قبیل شفا بخشیدن بیماران یا اطاعت جانوران از اولیا یا رؤیت چیزی از ماورای حجاب یا اخبار از مغیبات و امثال آن‎ها و در پایان افزوده‎است که تصور من بر آن است که انواع کرامت از صد نیز متجاوز است . ( منّور ، 1379 : 98 مقدمه‎  )

استاد شفیعی کدکنی در کتاب زبان شعر در نثر صوفیه ، با آوردن چهار نمونه از کرامات نخستین زاهدان اسلامی ، معتقد است که تمامی کرامات اهل تصوف در دو دسته‌ی کلّی قرار می گیرد :

« از تأمل در احوال نخستین زاهدان اسلامی ، امثال اویس قرنی ، حسن بصری ، مالک دینار و حبیب عجمی ، ما با نمونه‌هایی از نوعی خرق عادت روبه رو می شویم :

الف ) هرم بن حیّان گفت آرزوی وی ( اویس ) بر من غالب شد . به کوفه رفتم و او را طلب کردم تا وی را بازیافتم . برکنار فرات وضو می‌کرد و جامه می‌شست . وی را بشناختم که صفت او شنیده بودم . سلام کردم و جواب داد و در من نگریست . خواستم تا دستش فراگیرم ، دست نداد . گفتم : رحمک الله یا اویس و غفرلک ، چگونه‌ای ؟ گریستن بر من افتاد از دوستی وی و از رحمت که مرا بر وی آمد از ضعیفی حال وی .

اویس نیز بگریست ، گفت : و حیّاک الله یا هرم بن حیّان ، چگونه‌ای یا برادر من و تو را که راه بنمود به من ؟ گفنم : نام من و پدر من چون دانستی و مرا چه شناختی هرگز نادیده ؟ گفت نبّأنی العلیم الخبیر ( 66/3 ) آن که هیچ خبر از علم و خبر وی بیرون نیست مرا خبر داد و روح من و روح تو را بشناخت که روح مؤمنان با یکدیگر آشنا باشد اگرچه یکدیگر را ندیده باشند .

ب ) بزرگی گفت ، سحرگاهی به در مسجد حسن بصری رفتم به نماز . در مسجد بسته بود و حسن در درون مسجد دعا می کرد و قومی آمین می گفتند . صبر کردم تا روشن تر شد . دست بر در نهادم . گشاده شد . در شدم . حسن را دیدم تنها . متحیر شدم .

چون نماز بگزاردم ، قصه با وی بگفتم و گفتم : خدای را مرا از این کار آگاه کن . گفت : با کس مگوی : هرشب آدینه پریان نزد من می‌آیند و من با ایشان علم می گویم و دعا می کنم و ایشان آمین می گویند .

ج ) نقل است که مالک دینار وقتی در زیر سایه‌ی درختی خفته بود . ماری آمده بود و یک شاخ نرگس در دهان گرفته بود و او را باد می‌کرد.

د ) حسن بصری به جایی خواست رفت . بر لب دجله آمد و با خود چیزی می اندیشید که حبیب عجمی دررسید . گفت : یا امام ، به چه ایستاده‌ای گفت به جایی خواهم رفت کشتی دیر می‌آید . حبیب گفت : یا استاد ، تو را چه بود ؟ من از تو علم آموختم . حسد مردمان از دل بیرون کن و دنیا را بر دل سرد کن و بلا را غنیمت دان و کارها از خدای بین ، آنگاه پای بر آب نه و برو . حبیب پای بر آب نهاد و برفت و حسن بیهوش شد .

همین چهار کرامتی که از این چهار زاهد نخستین زهد اسلامی از تذکره الاولیای عطار نقل کردم می تواند الگوی بخش اعظم کرامات منقول در مقامات صوفیه به شمار آید : نوعی خواندن اندیشه و اشراف بر ضمایر یا نوعی تأیید آنچه بر ضمیر و ذهن و عالم تصورات اشخاص می گذشته ( در دو کرامت نخستین ) یا مدعی امری خلاف قوانین طبیعت شدن از قبیل ماری که با شاخه‌ی نرگس خفته‌ای را باد می‌زند یا کسی که بر خلاف قانون جاذبه و وزن مخصوص بر آب عبور می کند .

صورت نوعیه‌ی کرامات را می توان با اسلوب طبفه‌بندی داستان‌ها که از روش ولادیمیر پروپ ( 1895 – 1970 ) فرمالیست ممعروف روس رواج یافته است ، رده بندی کرد و در مرکز تمامی آنها یا یک امر ذهنی را مشاهده کرد که هیچ ما به ازای خارجی و مادی ندارد ( در دو کرامت آغازین که نقل کردم ) یا دعوی نوعی خرق عادت و نقض قوانین مادی جهان .

حقیقت امر این است که همان خرق عادت و نقض قوانین جهان هم ، برای یک بیننده می تواند مصداق حقیقت و مشاهده باشد و برای دیگری کذب و دروغ و ادعا . تا در کجای این قضیه ایستاده باشیم . برای آنکه ایمان دارد ، صدق است و برای آن که ایمان ندارد کذب . »      ( شفیعی کدکنی ، 1392 : 314 – 315 )

همان گونه که ملاحظه می شود طبق گفته‌ی استاد شفیعی کدکنی تمامی کرامات در دو دسته‌ طبقه بندی می‌شود که این دو دسته نیز برای خود تقسیماتی می‌تواند داشته باشد .

ما پس از بررسی انواع کرامت در فردوس المرشدیه ، آنها را موضوع بندی کردیده ایم و برای هرکدام مثالی بیان نموده ایم .

 

 

3-2-1-1- اشراف بر ضمایر

این نوع کرامت در فردوس المرشدیه فراوان دیده می شود که برای نمونه چند مورد ذکر می‌گردد :

محمود بن عثمان حکایت هایی را از شیخ مرشد نقل کرده که نشان می دهد او نیز صاحب این کرامات بوده است. در حکایتی آمده که شیخ مرشد به اصحاب خود سفارش و توصیه کرده بود که چون نزدیک خویشان و برادران خویش رفتند ، مبادا بدون حضور یاران طعامی بخورند یا چیزی بگیرند اما یکی از اصحاب آن گاه که به دیدار مادرش رفته بود بر اثر اصرار مادر، مقدار خرما خورده بود. آن گاه که به پیش شیخ بازگشت: «شیخ گفت: نزد مادر چه کردی و پیش وی چه خوردی؟ من گفتم یا  شیخ هیچ نخوردم. شیخ مرشد قدس الله روحه العزیز روی به من کرد و گفت یک خرما نیز نخوردی؟ چون شیخ این بگفت مرا هیبتی از وی در دل آمد و بدانستم که شیخ صاحب کرامات است و هیچ چیز از وی پوشیده نیست. استغفار کردم و بعد از آن بی حضور اصحاب چیزی نخوردمی.» (محمود بن عثمان ، 1333: 142)

در حکایتی دیگر آمده است که جماعتی از اهل تصوف به کوه لبنان رفتند و سکنی گزیدند. این گروه از مردم کناره گرفته بودند و به محافظت احوال خویش مشغول بودند. آن گاه که صفت و سیرت  و فضیلت شیخ مرشد را شنید به ایشان خرده گرفتند که چرا وی هم چنان در جمع مردم است و چرا هنوز از مردم کناره نگرفته است لذا تصمیم گرفتند که احوال شیخ را بدانند بنابراین از میان ایشان دو تن برخاستند و عزم کازرون کردند. اما شیخ بدون این که خبر داشته باشد به فراست از ورود آن ها آگاه شد و چنان از آن ها استقبال کرد و با آن ها رفتار نمود که آن دو نفر در آخر مرید وی شدند و در کنار او قرار گرفتند :

سوالات یا اهداف این پایان نامه :

 

الف ) اهداف علمی : تبیین جایگاه کتاب فردوس المرشدیه در میان آثار عرفانی

ب ) اهداف کاربردی : از این تحقیق می‌توان در حوزه‌های زیر استفاده کرد :

  1. در حوزه‌ی تذکره‌ها و زندگی‌نامه‌های عرفانی
  2. در حوزه‌ی شرح و تفسیر متون عرفانی

دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه (فقط حاوی ده صفحه از صفحات پایان نامه با فرمت ورد)

 پایان نامه بررسی محتوایی فردوس المرشدیه فی اسرار الصمدیه

دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه (فقط حاوی ده صفحه از صفحات پایان نامه با فرمت PDF)

 پایان نامه بررسی محتوایی فردوس المرشدیه فی اسرار الصمدیه

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

دانلود پایان نامه از لینک زیر

لینک متن کامل پایان نامه رشته ادبیات با عنوان :بررسی محتوایی فردوس المرشدیه فی اسرار الصمدیه