دانلود پایان نامه ارشد رشته ادبیات در سایت ارشدها

عنوان کامل پایان نامه :

تک نگاري آثار اصغر الهي

قسمتی از متن پایان نامه :

 

1-1-1- شخصيت[1]:

« اشخاص ساخته­شده­اي( مخلوقي) را که در داستان و نمايش ظاهر مي شوند، شخصيت مي­نامند. شخصيت، در اثر روايتي يا نمايشي، فردي است که کيفيت رواني و اخلاقي او، در عمل او و آنچه مي­گويد و مي­کند، وجود داشته باشد. خلق چنين شخصيت­هايي را که براي خواننده در حوزه­ي داستان تقريباً مانند افراد واقعي جلوه مي­کند، شخصيت­پردازي مي­خوانند». (جمال ميرصادقي،1364: 184)

قهرمانان و شخصيت­هاي داستان کساني هستند که با اعمال و يا گفتار خود، داستان را به وجود مي­آورند. به آنچه مي­کنند آکسيون[2] يا عمل و به آنچه مي­گويند ديالوگ يا گفتار مي­گويند. به زمينه و عواملي که باعث گفتار و يا اعمال قهرمانان مي­شود نيز، انگيزه[3] مي­گويند. بدين ترتيب عمل يا کنش، مجموعه­ي اعمال و رفتار و به اصطلاح کارهايي است که از قهرمانان در داستان سر مي­زند و ديالوگ، مجموعه گفتارهاي شخصيت­هاي داستان است. بديهي است که در يک داستان، هر فعل يا گفتاري بايد علت خاصي داشته باشد. قهرمانان ممکن است از آغاز تا پايان داستان ثابت بمانند و ازنظر فکري و روحي تغيير نکنند و ممکن است بر اثر يک بحران شديد، به تدريج يا ناگهاني تغيير يابند. به شخصيت نوع اول ايستا و به شخصيت نوع دوم، پويا گفته مي­شود. اين اصطلاحات را اي. ام. فورستر در کتاب « جنبه­هاي رمان» به کار مي­برد. فورستر درين کتاب، شخصيت­هاي داستان را به دو نوع تقسيم کرده است: اول شخصيت ثابت يا ساده[4] که مي­توان او را در يک جمله وصف کرد چراکه پيچيده نيست و با جزييات سروکار ندارد، دوم شخصيت متغير[5]  که از نظر انگيزه­هاي رفتاري موجودي پيچيده است و مثل يک شخصيت واقعي در زندگي عمل مي­کند.( شميسا، 1387: 173)

يکي از نشانه­هاي مهارت نويسندگان برتر، خلق شخصيت­هايي است که در نظر خوانندگان يا دريافت­کنندگان روايت داستاني، از بالاترين ميزان باورپذيري برخوردار باشند. ازين روست که پس از مطالعه­ي داستان­هاي نويسندگان برتر، بيش از آنکه روند داستان و وقايع آن در ذهن بماند شخصيت­ها هستند که ماندگار مي­شوند و گاهي از آنان به عنوان شخصيت­هايي حقيقي ياد مي­کنيم که شايسته­ي بيان احساسات ما هستند. شخصيت پردازي با توجه به سبک شخصي نويسنده و نوع داستان اعم از علمي، تخيلي، عاشقانه و … متفاوت است.

« شخصيت­ها افرادي هستند که در يک اثر نمايشي يا روايي ارائه مي شوند، و خواننده بر مبناي استنباط از خلق­وخو و صفات اخلاقي و عاطفي­اي که در گفته­ها-ديالوگ- و نيز رفتار-اعمال داستاني-آن­ها بروز مي­يابد، آن­ها را تحليل مي­نمايد. دلايل رفتارها ، تمايلات، و ماهيت اخلاقي شخصيت­ها در ابراز گفته­ها و انجام اعمالشان، انگيزه آن­ها ناميده مي­شود». (آبرامز، 43:1390)

در واقع آنچه که موجب پيشرفت داستان و شکل­گيري نقطه­ي تعليق  و گره­گشايي مي­شود، همان انگيزه شخصيت­هاي داستاني و به تبع­آن عملکرد ­آنان است اما نويسندگان بايد توجه داشته­باشند که شخصيت­هاي داستانشان ايده­آل محض نباشند چراکه مخاطبان به دنبال شخصيت­هاي حقيقي هستند تا بتوانند خودشان را به جاي آن­ها بگذارند و از ديدگاه خودشان به شرايط داستان بنگرند. « از آنجا که انسان موجود اجتماعي است، همواره در تعامل با هم­نوعان خود قرار­ دارد. اين رابطه سبب مي­شود که هر­يک از ما به خصايص ديگران حساس شويم. هرکس خلق­وخوي خاص خود را دارد، پس مجبوريم با دقت در ويژگي­هاي رفتار و گفتار کساني که با آن­ها ارتباط داريم، شخصيت­شان را دريابيم و به اين ترتيب رابطه­ي خودمان با آن­ها رابه نحو مقتضي تنظيم کنيم. از اين نظر داستاني که شخصيت­ها را در کنش­هاي بينافردي نشان مي­دهد، خود به خود براي ما که دائماً در کنش متقابل با ديگرانيم جذابيت دارد. شخصيت­هاي چنين داستاني، از جهاتي خود ما و انسان­هاي اطراف ما هستند و لذا با خواندن داستان درک عميق­تري از شخصيت خودمان و ديگران کسب مي­کنيم. داستاني که واجد ارزش ادبي باشد، صرفاً آدم­ها را در وقايع خاصي نشان نمي­دهد،­ بلکه توجه خواننده را به ويزگي­هاي شخصيت­هايي جلب مي­کند که به وجود­آورنده­ي آن وقايع­اند». (حسين پاينده،گفتمان نقد،85)

« از ديدگاه فلسفي، برخورد خاص­گرايانه به شخصيت عبارت است از مشخص­کردن فرديت شخص. پس از آن­که دکارت منتهاي اهميت را براي فرايند هاي انديشه در ضمير آگاه فرد قائل شد، طبيعتاً مسائل فلسفي هويت فردي نيز بسيارمورد توجه قرار­گرفت. هم فلاسفه و هم رمان­نويسان بسيار بيشتر از آن­چه تا آن زمان متداول بود به فرديت خاص اشخاص توجه کردند. از آن­جا که هر فرد در زندگي واقعي نام خاصي دارد، رمان­نويسان نيز نوعاً با نام­گذاري شخصيت ها سعي در خاص جلوه دادن آنها دارند. مسأله هويت فردي، منطقاً ارتباط تنگاتنگي با جايگاه معرفت­شناختي اسامي خاص دارد، زيرا به قول هابز، «اسامي خاص يک چيز را به ذهن متبادر مي کنند، اما کلي­ها چيزهاي متعددي را به ذهن مي­آورند». در زندگي اجتماعي، اسامي خاص دقيقاً همين نقش را دارند، يعني جلوه­هاي کلامي هويت خاص افرادند. ليکن اين نقش اسامي خاص، در ادبيات نخستين بار در رمان کاملاً تثبيت شد». (پاينده، 1389: 25-26)

[1] character

[2] action

[3] motivation

[4] Character flat

[5] Character round

سوالات یا اهداف این پایان نامه :

بررسآثار اصغر الهي در دو دسته­ي رمان­ و مجموعه داستان­هاي کوتاه، مورد تحليل­هايي از لحاظ فرم، محتوا، عناصر داستاني، نکات برجسته­ي روان­شناسي از ديدگاه فرويد، يونگ و آدلر و جامعه شناسي از ديدگاه گلدمن

دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه (فقط حاوی ده صفحه از صفحات پایان نامه با فرمت ورد)

 پایان نامه تک نگاري آثار اصغر الهی

دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه (فقط حاوی ده صفحه از صفحات پایان نامه با فرمت PDF)

 پایان نامه تک نگاري آثار اصغر الهی

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

دانلود پایان نامه از لینک زیر

لینک متن کامل پایان نامه رشته ادبیات با عنوان :تک نگاري آثار اصغر الهي