دانلود پایان نامه

دانلود پایان نامه ارشد رشته ادبیات در سایت ارشدها

عنوان کامل پایان نامه :

تصحیح، مقدمه و شرح آثار منثور ظهوری ترشیزی 944-1026

قسمتی از متن پایان نامه :

 

رقعهی پنجم (در شکایت هجران):

پشت به دیوار نشسته‎ی کدورتکده‎ی الم[1] پشت از پشته پشته بار شکسته‎ی اندوه و غم. نظر بر پشت پا دوخته‎ی انفعال، دست به هم ندادن طالع بر گرد سرگردیدن، رو به دیوار آورده‎ی خجالت، رو نیافتن از اقبال رخت بخت بر آن آستان کشیدن. پشت پا بر اسباب زده‎ی دکان دکان[2] زیب تعلق ناآشنا رویِ بازارِ بسیار خریدارِ تملق، پشت‏ریش، سینه افگار، خارا بالین خارنشتر[3] بستر، کار به اغیار یک رو کرده در طلب یار در به در. پشت به کوه داده‎ی میدان ثابت قدمی و وفاداری، پشت دست بر زمین عجز نهاده‎ی عرصه‎ی جان‌نثاری. که در دکان یار[4] فروشش، متاع پشت و رو یکسان اخلاص بی‌ریا، مهیاست، دل خواهش دنیا در پس پشت افکنده‌اش، به آئین آیینه زر در قفاست. با سیر چشمی بر خوان قناعت از بن دندان[5] از کباب نمک بخت شور سرشته لخت جگر، طرف بسته و پشت دست بر دهان طمع تیز دندانِ گرسنه چشم زده یک یک دندانش شکسته. از پشتی دل روشن که به کردار شمع، پشت و رو ندارد و رعایت اخلاص،[6] حضور غیبت را همدم[7] و هم چشم نمی‌شمارد.[8] و در موقف ادب مانند شمع به ادای لوازم قیام بندگی، پرداخته و چون شعله از باد، پشت نیاز به سجده‎ی سرافکندگی خم ساخته. به عزّ عِرض پشت تعظیم به خدمت حضور روکش صفوتکده‎ی طور، خم کردگان و روی نیاز به آن آستان تجلی‏قرین نورافشان آوردگان. پشت و پناه زیبای قوت‌الظهر رعنایی که آسمان پشت خم کرده‎ی سنگینی بار کوه با سنگ عشق، عربده‌ساز اوست و خورشید پشت بر تافته‎ی تاب آتش قهر برق‌شرر حوصله سوز طاقت‌گداز او. تا تُرک چشمش کمین گشاده و کمان کشیده بر پشت زمین کف خاکی نیست که در آن از کُشته، پشته در خاک و خون نغلطیده و خال لبش که از پشت مسیحازاد به مقتضای اَلوَلَدُ سرٌّ لِأبیه در اعجاز جان‌بخشی داد، داده. خال بر پشت چشمش جا نگزیده بلکه[9] از فرط لطافت و صفا، عکس مردمک از آن نمودار گردیده. صبا در چمن هر سحر بر بوی سواریش، لبریز شوق عماری گل بر پشت کشیدن و گل نازنین او سرشار ذوق[10] خارخار آرزوی غنچه‎ی مراد گل کردن و گلبن امید سبز گردیدن. گل طراوت لبریز رویش، بهارآرا و خار سرتیز[11] مژگانش از پشت خارا، گذارا. استغنا از تغافل بلندش والا شکوه و تمکین از وقار گران‌بارش پشت به کوه. دیوار حریم حرمت از پشتیبانی عصمتش بر پا و صحن صفوتکده‎ی تقدس از پرتو حُسن پاکش، لبریز نور و صفا.

به آبیاری عرق چهره‎ی حیا پرورش، آب بر روی آزرم، به پشت‏گرمی چشم کم نگاهش، پشت حیا، گرم. کاکلش ماری است که خارپشت شانه، خدمتکار اوست. زلفش طاوسی است که بازِ دل، شکار او می‌رساند. پشت و روی نامه‎ی اتحاد علامه را از الفاظ شعله‌ناک و معانی سوزان، مشرفستان صد فلک خورشید قیامت می‌گرداند. به پشت‏گرمی شعله زبان به فروزشگری چراغ مدعا می‌پردازد. از سحرکاری و نیرنگ‌سازی به باد دامن نفس آتشین شمع، مطلب روشن می‌سازد. به پشتی[12] رگ ابرِ قلم ماجرای دیده‎ی طوفان در بغل که ابر از حبابش آب گردیده بر روی آب می‌آرد و شرح اشکباری چشم به حرور آستین که طوفان از گریبانش سرکشیده، می‌نگارد. که چشم این هوادارِ دور از آن گوهر یکدانه، سیلِ اشکِ محیط رشک بر آبی سر داده که دریا به دستبردش[13] از صدف، پشت و دست عجز بر زمین نهاده. در این بهار طربْ سرشار که گلبانگ عندلیب در گنبد رنگین گل پیچیده و گلبن که در موسم برگ‌ریز باد، از خارپشت شانه[14] می‌داد از فیض آب و هوا، نمودار دُم طاوس گردیده. گل شکفته‌رو به رنگین ادایی آورده و نرگس نیم باز از ناز[15] پشت چشم نازک کرده. لب جویبار لطافت بار، به رنگ پشت لب نوخطان سبز گردیده و پشت شاخسار پر انوار[16] مانند پشت کهن‌ناسوران، خمیده. تا گلشن، عکس رنگین چهره‎ی خود در تک چشمه انداخته، پشت آیینه، آب روی آیینه‏رویانِ گلچین[17] را از خجالت تر ساخته. اگر در این فصل طراوت‌آگین، استعاره‏ی تازگی از گلشن نماید، خارپشت درشت بر حور سمن سینه گلبدن پیرهن، زبان بیغاره گشاید. دور از گلشن وصال، کار این سر در هوای خار تمنا[18] به پا که بسان ارغوان از شبنم دندان بر جگر افشرده، هر لحظه پشت دست دریغ[19] به دندان گزیدن است و کردار این غنچه خاطر، خارخار شوق در دل که از غم چون گل پژمرده[20] خون در رگش مرده، هر سحر بر بوی[21] مژده‎ی مواصلت، پشت پای برید صبا خاریدن تا از گردش سپهر کوژپشت شعبده آئین و حقه‌باز مهره‏چین بند بندِ سست پیوندِ ترکیبِ این ناتوانِ خمیده پشت، از هم بگسیخته و مهرهای هم‌سلک پشتش از یکدیگر بریخته. از گران بار پندار هستی سبکدوش است، پشت بر بت‏خانه خودپرستی کرده، در راه کعبه وصال سخت‌کوش. اگر صد قوی‏پشت سپهر آفت با ستم هم‏پشت گشته، به کین برخیزند، عنان این پا بر جایِ میدان وفا نتوانند پیچانید و اگر صدهزار نیروی زمین کینه با مهر کارکرده، غبار نقار برانگیزند، روی این خاکسار از سمت آن آستان زمینْ آسمان، نتوانند گردانید. جگر این نزار کمان[22] پشت که آب باران اشکش از سر گذشته در جدایی آن تیر قامت از تیر باران حوادث چرخ چون جگر هدف، سوراخ گشته، به روشی پشتش از ناتوانی، خمیدن ساز کرده. که فلک مشعبد در کاسه زانوی او از مهره‎ی پشت، مهره‌گردانی آغاز کرده. این ناخن کبودِ دی ماه از سرد مهری آسمان ستم چون ماه انگشت‏نما و مجروح‌رخسارِ ناخن سخت جان[23] بر جفا که مقدار یک پشت ناخن نقد مدعا به دستش نرسیده. بس که از جفای فراق قیامت[24] توأمان سختی کشیده همه تن ناخن‌وار، استخوان گردیده. این قوی ضعیفِ پشْت به دیوار مانده در راه انتظار به روشنی نشسته که پس از مرگ، غبارش به صد صرصر از جا خیزد و این گریان، سیل گریه‎ی خونین از چشم گشاده بدان‌گونه پشت زمین را نقش خون نبسته که بعد عمرها به هزاران باران فرو ریزد. این بینوای خمیده‏پشت بی‌ساز و برگ تا جدا از بزم وصال با حرمان جگرسوز همداستان است، از گوشمالی ستم فلکِ خارج آهنگِ کج ادا، به آئین تار چنگ شکسته‏پشت، هر رگ بر تنش خروشان و به رنگی ناتوانی در رگ و پی‌اش نقش بسته که پشت این چله‌نشین بیغوله‎ی تنهایی، بسان پشت کمان شکسته، این سر به صحرا داده‎ی عشق شورانگیز تا در دشت غم، قدم سنجی گزیده، بس که خار در پا[25] خلیده از پشت پایش سرکشیده، پشت پایش نمودار خار[26] گردیده. الحق عشق باری است که بر سر هر که افتد، تیغه‎ی پشتش از بار لاغری نمودار گردد و محبت، آتشی است که به هر که درگیرد، پوست بر تنش چون پوست پلنگ داغدار شود.

[1]. م.ج: درد و الم

[2]. م.ج، د: تمام

[3]. نشتر در نسخه‌ی م.ج و د نیامده است.

[4]. د: بار

[5]. م.ج: از بن دندان عاشق کباب به نمک بخت

[6]. اخلاص در نسخه‌ی د نیامده است.

[7]. م.ج، د: هم‌دست

[8]. د: می‌شمارد

[9]. د: خال بر پشت چشمش جنان جا گزیده که

[10]. ذوق در نسخه د نیامده است.

[11]. د: سرسبز

[12]. د: پشت گرمی

[13]. د: نزدش

[14]. شانه در نسخه‌ی د نیامده است.

[15]. د: نرگش نیم باز پشت چشم نازک کرده

[16]. در حاشیه اس اثمار آمده است.

[17]. د: گلبند

[18]. د: عنان

[19]. د: پشت دست به دندان گزیدن است.

[20]. پژمرده در اس نیامده است.

[21]. د: برای

[22]. د: زار کمان

[23]. د: ناخن سخت جانی سپهر بی‌مهر پر جفا

[24]. د: با قیامت

[25]. د: قدم

[26]. د: نمودار پشت خارپشت گردیده

سوالات یا اهداف این پایان نامه :

بررسی ظهوری ترشیزی از شاعران و نویسندگان  اواخر قرن دهم و یازدهم هجری

دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه (فقط حاوی ده صفحه از صفحات پایان نامه با فرمت ورد)

 پایان نامه تصحیح، مقدمه و شرح آثار منثور ظهوری ترشیزی(944-1026)

دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه (فقط حاوی ده صفحه از صفحات پایان نامه با فرمت PDF)

 پایان نامه تصحیح، مقدمه و شرح آثار منثور ظهوری ترشیزی(944-1026)

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

دانلود پایان نامه از لینک زیر

لینک متن کامل پایان نامه رشته ادبیات با عنوان :تصحیح، مقدمه و شرح آثار منثور ظهوری ترشیزی 944-1026