دانلود پایان نامه

دانلود پایان نامه ارشد رشته ادبیات در سایت ارشدها

عنوان کامل پایان نامه :

تصحیح، مقدمه و شرح آثار منثور ظهوری ترشیزی 944-1026

قسمتی از متن پایان نامه :

 

نظم:

به مضرابش مشرف گشت تا ساز ننالد هیچ گوش از بخت ناساز
چو لب مست ترنم گوش هر کس شراب کهنه گوی نقش نورس
نفس را جان به تن از نغمه‎ی او پي هر زخم مرهم زخمه‎ی او
نفس در نقش‌هايش تا نگرديد ز حرف ساده رويان وانگرديد

رباعي:

نقشي عجبي شاه برانگيخته است صد زمزمه در هر نفس آويخته است
كف، غنچه كنی پر از گل نغمه شود از بس كه هوا به نغمه آميخته است

رباعي:

گاهي كه به جلوه نغمه شاه رود در مغز دل غافل و آگاه رود
از كام و زبان مطربان تا در گوش بر فرق شنيدن همه جا راه رود

رباعي:

شادابي جان ز نغمه تازه‎ی اوست مالیدن[1] گوش زُهره اندازه‎ی اوست
زانسان كه صبا تخت سليمان مي‌برد بر دوش نفس سرير آوازه‎ی اوست

رباعي:

هم شور ترانه‌هاي او شِكّر گوش هم پاكي گفت‌هاي او گوهر گوش
زو نغمه علم گشت به عالم‌گيري هم ملك زبان گرفت و هم كشور گوش

 

چون قاصدان خجسته‌پي چرب زبان، نقود هميان بحر و كان، بار دوش و كمر ساخته و حروف حاصل اجناس ده مزرعه، انبار كام و زبان ساخته. به طلب هنرپيشگان خصوصاً گنجينيان يعني اهل اصول و نغمه در اطراف و اكناف جهان مي‌گردند، هر كه را در فن خود مهارتي و در شهر خود شهرتي بوده، سرودگويان و رقص‌كنان به راه افتادند و در نورس‎پور كه جهت مسكن و مقام مقام شناسان ساخته و پرداخته، چندان فراهم آمده‌اند كه تفرقه‎ی روزگار، عجب كه بر كثرت ايشان، جمع پريشانی تواند بست و از اين باربدنژادان نكیساتبار كه گوش به حلقه‎ی شاگردي و جبهه به سجده اوستادي سایيده‌اند و به آواز، رشته بر پاي بلبل مي‌بندند و به رخسار برشكفتگي گل مي‌خندند. نظم:

 

كمرها چو در پيچ و تاب آورند چه دل ها كه در اضطراب آورند
به افشاندن دست پيچند گوش به برچيدن پاي دزدند هوش
دل از پيچش زلف در گوشمال سويدا فرو رفته در داغ خال

 

نهصد صاحب جمال و صاحب كمال انتخابي به رسم كُشك بر در كریاس عرش[2] اساس، پاس وقت مي‌دارند و از هاي هوي گويندگان صدايي در گنبد افلاك بپيچيده كه اگر خاموش شوند، شنوندگان از استماع نغمه محروم مانند[3] و از جوش و خروش سازندگان، درختان رقصي بر نداشته‌اند كه اگر باد از پا نشيند، برگ‌ها از دستك‌زني بازمانند.[4]

رباعي:

از زمزمه پر برگ و نوا گشته جهان درج گهر صوت و صدا گشته دهان[5]
بيگانه‎ی دل شدند غم‌هاي كهن با نغمه‎ی نورس آشنا گشته زبان

 

رباعي:

هر گوشه لواي عشرت افراشته‌اند در تن به نم ترانه جان كاشته‌اند
طفلي كه به مجلس وجود آمده است كامش به شراب نغمه برداشته‌اند

 

رباعي:

شهريست كه لاله گرم خون مي‌رويد از ديده‎ی نرگسش فسون مي‌رويد
گامي بگشا به سير صحرا و ببين كز شبنم حسن عشق چون مي‌رويد

 

سخن آرزو دارد كه جهت تعمير كهنه كاخ خود به حرف شهر نورس‎پور در كام و زبان خانه جا كند و از بيم دراز نفسي در مصالح به پاي كار آوردن كوتاهي مي‌كند. اگر شهرواري گل تعريف در آب نگيرم محله‌واري را خود چه مانع است، به شرط اجمال، گفتن بر نگفتن غالب آمده. گو شنيدن شكوه تفضيل ناشنيدن مي‌كن.

رباعي:

آن شهر كه آرايش هفت اقليم است عشرتكده شهريار جم ديهيم است
شهريست[6] كه بر مصر تفوق دارد آري آري يوسفش ابراهيم است

 

حبّذا شهري كه هر روز آفتاب جهانتاب، محاذات دولت‌خانه‎ی پادشاهي را بيت‌الشرف خويش مي‌داند و در گردروبي گچكاري در و ديوارش كه آوازه صبح را فرو نشاند، تا شام رومال[7] زرتاري مي‌فشاند. عالمي در اميدواري كه جهان كهنه، جان نوي يافته. زمين را کرد سجده شكر بر جبين كه مرادش خوب‌تر از آنكه در دل بوده، برآمده و عرض و طولش باني به آييني قرار نداده كه آسمان بي‌زحمت خراشي گِردش تواند گرديد و اگر در خور حشمت خود مي‌فرمود، خاك كره‎ی ارض،[8] گِل يك خشتش مي‌بود. نظم:

 

شدست ارچه واقع به دامان كوه برآورده سر از گريبان كوه
زمين آسمان منظر از منظرش در فتح بر ملك باز از درش
بر ايوان كند چون سلام آفتاب کشد ابروي طاق بار از جواب[9]
به عرش از زمين دامني برفشاند ز كرسيش دعوي به كرسي نشاند

 

اعالي و اهالي نيز به تقليد يكديگر در ارتفاع و استحكام عمارت رفعت، سرفرازي و متانت را سنگيني ديگر داده‌اند و در بالا بردن قصر و ايوان و كاخ و منظر زمين‌ها به برداشتن مصالح آنقدر ته افتاده است كه پشت گاو زمين از سبكي[10] و گراني پست و بلند گرديده. از كثرت بنا و وسعت فضا در هر خانه محله‏ای و در هر محله، شهري. در هيچ كوچه پا ننهند كه از موجه رطوبت رود و سرود، ترانه‏سرايان سرايی[11] در بحر اصول، بغل به شنا ندهند. هر چيز به مقتضاي طبيعت خود كامران و كامياب است. حسن در محض[12] شوخي و خودنمايي و عشق در عين بي‌باکی[13] و رسوايي. شوق را به گريبان‌دري پنجه دركار، صبر را به رفوكاري عقده بر تار. صومعه‌ها را رونق ميكده‌ها، شيخان در مريدي رندان، دكان[14] سود در بازار تجارت، نشو و نما در سرزمين دهاقين، سپر كيل در لشكريان، مراعات صرف احوال رعايا.

[1]. اس: بالیدن

[2]. ديگر نسخ: گردون

[3]. م.ل: نگردند؛ د، م.ج: گردند

[4]. م.ل: بازنمانند

[5]. اس: جهان

[6]. ديگر نسخ: مصريست

[7]. م.ل: پروبال

[8]. د، م.ج: عرض(!)

[9]. د، م.ل: كشد ابرو از طاق بار جواب

[10]. م.ل: سنگين

[11]. د: خانگی

[12]. د: کمال، م.ج، م.ل: دران

[13]. اس: بی‏تابی

[14]. اس: دوكان

سوالات یا اهداف این پایان نامه :

بررسی ظهوری ترشیزی از شاعران و نویسندگان  اواخر قرن دهم و یازدهم هجری

دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه (فقط حاوی ده صفحه از صفحات پایان نامه با فرمت ورد)

 پایان نامه تصحیح، مقدمه و شرح آثار منثور ظهوری ترشیزی(944-1026)

دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه (فقط حاوی ده صفحه از صفحات پایان نامه با فرمت PDF)

 پایان نامه تصحیح، مقدمه و شرح آثار منثور ظهوری ترشیزی(944-1026)

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

دانلود پایان نامه از لینک زیر

لینک متن کامل پایان نامه رشته ادبیات با عنوان :تصحیح، مقدمه و شرح آثار منثور ظهوری ترشیزی 944-1026