دانلود پایان نامه ارشد رشته ادبیات در سایت ارشدها

عنوان کامل پایان نامه :

نور و ظلمت از دیدگاه گنوسی و مقایسه و تطبیق آن با مثنوی معنوی

قسمتی از متن پایان نامه :

 

انسان جوياي حقيقت، با چراغ و شمع، که در آثار عرفاني نمادي از عقل بشر است به دنبال آفتاب حقيقت رفته و در وراي کثرات دنيا، به دنبال حقيقت واحد و يگانه مي­گردد؛ و از عبور و گذر همين حجاب­ها و کثرت­ها است که به نور مطلق راه مي­يابد.

بنابراين هرآنچه در عالم وجود دارد از دو جنبه حقيقت و تشخص مستثتا نيست. از آن جهت که همه چيز تجلي حق است و همه چيز خدا است، جنبه‌ي حقيقي مي­يابد، و از آن جهت که هر چيزي در اين دنيا، قائم بالذات و مستقل است و تعين دارد، جنبه‌ي تشخص يافته و غير از مطلق و خدا است. و در نتيجه نيستي نيز که ظلمت است در واقع، همان نور است و نور در واقعيت تاريکي است. و اين بدين معنا است که نيستي مطلق فقط در وجود مطلق آشکار مي­شود و بالعکس.

در نتيجه هرآنچه در اين عالم است، آيينه­ي تجلي حق است، و اگر هرچه در عالم است را تاريکي مطلق بخوانيم، در مقام وحدت مطلق چيزي جز نور نمي­تواند باشد. زيرا که مطلق به هزاران صورت در اين جهان منعکس مي­شود. و تنها به علت تعين و تشخص اشياء است که انسان با آگاهي سحطي پي به وحدت در عالم نمي­برد.

اين انديشه و ديدگاه به جهان درون و برون را در عرفان اسلامي، در انديشه­ي اشراقي و حکمت اشراق، به وضوح مشاهده مي­کنيم. که البته به اعتقاد ايزوتسو، انديشه‌ي شيخ اشراق بر متفکران پس از خود تأثير فراواني گذاشته است که جريان فلسفي اسلام را به خصوص در ايران، تحت تأثير و تغيير قرار داده است. ايزوتسو در بحث نورشناسي، سهروردي را به هستي­شناسي ابن‌عربي نزديک مي­داند و حتي هستي شناسي ملاصدرا را متأثر از سهروردي مي­داند.

واژه­ي اشراق عربي است، به معناي نوربخشي و ريشه­اي از شرق. با توجه به موقعيت جغرافيايي، مشرق محل نور و طلوع خورشيد است، و مغرب محل تاريکي و غروب خورشيد. از اين جهت، مقدس شمردن مشرق، که به معني روشن شدن است مشخص مي­شود.

واژه­ي نور در فرهنگ لغات عرفاني چنين تعريف شده است: شکوفه، روشنايي، فروغ، مقابل تاريکي و ظلمت. شعاع، جمع انوار. ” نور” نامي از نام­هاي خداي بزرگ است که تجلي حق با نام ظاهر است. يعني وجود ظاهر به صور همه اکوان و اجسام. گاهي بر هر چيزي اطلاق مي­شود که فاش
مي­کند، علوم لدني پنهان شده و افاضه‌هاي امهي را که ماده و جسم را از قلب خارج مي­سازد (سعیدی،1384،876).

در کشاف است که نور نزد صوفيان عبارت از وجود حق است به اعتبار ظهور او في‌نفسه و اظهار غير را در علم و عين که شمس ناميده مي­شود. در حديث است که ” اول ما خلق الله نوري” که مرادف با عقل است در کلمات حکماء. و نور تجلي ذات عبارت از جميع انوار اسماء و صفاتست که ” فاينما تولوا فثم وجه الله” تمام وجود مرتبتي از انوار حق است ( سجادی، 1339،404).

نور، اشراق جمال حق در دل­هاي مقربان است. انوار حضرت به مريدان مي­تابد. انوار ملکوت، جهان را روشن مي­کند. انوار مشاهده براي عارفان آشکار مي­شود. انوار افعال براي عقول و انوار صفات براي دل­ها و انوار ذات براي ارواح. مقربان، انوار فعلش را در آيات مي­نگرند و به فکر فرو مي­روند و انوار صفاتش را مي­بينند و به ذکر مي­پردازند. انوار ذاتش را مي­بينند و به معارف و توحيد مي­گرايند. و نور فعل حکمت براي آنان حاصل مي­شود. و صفت محبت پيدا کرده و با نور ذات، ربوبيت براي ايشان آشکار مي­شود ( سعیدی،1384،877).

انوار در مراتب خويش مختلف­اند. اول نور اسلام است و اسلام نور اخلاص است. ديگر نور ايمان است و ايمان نور صدق. سه ديگر نور احسان است و احسان نور يقين است. دل عالم يک نور است که به ظلمت آميخته است و در ظلمت مختص و مستتر گرديده و همچنان که وجود ظلمت به جهت آميزيش به اين نور است، ظهور اين نور نيزي سبب اين آميزش است. بي اين آميزش ظهور بر غير نور صرف ندارد که آميخته را نتواند ديد (همان،877).

ظلمت، عدم نور در چيزي است که صلاحيت روشني را داشته باشد و ظلمت سايه­ي ناشي از اجسام کثيف است و گاهي بر علم به ذات الهي اطلاق مي­شود. چه آن که از علم به ذات جز ذات، مکشوف نمي­گردد. زيرا علم به ذات ظلمتي ايجاد مي­کند که چيزي به سبب آن ادراک نمي­شود. در اصطلاح صوفيه به معناي عدم و کفر و هستي سالک آمده است. اقسام ظلمت عبارتند از: ظلمت حقيقي، که رؤيت او به هيچ‌وجه ممکن نيست و آن عدم محض است. ظلمت جهل، که رؤيت آن اگرچه به بصر حسي ممکن نيست، اما به نور بصيرت آثار قبح او هويدا است و ظلمت محسوس، چون ظلمت شب و تاريکي منازل مظلمه که حس ادراک آن تواند کرد (سجادي،1339،610).

در کشاکش نور و ظلمت، که گاهي نور به ظلمت بدل شده و گاه ظلمت به نور،  تنها عارف آگاه است که مي‌تواند اشياء ظلماني را از اشياء نوراني تميز دهد و هرآنچه زماني به ظلمت آلوده بوده را مشاهده کند و جز نور چيزي نبيند. آگاهي عارف در شناخت هستي مطلق، جز دريافتن نيستي مطلق نيست. در اينجا است که عارف جز نور مطلق و وحدت مطلق چيزي مشاهده نمي­کند و حتي آگاهي از اين وحدت نور و وحدت وجود را در نمي­يابد. در اين ميانه‌ي بي‌ژرفاي نور و ظلمت است که عارف فرياد انالحق سر مي­دهد و جذب درياي حق مي­شود که زماني  جز قطره­اي از آن درياي بيکران نبوده است. و اين مقام، بقا در فناي حق است.

سوالات یا اهداف این پایان نامه :

– مسئله­ی مهم ” نور و ظلمت” که در متون هر دو آیین به وفور دیده می‌شود، چه وجوه اشتراکی با هم دارند؟

– آیا مولانا در بیان مسئله­ی ” نور و ظلمت” به این آیین و عقیده توجه داشته است؟

دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه (فقط حاوی ده صفحه از صفحات پایان نامه با فرمت ورد)

 پایان نامه نور و ظلمت از دیدگاه گنوسی و مقایسه و تطبیق آن با مثنوی معنوی

دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه (فقط حاوی ده صفحه از صفحات پایان نامه با فرمت PDF)

 پایان نامه نور و ظلمت از دیدگاه گنوسی و مقایسه و تطبیق آن با مثنوی معنوی

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

دانلود پایان نامه از لینک زیر

لینک متن کامل پایان نامه رشته ادبیات با عنوان : نور و ظلمت از دیدگاه گنوسی و مقایسه و تطبیق آن با مثنوی معنوی