دانلود پایان نامه

دانلود پایان نامه ارشد رشته ادبیات در سایت ارشدها

عنوان کامل پایان نامه :

بررسی مدرنیته در آثار جعفر مدرّس صادقی

قسمتی از متن پایان نامه :

 

اسکیزویید

اشخاصی که اختلال شخصیت اسکیزویید دارند، سرد و بی‌تفاوت هستند و از مردم فاصله می‌گیرند. آدم‌های اسکیزویید ظاهراً تمایلی به صمیمی شدن ندارند و به ایجاد روابط صمیمی علاقه نشان نمی‌دهند. از عضویت در خانواده و سایر گروه‌های اجتماعی لذت نمی‌برند. آنها ترجیح می‌دهند تنها باشند و کارهای انفرادی انجام دهند و سرگرمی‌های یک نفره دارند. آنها به دلیل فقدان اعتماد به نفس، دوست دارند به همسر یا شریک قوی تکیه کنند ( شیرافکن،1389: 221) کسری سمر را به عنوان تکیه‌گاهی انتخاب کرده و برای فرار از شرایطش دائم به سراغ او می­رود. همچنین سردی و بی‌تفاوتی، از دیگر نشانه‌های شخصیت کسری است. او در برابر هر حادثۀ‌ مرگ بسیار راحت و بی‌تفاوت است. (حتی در برابر مرگ معشوقه اشجهان در کله اسب نیز بسیار غیرعادی عکس العمل نشان می­دهد) از مرگ پدر و مادرش، خواهر و دامادشان و جمال و مادر جمال به راحتی و سادگی حرف می‌زند. هنگامی که خبر مرگ مادام، همسر موسیو که برایش احترام زیادی قائل بود- را می‌شنود، تنها با گفتن “ببخشید” از مغازه خارج می‌شود. اوج رفتار سرد و غیر عادی کسری، زمان به آتش کشیدن سگ در پایان داستان است. او با آرامش و قساوت هرچه تمام‌تر، مواد آتش‌زا را به پشت سگ می‌مالد و با کشیدن کبریت، او را آتش می‌زند. این سردی و بی تفاوتی را در شخصیت رمان گاوخونی نیز می­بینیم. برای نمونه های بیشتر مراجعه شود به: (مدرس صادقی،گاوخونی،1386: 28)؛ (همان:29)؛ (همان:73)، (مدرس صادقی،شریک جرم،1386: 111)، (همان:189)

    با توجه به اینکه شخصیت‌های تمام رمان‌های صادقی به نحوی روان رنجور و پارانوییدی هستند، امیدواریم آوردن این توضیحات به روشن شدن تم اصلی رمان ها و شخصیت های خلق شدۀ این نویسنده کمک کند. برای جلوگیری از اطالۀ کلام این موارد را در بررسی ریزجزییات دیگر شخصیت ها بیان نخواهیم کرد و تنها اشارۀ کوچکی به نمونه های پارانوییدی این شخصیت ها خواهیم کرد.

 

فروپاشی فراروایت‌ها

شریک جرم داستان فروپاشی فراروایت‌ها است، زیر سوال رفتن و به نحوی با نگاه طنزآمیز به مهم‌ترین گفتمان‌های اجتماعی سال‌های حین انقلاب و بعد از وقوع انقلاب نگاه کردن، این ادعا را تأیید می‌کند. مدرس صادقی با مطرح کردن وقایع انقلابی و مطرح کردن شخصیت‌های مؤثر در آن‌ها به گونه‌ای اعتقاد گروه‌های مختلف اجتماعی را مورد شک و تردید قرار می‌دهد. این نگاه بیش از همه به سوی خانم صبا، مادر زن کسری مي‌باشد که او یکی از متنفذان کشور در سال‌های انقلاب است، و صاحب یک آسایشگاه روانی است و در عین حال تحصیل­کرده و صاحب نفوذ است.

 «خانم صبا کم آدمی نبود. دکترای علوم سیاسی داشت، دکتر روانشناسی هم داشت، یک دکتری افتخاری هم از یکی دانشگاه‌های آمریکا گرفته بود. استاد دانشگاه بود؛ یک سال قبل از انقلاب بازنشسته شده بود. کسری مردد بود که این را هم به حسین بگوید که خانم صبا وکیل مجلس هم بود یا نه»(مدرس صادقی، شریک جرم ،1386: 29).

    البته آنچه در روح داستان مي‌بینیم، زنی است که بیشتر به دنبال ظاهرسازی و چرب‌زبانی است. او به دنبال برگزاری میهمانی‌های اشرافی است و کسری اغلب از او بابت دخالت در زندگی دخترانش ناراحت است. روایت انقلاب و متنفذین آن، برجسته کردن خانم صبا به عنوان یکی از عالی‌رتبگان و سردمداران و حسین یا همان کسری به عنوان یکی از میلیون‌ها مردمی که در کوچه و خیابان به دنبال به ثمر رساندن انقلاب بوده‌اند، روایتی جدید است از آنچه همگان مي‌دانند که در این بین، ماجرای آتش‌گرفتن سینما رکس آبادان به گونه‌ای برجسته‌تر نمایان شده است.

 «می‌روند توی سالن انتظار، بغل آب‌سرد کن می‌نشینند پهلوی هم. آب خنک هم مي‌خورند. هیچ کس هم نیست. فرج شیشه‌اش را در می‌آورد و می‌رود بغل بوفه و همان­جا مي‌ریزد روی زمین. حسین و فلاح هم شیشه‌هاشان را خالی مي‌کنند روی دیوار و روی زمین. یدالله می‌ریزد ته سالن، روی پله‌ها، رو به بالکن. حالا باید کبریت بزنند. هیچ کس از قبل مأمور کبریت زدن نشده. دست می‌کنند توی جیب‌هاشان و دنبال کبریت می‌گردند. فقط حسین همیشه کبریت توی جیبش هست. کبریت می‌زند. همان‌جا بغل آب‌سردکن و بعد چهارتایی برمی‌گردند توی سالن نمایش. سرجای خودشان می‌نشینند. چند دقیقه بعد یک نفر از پشت سرشان داد می‌زند. سینما آتش گرفته. همه تماشاچی‌ها سراسیمه هجوم می‌برند به طرف درهای خروجی. فیلم قطع شده و همه چراغ‌ها خاموش است. همه توی دود غلیظی که توی سالن پیچیده دست و پا می‌زنند و به سرفه افتاده‌اند. یکی از درهای خروجی زیر فشار تماشاچی‌ها می‌شکند و همه هجوم می‌برند به طرف آن در. حسین هم با فشار جمعیت از همان در می‌افتد بیرون. از بس که دود خورده گیج و منگ است. به زحمت بلند می‌شود و هنوز حالش جا نیامده کۀک باتون می‌خورد به کله‌اش. پاسبان‌ها افتاده‌اند به جان مردم. همه را مي‌زنند. چه آن‌هایی که از توی سینما در رفته‌اند و خودشان را رسانده‌اند به خیابان و چه آن‌هایی که جلوی سینما جمع شده‌اند و می‌خواهند بروند تو و از آتش و دودی که از سینما بلند شده رم می‌کنند و داد می‌زنند و خدا و پیغمبر را صدا می‌کنند. حسین خودش را می‌اندازد وسط جمعیت و می‌گردد دنبال دوست‌هاش. همه دارند دوست‌ها و آشناها و کس و کارشان را صدا می‌کنند. او هم هی داد می‌زند فرج،‌ یدالله، فلاح. کسی به کسی نیست. صدا به صدا نمی‌رسد. یک نفر از وسط جمعیت داد می‌زند خیلی‌ها را برده‌اند بیمارستان. چند نفر پیراهن‌هایشان را کنده‌اند و دور ساختمان سینما می‌دوند و می‌خواهند بروند تو، ولی هیچ راهی نیست. آتش حالا آنقدر بلند شده که از فاصله دور سر و صورت مردم را می‌سوزاند. هیچ کاری نمی‌شود کرد. هرکه آن تو مانده جزغاله شده. حسین با یکی از بچه‌های محل‌شان که توی جمعیت می‌بیند، مي‌روند به بیمارستان‌ها سر می‌زنند. هیچ‌ کس را به بیمارستان‌ها نبرده‌اند. این واقعه هیچ مجروحی نداشت. همه مرده بودند. فقط چند نفر زنده‌ مانده بودند کۀکی خود حسین بود. بیشتر جسدها ذغال شده بودند و قابل تشخیص نبودند. بعد که آتش خاموش شد و دود خوابید و پاسبان‌ها جسدهایی را که سالم‌تر مانده بودند آوردند بیرون و بردند گورستان، مردم هجوم بردند تا کس و کارشان را پیدا کنند. جسد یدالله را همان شب برادرش شناسایی کرد. جسد فرج را همان فردا صبح شناسایی کردند. اما جسد فلاح پیدا نشد که نشد» (همان: 19، 20، 21).

سوالات یا اهداف این پایان نامه :

بررسی مدرنیته و تأثیر آن بر ادبیات و هنر

دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه (فقط حاوی ده صفحه از صفحات پایان نامه با فرمت ورد)

 پایان نامه بررسی مدرنیته در آثار جعفر مدرّس صادقی

دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه (فقط حاوی ده صفحه از صفحات پایان نامه با فرمت PDF)

 پایان نامه بررسی مدرنیته در آثار جعفر مدرّس صادقی

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

دانلود پایان نامه از لینک زیر

لینک متن کامل پایان نامه رشته ادبیات با عنوان :بررسی مدرنیته در آثار جعفر مدرّس صادقی 

دانلود پایان نامه

دانلود پایان نامه ارشد رشته ادبیات در سایت ارشدها

عنوان کامل پایان نامه :

بررسی مدرنیته در آثار جعفر مدرّس صادقی

قسمتی از متن پایان نامه :

 

اسکیزویید

اشخاصی که اختلال شخصیت اسکیزویید دارند، سرد و بی‌تفاوت هستند و از مردم فاصله می‌گیرند. آدم‌های اسکیزویید ظاهراً تمایلی به صمیمی شدن ندارند و به ایجاد روابط صمیمی علاقه نشان نمی‌دهند. از عضویت در خانواده و سایر گروه‌های اجتماعی لذت نمی‌برند. آنها ترجیح می‌دهند تنها باشند و کارهای انفرادی انجام دهند و سرگرمی‌های یک نفره دارند. آنها به دلیل فقدان اعتماد به نفس، دوست دارند به همسر یا شریک قوی تکیه کنند ( شیرافکن،1389: 221) کسری سمر را به عنوان تکیه‌گاهی انتخاب کرده و برای فرار از شرایطش دائم به سراغ او می­رود. همچنین سردی و بی‌تفاوتی، از دیگر نشانه‌های شخصیت کسری است. او در برابر هر حادثۀ‌ مرگ بسیار راحت و بی‌تفاوت است. (حتی در برابر مرگ معشوقه اشجهان در کله اسب نیز بسیار غیرعادی عکس العمل نشان می­دهد) از مرگ پدر و مادرش، خواهر و دامادشان و جمال و مادر جمال به راحتی و سادگی حرف می‌زند. هنگامی که خبر مرگ مادام، همسر موسیو که برایش احترام زیادی قائل بود- را می‌شنود، تنها با گفتن “ببخشید” از مغازه خارج می‌شود. اوج رفتار سرد و غیر عادی کسری، زمان به آتش کشیدن سگ در پایان داستان است. او با آرامش و قساوت هرچه تمام‌تر، مواد آتش‌زا را به پشت سگ می‌مالد و با کشیدن کبریت، او را آتش می‌زند. این سردی و بی تفاوتی را در شخصیت رمان گاوخونی نیز می­بینیم. برای نمونه های بیشتر مراجعه شود به: (مدرس صادقی،گاوخونی،1386: 28)؛ (همان:29)؛ (همان:73)، (مدرس صادقی،شریک جرم،1386: 111)، (همان:189)

    با توجه به اینکه شخصیت‌های تمام رمان‌های صادقی به نحوی روان رنجور و پارانوییدی هستند، امیدواریم آوردن این توضیحات به روشن شدن تم اصلی رمان ها و شخصیت های خلق شدۀ این نویسنده کمک کند. برای جلوگیری از اطالۀ کلام این موارد را در بررسی ریزجزییات دیگر شخصیت ها بیان نخواهیم کرد و تنها اشارۀ کوچکی به نمونه های پارانوییدی این شخصیت ها خواهیم کرد.

 

فروپاشی فراروایت‌ها

شریک جرم داستان فروپاشی فراروایت‌ها است، زیر سوال رفتن و به نحوی با نگاه طنزآمیز به مهم‌ترین گفتمان‌های اجتماعی سال‌های حین انقلاب و بعد از وقوع انقلاب نگاه کردن، این ادعا را تأیید می‌کند. مدرس صادقی با مطرح کردن وقایع انقلابی و مطرح کردن شخصیت‌های مؤثر در آن‌ها به گونه‌ای اعتقاد گروه‌های مختلف اجتماعی را مورد شک و تردید قرار می‌دهد. این نگاه بیش از همه به سوی خانم صبا، مادر زن کسری مي‌باشد که او یکی از متنفذان کشور در سال‌های انقلاب است، و صاحب یک آسایشگاه روانی است و در عین حال تحصیل­کرده و صاحب نفوذ است.

 «خانم صبا کم آدمی نبود. دکترای علوم سیاسی داشت، دکتر روانشناسی هم داشت، یک دکتری افتخاری هم از یکی دانشگاه‌های آمریکا گرفته بود. استاد دانشگاه بود؛ یک سال قبل از انقلاب بازنشسته شده بود. کسری مردد بود که این را هم به حسین بگوید که خانم صبا وکیل مجلس هم بود یا نه»(مدرس صادقی، شریک جرم ،1386: 29).

    البته آنچه در روح داستان مي‌بینیم، زنی است که بیشتر به دنبال ظاهرسازی و چرب‌زبانی است. او به دنبال برگزاری میهمانی‌های اشرافی است و کسری اغلب از او بابت دخالت در زندگی دخترانش ناراحت است. روایت انقلاب و متنفذین آن، برجسته کردن خانم صبا به عنوان یکی از عالی‌رتبگان و سردمداران و حسین یا همان کسری به عنوان یکی از میلیون‌ها مردمی که در کوچه و خیابان به دنبال به ثمر رساندن انقلاب بوده‌اند، روایتی جدید است از آنچه همگان مي‌دانند که در این بین، ماجرای آتش‌گرفتن سینما رکس آبادان به گونه‌ای برجسته‌تر نمایان شده است.

 «می‌روند توی سالن انتظار، بغل آب‌سرد کن می‌نشینند پهلوی هم. آب خنک هم مي‌خورند. هیچ کس هم نیست. فرج شیشه‌اش را در می‌آورد و می‌رود بغل بوفه و همان­جا مي‌ریزد روی زمین. حسین و فلاح هم شیشه‌هاشان را خالی مي‌کنند روی دیوار و روی زمین. یدالله می‌ریزد ته سالن، روی پله‌ها، رو به بالکن. حالا باید کبریت بزنند. هیچ کس از قبل مأمور کبریت زدن نشده. دست می‌کنند توی جیب‌هاشان و دنبال کبریت می‌گردند. فقط حسین همیشه کبریت توی جیبش هست. کبریت می‌زند. همان‌جا بغل آب‌سردکن و بعد چهارتایی برمی‌گردند توی سالن نمایش. سرجای خودشان می‌نشینند. چند دقیقه بعد یک نفر از پشت سرشان داد می‌زند. سینما آتش گرفته. همه تماشاچی‌ها سراسیمه هجوم می‌برند به طرف درهای خروجی. فیلم قطع شده و همه چراغ‌ها خاموش است. همه توی دود غلیظی که توی سالن پیچیده دست و پا می‌زنند و به سرفه افتاده‌اند. یکی از درهای خروجی زیر فشار تماشاچی‌ها می‌شکند و همه هجوم می‌برند به طرف آن در. حسین هم با فشار جمعیت از همان در می‌افتد بیرون. از بس که دود خورده گیج و منگ است. به زحمت بلند می‌شود و هنوز حالش جا نیامده کۀک باتون می‌خورد به کله‌اش. پاسبان‌ها افتاده‌اند به جان مردم. همه را مي‌زنند. چه آن‌هایی که از توی سینما در رفته‌اند و خودشان را رسانده‌اند به خیابان و چه آن‌هایی که جلوی سینما جمع شده‌اند و می‌خواهند بروند تو و از آتش و دودی که از سینما بلند شده رم می‌کنند و داد می‌زنند و خدا و پیغمبر را صدا می‌کنند. حسین خودش را می‌اندازد وسط جمعیت و می‌گردد دنبال دوست‌هاش. همه دارند دوست‌ها و آشناها و کس و کارشان را صدا می‌کنند. او هم هی داد می‌زند فرج،‌ یدالله، فلاح. کسی به کسی نیست. صدا به صدا نمی‌رسد. یک نفر از وسط جمعیت داد می‌زند خیلی‌ها را برده‌اند بیمارستان. چند نفر پیراهن‌هایشان را کنده‌اند و دور ساختمان سینما می‌دوند و می‌خواهند بروند تو، ولی هیچ راهی نیست. آتش حالا آنقدر بلند شده که از فاصله دور سر و صورت مردم را می‌سوزاند. هیچ کاری نمی‌شود کرد. هرکه آن تو مانده جزغاله شده. حسین با یکی از بچه‌های محل‌شان که توی جمعیت می‌بیند، مي‌روند به بیمارستان‌ها سر می‌زنند. هیچ‌ کس را به بیمارستان‌ها نبرده‌اند. این واقعه هیچ مجروحی نداشت. همه مرده بودند. فقط چند نفر زنده‌ مانده بودند کۀکی خود حسین بود. بیشتر جسدها ذغال شده بودند و قابل تشخیص نبودند. بعد که آتش خاموش شد و دود خوابید و پاسبان‌ها جسدهایی را که سالم‌تر مانده بودند آوردند بیرون و بردند گورستان، مردم هجوم بردند تا کس و کارشان را پیدا کنند. جسد یدالله را همان شب برادرش شناسایی کرد. جسد فرج را همان فردا صبح شناسایی کردند. اما جسد فلاح پیدا نشد که نشد» (همان: 19، 20، 21).

سوالات یا اهداف این پایان نامه :

بررسی مدرنیته و تأثیر آن بر ادبیات و هنر

دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه (فقط حاوی ده صفحه از صفحات پایان نامه با فرمت ورد)

 پایان نامه بررسی مدرنیته در آثار جعفر مدرّس صادقی

دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه (فقط حاوی ده صفحه از صفحات پایان نامه با فرمت PDF)

 پایان نامه بررسی مدرنیته در آثار جعفر مدرّس صادقی

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

دانلود پایان نامه از لینک زیر

لینک متن کامل پایان نامه رشته ادبیات با عنوان :بررسی مدرنیته در آثار جعفر مدرّس صادقی