دانلود پایان نامه

دانلود پایان نامه ارشد رشته ادبیات در سایت ارشدها

عنوان کامل پایان نامه :

تحلیل انتقادی بر موسیقی بیرونی و کناری شعر نیمایی(نیما یوشیج ، اخوان ثالث و سلمان هراتی)

قسمتی از متن پایان نامه :

 

قافیه در شعر نیمایی

یکی از تفاوت های اساسی شعر سنّتی با شعر نو آن است که در شعر سنتی غالبا هر بیتی  برای خود استقلالی دارد و می تواند واحد جداگانه ای شمرده شود. آنچه که این واحد های مستقل را به ظاهر به هم پیوند می دهد حلقه های قافیه و ردیف و در برخی اشعار سخن پردازان بزرگ ، رشته ی معنی است.

امّا در شعر نو  با کّل واحدی مواجه هستیم کلمه ها ، سطرها و بند های شعر نو هیچ یک استقلال ندارند و شعر از هماهنگی و تناسب این واحد ها ساخته می شود. در این تناسب و هماهنگی گاهی قافیه هم نقش ایفا می کند ، امّا در قیاس با شعر سنّتی که برای قافیه جایگاه ثابث و از پیش تعیین شده ای قائل است ، در ساخت شعر نو مکان و جایگاه ثابت و از پیش تعیین شده ای برای قافیه وجود ندارد ، این احساس شاعرانه و درک شاعر از ساخت و فرم شعر است که وجود یا نبود قافیه و جایگاه آن را در ساخت شعر مشخّص می کند ؛ به عبارت دیگر ، حضور قافیه و جایگاه آن در شعر نیمایی دلبخواهی و پیش بینی ناپذیر است. نفس حضور قافیه پیش بینی ناپذیر است (حسن زاده ، ص 97-98) از این رو ظهور و بروز  قافیه در شعر نیمایی اشکال و فرم های گوناگون دارد :

1-گاهی شاعر به تناسب نیازی که به استخدام قافیه دارد از قافیه به شیوه ی قدما بهره می گیرد.

2-گاهی میان قافیه هایی که شاعر نیمایی می آورد ، فاصله می افتد . این فاصله ممکن است از یک تا چند سطح متغیر باشد.

3-گاهی میان جفت های قافیه هایی که در شعر می آید سطر یا سطوری فاصله می شود.

4-گاهی قافیه در شعر نو با ردیف همراه است. این قوافی با فاصله یا بی فاصله از هم می آیند.

5-گاهی حضور ردیف به شاعر فرصت و آزادی عمل می دهد تا قافیه را در محل مناسب قرار دهد فواصل مکانی و هیئت های مختلفی که در شعر نیمایی دارد بسته به تصمیم شاعر و شکل الهام شعرا دارد. شاعران اندکی می شناسیم که از مزایای آوایی و سود های دیگر قافیه صرف نظر کنند .         همان گونه که نیما پدر شعر نو فارسی گفته است :«شعر بی قافیه، خانه ی بی سقف  و دراست » و مثل « آدم بی استخوان » و « حباب  توخالی » است (همان ، ص 98-100).

استاد شفیعی نیز می گوید:« قافیه  در شعر کهن در تمام ابیات یگانه است و ممکن است از یک دو یا سه هجا تشکیل گردد؛ اما در شعر نو شاعر قافیه را با توجه به نقش و وظیفه ای که در کلام ممکن است داشته باشد به کار می برد و چه بسا در چند مصرع نیازی به آوردن آن نباشد و در چند مصرع  پشت سر هم آورده شود تا در کلام موسیقی  خاصی ایجاد کند و یا تشخّصی به کلمات پایانی مصراع ها ببخشد»(شفیعی کدکنی  ، ص 221).

بنابراین قافیه در شعر نیمایی وجود دارد ، امّا از نظم و ترتیب و اصول دقیق شعر سنّتی برخوردار نیست و شاعر التزامی  به آوردن آن در پایان مصراع ها یا ابیات ندارد بلکه در هر جا که مناسب بداند آن را مورد استفاده قرار می دهد. عدّه ای تصّور می کنند که شعر نیمایی به کلّی بدون قافیه است ، البتّه شاعرانی در بعضی از سروده های نویا نیمایی خود اصلاً از قافیه استفاده نمی کنند ، ولی این به آن معنا نیست که قافیه در شعر نیمایی جایی نداشته باشد بلکه باید گفت به قول خود نیما قافیه زنگ مطلب است و شاعر به اختیار خود هر جا که لازم دید می تواند از آن استفاده کند . در جای دیگر نیما می گوید :« قافیه را باید طنین مضاعف ساخت که به مطلب  بخورد و ته مطلب و جمله را ببندد و الاّ لزومی ندارد» (همان ، 158) در شعر اخوان هم ، قافیه یک آرایش است ، امّا به اندازه ، نه مانند استفاده ی برخی پیشینیان که شعر را از حالت طبیعی و سادگی دور کرده است. وی در مورد نقش قافیه در موسیقی شعر می گوید:« قافیه به منزله ی آرایش زنجیره ی زرّین تداعی ، به منزله ی قلاّب و پیوند هایی برای حفظ تعادل و توازن آرایش است » (بهترین امید ، ص 41-42).

 

ردیف و تکرار و ترجیع در شعر نیمایی

وجود تکرار در تمام نمادهای عالم به گونه های مختلف قابل تشخیص است، اصولاً وجود هستی مبتنی بر تکرار است، نمودی از عالم ، نمودی چون خود را به وجود می آورد، فلسفه ی آفرینش نیز به همین نکته قرار یافته است. اصل زایش نوعی تکرار است. آمد و شد فصول حرکت سیّارات و ستارگان از همین مقوله است ، به تعبیر دکتر شفیعی : بنیاد جهان و حیات انسان همواره بر «تنّوع» و« تکرار» است ، از تپش قلب و ضربان نبض  باشد تا شد آیند روز و شب و توالی فصول و در نسبت خاصّی از این تنّوع و تکرار هاست که موسیقی مفهوم خویش را باز می یابد ؛ یعنی ، « نظام  افضل» به تعبیر نویسندگان اخوان الصّفا.

در ادب ، گاه «تکرار » را نکوهیده اند؛ سعدی آن جا که درباره ی فصاحت سحبان وائل سخن   می راند شرط فصاحت را «تکرار » نکردن سخن و آن را از جمله آداب  ندیمان پادشاه  می داند . خواجه نصیر «تکرار» سخن را جایز نمی داند مگر در ضرورت ، می گوید :«… وسخت مکرّر نکند مگر بدان حاجت افتد….» وفرّخی نیز می گوید:

شنیده ام که حدیثی که آن دوباره شود   چو صبر گردد تلخ ، ار چه خوش بود چو شکر

امّا به طور کلّی در بسیاری موارد «تکرار» نه تنها ملال آور نیست ، بلکه پسندیده ، شیرین ، مطلوب و ضروری است و نتایجی مفید در پی دارد. از مصداق های این تکرار در گستره ی ادبیات منظوم فارسی می توان نام برد : تضمین اشعار مانند تضمین های ملک الشّعرااز اشعار سعدی و تضمین شیخ بهایی از غزل خیالی بخارایی ، ردّ المطلع، طردوعکس ، تکرار ردیف شعری، تکرار واژگان بدیعی و دستوری ، تکرار حرف و واج آرایی .

ردیف به عنوان یکی از مصداق های تکرار در شعر نو مقیّد به قافیه نیست و می تواند بی آن که قافیه ای با آن همراه گردد ، در شعر ظاهر شود ؛ اما در شعر کلاسیک ردیف بعد از قافیه قرار         می گیرد به عنوان مثال در شعر «من به مهمانی دنیا رفتم/ من به دشت اندوه ، من به باغ عرفان/ من به ایوان چراغانی دانش رفتم» «سپهری» بدون آن که ردیف رفتم را به قافیه مقیّد کند ، آن را در شعر تکرار می کند.

تنّوع ردیف در شعر کلاسیک و نو عبارت است از:

ردیف کناری؛ حاجب ، ردیف آغازین و  ردیف میانی، تنّوع ساختار ردیف کناری در شعر نیز شامل: اسم، ضمیر ، صفت ، قید، فعل، حرف ، ترکیب و جمله (کامل ، ناقص و شبه جمله) است .

شاعر نیمایی با علم به این که ردیف در تکمیل موسیقی قافیه مؤثر است و پیشینیان هم به خوبی از آن استفاده  کرده اند ، چندان توجّهی به ردیف و جایگاه آن در شعر ندارد و با وجود این که در لابه لای سطرها و بندها ردپایی از ردیف به چشم می خورد ، ولی لزومی به تکرار آن دیده نمی شود. هر جا که سطری به ردیف ختم می شود به جرأت  می توان گفت که شاعر  عمدی در آوردن آن نداشته است و سیر طبیعی شعر وجود آن را اقتضا کرده است. ردیف در شعر نیمایی تقریباً عنصری اتّفاقی است که گاهی در پایان برخی سطرها نمایان می شود. با وجود آن چه گفته شد قابل تأمّل این است که در جایی که قافیه در سطرهای شعر نیمایی حضور دارد و گاه بدون حضور قافیه ردیف هم گاه حضور دارد تا مکمّل موسیقی قافیه باشد. در بسیاری از اشعار نیمایی بند یا بندهایی تکرار شده اند و هر چند در این زمینه هم نظم خاصّی وجود ندارد و نمی توان برای آن اصول و قواعدی معیّن در نظر گرفت ولی با بررسی اشعار نیمایی به خوبی مشاهده می شود که تکرار  و ترجیع بندها در کنار قافیه و ردیف دیده می شود و شاعرانی چون نیما و اخوان و سلمان از آن بهره برده اند.

 

 

سوالات یا اهداف این پایان نامه :

سبک  شناسی  شعر نیمایی

دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه (فقط حاوی ده صفحه از صفحات پایان نامه با فرمت ورد)

 پایان نامه تحلیل انتقادی بر موسیقی بیرونی و کناری شعر نیمایی(نیما یوشیج ، اخوان ثالث و سلمان هراتی) 

دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه (فقط حاوی ده صفحه از صفحات پایان نامه با فرمت PDF)

  پایان نامه تحلیل انتقادی بر موسیقی بیرونی و کناری شعر نیمایی(نیما یوشیج ، اخوان ثالث و سلمان هراتی)

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

دانلود پایان نامه از لینک زیر

لینک متن کامل پایان نامه رشته ادبیات با عنوان :تحلیل انتقادی بر موسیقی بیرونی و کناری شعر نیمایی(نیما یوشیج ، اخوان ثالث و سلمان هراتی) 

دانلود پایان نامه

دانلود پایان نامه ارشد رشته ادبیات در سایت ارشدها

عنوان کامل پایان نامه :

تحلیل انتقادی بر موسیقی بیرونی و کناری شعر نیمایی(نیما یوشیج ، اخوان ثالث و سلمان هراتی)

قسمتی از متن پایان نامه :

 

قافیه در شعر نیمایی

یکی از تفاوت های اساسی شعر سنّتی با شعر نو آن است که در شعر سنتی غالبا هر بیتی  برای خود استقلالی دارد و می تواند واحد جداگانه ای شمرده شود. آنچه که این واحد های مستقل را به ظاهر به هم پیوند می دهد حلقه های قافیه و ردیف و در برخی اشعار سخن پردازان بزرگ ، رشته ی معنی است.

امّا در شعر نو  با کّل واحدی مواجه هستیم کلمه ها ، سطرها و بند های شعر نو هیچ یک استقلال ندارند و شعر از هماهنگی و تناسب این واحد ها ساخته می شود. در این تناسب و هماهنگی گاهی قافیه هم نقش ایفا می کند ، امّا در قیاس با شعر سنّتی که برای قافیه جایگاه ثابث و از پیش تعیین شده ای قائل است ، در ساخت شعر نو مکان و جایگاه ثابت و از پیش تعیین شده ای برای قافیه وجود ندارد ، این احساس شاعرانه و درک شاعر از ساخت و فرم شعر است که وجود یا نبود قافیه و جایگاه آن را در ساخت شعر مشخّص می کند ؛ به عبارت دیگر ، حضور قافیه و جایگاه آن در شعر نیمایی دلبخواهی و پیش بینی ناپذیر است. نفس حضور قافیه پیش بینی ناپذیر است (حسن زاده ، ص 97-98) از این رو ظهور و بروز  قافیه در شعر نیمایی اشکال و فرم های گوناگون دارد :

1-گاهی شاعر به تناسب نیازی که به استخدام قافیه دارد از قافیه به شیوه ی قدما بهره می گیرد.

2-گاهی میان قافیه هایی که شاعر نیمایی می آورد ، فاصله می افتد . این فاصله ممکن است از یک تا چند سطح متغیر باشد.

3-گاهی میان جفت های قافیه هایی که در شعر می آید سطر یا سطوری فاصله می شود.

4-گاهی قافیه در شعر نو با ردیف همراه است. این قوافی با فاصله یا بی فاصله از هم می آیند.

5-گاهی حضور ردیف به شاعر فرصت و آزادی عمل می دهد تا قافیه را در محل مناسب قرار دهد فواصل مکانی و هیئت های مختلفی که در شعر نیمایی دارد بسته به تصمیم شاعر و شکل الهام شعرا دارد. شاعران اندکی می شناسیم که از مزایای آوایی و سود های دیگر قافیه صرف نظر کنند .         همان گونه که نیما پدر شعر نو فارسی گفته است :«شعر بی قافیه، خانه ی بی سقف  و دراست » و مثل « آدم بی استخوان » و « حباب  توخالی » است (همان ، ص 98-100).

استاد شفیعی نیز می گوید:« قافیه  در شعر کهن در تمام ابیات یگانه است و ممکن است از یک دو یا سه هجا تشکیل گردد؛ اما در شعر نو شاعر قافیه را با توجه به نقش و وظیفه ای که در کلام ممکن است داشته باشد به کار می برد و چه بسا در چند مصرع نیازی به آوردن آن نباشد و در چند مصرع  پشت سر هم آورده شود تا در کلام موسیقی  خاصی ایجاد کند و یا تشخّصی به کلمات پایانی مصراع ها ببخشد»(شفیعی کدکنی  ، ص 221).

بنابراین قافیه در شعر نیمایی وجود دارد ، امّا از نظم و ترتیب و اصول دقیق شعر سنّتی برخوردار نیست و شاعر التزامی  به آوردن آن در پایان مصراع ها یا ابیات ندارد بلکه در هر جا که مناسب بداند آن را مورد استفاده قرار می دهد. عدّه ای تصّور می کنند که شعر نیمایی به کلّی بدون قافیه است ، البتّه شاعرانی در بعضی از سروده های نویا نیمایی خود اصلاً از قافیه استفاده نمی کنند ، ولی این به آن معنا نیست که قافیه در شعر نیمایی جایی نداشته باشد بلکه باید گفت به قول خود نیما قافیه زنگ مطلب است و شاعر به اختیار خود هر جا که لازم دید می تواند از آن استفاده کند . در جای دیگر نیما می گوید :« قافیه را باید طنین مضاعف ساخت که به مطلب  بخورد و ته مطلب و جمله را ببندد و الاّ لزومی ندارد» (همان ، 158) در شعر اخوان هم ، قافیه یک آرایش است ، امّا به اندازه ، نه مانند استفاده ی برخی پیشینیان که شعر را از حالت طبیعی و سادگی دور کرده است. وی در مورد نقش قافیه در موسیقی شعر می گوید:« قافیه به منزله ی آرایش زنجیره ی زرّین تداعی ، به منزله ی قلاّب و پیوند هایی برای حفظ تعادل و توازن آرایش است » (بهترین امید ، ص 41-42).

 

ردیف و تکرار و ترجیع در شعر نیمایی

وجود تکرار در تمام نمادهای عالم به گونه های مختلف قابل تشخیص است، اصولاً وجود هستی مبتنی بر تکرار است، نمودی از عالم ، نمودی چون خود را به وجود می آورد، فلسفه ی آفرینش نیز به همین نکته قرار یافته است. اصل زایش نوعی تکرار است. آمد و شد فصول حرکت سیّارات و ستارگان از همین مقوله است ، به تعبیر دکتر شفیعی : بنیاد جهان و حیات انسان همواره بر «تنّوع» و« تکرار» است ، از تپش قلب و ضربان نبض  باشد تا شد آیند روز و شب و توالی فصول و در نسبت خاصّی از این تنّوع و تکرار هاست که موسیقی مفهوم خویش را باز می یابد ؛ یعنی ، « نظام  افضل» به تعبیر نویسندگان اخوان الصّفا.

در ادب ، گاه «تکرار » را نکوهیده اند؛ سعدی آن جا که درباره ی فصاحت سحبان وائل سخن   می راند شرط فصاحت را «تکرار » نکردن سخن و آن را از جمله آداب  ندیمان پادشاه  می داند . خواجه نصیر «تکرار» سخن را جایز نمی داند مگر در ضرورت ، می گوید :«… وسخت مکرّر نکند مگر بدان حاجت افتد….» وفرّخی نیز می گوید:

شنیده ام که حدیثی که آن دوباره شود   چو صبر گردد تلخ ، ار چه خوش بود چو شکر

امّا به طور کلّی در بسیاری موارد «تکرار» نه تنها ملال آور نیست ، بلکه پسندیده ، شیرین ، مطلوب و ضروری است و نتایجی مفید در پی دارد. از مصداق های این تکرار در گستره ی ادبیات منظوم فارسی می توان نام برد : تضمین اشعار مانند تضمین های ملک الشّعرااز اشعار سعدی و تضمین شیخ بهایی از غزل خیالی بخارایی ، ردّ المطلع، طردوعکس ، تکرار ردیف شعری، تکرار واژگان بدیعی و دستوری ، تکرار حرف و واج آرایی .

ردیف به عنوان یکی از مصداق های تکرار در شعر نو مقیّد به قافیه نیست و می تواند بی آن که قافیه ای با آن همراه گردد ، در شعر ظاهر شود ؛ اما در شعر کلاسیک ردیف بعد از قافیه قرار         می گیرد به عنوان مثال در شعر «من به مهمانی دنیا رفتم/ من به دشت اندوه ، من به باغ عرفان/ من به ایوان چراغانی دانش رفتم» «سپهری» بدون آن که ردیف رفتم را به قافیه مقیّد کند ، آن را در شعر تکرار می کند.

تنّوع ردیف در شعر کلاسیک و نو عبارت است از:

ردیف کناری؛ حاجب ، ردیف آغازین و  ردیف میانی، تنّوع ساختار ردیف کناری در شعر نیز شامل: اسم، ضمیر ، صفت ، قید، فعل، حرف ، ترکیب و جمله (کامل ، ناقص و شبه جمله) است .

شاعر نیمایی با علم به این که ردیف در تکمیل موسیقی قافیه مؤثر است و پیشینیان هم به خوبی از آن استفاده  کرده اند ، چندان توجّهی به ردیف و جایگاه آن در شعر ندارد و با وجود این که در لابه لای سطرها و بندها ردپایی از ردیف به چشم می خورد ، ولی لزومی به تکرار آن دیده نمی شود. هر جا که سطری به ردیف ختم می شود به جرأت  می توان گفت که شاعر  عمدی در آوردن آن نداشته است و سیر طبیعی شعر وجود آن را اقتضا کرده است. ردیف در شعر نیمایی تقریباً عنصری اتّفاقی است که گاهی در پایان برخی سطرها نمایان می شود. با وجود آن چه گفته شد قابل تأمّل این است که در جایی که قافیه در سطرهای شعر نیمایی حضور دارد و گاه بدون حضور قافیه ردیف هم گاه حضور دارد تا مکمّل موسیقی قافیه باشد. در بسیاری از اشعار نیمایی بند یا بندهایی تکرار شده اند و هر چند در این زمینه هم نظم خاصّی وجود ندارد و نمی توان برای آن اصول و قواعدی معیّن در نظر گرفت ولی با بررسی اشعار نیمایی به خوبی مشاهده می شود که تکرار  و ترجیع بندها در کنار قافیه و ردیف دیده می شود و شاعرانی چون نیما و اخوان و سلمان از آن بهره برده اند.

 

 

سوالات یا اهداف این پایان نامه :

سبک  شناسی  شعر نیمایی

دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه (فقط حاوی ده صفحه از صفحات پایان نامه با فرمت ورد)

 پایان نامه تحلیل انتقادی بر موسیقی بیرونی و کناری شعر نیمایی(نیما یوشیج ، اخوان ثالث و سلمان هراتی) 

دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه (فقط حاوی ده صفحه از صفحات پایان نامه با فرمت PDF)

  پایان نامه تحلیل انتقادی بر موسیقی بیرونی و کناری شعر نیمایی(نیما یوشیج ، اخوان ثالث و سلمان هراتی)

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

دانلود پایان نامه از لینک زیر

لینک متن کامل پایان نامه رشته ادبیات با عنوان :تحلیل انتقادی بر موسیقی بیرونی و کناری شعر نیمایی(نیما یوشیج ، اخوان ثالث و سلمان هراتی)