دانلود پایان نامه

دانلود پایان نامه ارشد رشته ادبیات در سایت ارشدها

عنوان کامل پایان نامه :

بررسی روایات مجعول و اسرائیلیات در آثار عطّار نیشابوری

قسمتی از متن پایان نامه :

 

ـ توبه‌ي آدم و مشهورترين اسرائيليات پيرامون آن

مي‌‌بينيم که در قرآن، آدم و حوّا پس از خوردن ميوه‌‌ي ممنوعه. آشکار شدن عيب‌‌هايشان، پشيمان شدند و گريه و زاري کردند و خداوند اشاره مي‌‌کند که بهترين هديه‌‌اي که داد آموختن و آگاهي دادن کلماتي براي توبه بود.

در پيرامون اين اختصار و سادگي بحث، روايت‌‌ها و اسرائيلياتي وارد شده که هر صاحب ذوق و قلب سليم و ذهن آگاه را مضطرب مي‌‌کند که چگونه ناآگاهان و دشمنان دين، ذهن مردم ساده و حتي عالمان غير محقّق را از مجعولات انباشته کرده‌‌اند.

يکي از اسرائيليات عجيب و شگفت، روايت‌‌هايي در تفسير اين آيه است: «فَتَلَقَّى آَدَمُ مِنْ رَبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَيْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ»(بقره/37)

چکيده‌‌ي مطالب آن است که پس از بيرون انداختن آدم و حوّا از بهشت و گريه و زاري بسيار طولاني، آدم متوجه عظمت وحقيقت محمّديه گرديد و به قداست لا اله الا الله محمّد رسول الله پي برد و تفسيرها با روايات عهدين مطابقت دارد(در بخش آخر يعني حقيقت محمّديّه اين موضوع بيشتر بحث شده است.

تنها چيزي که مي‌‌توان از درون اين همه روايت‌‌ها صحت آن را ثابت کرد که بسياري علماي محقّق تأييد کرده‌‌اند حتّي سيوطي؛[1] کلمات دريافت شده اين دعاي حق تعالي است: رَبَّنَا ظَلَمْنَا أَنْفُسَنَا وَإِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَنَا وَتَرْحَمْنَا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِينَ.(اعراف/23)

شبيه به روايت طبري با اندک تفاوتي، در منابع ذيل آمده است: قصص الانبياء نيشابوري، 19؛ قصص سور آبادي، 8؛ نيز مراجعه شود به ترجمه تفسير طبري، 14/51-53؛ عهدِ جديد، قرنتيانِ دوم، 11/3.[2]

 

ـ بازتاب اسرائيليات داستان آدم(ع) در آثار عطّار نيشابوري

 

ـ خلقت آدم و …

آشکارترين انعکاس اسرائيليات در اين خصوص در بعضي آثار منظوم چون مثنوي به تفصيل آمده است و در مقايسه‌‌ي تفسير طبري، تأثير آن مشخص مي‌‌شود و گويي عين تفسير طبري است، امّا منظوم و با برداشت‌‌هاي عرفاني. امّا در آثار عطّار بازتاب اين داستان، در لابلاي حوادث مثنوي‌هاش با زيبايي خاصي مطرح مي‌شود:

خه‌خه اي طاووس باغ هشت‌‌در
صحبت اين مار، در خونت فکند
برگرفتت، سدره و طوبي ز راه
تا نگرداني هلاک اين مار را
گر خلاصي باشدت زين مار زشت

  سوختي از زخم مار هفت سر
و زبهشت عدن، بيرونت فکند
کردت از سدّ طبيعت دل سيـاه
کي شوي شايسته اين اسرار را
آدمت با خاص گيرد در بهشت

منطق‌الطير، ص 261

مار و طاووس اشاره به افسانه‌ي اسرائيليات رانده شدن آدم از بهشت است.

بعد از آن طاووس آمد زرنگار
گفت تا نقاش غيبم نقش بست
يار شد با من به يک جا مار زشت
من ندارم در جهان کاري دگر

  نقش پرّش صد چه؛ بل که صد هزار
چينيان را شـد قلم انگشت دست
تا بيفتاد دم به خـواري از بهشت
تا بهشتم ره دهد باري دگـر

همان، ص 269

 

ـ خلقت حوا و موارد پيرامون آن

مريم حسيني در تحقيقي دقيق، پس از آوردن مطالب کتاب مقدّس در مورد آفرينش حوا، به نقد ديدگاه‌‌هاي ادب کلاسيک در مورد زن ستيزي مي‌‌پردازد و مي‌‌نويسد: «عجيب اين است که نويسندگان و شاعران ادبيات فارسي که بيشتر ايشان از جمله عالمان علوم قرآني و ديني بوده‌‌اند و بارها از آيات و نشانه‌‌هاي قرآني در اشعارشان استفاده کرده‌‌اند، چگونه در ماجراي آفرينش آدم و حوّا و فريب‌‌کاري شيطان، مطابق روايت کتاب مقدّس حوّا را گناهکار و فريبکار قلمداد کرده و گناه هبوط آدم را بر گردن او انداخته‌‌اند.

پاسخ به اين پرسش را بايد در نخستين تفسيرهاي قرآن و کتاب‌‌هاي قصص‌الانبياء جست. مايه‌‌ي شگفتي است که در نخستين تفسيرها و تاريخ‌‌هايي هم که پس از اسلام در ايران نوشته شد، چون کتاب‌‌هاي قصص‌الانبياء تفسير ميبدي، تاريخ و تفسير طبري و تاريخ بلعمي نقل روايت کتاب مقدّس درباره آفرينش و رانده شدن آدم و حوّا از بهشت وجه غالب است. قصص‌القرآن ابواسحق احمد بن محمّد ثعالبي(متوفي 427) از قديم‌‌ترين کتاب‌‌هاي قصص‌الانبياء به شمار مي‌‌رود. در اين کتاب هم ثعالبي داستان آفرينش حوّا از دنده‌‌ي چپ آدم و فريفتن وي به اغواي ابليس را مي‌‌آورد و متذکر مي‌‌شود آدم به اصرار حوّا از ميوه‌‌ي ممنوعه مي‌‌خورد…»[3]

به نظر عطّار آنچه باعث گرفتاري آدم و داوود شد زن بود:

ما ز آدم درد دين مي‌خواستيم
او چو مرد درد آمد در سرشت
زن کند رنگي و بويي اختيـار
لا جرم چون «اهبطوا»ش آمد خطاب

  تا جهاني را بدو آراستيم
پاک شد از رنگ و از بوي بهشت
مرد را با رنگ و با بويي چه کار؟
پاي تا سر درد آمد اضطراب

مصيبت‌نامه، ص 385

همو با اشاره به خلقت آدم و حوّا مي‌گويد:

به چل صباح که از نور خاص حق بشريت

بدان دمي که گرچه پير بود عالم طفل

  خمير اين همه اعجوبه بي‌سواد هسا
ازو بزاد زني طفل پير چون حوّا

ديوان، ص 727

***

زن نديدي کو که از آدم بزاد؟

  مرد نشنيدي که از مريم بزاد؟

منطق‌الطير، ص 396

عطّار گاهي حکاياتي افسانه‌وار نقل مي‌کند که نمي‌توان سرچشمه‌هاي آن را در کتب مقدّس هم پيدا کرد؛ به مانند حکايت ذيل که عطّار از حکيم ترمذي در الهي‌نامه و تذکرةالاولياء، نقل کرده است.

محمّدرشيد رضا مي‌‌گويد: «يهوديان گاه خرافات يا ساخته‌‌هاي ذهني خودشان را به مسلمانان القا مي‌کردند تا آن را وارد کتاب‌‌هاي خود کرده، با دين خود درآميزند. به همين دليل در کتاب‌‌هاي مسلمانان به اسرائيليات خرافي بر مي‌‌خوريم که در عهد قديم اصلاً اشاره‌‌اي به آن‌‌ها نشده است.»[4]

 

ـ حکايت بچه‌ي ابليس با آدم و حوّا

 

حکيم ترمذي کرد اين حکايت
که بعد از توبه چون با هم رسيدند
مگر آدم به کاري رفت بيرون
يکي بچّه بُدش خنّاس نام او
چو آدم آمد و آن بچّه را ديد
که «او را از چه پذرفتي ز ابليس؟
بکشت آن بچّه را و پاره کردش
چو آدم شد دگر ره آمد ابليس
درآمد بچّه او پاره پاره
چو زنده گشت زاري کرد بسيار
چو رفت ابليس و آمد آدم آنجا
برنجانيد حوّا را دگر بار

  ز حالِ آدم و حوّا روايت
ز فردوس آمده کنجي گزيدند
برِ حوّا رسيد ابليس ملعون
به حوّا دادش و برداشت گـام او
ز حوّا خشمگين شد زو بپرسيد
دگر باره شدي مغرور تلبيس»
به صحرا بُرد و پس آواره کردش
بخواند آن بچه‌ي خود را به تلبيس
بهم پيوست تا گشت آشـکاره
که تا حوّا پذيرفتش دگر بـار
بديد آن بچه او راهم آنـجا
که «خواهي سوختن ما را دگر بار»

الهي‌نامه، ص 210

***

بکشت آن بچّه و آتش افروخت
همه خاکستر او داد بر باد
دگر بار آمد ابليسِ سيه روي
در آمد جمله‌ي خاکستر از راه
چو شد زنده بسي سوگند دادش
که نتوانم بدادن سر به راهش
بگفت اين و برفت و آدم آمد
ملامت کرد حوّا را ز سر باز
نمي‌دانم که شيطان ستمگار
بگفت اين و بکشت آن بچّه را باز
بخورد آن قليه با حوّا بهم، خوش
دگر بار آمد ابليس لعين باز
چو واقف گشت خَنّاس از خطابش
چو آوازش شنيد ابليس مکار
مرا مقصود آن بوده ست مادام
چو خود را با درونِ او فگندم
گهي در سينه‌ي مردم ز خنّاس
گهي صد گونه شهوت در درونش
گهي از بهرِ طاعت خوانمش خاص
هزاران جادويي دارم دگرگون

  وزآن پس بر سرِ آن آتش سوخت
برفت القصّه از حوّا به فرياد
بخواند آن بچّه‌ي خود را ز هر سوي
بهم پيوسته شد آن بچه‌ي آنگاه
که « بپذير و مده ديگر به بادش
چو باز آيـم برم زين جايگاهش»
ز خنّاسش دگر باره غم آمد
که «از سر در شدي يا ديو دمساز
چه مي‌ساز براي ما دگر بار»
پس آنگه قليه‌اي زو کرد آغاز
وزانجا شد به کاري دل پُر آتش
بخواند آن بچّه‌ي خود را به آواز
بداد از سينه‌ي حوّا جـوابش
«مرا» گفتا «ميسر شد همه کار
که گيـرم در درونِ آدم آرام
شود فرزندِ آدم مُستمندم
نهم صد دام رُسوايي ز وسواس
برانگيزم شوم در رگ چو خونش
وزان طاعت ريا خواهم نه اخلاص
که مردم را برم از راه بيرون»

الهي‌نامه، صص 212-211

[1] الاسرائیلیات و الموضوعات، ترجمه‌ي نگارنده با تلخیص، صص177-175

[2] به نقل از تعلیقات منطق‌الطیر، ص 537

[3] ريشه‌هاي زن‌ستيزي…، ص 198

[4] تفسیر المنار، 4/268به نقل از: “اسرائیلیات و تأثیر آن بر داستان‌های انبیاء در تفسیر”، ص13

سوالات یا اهداف این پایان نامه :

جهت بازشناسي و استخراج تأثيرات اسرائيليات و روايات مجعول، به کليه‌‌ي آثار عطّار توجه شد تا تحقيق از جامعيت برخوردار بوده و در نهايت به نتيجه‌‌گيري متقن و برآوردي جامع و مانع دست يافته شود.

دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه (فقط حاوی ده صفحه از صفحات پایان نامه با فرمت ورد)

 پایان نامه بررسی روایات مجعول و اسرائیلیات در آثار عطّار نیشابوری

دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه (فقط حاوی ده صفحه از صفحات پایان نامه با فرمت PDF)

 پایان نامه بررسی روایات مجعول و اسرائیلیات در آثار عطّار نیشابوری

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

دانلود پایان نامه از لینک زیر

لینک متن کامل پایان نامه رشته ادبیات با عنوان :بررسی روایات مجعول و اسرائیلیات در آثار عطّار نیشابوری