دارند. در رويکردهاي کلان بيشتر تمرکز مطالعه و بررسي بر روي مسائل انتزاعي و نظام هاي اجتماعي در مقياس بزرگ است، در حالي که در رويکردهاي خردنگر بيشتر بر روابط متقابل فرد و گروه هاي کوچک پرداخته مي شود. از آنجا که موضوع مورد بررسي ما خودکارآمدي و ايده خود بر اساس نظر بندورا در يک فرايند پوياي تعاملي با نقش فاعلي انسان و تأثير پذيري و تأثير گذاري اش بر محيط و خروجي عمل خود “رفتار” شکل مي گيرد، اکثر نظريه هاي خرد به عنوان مبناي نظري خودکارآمدي مورد بررسي قرار مي گيرند. خودکارآمدي در حين کنش وري انسان متولد مي شود. لذا، کنش انسان، پايه اجتماعي عمل کارآمدانه او محسوب مي شود. زيرا در حين کنش موقعيت انسان به عنوان فاعل شناسا مي تواند تثبيت شود. نظريه کنش متقابل به صورت خام در آراء زيمل1

دیدگاهتان را بنویسید