کند(پارکينز19، 2004).
بونانو(2005)، راه هاي بدست آوردن تاب آوري را : داشتن سرسختي ، خودافزايي ، مقابله سرکوب گرايانه، داشتن خلق و خو و احساسات مثبت مي داند.
مطالعات متعدد طيف گسترده اي از عوامل محافظت كننده وکنترل كننده در برابر عوامل خطر سازبراي سلامتي را شناسايي كرده است.محققان نشان داده اند که خودارزيابي هاي مثبت كه مشابه مفهوم خودكارآمدي بندورا است و به معني اطمينان افراد به تواناييشان در نشان دادن رفتارهايي خاص، مديريت هيجان ها، رويارويي با موقعيت هاي دشوار زندگي و به دست آوردن حمايت هاي اجتماعي است، يكي از عوامل تعديل كننده محسوب مي شود(برومند و همکاران ، 1391).
با توجه به آنچه که گفته شد ، اين پژوهش در نظر داشت به بررسي نقش سلامت عمومي و تاب آوري با تعهد سازماني و توجه به نقش خودکارآمدي کارکنان کرمان خودرو ، بپردازد.
1-3- اهميت و ضرورت
از آنجا كه فرايند توليد نيروي انساني ناسالم و پريشان حال، بخشي از آفات توسعه پايدار يك جامعه به ويژه در پويايي سازماني است، به همين دليل هيچ پديده‌اي به اندازه سلامت عمومي نمي‌تواند در فرايند توسعه مؤثر باشد، بنابراين برنامه‌ريزي براي تأمين بهداشت رواني كاركنان از سويي به سلامت عمومي اجتماعي كاركنان و از سويي ديگر به اهداف توسعه صنعتي و توليد بهتر كمك مي‌كند(شيخ همکاران ، 1384).
بسياري از محققان بين خوکارآمدي و مشکلات روان شناختي رابطه اي معنادار و منفي را گزارش کرده اند و چنين بيان مي دارند که اين سازه مي تواند به عنوان عامل ميانجي بين سلامت عمومي و بسياري ديگر از متغيرها قرار گيرد و با ارتقاي تاب آوري ، فرد مي تواند در برابر عوامل استرس زا ، اضطراب آور و هم چنين عواملي که باعث به وجود آمدن بسياري از مشکلات روان شناختي آن ها مي شود از خود مقاوت نشان داده و بر آنها غلبه نمايند. سلامت عمومي افرادي که تحت تأثير استرس ، اضطراب و افسردگي قرار مي گيرند به خطر مي افتد(بشارت، 2007).
وجود عوامل استرس زا درمحيط هاي کاري که شرکت کرمان خودرويکي از آن ها مي باشد، موجب کاهش تاب آوري و سطح تحمل کارکنان شده و منجر به بروز بيماري هاي متعدد جسمي و روحي مي گردد ، به عبارتي سلامت عمومي افراد را به خطر مي اندازد . از طرفي تاب آوري با کنترل کنندگي خودکارآمدي و کم رنگ تر کردن اين عوامل سلامت عمومي افراد را تضمين مي کند. از اين رو پژوهش حاضر به بررسي نقش سلامت عمومي و تاب آوري بر تعهدسازماني با توجه به کنترل کنندگي خودکارآمدي کارکنان کرمان خودرو پرداخته است.
1-4- اهداف تحقيق
1-4-1- هدف کلي :
تعيين نقش سلامت عمومي و تاب آوري بر تعهدسازماني با توجه به کنترل کنندگي خودکارآمدي کارکنان کرمان خودرو
1-4-2- اهداف جرئي:
1- تعيين نقش سلامت عمومي بر تعهدسازماني با توجه به نقش کنترل کنندگي خودکارآمدي کارکنان کرمان خودرو
2- تعيين نقش تاب آوري بر تعهدسازماني با توجه به نقش کنترل کنندگي خودکارآمدي کارکنان کرمان خودرو
3- تعيين نقش سلامت عمومي بر خودکارآمدي کارکنان کرمان خودرو
4- تعيين نقش تاب آوري بر خودکارآمدي کارکنان کرمان خودرو
1-5- سؤالات تحقيق:
1- آيا سلامت عمومي بر تعهدسازماني با توجه به کنترل کنندگي خودکارآمدي کارکنان کرمان خودرو نقش دارد؟
2- آيا تاب آوري بر تعهدسازماني با توجه به کنترل کنندگي خودکارآمدي کارکنان کرمان خودرو نقش دارد؟
3- آيا سلامت عمومي بر خودکارآمدي کارکنان کرمان خودرو نقش دارد؟
4- آيا تاب آوري بر خودکارآمدي کارکنان کرمان خودرو نقش دارد؟
1-6- فرضيه‏هاي تحقيق:
1- سلامت عمومي بر تعهدسازماني با توجه به نقش کنترل کنندگي خودکارآمدي کارکنان کرمان خودرو نقش دارد.
2- تاب آوري بر تعهدسازماني با توجه به نقش کنترل کنندگي خودکارآمدي کارکنان کرمان خودرو نقش دارد.
3- سلامت عمومي بر خودکارآمدي کارکنان کرمان خودرو نقش دارد.
4- تاب آوري بر خودکارآمدي کارکنان کرمان خودرو نقش دارد.

1-7- تعاريف مفهومي و عملياتي
1-7-1- تعاريف مفهومي
تعريف مفهومي سلامت عمومي : سازش فرد با جهان اطرافش به حداکثر امکان به طوري که باعث شادي و برداشت مفيد و موثر به طور کامل شود و رفتار عادي نمودار شخصيت انسان سالم است که موجب سازگاري او با محيط و بالنتيجه رفع نياز هاي اصلي و ضروري اوست (ساعدي ، 1391).
تعريف مفهومي تاب آوري : تاب آوري به وسيله ي پاسخ فرد به حوادث استرس زاي زندگي و يا مواجهه ي مستمر با استرس (مثل جنگ و بهره کشي جنسي) مشخص مي شود. تاب آوري عاملي است که به افراد در مواجه و سازگاري با شرايط سخت و استرس زاي زندگي کمک مي کند و آنها را در برابر اختلالات رواني و مشکلات زندگي محافظت مي کند .افراد تاب آور سازگاري فردي بالايي با عوامل استرس زاي محيطي در زندگيشان دارند.شايستگي يا سازگاري انسان ترکيب تعامل ميان زمينه/ بوم شناختي و رشد ارگانيزم است(پارکينز ، 2004).
تعريف مفهومي تعهدسازماني : تعهد سازماني يك نگرش درباره وفاداري كاركنان به سازمان و يك فرآيند مستمر است كه به واسطه مشاركت افراد در تصميمات سازماني، توجه به افراد سازمان و موفقيت و رفاه سازمان را مي رساند(مقيمي ، 2003).
تعريف مفهومي خودکارآمدي: به معني اطمينان افراد به تواناييشان در نشان دادن رفتارهايي خاص، مديريت هيجان ها، رويارويي با موقعيت هاي دشوار زندگي و به دست آوردن حمايت هاي اجتماعي است يكي ازعوامل تعديل كننده محسوب مي شود(چان و همکاران ، 2009).
1-7-2- تعاريف عملياتي
تعريف عملياتي سلامت عمومي : نمره اي است که هر آزمودني از پاسخگويي به پرسشنامه سلامت عمومي(GHQ-28)، به دست آمده است.
تعريف عملياتي تاب آوري : نمره اي است که هر آزمودني از پاسخگويي به پرسشنامه تاب آوري کانر و ديويدسون به دست آمده است.
تعريف عملياتي تعهدسازماني : نمره اي است که هر آزمودني از پاسخگويي به پرسشنامه آلن ومي ير به دست آمده است.
تعريف عملياتي خودکارآمدي: نمره اي است که هر آزمودني از پاسخگويي به پرسشنامه خودکارآمدي عمومي( GSI-10)، به دست آمده است.

فصل دوم
پيشينه ي تحقيق

2-1- مقدمه
قرن بيستم دستاوردهاي مفيد و سازنده اي براي جوامع بشري به همراه داشته است و انسان قرن بيستم قادر است با پيشرفت چشمگير در علوم مختلف و صنعت و تکنولوژي وضعيت و کيفيت سلامتي و زندگي خودرا تغيير دهد وميزان اميد به زندگي را ارتقا دهد. علي رغم پيشرفت هاي روزافزون در فناوري و تأمين آسايش انسان ها، امنيت رواني افراد و بهداشت جسمي آنان به مخاطره افتاده است(کارني20، 2004).
از چالش هاي فراروي انسان در دنياي امروزي ،ارتقا سلامت رواني، کاهش تنيدگي، افزايش تحمل و سرسختي روان شناختي در برابر مسائل و بحران ها، وازسوئي ديگر پيشگيري و کاهش آسيب از بيماري هاي مخاطره آميز و ارتقا سلامت عمومي افراد جامعه مي باشد. از طرفي تاب آوري از شاخص‌هاي بسيار مهم سلامتي و بهزيستي انسان قلمداد مي‌گردد(جوکار ، 1386).
مفهوم تاب آوري از علوم طبيعي وارد ادبيات روان‌شناسي شده و به زبان ساده عبارت است از سازش موفقيت‌آميز فرد به رغم وجود تهديد و شرايط نامطلوب محيطي. به عبارتي ديگر تاب آوري به ظرفيت بازگشت از چالش‌هاي اجتماعي، مالي، يا احساسي به تعادل مجدد اطلاق مي‌گردد(ميلر21، 2010).
شناخت و ارتقاء تاب آوري روان شناختي موجب افزايش سازگاري موفقيت آميز در مواجهه با استرس هاي حاد ، شرايط ناگوار، مزمن و کسب سريع بهزيستي روان شناختي و سلامت عمومي افراد جامعه مؤثرمي باشد ونيزدر بالا بردن سطح خودکارآمدي و تحمل افراد راياري مي رساند(قاسمي، 1391).
پرداختن به سلامت عمومي کارکنان سازمان ها مي تواند در اولويت به شمار آيد چرا كه سالم سازي شرايط كار به معناي سالم‌سازي نيروي كار و نيروي كار سالم باعث پيشرفت جامعه است(ساعدي ، 1391).
بسياري از رفتارهاي انسان با سازوكارهاي نفوذ بر خود22 ، برانگيخته و كنترل مي شوند . در ميان مكانيسم هاي نفوذ برخود، هيچ كدام مهم تر و فراگيرتر از باور به خودكارآمدي شخصي نيست. اگر فردي باور داشته باشد كه نمي تواند نتايج مورد انتظار را به‌دست آورد، و يا به اين باور برسد كه نمي تواند مانع رفتارهاي غيرقابل قبول شود، انگيزه او براي انجام كار كم خواهد شد. اگرچه عوامل ديگري وجود دارند كه به عنوان برانگيزنده هاي رفتار انسان عمل مي كنند، اما همه آنها تابع باور فرد هستند(باندورا، 1996).
در اين پژوهش سعي شده است به بررسي مباني نظري خودكارآمدي و عوامل ايجادكننده و تقويت كننده باور خودكارآمدي کارکنان کرمان خودرو با توجه به مؤلفه هاي تاب آوري و سلامت عمومي آنان در تعهد سازماني پرداخته شد.
2-2- مباني نظري سلامت عمومي
سلامتي عبارت است از تأمين رفاه کامل جسمي و رواني و اجتماعي ، نه فقط عضو .به اين ترتيب کسي را که (صرفاً) بيماري جسمي نداشته باشد ، نمي توان فرد سالمي دانست ، بلکه شخص سالم کسي است که از سلامت رواني نيز برخوردار و از جهت اجتماعي نيز در آسايش باشد، زيرا پژوهش هاي علمي نشان داده است که ممکن است ريشه و علت بسياري از ناتوانايي هاي جسمي ، نابساماني هاي فکري و عاطفي باشد مثلاً امروزه معتقدند که دلهره ها و بسياري از احساسات عاطفي انسان مي تواند عامل مهمي در ايجاد زخم معده باشد (شعاري نژاد، 1387).
از آنجا كه فرايند توليد نيروي انساني ناسالم و پريشان حال بخشي از آفات توسعه پايدار يك جامعه بويژه در پويايي سازماني است، به همين دليل هيچ پديده‌اي به اندازه سلامت عمومي نمي‌تواند در فرآيند توسعه مؤثر باشد، بنابراين، برنامه‌ريزي براي تأمين سلامت كاركنان از سويي به سلامت رواني اجتماعي كاركنان و از سويي ديگر به اهداف توسعه صنعتي و توليد بهتر كمك مي‌كند(بيان زاده،1378).
روان پزشكي و روان‌شناسي نوين رفتار بهنجار را معادل سلامت رواني و رفتار نابهنجار و غيرعادي را معادل بيماري رواني بكار برده است(بيان زاده ،1378).
سلامت رواني يکي از مؤلفه هاي سلامت عمومي است و عبارتند از قابليت ارتباط موزون و هماهنگ با ديگران، تغيير و اصلاح محيط فردي و اجتماعي، و حل تضادها و تمايلات شخصي به طور منطقي، عادلانه و مناسب(ميلاني فر،1387). يكي از مقوله‌هاي مهم در مباحث روان شناسي، روان پزشكي و جامعه‌شناسي است. توجه به پديده رواني-اجتماعي نه تنها زمينه مساعدي براي شكوفايي استعدادهاي نهفته را فراهم مي‌كند، بلكه در بهبود سلامت عمومي نيز مؤثر خواهد بود همان طور كه مي دانيم گاهي محرك هاي رواني-اجتماعي موجب فشار رواني مي‌شوند و اين فشار رواني مستقيماً برنظام هورموني و دستگاه ايمني بدن تأثير مي‌گذارد(بخشي سورشجاني،1389).
2-2-1-تعريف سلامت 23
سلامت مفهوم وسيعي دارد و تعريف آن تحت تأثير ميزان آگاهي و طرز تلقي جوامع با شرايط گوناگون جغرافيايي و فرهنگي قرار مي‌گيرد(ناييدو و ويلز24،2000).ضمن اينكه سلامتي يك روند پويا است و با گذشت زمان نيز مفهوم آن تغيير خواهد كرد (کار جووآن25،2000). قديمي ترين تعريفي كه از سلامتي شده است عبارتست از بيمار نبودن (ناييدو و ويلز،2001).
در طب سنتي براي انسان چهار طبع مخالف دموي، بلغمي، صفراوي و سوداوي قائل بودند و اعتقاد داشتند كه هرگاه اين چهار طبع مخالف در حال تعادل باشند فرد سالم است و زماني كه تعادل ميان طبايع چهارگانه مختل شود بيماري عارض مي‌شود. فرهنگ وبستر 26 سلامتي را وضعيت خوب جسماني و روحي و بخصوص عاري بودن از درد يا بيماري جسمي مي‌داند. فرهنگ آكسفورد27 سلامتي را وضعيت عالي جسم و رو

دیدگاهتان را بنویسید