دانلود پایان نامه

دانلود پایان نامه ارشد رشته ادبیات در سایت ارشدها

عنوان کامل پایان نامه :

بررسی مدرنیته در آثار جعفر مدرّس صادقی

قسمتی از متن پایان نامه :

 

     دومین مسأله این است که کسری بسیار تنهاست و گاهی از این تنهایی، به شدت می‌رنجد؛ تا جایی که در جایی از داستان می‌خواهد جای عمویش که در زندان بوده، باشد:

 «کسری از خدا دلش می‌خواست که جای عموش آن‌ور شیشه بود،‌ چند ماه آنجا می‌ماند و بعد در می‌آمد و همه می‌آمدند دیدار آدم و حال آدم را می‌پرسیدند». (مدرس صادقی، شریک جرم ،1386: 79) روح کسری به شدت افسرده است. تمام علائم بیماری افسردگی در او دیده می‌شود:‌ «هیچ‌کس نبود که این چیزها را از کسری بپرسد، حتی سمر هم به او خندیده بود». (همان: 80)

    مسألۀ بعدی این است که کسری به شدّت تحت فشارهای روانی در جامعه قرار گرفته است. زمانی که او را بی‌گناه به زندان انداخته بودند، برای ترساندن یک‌بار او را به میدان تیر برده بودند:

«نمی‌خواستند او را بکشند، فقط می‌خواستند او را بترسانند، کسری هم همان دفعۀ اول از ترس مرده بود». (همان: 80)

    کسری از کودکی در ترس و رنج بزرگ شده و ذهن توّهم‌زای او نیز در پیشرفت این روان‌رنجوری بسیار مؤثر بوده است. او در قسمتی از داستان شریک جرم یاد کودکی خود می‌کند و برای خواننده تصویری بسیار دردآور و مبهم ارائه می‌دهد. او می‌گوید:

« توی محله خودمان هم که بودیم، ما را می‌ترساندند، از آقا جمال، از قهوه‌خانه، از بچه‌دزدها، از سگ‌ها. حتی از حمام عمومی». (مدرس صادقی،1370: 143)

    در سفر کسری، او گریز کوچکی به خاطرات کودکی‌اش می‌زند. پدر او برایش تعریف کرده که وقتی صبح به حمام رفته در آنجا به چشم خود تعداد زیادی جن دیده است:

«هرچه گفت کسی باور نکرد، همه گفتند خیالاتی شده‌ای و به ریشش خندیدند. هیچ‌کس نترسید مگر کسری». (همان: 143)

    افراد عادی در برابر مسائل خرافی، عکس‌العملی مانند دیگر مردم که ماجرا را شنیده بودند، بروز می‌دهند؛ اما شخصیتی چون کسری آن را باور می‌کند و این باور در تمام روح او تأثیر می‌گذارد. تنها جایی که کسری احساس اطمینان می‌کند خانۀ سمر است. سمر به او لباس راحت، غذا و امنیت می‌دهد و کسری در تنها جایی که از خواب بیدار می‌شود وکابوس نمی‌بیند خانۀ سمر است. (مدرس صادقی، شریک جرم،1386: 83)

 

پارانویید

زیگموند فروید اختلال پارانویا را خاصّ روشنفکران می‌داند و می‌گوید بیماران پارانویا که عموماً افرادی از زمرۀ روشنفکران هستند، از شک و بدگمانی خود رنج می‌برند و از دشمنان خیالی وحشت دارند. بدگمانی به ثبات و دوام در روابط انسان‌ها و محدود شدن به هرگونه مکان و هویت، از علائم این بیماری است.(عبدالملکی،1386: 5) همان‌گونه­که اشاره شد، شخصیت‌ رمان‌های مورد بحث، محدود به زمان و مکان مشخصی نمی‌شود. او می­تواند دردیگران حلول کند، خصوصیات آنهارا بگیرد و پس دهد.او با جامعه و اطرافیان خود دچار مشکل است و مدام از آنها آزار می‌بیند. زمانی که حسین،که به عبارتی چهرۀ سیاه شخصیت کسری است، در او تناسخ پیدا می‌کند، گویی شخصیت او به کلّی تغییر می‌کند و در مونولوگی طولانی، کسری از زبان حسین خود را توصیف می‌کند و جنبه‌های پارانویایی شخصیت او بیش از پیش نمایان می‌شود:‌

 «من به این خانم همسایه مشکوکم، چند بار در را باز کرده‌ام و دیده‌ام پشت در ایستاده حالا هم خیال می‌کنم پشت در گوش ایستاده باشد یا شاید خانم صبا توی آپارتمان ما میکروفون کار گذاشته باشد تا حرف‌های ما را از خانه خودش بشنود». (مدرس صادقی، شریک جرم ،1386: 153) «از این به بعد فقط باید آتش زد، فقط باید کشت، انقلاب یعنی همین». (همان: 153)

    همان­گونه که ملاحظه می­شود، شخصیت کسری در بخش عمده­ای از توهماتش به آتش فکر می‌کند. آتش زدن سینما رکس، آتش زدن سینما سهیلا، آتش گرفتن بازار، آتش زدن سرتیپ رزمی و در اوج این هیجانات و گنگی ناشی از آتش وجودی، آتش زدن سگ خانم صبا، فیدل که در اوج بی‌رحمی و قساوت انجام شد. گویی ذهن کسری از آغاز مترصد چنین فرصتی بود. با جرقه‌های کوچکی در ذهن آغاز کرد و با آتش زدن سگ بیچاره و حادثۀ شام در خانه خانم صبا که منجر به مرگ چند نفر شد، این آتش را شعله‌ور ساخت و هیجانات ذهن بیمار خود را به‌طور کامل به بیرون انتقال داد. در سفر کسری زمانی که او به محلۀ قدیمی‌اش می‌رود، در خرابه‌ها صدای کسی را می‌شنود که او را صدا می‌زند و حتی صدای نفس نفس زدن او را در پشت خود احساس می‌کند و حتی هنگامی که به میان جمعیت می‌رود نیز آن صدا رهایش نمی‌کند.(مدرس صادقی،1370: 142)

 روان کسری از روزگار رنج می‌برد، چنان رنجی که به گونه‌ای روان­گیسختگی رسیده است. کسری در توهّمات و خیالات خود زندگی مي‌کند و نه در دنیای واقعی. کسری را می‌توان در زمرۀ روشنفکران جای داد و شاید بتوان او را بریده‌ای از روح نویسندۀ داستان دانست. به نظر فروید، این گونه روان‌پریشی پارانوییدی و اسکیزوییدی،‌ نوعی بیماری روشنفکران است؛ یعنی در طول تاریخ از کوپرنیک گرفته تا نیچه، شوپنهاور، داستایووسکی و کافکا به نوعی با این بیماری دست و پنجه نرم می‌کردند؛ زیرا این گونه روان‌پریشی، ناشی از تفکّر عمیق در زندگی و دقّت بسیار زیادی است که تنها شامل حال روشنفکران و کسانی می‌شود که از عصر و زمان خود جلوتر هستند، یا مردم زمانه ازفکرو اندیشه آنها عقب­تر هستند. شاید بتوان گفت دکتر شریعتی نیز به گونه‌ای دچار این رنج روحی بوده‌است. شريعتي در سال هاي آخر عمر نوشت: «مرگ هر لحظه در کمين است. توطئه ها در ميانم گرفته اند. من با مرگ زندگي کرده ام، با توطئه خو کرده ام… آنچه نگرانم کرده است ناتمام مردن نيست… ترسم از نفله شدن است…».(شریعتی،1377: 256،257)

 

 

سوالات یا اهداف این پایان نامه :

بررسی مدرنیته و تأثیر آن بر ادبیات و هنر

دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه (فقط حاوی ده صفحه از صفحات پایان نامه با فرمت ورد)

 پایان نامه بررسی مدرنیته در آثار جعفر مدرّس صادقی

دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه (فقط حاوی ده صفحه از صفحات پایان نامه با فرمت PDF)

 پایان نامه بررسی مدرنیته در آثار جعفر مدرّس صادقی

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

دانلود پایان نامه از لینک زیر

لینک متن کامل پایان نامه رشته ادبیات با عنوان :بررسی مدرنیته در آثار جعفر مدرّس صادقی