دانلود پایان نامه ارشد رشته ادبیات در سایت ارشدها

عنوان کامل پایان نامه :

تک نگاري آثار اصغر الهي

قسمتی از متن پایان نامه :

 

تمامي ويژگي­هاي گفته شده به علاوه ويژگي­هايي جديد که هر روزه از طرف نويسندگان پست مدرن به اين گروه اضافه مي­شود، خصيصه­هايي هستند که داستان پست مدرن با آن­ها معرفي و شناخته مي­شود. در پايان اين بخش بيان گفته­ي ديويد لاج، خالي از لطف نيست. او مي­گويد:

« بنا بر نظريه ساده گفته شده­ي ياکوبسن، هر کلامي بايد موضوعاتش را مطابق اصل مشابهت يا مجاورت به هم مربوط سازد و معمولاً نوعي از ارتباط را بر ديگري ترجيح مي­دهد. نوشته پست مدرنيست سعي دارد با يافتن قاعده ديگري براي نوشتار، اين قانون را به مبارزه بطلبد. من نام اين قواعد ديگر را پس­ و پيش کردن، انفصال، تصادف، افراط و اتصال کوتاه گذاشته­ام». (لاج،1373: 12)

 

1-1-1-1-  نظريه­هاي مهم پست مدرن:

پساساختارگرايي، مرگ مؤلف( نظريه­هاي بارت و فوکو)، فرا­روايت­ها(نظريه ليوتار)، وجودشناسي ( نظريه مک هيل)، فراداستان( نظريه هاچن)، فرا­تاريخ( نظريه وايت)، وانمودگي و فوق واقعيت( نظريه بودريار)، گفتمان( نظريه فوکو)، غني­سازي ادبيات( نظريه جان بارت) (پاينده،1390: 14)

1-2- جامعه شناسي ادبيات:

« آن­چه در اساس، جامعه شناسي ادبيات به گسترده­ترين معنا را از همه­ي ديگر شکل­هاي نقد جديد جدا مي­کند، اين حکم نظري است که در آفرينش هنري، يک فرد به تنهايي مورد نظر نيست بلکه اثر، بيان نوعي آگاهي جمعي است که هنرمند با شدتي بيش از اکثر افراد در تدوين آن شرکت مي­ورزد.

در همين چشم انداز است که پرسش مربوط به تعيين جايگاه اثر هنري نسبت به عامل اجتماعي طرح مي­شود:

آيا اثر بازتاب محض يا نشانه­ي عامل اجتماعي است؟ يا بيان تخيلي واقعيتي است که با آن پيوند ديالکتيکي دارد؟

پيش از آن که جامعه شناسي آفرينش ادبي به دانش شناسي مرتبط گردد، ارائه پاسخ علمي ناممکن خواهد بود. اما دوام و استمرار اين پرسش، روش نقد جامعه شناختي را به نحوي دقيق از ساير نقد­هاي معاصر                ( زبان­شناختي، روان­کاوانه يا درونمايه­اي) متمايز ساخته است». (پوينده، 1377: 64)

يکي از نظريه­پردازان در حوزه­ي جامعه­شناسي ادبيات، لوسين گلدمن، محقق رومانيايي است. وي تحت تأثير نظريات مارکسيسم قرار داشت و پيرو جامعه­شناسي ديالکتيکي بود. در توضيح جامعه­شناسي ديالکتيکي بايد از توجه هميشگي گلدمن به نقش تاريخ در پژوهش­هاي اجتماعي ياد کرد. « اثباتي بودن جامعه­شناسي در گرو تاريخي بودن آن است. در واقع همانطور که پديده­هاي انساني به پديده­هاي مجزاي اجتماعي و تاريخي تقسيم نمي­شوند، بررسي آن­ها در دو عرصه­ي متمايز و در قالب دو علم متفاوت نيز ناممکن است». (پوينده، 1390: 174) گلدمن روش پژوهشي خود را ساخت­گرايي تکويني ناميد. « ساختگرا از اين لحاظ که به بررسي ساختارهاي اثر و رابطه­ي آن با ساخت­هاي ذهني مي­پرداخت و تکويني از اين لحاظ که علت به وجود آمدن اين ساختارها را براساس شرايط تاريخي تشريح مي­کرد». (ولي­پور، 1387: 130)

گلدمن معتقد است که فاعل آفرينش هنري، ساختارهاي ذهني فرافردي هستند و نويسنده فاعل يکتاي اثر هنري نيست. او انکارکننده­ي وجود نويسنده يا هنرمند نيست بلکه معتقد به کارکرد جمعي اثر ادبي براي يک طبقه­ي اجتماعي است. در واقع اثر ادبي با منسجم ساختن جهان­نگري موجود، آن را از حالت بالقوه به حالت بالفعل و خودآگاه درمي­آورد. « در نظر او نويسنده بازتابنده­ي آگاهي جمعي نيست، بلکه برعکس ساختارهايي را که آگاهي جمعي به شيوه­اي نسبي و ابتدايي پرورده است، از درجه انسجام گسترده­اي برخوردار مي­سازد. از اين لحاظ اثر ادبي در حکم نوعي آگاهي يافتن جمعي از رهگذر آگاهي فردي يعني آگاهي آفريننده­ي اثر است. آگاهي يافتني که براي گروه اجتماعي آشکار مي­سازد که انديشه، احساس و رفتار خويش « بي­آنکه بداند» چه هدفي را دنبال مي­کرده است». (پوينده، 1390: 179-180) « نويسنده­ي بزرگ همانا فردي استثنايي است که در عرصه­اي معين يعني در عرصه­ي آثار ادبي (يا آثار نقاشي، نظري، فلسفي، موسيقايي و غيره) جهان خيالي منسجم يا تقريباً منسجمي مي­آفريند که ساختارش با ساختاري که مجموعه­ي گروه به آن گرايش دارد، منطبق است». (همان،95) او معتقد است رفتار انسان با توجه به توضيحات روان­شناساني چون ژان پياژه، خصلتي با معنا دارد. ازين رو آفرينش ادبي نيز بامعناست و معناي آن زماني آشکار مي­شود که در بطن کارکردهاي طبقه يا گروه اجتماعي پروراننده­ي آن اثر قرار بگيرد. در ادامه بيان مي­کند که طبقات اجتماعي به هنگام رسيدن به بيشينه آگاهي ممکن، مي­توانند آن را در اثري ادبي به انسجام برسانند و نويسنده به عنوان فاعلي، منتقل کننده­ي اين بيشينه آگاهي ممکن، به اثر ادبي است. وي براي بررسي اثر ادبي از دو مرحله پيروي مي­کند. در ابتدا معتقد است که اثر ادبي مي­بايست، جمله به جمله يا بيت به بيت، طبق الگوي فرضي از پيش تعيين شده­اي بازخواني شده و طبق همان الگو تفسير شود. در مرحله­ي بعد، ساختار معنادار متن که به وسيله­ي آن الگو يافته شده است، طبق ساختار شرايط تاريخي شکل دهنده­ي آن اثر بررسي شده و تشريح گردد تا در عين شناخت ساخت معنادار اثر، ارتباط آن با تاريخ شکل دهنده­اش حفظ شود. ازين رو گلدمن در روش ديالکتيکي خود، به ارتباط دائمي اجزا و کليت متن با هم تأکيد دارد و شناخت هريک را بدون ديگري ناممکن مي­داند. « او برخلاف هگل و لوکاچ که کليت را يگانگي کامل ذهنيت و عينيت و در نتيجه انحلال دنياي مادي در دنياي روحي مي­دانستند، معتقد بود که کليت عبارت است از واقعيت عام و جهان­گستري که دنياي مادي و دنياي روحي را در بر مي­گيرد. کليت از نظر او يک فرايند تاريخي است، که تابع اصل تغيير دروني اجزاست نه تثبيت اجزا. در درون کليت، تمام اجزا روابط متقابلي با هم دارند و به يک اندازه بر هم تأثر مي­گذارند». (پوينده، 1381: 29)

سوالات یا اهداف این پایان نامه :

بررسآثار اصغر الهي در دو دسته­ي رمان­ و مجموعه داستان­هاي کوتاه، مورد تحليل­هايي از لحاظ فرم، محتوا، عناصر داستاني، نکات برجسته­ي روان­شناسي از ديدگاه فرويد، يونگ و آدلر و جامعه شناسي از ديدگاه گلدمن

دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه (فقط حاوی ده صفحه از صفحات پایان نامه با فرمت ورد)

 پایان نامه تک نگاري آثار اصغر الهی

دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه (فقط حاوی ده صفحه از صفحات پایان نامه با فرمت PDF)

 پایان نامه تک نگاري آثار اصغر الهی

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

دانلود پایان نامه از لینک زیر

لینک متن کامل پایان نامه رشته ادبیات با عنوان :تک نگاري آثار اصغر الهي