تحلیل شخصیتهای رمان سالمرگی اثر اصغر الهی-پایان نامه ارشد

سایت دانلود پایان نامه omidfile.com


دانلود پایان نامه ارشد رشته ادبیات در سایت ارشدها

عنوان کامل پایان نامه :

تک نگاری آثار اصغر الهی

قسمتی از متن پایان نامه :

 

« تو هشتمی بودی، آن هم پس از هفت تا دختر کور و کچل باباقوری». (همان، ۲۴)

« کسی دیده زنی هفت شکم پشت سر هم دختر بزاید؟ به خاطر همین، اسم آخری را گذاشتم دختربس…». ( همان، ۲۶)

« پسرک سر هفت دختر، لوس و ننر، پسرک کاکل زری!» ( همان، ۴۳)

شیوه­ی بیان راوی برای شرح دادن تقابل مرگ و زندگی در سراسر داستان حفظ می­شود و حتی با تغییر راوی، فضای حاکم بر داستان عوض نمی­شود اما یکی از جملات داستان با دیگر جملات آن متفاوت است و نویسنده بودن راوی داستان را به خوبی نشان می­دهد:

« ساعتی بالای سرم چکه می­کرد: تیک­تاک. تیک­تاک. قلبم می­زد. دستگاهی که صفحه سبزرنگی داشت، خط­های قلبم را نشان می­داد. ها…ها… لی­لا چه کسی می­تواند دیوانگی­های قلب آدمی را روی صفحه­ی کاغذی نقاشی کند؟ هیچ­کس نمی­تواند خواب و رؤیا­های آدم را روی بوم نقاشی بریزد». (همان،۱۲)

با ورود مخاطب به حال و هوای داستان، زمینه برای بیان اعتقادات عامیانه و مرسوم در زمانه­ی روی­دادن داستان، فراهم می­شود و راوی در موقعیت مناسب از این اعتقادات برای شرح دادن حوادث استفاده می­کند:

« بیرون زنی سفید­پوش ایستاده بود. برف می­بارید. توفان بود. باد و بوران بود. درخت­ها تکان می­خوردند. زن سفید­پوش تو آمد. راست، با قد خدنگ، با موهای قرمز و ژولیده، سینه­های بزرگ، شل و آویخته. خاله بعدها گفت: کاشکی پیازی سر سیخ می­کردیم. می­ترسید و تو نمی­آمد، وا می­گشت». (همان، ۱۷)

« هیچی آمدم داد بزنم، نتوانستم. از ترس صدایم بیرون نمی­آمد. از ما بهتران بود. دراز به دراز کنار دیوار ایستاده بود. جم نمی­خورد. داشتم زهره ترک می­شدم». (همان، ۲۳)

« ها خاله جان، دیدم، تا او را دیدم، دعایی خواندم و فوت کردم. از همان دم در نیامده ورگشت». (همان، ۲۳)

« ورنگشت، همان­جایی که ایستاده بود، یواش یواش کوچک شد. مچاله شد. آب شد و رفت توی زمین…».(همان، ۲۳)

راوی در میان بیان داستان به دنیا آمدن خود، داستان به دنیا آمدن فرزندش را هم بیان می­کند. در قسمت به دنیا آمدن فرزندش، از نامیدن او یاد می­کند. لیلا از نامی که او برای نوزاد انتخاب کرده است رضایت ندارد و با تمسخر از آن یاد می­کند و در واقع این عدم رضایت لیلا از این نام به سرنوشت سیاوش کهن ایرانی، سهراب و اسماعیل اشاره دارد که همگی به دست پدرانشان به کام مرگ کشیده شده­اند. انتخاب نام شخصیت­های داستانی به عنوان برچسبی که در ارتباط با سرنوشت و یا عقاید آنان است یکی از جنبه­های ماهرانه­ی شخصیت­پردازی است که نویسنده با توجه به آن توانسته است شخصیتی امروزی را با شخصیتی اسطوره­ای مشابه قرار دهد:

« لیلا گفت: اسمش را چی بگذاریم؟ گفتم سیاوش. زیر لب گفت: ابراهیم، اسماعیل، سهراب».

اعتقادات دینی شخصیت­های داستان به موازات دیگر خصوصیت­های شخصیت­ها بیان می­شود که از لحاظ روان­شناسی در تحلیل این شخصیت­ها بسیار مفید است:

« پدرتان ملا بود. درس خوانده بود. تو ده منبر می­رفت. تو شهر منبر می­رفت. خدا عالم است نمی­دانم چی شد که درس و مدرسه را ول کرد. ناتمام گذاشت و ورگشت ده. هرکسی حرفی می­زد. به حرف مردم که نمی­شود اطمینان کرد. گناهش پای خودشان.می­گفتند: عقلش را دزدیده بودند. افتاده بود پی درس جدید. اکابر رفته بود اما توی شهر بند نشده بود». (همان، ۳۵)

« گفتیم: یا امام رضای غریب، به خودت پناه آوردیم. ای طبیب هر دو عالم، شافی روز قیامت، ضامن آهو». (همان،۳۸)

« تا آن شب که حضرت خضر پیغمبر در خواب به سراغم آمد. با ردایی و قبایی و دستاری. چهره­شان را نمی­دیدم. هاله­ای نور گرد سرشان بود». (همان، ۳۹)

داستان­های دینی مربوط به قربانی کردن حضرت اسماعیل(ع) و شهادت فرزندان امام حسین(ع) به طور ملایمی شبیه به داستان سیاوش و کشته شدن سهراب به دست رستم، دانسته شده است که کاملاً بر مخاطب آگاه آشکار است که چنین قیاسی صحیح نیست اما نباید از نظر دور داشت که راوی با ذهنیتی این داستان را می­نویسد که همسرش، لیلا به او القا کرده است و شخصیت لیلا در این رمان از شخصیت­هایی است که اعتقادات دینی استواری ندارد و در خانواده­ای بزرگ شده است که به دنبال آموزش اعتقادات دینی به او نیستند. بنابرین راوی داستان با چنین طرز فکری به درهم آمیختن روایت­های دینی و اسطوره­ای روی آورده است:

« شب دوباره حضرتشان به خوابم آمدند. در میان خواب و بی­خوابی­ها، دلشوره­ها، به دیدارم آمدند. رنجیده خاطر، مکدر. رو­به­رویم ایستادند. صدای­شان را شنیدم. « تو از ما هستی؟» از شرم سرم را انداختم زیر. گفتند: « مردم زمان فساد می­کنند» گفتیم: « وفای به عهد می­کنم» گفتند: « کاری بکن که ابراهیم خلیل­الله کرد… علقه­ی دنیا از دل بکن.» حیف که نگذاشتند این قوم خاصه برادر». (همان، ۴۰)

اطرافیان راوی داستان، سعی دارند با بیان داستان زاده شدن او، سختی­هایی که خانواده متحمل شده­اند را به او یادآوری کنند. راوی خود نیز به زندگی و سرنوشت خود آگاه است و با بیان آن­ها مخالفتی انجام نمی­دهد:

« تو به دنیا آمدی. تو اینطور به دنیا آمدی. ولقد خلقنا الانسان فی کبد». (همان، ۴۲)

آقای عمرانی با همه­ی ارزشی که برای خانواده­ی خود دارد و تنها پسر این خانواده است، بارها به خاطر راهی که برای زندگی خود انتخاب کرده است از سوی اطرافیانش مورد سرزنش قرار می­گیرد، این سرزنش­ها با تهمت­های لیلا همسر او به اوج می­رسد و شخصیتش به عنوان شخصیتی تنها و بی­پشتیبان معرفی می­شود:

« تو هم خودت را منتر یک مشت کتاب کرده­ای که نه به درد دنیا می­خورد و نه به درد آخرت… شعر گفتن هم شد کار؟ قصه بافتن هم شد کار؟ می­رفتی درس درست و حسابی می­خواندی! مثل خود من ما خلق الله­ات عیب دارد و کاری نمی­شود کرد». (همان، ۴۵)

سرزنش­هایی که لیلا در حق آقای عمرانی روا می­دارد از نظر خودش هم پذیرفتنی نیست. چراکه در برخورد با همسر خود به دو شیوه مختلف عمل می­کند. گاه او را مورد سرزنش قرار داده و گاه به او ابراز علاقه می­کند:

« لیلا گفت: تا خوب شدی، هزار بار بیشتر مرا کشتی. خدا می­داند چندبار مردم و زنده شدم». (همان، ۵۰)

« خنده­آور است که تو زنده باشی، سرزنده و چالاک و او نباشد، پسرکت سیاوش را می­گویم. پسرکم!»      (همان، ۵۰)

لیلا از نظر اعتقادی با آقای عمراتی تفاوت آشکاری دارد که نه تنها در شیوه­ی زندگی وی بلکه در جملاتی که در شرایط مختلف بر زبان می­آورد نیز، این عقاید به صورت مشهودی جلوه می­کند و در این طرز تفکر خود، حتی از بردن نام شهادت برای پسرش هم امتناع کرده و از آن با عنوان مرگ یاد می­کند:

« لیلا گفت: تو او را به کشتن دادی. من؟ بله تو که می­گفتی باید از این آب و خاک و مذهب دفاع کرد». (همان، ۶۰)

« لیلا گفت: تو او را به مرگ فروختی! من؟ بله تو، یادت می­آید خوابی را که برایم گفته بودی؟ خواب دیده بودم من و سیاوش در تاریکی در حلقه­ای از فرشتگان هستیم با چهره­های نورانی. فرشته­ای گفت: باید یکی از شماها را باخودم ببرم بهشت، باغ خرمی که همیشه بوی بهار می­دهد». (همان، ۶۸)

سوالات یا اهداف این پایان نامه :

بررسآثار اصغر الهی در دو دسته­ی رمان­ و مجموعه داستان­های کوتاه، مورد تحلیل­هایی از لحاظ فرم، محتوا، عناصر داستانی، نکات برجسته­ی روان­شناسی از دیدگاه فروید، یونگ و آدلر و جامعه شناسی از دیدگاه گلدمن

دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه (فقط حاوی ده صفحه از صفحات پایان نامه با فرمت ورد)

 پایان نامه تک نگاری آثار اصغر الهی

دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه (فقط حاوی ده صفحه از صفحات پایان نامه با فرمت PDF)

 پایان نامه تک نگاری آثار اصغر الهی

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

دانلود پایان نامه از لینک زیر

لینک متن کامل پایان نامه رشته ادبیات با عنوان :تک نگاری آثار اصغر الهی