ه آمريكاي جنوبي يعني پرو نشان مي‌دهد كه دوره اهلي شدن آن به 5 تا 6 هزار سال قبل از ميلاد بر مي‌گردد. لوبيا با نام‌هاي انگليسي Bean، Common Bean،Dry Bean ، و نام علمي Phaseolus vulgaris داراي 22 = n2 كروموزوم بوده و گياهي خودگشن است (حاجي آقا بزرگي، 1376). از نظر گياه‌شناسي نيز گياهي است يكساله، بالارونده يا بوته‌اي كمي كرك‌دار با ريشة عمودي و جانبي توسعه يافته و گاهي داراي گره‌هاي كروي است. برگ‌هاي آن متناوب و سه قسمتي است. شكل غلاف خطي حداكثر به طول 20 سانتي‌متر، راست و گاهي كمي منحني با منقار برجسته است. غلاف‌ها هنگام رسيدگي تازه، به رنگ سبز يا زرد، گاهي بنفش يا مايل به قرمز يا نواري هستند. دانه‌ها از نظر اندازه و شكل و رنگ بسيار متنوع‌اند. دانه‌هاي تخم‌مرغي، تقريباً كروي يا قلوه‌اي شكل هستند که داراي پروتئين زيادي است (جدول 1-1 و 1-2). جوانه‌زني بذر نيز به صورت اپي‌جيل است. دو برگ ابتدايي (اوليه) ساده و متقابل بوده و برگ‌هاي متناوب و پر برگچه‌اي مي باشند. منشاء لوبيا ايران بوده و از جنس و گونه Phaseolus vulgaris ، فرم بوته رونده و رشد نامحدود و محدود (تيپ 3-1)، متوسط ارتقاع 50-90 سانتي‌متر، دوره رشد و نمو 105 روز که وزن صد دانه آن حدود 34 تا42 گرم است (باقري و همکاران، 1376).

جدول 1-1- مقايسه درصد پروتئين موجود در غذاهاي گياهي و حيواني
غذاي گياهي / درصد پروتئين
غذاي حيواني / درصد پروتئين
برنج
8
گوشت تازه
15 تا 20
لوبيا
26
ماهي
10 تا 15
نخود
25
تخم مرغ
16
سيب زميني
2
شير
3/3
هويج
2/1
کره
6/0

جدول 1-2- ميزان مواد در 100 گرم لوبياي سبز
آب
86 گرم
پروتئين
1/6 گرم
چربي
2 گرم
مواد نشاسته اي
4/5 گرم
سديم
4 ميلي گرم
پتاسيم
150 ميلي گرم
کلسيم
50 ميلي گرم
فسفر
35 ميلي گرم
آهن
6 ميلي گرم
ويتامين A
540 واحد
ويتامين B1
16 ميلي گرم
ويتامين B2
1 ميلي گرم
ويتامين B3
5 ميلي گرم
ويتامين C
15 ميلي گرم
اينوزيت
75 ميلي گرم
ساکارز
1/5 ميلي گرم

1-2- خصوصيات اکولوژيکي
روزهاي گرم و شب‌هاي خنک براي رشد لوبيا مناسب مي‌باشد. دماي مورد نياز براي رشد آن در روز 20 تا 28 درجه و در شب 15 تا 20 درجه سانتي‌گراد است. دماي بيش از 30 درجه مناسب رشد آن نبوده و دماي بيش از 35 درجه سانتي‌گراد براي رشد آن نامناسب مي‌باشد و نسبت به طول روز خنثي مي‌باشد. معمولاً 30 تا 40 روز بعد از کاشت شروع به گلدهي مي‌کنند. دوره گلدهي معمولاً يک ماه است. در رقم‌هاي رشد نامحدود و زمان رسيدن غلاف‌ها متفاوت است. تنش‌هاي محيطي به ويژه خشکي بر روي رقم‌هاي لوبيا تاثير نامطلوب در عملکرد ايجاد مي‌کند. بهترين pH براي رشد لوبيا 6 تا 7 مي‌باشد (باقري و همکاران، 1376).

1-3- تناوب
منظور از تناوب زراعي کشت محصولات مختلف با ترتيب معين در يک مزرعه مي‌باشد. اجراي صحيح تناوب زراعي با منابع زيادي از قبيل افزايش محصول، افزايش ذخيره مواد آلي خاک، استفاده موثر از مواد غذايي خاک، کاهش خسارت فرسايش، استفاده موثرتر از کودهاي شيميايي و حيواني، کنترل علف‌هاي هرز، آفات و بيماري‌ها همراه است. در بهترين تناوب براي لوبيا، اغلب منافع فوق برآورده مي‌شود. تناوب لوبيا- گندم يا جو و يا لوبيا – گندم يا جو- آيش در بيشتر مزارع لوبيا کاري رعايت مي شود (باقري و همکاران، 1376).

1-4- مرحله کاشت
1-4-1- آماده سازي زمين
خاکي که براي کشت لوبيا در نظر گرفته مي‌شود بهترين محصول در خاک‌هاي سبک و غني به اندازه کافي عمق داشته و در قسمت سطحي نرم و حاصل‌خيز باشد. به طور کلي هدف از تهيه زمين لوبيا زير خاک بردن بقاياي گياهي، از بين بردن علف‌هاي هرز، زير خاک کردن مواد تقويت کننده، حفظ رطوبت موجود در خاک، ايجاد نفوذ پذيري، نرم کردن و افزايش عمق خاک زراعي مي‌باشد.
1-4-2- تهيه زمين
شامل مراحل مختلفي است که با در نظر گرفتن روش زراعت (مکانيزه و سنتي)، بافت خاک و نوع تناوب ممکن است تفاوت‌هايي داشته باشد. شخم پاييزه بر شخم بهاره ترجيح داده مي‌شود، زيرا آب بيشتري ذخيره شده و يخ آب حاصل کلوخه‌ها را خرد مي‌کند، همچنين فرسايش حاصل از جاري شدن آب کاهش يافته و بقاياي گياهي و علف‌هاي هرز در زير خاک زودتر پوسيده مي‌شوند. در بهار به محض اينکه زمين گاورو شد از ديسک يا کولتيواتور براي خرد کردن کلوخه‌ها استفاده مي‌گردد. جهت تسطيح مقطعي لازم است ماله‌اي در سطح خاک زده شود تا بستر مناسب براي کشت بذر فراهم گردد. در روش هيرم‌کاري پس از تسطيح زمين به کمک دستگاه مرزبند، ابعاد کرت‌ها مشخص شده و زمين لازم براي کاشت آماده مي‌گردد. قبل از کاشت، کود مورد نياز بر اساس توصيه کودي در خاک توزيع مي‌گردد (باقري و همکاران، 1376).

1-4-3- تراکم بوته و ميزان بذر
در کشت‌هاي رديفي فواصل 50 سانتي‌متر بين رديف و 5 سانتي‌متر روي رديف، فاصله کاشت محسوب مي‌شود اما در شرايط کرتي استفاده از آرايش مربعي بهترين عملکرد را دارد. تعداد 40 بوته در متر مربع بهترين تراکم تشخيص داده شده است. با توجه به وزن صددانه رقم لوبيا که حدود بين 34 تا 42 گرم مي‌باشد، به طور متوسط مقدار مصرف بذر لوبيا چيتي در کشت مکانيزه 200-180 کيلوگرم در هکتار مي‌باشد. عمق کاشت مناسب براي کاشت در شرايط هيرم 20-10 سانتي‌متر است. در روش کشت سنتي (دست نشان) مقدار بذر مصرفي با توجه به فواصل کاشت که معمولاً به ابعاد 15( 15 ، 20( 15 و 20( 20 مي‌باشد، به طور قابل ملاحظه‌اي کاهش مي‌يابد و تقريباً به اندازه نصف بذر مصرفي در روش مکانيزه مي‌باشد. مصرف بذر در لوبيا سفيد و قرمز به عواملي چون اندازه بذر، قوه ناميه، درجه خلوص، روش کاشت و غيره وابسته است. معمولاً در کشت مکانيزه تا80 کيلو و در کشت سنتي 120 کيلو در هکتار مصرف مي‌شود. بايد سعي کرد حتي المقدور از بذور مادري و گواهي شده جهت کاشت استفاده شود و قبل از کاشت با يک قارچ‌کش ضدعفوني گردد. عمق کاشت در زمين‌هاي رسي 5 سانتي‌متر ودر زمين شني 10 سانتي‌‌متر در نظر گرفته مي‌شود که اين خود تابع عوامل مانند شرايط آب و هوايي، اندازه بذر، جنس خاک، رطوبت زمين و ويگور بذر مي‌باشد (باقري و همکاران، 1376).

1-5- تاريخ کاشت
تاريخ کاشت لوبيا بسيار مهم بوده و بايد به گونه‌اي انتخاب گردد که مرحله حساس رشد آن به ويژه گلدهي با گرما و خشکي تابستان مواجه نشود. همچنين رسيدن محصول به سرماي پاييزه برخورد نکند. تاريخ کاشت در استان‌هاي لوبيا کاري کشور متنوع است به طوري که از اوايل فروردين (لرستان) تا اواخر تيرماه (برخي مناطق مرکزي) کشت لوبيا مشاهده شده است. بر اساس تحقيقات انجام شده در ايستگاه ملي تحقيقات لوبيا در خمين، 20 ارديبهشت تا 15 خرداد تاريخ مناسب کاشت بوده و بهترين تاريخ کاشت هفته اول خرداد محسوب مي‌شود. يکي از مشکلاتي که براي تاريخ کاشت لوبيا کاشت در هنگام به دليل آبياري گندم مي‌باشد. به عبارت ديگر، به دليل محدوديت آب آبياري، کاشت لوبيا تا تکميل آب گندم امکان پذير نمي‌باشد. لذا کشت دير هنگام موجب کاهش عملکرد در لوبيا مي‌گردد. در هر حال درجه حرارت در زمان کاشت نبايد کمتر از 10 درجه باشد.

1-6- آبياري
مقدار آب مورد نياز بستگي به بافت و ساختمان خاک، شرايط آب و هوايي و غيره دارد. در خاک‌هاي با بافت متوسط به دليل نفوذپذيري بيشتر خاک و تبخير بيشتر آب از سطح خاک، مقدار مصرف آب بيشتر از خاک‌هاي نيمه سنگين مي‌باشد. در روش هيرم کاري فاصله اولين و دومين آبياري بعد از کاشت با آبياري‌هاي ديگر تفاوت دارد. اولين آبياري بعد از کاشت بر اساس بافت خاک و اقليم منطقه به فاصله 25-15 روز مي‌باشد. در اين مدت بذور لوبيا جوانه زده و به مرحله دو برگي مي‌رساند. آبياري دوم به فاصله 10-8 روز و آبياري بعدي بسته به بافت خاک به طور متوسط هر 8-4 روز يک‌بار انجام مي‌شود. خاک‌هاي با بافت سبک‌تر 4-3 روز و خاک‌هاي با بافت سنگين‌تر 8-5 روز انجام مي‌شود. مرحله حساس لوبيا به تنش آبي از ابتداي گلدهي تا مرحله تشکيل غلاف مي‌باشد. کمبود آب در اين دوره خسارت زيادي به لوبيا وارد مي‌کند. آخرين آبياري بايد طوري انتخاب گردد که حدود 25 درصد از غلاف‌هاي لوبيا رسيده باشد. بهترين روش آبياري تحت فشار براي لوبيا استفاده از آبياري نواري مي‌باشد. از آبياري باراني به دليل بيماري باکتري‌هاي بلايت نمي‌توان استفاده کرد.

1-7- تغذيه
عوامل محيطي زيادي بر عملکرد مطلوب لوبيا موثر مي‌باشند که يکي از آنها تغذيه مناسب بوده و رمز آن در تغذيه متعادل و اصولي است. زيرا همان‌گونه که مي‌دانيم گياهان به عناصر پرمصرف (مانند نيتروژن، فسفر، پتاسيم، منيزيم، کلسيم و گوگرد) و عناصر کم مصرف (مانند آهن، روي، منگنز، مس، بر، موليبدن و کلر) براي رشد نياز دارند. عناصر کم مصرف مانند عناصر پرمصرف براي تغذيه گياه داراي اهميت بوده ولي گياه به ميزان کمتر از آنها استفاده مي‌کند. لذا از مصرف آنها با توجه به اصول تغذيه گياه نبايستي غفلت نمود (باقري و همکاران، 1376).
1-8- برداشت
زمان برداشت لوبيا به زمان كاشت و نوع رقم بستگي دارد. در ارقام رونده مانند واريته محلي خمين و تلاش غلاف‌ها هم‌زمان نمي‌رسند و برداشت زماني انجام مي‌گيرد كه حدود 65 تا 75 درصد غلاف‌ها رسيده باشند. در اين زمان ميانگين رطوبت دانه‌ها حدود 35 تا 40 درصد است. هنگام برداشت، محصول با دست برداشت شده و در مزرعه باقي مي‌ماند زماني كه رطوبت دانه‌ها به حدود 20 درصد رسيده و غلاف‌ها خشك شده باشند، به خرمنگاه منتقل شده و خرمنكوبي مي‌گردند. در مورد لوبيا (قرمز و سفيد) و رقم‌هاي ايستاده به محض زردي بوته‌ها برداشت صورت گرفته و بافه‌هاي حاصله در زمين باقي مي‌ماند تا رطوبت به 20 درصد برسد تا خرمنکوبي گردد.

1-9- علف‌هاي هرز
علف‌هاي هرز به عنوان رقباي اصلي گياهان زراعي با هدف تصاحب نور، آب و مواد غذايي هستند. علف‌هرز به طور کلي گياهي ناخواسته، مضر و خسارت‌زا است که باعث تداخل در عمليات زراعي، بالا بردن هزينه‌هاي کارگري و در سطح کلان باعث کاهش عملکرد محصول زراعي مي‌گردد. برنامه‌هاي کنترلي علف‌هاي هرز بر اساس فلور گياهي يک منطقه تعيين مي‌شود. به عبارتي فلور علف‌هاي‌هرز يک منطقه شامل گونه‌هايي است که بتوانند برتري (قدرت تخريب) خود را نشان دهند و از روش‌هاي کنترل جديد نيز بگريزند. علف‌هاي هرز به طور متوسط 25 تا 30 درصد باعث خسارت به محصولات زراعي مي‌شوند. (باغستاني و همکاران، 1382). مسايل و مشکلاتي که علف هاي هرز به وجود مي آورند شامل موارد زير هستند (هاتيزوئيس و پنر، 1985):
1- به دليل توليد بذر فراوان، پتانسيل بالايي در توليد جمعيت دارند.
2- به سرعت در مزرعه تثبيت مي‌شوند.
3- منجر به تلفات آب و مشکل مديريت آب در مزارع ديم مي‌شوند.
4- تلفات مواد غذايي ماکرو و ميکرو: علف‌هاي هرز 2 برابر ازت، 6/1 برابر فسفر، 5/3 برابر پتاسيم، 7/1 برابر کلسيم و 2/3 برابر منيزيم را بيشتر از محصولات زراعي مصرف مي‌کنند.
5- باعث تداخل در عمليات زراعي، کاهش درآمد و افزايش هزينه تمام شده توليد مي‌شوند.
6- کيفيت محصول کشاورزي کاهش مي‌يابد (تداخل بذر علف هرز با گياه اصلي).
7- کارايي بهره برداري از زمين را کاهش مي‌دهند.
8- سلامت انسان را به واسطه انواع آلرژي‌ها و حساسيت‌ها به خطر مي‌اندازند (عشقه سمي، چاودار سمي). تراكم علف‌هاي هرز تابستانه در زراعت لوبيا بسيار بالا بوده و در صورت عدم مبارزه با آنها ميزان محصول به طور قابل ملاحظه‌اي كاهش مي‌يابد.

1-10- مبارزه با علف‌هاي هرز لوبيا
علف‌هاي هرز و گياهان زراعي بر سر منابع محدود محيط مانند آب، نور، عناصر

دیدگاهتان را بنویسید