تراكم هاي مختلف گزارش کردند که تيمارهاي وجين دستي با بالاترين ميانگين توليد، بيشترين عملکرد دانه را توليد کرد و علف‌كش اي‌پي‌تي‌سي با تيمار شاهد بدون وجين اختلاف معني‌دار نداشته و با تيمارهاي آلاكلر و كلرتال دي متيل اختلاف آماري معني‌داري داشتند.

2-4- اثرات علف‌کش بر عملکرد و اجزاي آن
بزازي (1384)، با بررسي اثرات علفكش انتخابي پايرديت (لنتاگران) در كنترل علف هاي هرز عدس ديم در شرايط زارعي گزارش کرد اثر تيمارهاي آزمايشي بركنترل علف‌هاي هرز معني‌دار بوده است. از نظر تاثير برعملكرد بيولوژيك عدس نيز اختلاف معني‌دار بين تيمارها وجود داشته و از لحاظ عملكرد دانه نيزاختلاف بين تيمارها معني‌دار بوده و از نظر وزن هزار دانه اختلاف معني‌دار بين تيمارها ملاحظه نشد. استفاده از علفكش پايرديت علف‌هاي هرز را كنترل نموده در نتيجه موجب افزايش عملكرد دانه همانند وجين دستي مي‌شود. در حالي‌كه تيمار شاهد بدون کنترل با عملكرد متوسط 1027 كيلوگرم در هكتار 313 كيلوگرم كاهش نسبت به تيمار شاهد با وجين و277 کيلو گرم نسبت به تيمار مصرف علفکش لنتاگران 2 ليتر در هکتار داشته است در نتيجه با يک بار سمپاشي مي توان عملکرد را تا 27 درصد افزايش داد.
جمالي (1387)، در مزارع گندم زرقان فارس تاثير علف‌كش كلودينافوب هندي و ايراني و ديكلوفوب متيل را بر كنترل علف هاي هرز بررسي نمودند. نتايج به دست آمده نشان كه وزن خشك و ارتفاع بوته يولاف وحشي تحت تاثير تاپيك هندي به خوبي كنترل شد. علف‌كش هاي آكسيال و توتال در مقايسه با شاهد، عملكرد محصول را به ترتيب 218 و 181 درصد افزايش دادند. طبيب و همکاران (1387)، تاثير علف‌كش دو منظور هي توتال را در مقايسه با آكسيال و جهت كنترل علف‌هاي هرز ماهي دشت كرمانشاه بررسي نمودند. نتايج نشان داد كه توتال نسبت به ديگر علف‌كش ها تاثير بيشتري بر مهار علف هاي هرز داشت. آكسيال نيز كارآيي خوبي در كنترل باريك‌برگ ها داشت و تاپيك پس از آن قرار گرفت. رويش گونه‌هاي علف‌هرز مشكل سازي نظير عروسك پشت پرده طي دوره طولاني از فصل رشد و از سوي ديگر توانايي علف‌هاي هرز در پشت سر نهادن اثرات گياه سوزي علف‌كش ها از جمله دلايل اين امر است. از اين رو به نظر مي‌رسد در مزارع با جمعيت بالاي علف‌هرز ناشي از غناي بانك بذر، تكرار عمليات وجين دستي يا كاربرد علف‌كش ها براي ممانعت از خسارت علف‌هاي هرز ضروري است. با توجه به عدم كارآيي مناسب علف‌كش هاي موجود در كنترل كامل گونه‌هاي علف هرز شايع در سطح مزارع لوبيا تكرار عمليات سمپاشي يا تلفيق آن با وجين دستي ضروري به نظر مي‌رسد.
سلطاني و همکاران (2005)، گزارش دادند كه كاربرد مخلوط بنتازون و فومسافن در هفت روز پس از سمپاشي در دزهاي کم، خسارت 1 تا 6/1 درصد و در دزهاي زياد، خسارت 3/3 تا 8/4 درصد به لوبيا وارد ساخت. مک‌لنان و همکاران (2000) نتيجه گرفتند که وزن هزار دانه در تراکم‌هاي مختلف علف‌هرز در مقايسه با ساير اجزاي عملکرد، ثبات بيشتري دارد و طبق نتايج منصوريان و همکاران (1387)، به نظر مي‌رسد مقاومت بالاي اين صفت به علف‌کش متري بوزين منجر به معني‌دار نشدن اثر تيمارها گرديده است و ارقام توانسته بودند نسبت به کاربرد اين علف‌کش تقريباً يکسان عمل کنند. فرجي (2006)، گزارش کرد که افزايش مصرف علف‌كش نيز باعث افزايش تعداد سنبله‌هاي گندم گرديد كه نشان دهنده كنترل مناسب علف‌هاي هرز در اثر مصرف علف‌كش مي‌باشد. همچنين همبستگي مثبت و معني‌داري بين عملكرد دانه گندم و تعداد سنبله در متر مربع وجود دارد. موسوي و همکاران (2008)، اعلام داشتند که اثر علف‌كش بر وزن هزاردانه گندم معني‌دار بود. با افزايش غلظت علف‌كش تا 2/1 ليتر در هکتار، وزن هزار دانه گندم تا حد كنترل كامل يولاف وحشي افزايش يافت كه نشان مي‌دهد مصرف علف‌كش بالاتر از 2/1 ليتر در هكتار باعث افزايش وزن هزاردانه گندم نمي‌شود و مصرف بيش از اندازه علف‌كش اثري بر افزايش اجزاي عملكرد گياه از جمله وزن هزاردانه ندارد. با گذشت 28 روز از سمپاشي، تمامي ارقام لوبيا خسارت اوليه ناشي از كاربرد مخلوط بنتازون و فومسافن را پشت سر گذاشتند. در پژوهش اين محققان دزهاي بالاتر مخلوط فومسافن و بنتازون در اكثر موارد خسارت بيشتري در پي داشت. هر چند در تمامي موارد تفاوت ها از نظر آماري معني‌دار نبود. كاربرد پس رويشي مخلوط بنتازون و فومسافن به مقدار 140 + 840 گرم ماده موثر در هکتار يا دوبرابر آن در مقايسه با شاهد تيمارنشده تأثير منفي بر ارتفاع بوته، وزن شاخساره و عملكرد ارقام لوبيا نداشت (سلطاني و همکاران، 2006).
علف كش بنتازون (بازاگران) تنها علف كش پس رويشي است كه طي ساليان متمادي براي كنترل علف‌هاي هرز زراعت لوبيا مورد استفاده قرار مي‌گيرد. بي شك كاربرد مكرر يك علف‌كش مشكلاتي از قبيل بروز مقاومت و افزايش فراواني جمعيت‌هاي مقاوم را در پي دارد. از اين رو معرفي علف‌كش هاي پس‌رويشي جديد ضروري به نظر مي‌رسد (زند و همکاران، 2006). موسوي و همکاران (1390)، در بررسي كارآيي مخلوط علف‌كش هاي فومسافن و بنتازون و اسيفلورفن براي كنترل علف‌هاي هرز لوبيا، گزارش کردند در بين تيمارهاي آزمايش بالاترين سطح عملكرد لوبيا به تيمارهاي كاربرد پس‌رويشي علف كش استورم به ميزان 5/1 ليتر در هکتار و مخلوط آن با علف‌كش فومسافن به همين مقدار اختصاص داشت. عملكرد دانه لوبيا براي تيمارهاي يادشده و برخي ديگر از تيمارهاي آزمايش به طور معني‌داري بيشتر از شاهد بدون كنترل علف‌هاي هرز بود. در ارزيابي كارايي كاربرد ايمازتاپير در كشت لوبياي سياه اظهار شده است كه كاربرد پيش كاشت و پيش رويشي ايمازتاپير به تنهايي يا همراه با اس‌- متولاكلر نيازمند مراقبت جدي براي جلوگيري از هم پوشاني سمپاشي است زيرا در برخي شرايط محيطي بر اثر كاربرد مقادير زياد علف‌كش امكان آسيب به گياه زراعي وجود دارد (سلطاني و همکاران، 2004). کاربرد پيش كاشت آميخته با خاك اتال فلورالين در تلفيق با كاربرد پس رويشي مقادير كاهش يافته‌ي ايمازتاپير سبب كنترل مناسب علف‌هاي هرز شد (بلاک شاو و همکاران، 2000). تيمارهاي مشتمل بر كاربرد ايمازتاپير نقش بهتري در كنترل علف هرز توق داشتند (جانسون و همکاران، 1998).
لطفي و همکاران (1391)، با بررسي تاثير روش‌هاي مديريت تلفيقي بر علف‌هاي هرز گزارش کردند که علفکش‌هاي 2,4-D + ام‌سي‌پي‌آ و برومايسيد از نظر آماري تفاوت معني‌داري در دزهاي مصرفي بر عملکرد دانه و بيولوژيک وجود نداشت، علف‌کش فورام سولفورون نيز در 25 درصد بالاتر از توصيه شده و دز توصيه تفاوت معني‌داري در عملکرد سورگوم نداشت. با توجه به عوامل زيست محيطي، ميزان مصرف علف‌کش‌ها و مسئله مقاومت، توصيه بر استفاده از دزهاي تقليل يافته علف‌کش‌هاي آزمايشي مي‌شود. به علاوه با توجه به قرار گرفتن تيمار علفکش توفوردي + ام‌سي‌پي‌آ با 25 درصد بالاتر و 25 درصد پايين‌تر از دز توصيه شده با تيمار علف‌کش فورام سولفورون با دز توصيه شده و 25 درصد بالاتر از دز توصيه شده در گروه آماري يکسان در افزايش عملکرد، توصيه بر استفاده از علف‌کش‌هاي 2,4-D + ام‌سي‌پي‌آ و بروموکسينيل + ام‌سي‌پي‌آ مي‌باشد. فورام سولفورون، علف‌کشي دو منظوره بوده و کنترل مطلوبي بر روي علف‌هاي هرز پهن برگ و باريک برگ به خصوص قياق داشت ولي دو علف‌کش آزمايشي ديگر علف‌کشي پهن برگ‌کش بودند و بر علف‌هاي هرز باريک برگ تأثيري نداشتند. علف‌کش 2,4-D + ام‌سي‌پي‌آ نيز بهتر از علف‌کش بروموکسنيل + ام‌سي‌پي‌آ توانست علف‌هاي هرز پهن‌برگ را کنترل کند. اعمال يک‌بار خاک‌ورزي بين رديف‌هاي کاشت نيز مي‌تواند تأثير معني‌داري در کاهش علف‌هاي هرز و افزايش عملکرد سورگوم جارويي داشته باشد.

2-5- تراکم علف هرز
موسوي و همکاران (1390)، گزارش کردند که در سطح بهينه 5 ليتر در هکتار به دليل كاهش جمعيّت سوروف، برنج توانست با استفاده از فضاي مناسب تغذيه‌اي پيش آمده، افزايش توان رقابتي آن و عدم تأخير در روند رشد رويشي به واسطة عدم اثر خسارت اين غلظت، پنجة بيشتري در واحد سطح توليد كرده و برتري عملكرد دانه در اين سطح احتمالاً بيشتر مربوط به برتري معني‌دار تعداد پنجه بوده است. با مصرف 7 ليتر در هکتار علف‌کش به دليل اثر خسارت غلظت بالا بر برنج و كاهش توان رقابتي آن از يك سو و مساعد شدن شرايط رشد براي سوروف‌هاي باقي‌مانده از سوي ديگر، باعث كاهش توان پنجه‌زني در سطح مذكور شده است. با افزايش تراكم، تعداد پنجه در متر مربع افزايش يافت. بيشترين تعداد پنجه در تراکم 140 کيلوگرم بذر در هکتار حاصل شد و علت اين افزايش عمدتا ناشي از تعداد بوتة زياد در واحد سطح است. ولي شمارش تعداد پنجه‌هاي بارور و غيربارور در پايان دورة رشد نشان داد كه به دليل رقابت درون بوته‌اي و سيستم خود تنظيمي گياه، تعداد زيادي از پنجه‌ها عقيم شده و به مرحلة باروري نرسيدند. اثر متقابل نيز نشان داد كه در شرايط كنترل علف‌هرز با افزايش تراكم، تعداد پنجه نيز بيشتر شده، ولي در شرايط عدم كنترل، افزايش تراكم فقط تا سطح 120 كيلوگرم بذر در هکتار، پنجه‌زني را افزايش داد و مصرف بذر بيش از آن نه تنها توليد پنجه را افزايش نداده، بلكه به علت تشّديد رقابت، توليد پنجه نيز كاهش يافت. بدين معني كه رقابت بين بوته‌هاي برنج به رقابت بين گونه‌اي اضافه شده و شرايط پنجه‌زني را به شدت سخت نموده است (موسوي و همکاران،1390).
كاهش تراكم علف هرز تا سطح 88 درصد براي كاربرد پس رويشي ايمازتاپير در سويا گزارش شده است (هارت و همکاران، 1997). در حالي كه در پژوهشي ديگر تيمار كاربرد پس رويشي ايمازتاپير به علاوه بنتازون فقط به ميزان 62 درصد موجب كاهش تراكم علف هاي هرز شد. اختلاف نتايج ممكن است به تفاوت گونه هاي علف هرز مربوط باشد (آمادور و همکاران، 2001). اسفندياري و هاشمي (1384)، در رابطه با ارزيابي تاثير علف‌كش‌ها در كنترل علف‌هاي هرز لوبيا چيتي در تراكم‌هاي مختلف گزارش کردند که در رابطه با علف‌هرز سوروف، تمام تيمارها بجز تيمار آلاكلر با تيمار شاهد بدون وجين اختلاف معني دار داشته و بين تيمارهاي علف كش نيز اختلاف معني‌داري از نظر نحوه تاثير بر علف هرز فوق ديده نمي شود. در رابطه با علف هرز دم روباهي، مقايسه ميانگين ها در سطح 5 % نشان داد كه تمام تيمارها بجز تيمار بنتازون با تيمار شاهد بدون وجين اختلاف معني‌دار داشته و بين تيمارهاي علف كش نيز اختلاف معني‌داري از نظر نحوه تاثير بر اين علف هرز ديده نمي‌شود. در رابطه با علف‌هرز تاج خروس، مقايسه ميانگين ها در سطح 1% مشخص کرد كه تيمارهاي وجين دستي، اي پي تي سي و تريفلورالين با تيمارهاي شاهد بدون وجين، آلاكلر، كلرتال دي متيل و بنتازون اختلاف معني‌دار دارند (اسفندياري و هاشمي، 1384). در بين علف‌كش‌هاي به كار رفته، تيمار اي‌پي‌تي‌سي با كمترين تعداد تاج خروس بيشترين تاثير را در كاهش تعداد اين علف‌هرز داشته و با تيمار تري فلورالين در يك گروه قرار مي‌گيرد. در رابطه با علف‌هرز سلمه تره، مقايسه ميانگين‌ها در سطح 1% نشان داد كه تيمار وجين دستي با تيمار شاهد بدون وجين دستي اختلاف معني‌دار داشته ولي با ساير تيمارها در يك گروه قرار مي‌گيرد (اسفندياري و هاشمي، 1384).

2-6- وزن خشک علف‌هاي هرز
نتايج آزمايشات نشان داده كه علف‌كش فورام سولفورون باعث كاهش 13/48 درصدي وزن خشك علف‌هاي هرز گرديد و نيز 3/43 درصد تراكم علف‌هاي هرز را هم كاهش داد (غياثوند و همكاران، 1388). طي بررسي‌هاي به عمل آمده مشخص گرديده كه در تراكم‌هاي كم علف‌هرز يعني صفر تا 4 بوته در متر مربع، كاربرد نصف مقدار توصيه شده علف‌كش نيكوسولفورون از نقصان عملكرد پيشگيري نمود اما با

دیدگاهتان را بنویسید