بررسی وتحلیل سفرنامه ناصر خسرو-دانلود پایان نامه ارشد

دانلود پایان نامه ارشد رشته ادبیات در سایت ارشدها

عنوان کامل پایان نامه :
بررسی وتحلیل اجتماعی سفرنامه ناصر خسرو

قسمتی از متن پایان نامه :

 

«سرگذشت شخصی» افسانه آمیز کلانتری را رئیس قصبه یمگان می نویسد ولی در موضع دیگر  جهانشاه بن گیو نامی را پادشاه یمگان می نامد[1] اینکه تذکره ها و«سرگذشت شخصی» ناصر خسرو را واقعا در مغازه ای ساکن می پندارد که به گیاه تغذیه می کرد باید مبالغه باشد که از عبارات اشعار وی استخراج کرده اند ورنه دلیل صریحی برای این ادعا در دست نیست بلکه بالعکس در بعضی ابیات حکیم اشاره به عمارت وآبادی « مسکن» خود می کند وازآن اشارات چنین استنباط می شود که در سنه 455 قسمتی از آن محل خراب شده بود ولی پس از یکسال باز به کمال آبادی رسیده بوده است به این  مسکن اسم خانه نمی دهد ولهذا تصور می شود که مقصود خانه او در بلخ نبوده ولی از یمگان نیز صحبت نمی کند وسبب خرابی را هم که آفت طبیعی مانند زلزله وغیره ویا دست دشمن بوده ذکر نمی کنند.
شکی نیست که ناصر خسرو در همان زمان خود خیلی معروف ومشهور بوده وصیت علم وفضل وحکمت وهمچنین دعوت او به طریقه اسمعیلی وتشیع همه جا رسیده بود وبا وجود طعن به دین او خاص وعام به فضل وحکمت او معترف بودند وحتی گاهی انحراف او را از دین به فضل مفرط او نسبت می دادند در شعر نیز همان وقت مقام بلندی داشت وبا آنکه غزل سرائی ومدیحه گوئی وهجو مهزل شعرای زمان را سخت تقبیح وخود از این کار به شدت تبری می کند، خود فن شاعری ودبیری را که هنر خود وحرفت قدیمش بود بی معنی نمی پندارد وگاهی می ستاید ولی این دو فن را علم وهنر ندانسته پیش می خواند وبه خود اسم شاعر نمی دهد وشعر را به تنهائی فخر خود نمی داند وفقط شعر زهد وطاعت وپند وحکت ویا منقبت اولیای حق ویا مصیبت وارده بر ائمه را ممدوح می داند وخود نیز گوید که اغلب اوقات خود را صرف انشای اشعار وخطب در دو زبان و «مناقب ومقتل» وتصانیف وجواب سوالات وارده ونوشتن دعوت نامه ها که به قول خود فوق العاده به بلندی اشعار خود وقوت طبع وسخنوری خویش در نظم ونثر فارسی وعربی معتقد وبه پایه علم وحکمت خود مفتخر بوده خصوصا بعد از عودت از سفر مصر که به قول خودش پایه علمش یک بر هزار بالا رفته ونسبتی با زمان سابق نداشته است نظم ونثر او در زمان خودش پیش دوست ودشمن مطلوب ومرغوب بوده و وی خود را در عهد خود در کتاب یگانه وبی نظیر می دانسته است چنان که در نظم عربی خود را با جریر وبحتری وحسان ودر نظم فارسی با رودکی وعنصری معادل می شمارد .
ناصر خسرو در مولفات  واشعار خود از خیلی از حکما وعلما وادباء وشعرا اسم می برد که بعضی از آنان را خود ندیده وبرخی را شخصاً ملاقات کرده است از آن جمله از سلاطین وامرا از یعقوب بن لیث صفار وسلطان محمود ومسعود غزنوی وابراهیم بن سیمجور وابوصالح جیل جیلان جستان بن ابراهیم مرزبان دیلم وابومنصور وهسودان بن محمد پادشاه اذربایجان وابونصر احمد نصرالدوله امیر اخلاط وقسمتی از آسیای صغیر وپسر ابوکالنجار دیلمی وخلف بن احمد وغیره وهمچنین از طغرل و چغری سلجوقی چنان که گذشت واز حکما از یحیی نحوی ومحمدبن زکریای رازی وایرانشهری[2] وابویعقوب سکزی[3] وابن سینا[4] وهمچنین از خیلی از حکمای یونان واز صوفیه از بایزید بسطامی  وذوالنون مصری وابراهیم ادهم همشهری خود واز شعرای عرب چنان که گفته شد از بحتری ونابغه جریر وحسان و ابوالعلا معری واز شعرای فارسی باز چنان که گفته شد از رودکی واز اشعار زهد وپند او به نیکی یاد می کند واهوازی وعنصری ودقیقی ومنجیک وقطران وکسائی مروزی اسم می برد ومخصوصا از این شاعر آخری بیشتر از همه سخن می راند وبا او مفاخره مباهات می کند وظاهرا  بودن کسائی از مرو که مقر ایام جوانی ناصر بوده واین که به قول تذکره ها «اکثر اشعار او در زهد و وعظ ودر مناقب اهل بیت نبوت» بوده وشاید هم ناصر اواخر ایام کسائی را درک کرده باشد چه تاریخ وفات کسائی معلوم نیست علت رقابتی که از اشعار ناصر نسبت به کسائی با وجود قرب مشرب احساس می شود شاید آن بوده است که کسائی بر حسب روایات شیعه اثنی عشری بوده وناصر خسرو اسمعیلی عجب است که ناصر خسرو نه از فردوسی اسم می برد ونه علامتی در آثار کتبی او از اطلاع وی بر شاهنامه فردوسی دیده می شود واگر آنچه دیباچه بایسنقری شاهنامه از سفرنامه ناصر خسرو راجع به رباط راه طوس که از وجه صله فردوسی ساخته شده نقل می کند ودر نسخه های سفرنامه که فعلا در دست است مذکور نیست بی اساس بوده باشد، دیگر هیچ دلیلی بر این که ناصر  فردوسی را می شناخته در دست نداریم.
[1] – در کتب تواریخ از میران بدخشان سخن می ود محمد نادرخان نیز در کتاب خود در ضمن تاریخ بدخشان از این میرها  ذکر می کند
[2] – این حکیم بزرگ ظاهرا همان ابوالعباس ایرانشهری است که بیرونی نیز در کتاب الاثار الباقیه از او مطالبی نقل می کند خود ناصر خسرو به او معتقد بوده واسم او را به  تمجید می برد واز کتب او به نام جلیل واثیر مطالبی نقل می کند.
[3] – این شخص که مولف کتب چندی به نام سوس البقا ورساله باهره وکشف المحجوب بوده ظاهرا یکی از حکمای پیرو طریقه اسمعیلی وتابع خلفای فاطمی بوده وناصر خسرو شرحی از عقیده او در مذهب تناسخ را در زاد المسافرین ذکر کرده اسم کتاب سوس البقا که به او نسبت داده شده نیز موید اسمعیلی بودن اوست چه این کلمه از اصطلاحات آنها بوده وگاهی به جای کلمه اسا برای وصی پیغمبر استعمال می کردند.
[4] – آنچه از کتب ناصر خسرو ظاهر می شود وی ابوعلی سینا را که در سنه 428 یعنی در ایام جوانی ناصر وفات کرده بود شخصا ملاقات نکرده ولی به فلسفه او آشنا بوده است
سوالات یا اهداف این پایان نامه :
 

  1. چرا اندیشه ناصر خسرو از سفرهایش که درک حقایق وجستجوی حقیقت بوده مورد تحلیل قرار می گیرد؟
  2. اهمیّت سفرنامه ناصر خسرو از جنبه اجتماعی چیست؟
  3. تفاوت سفرهای ناصرخسرو با سفرهای با سفرهای امروزی چیست؟
  4. مبدا انقلاب وآغاز تحول در زندگی ناصر خسرو چه بود؟وچرا پس از سالیان طولانی دوباره به وطن بازگشت ؟

دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه (فقط حاوی ده صفحه از صفحات پایان نامه با فرمت ورد)

 پایان نامه بررسی وتحلیل اجتماعی سفرنامه ناصر خسرو

دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه (فقط حاوی ده صفحه از صفحات پایان نامه با فرمت PDF)

پایان نامه بررسی وتحلیل اجتماعی سفرنامه ناصر خسرو 

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

دانلود پایان نامه از لینک زیر

لینک متن کامل پایان نامه رشته ادبیات با عنوان :بررسی وتحلیل اجتماعی سفرنامه ناصر خسرو

بستن منو