دانلود پایان نامه

دانلود پایان نامه ارشد رشته ادبیات در سایت ارشدها

عنوان کامل پایان نامه :

تصحیح، مقدمه و شرح آثار منثور ظهوری ترشیزی 944-1026

قسمتی از متن پایان نامه :

 

رباعی:

آنانکه به جستن جواهر جستند از عقد گهر گذشته خطش جستند
خط‌ها شده آب در خراسان از شرم ورنه به عرق عراقیان می‌شستند

چهارم مولانا فرخ حسین که مافوق تصویرش متصور نیست. نقاشان بالادست به زیردستیش می‌نازند و منت بر جان نهاده، طرح طراحیش می‌کشند. سبزخطان را مشاهده‎ی سیاه قلمش چه رنگ آمیزی‌ها فرموده. طراوت تصویرش بر عکس خوبان خوبی کرده در آب گرد رشک افشانده. نافه می‌نگارد بوی مشک می‌شنوند. لاله می‌کارد رنگ می‌دروند.

نظم:

به تصویر خوبان خاطر فریب ز دل‌ها فرو شسته نقش شکیب
به جنبش درآورده از مکر و فن[1] نسیم نقاب از جبین برفکن
خلش برده در خار زان سان به کار که گردیده زو چشم بدبین فگار
گر افشانده مرغابیش بال و پر ترشح رخ حاضران کرده تر
چو فارغ ز آرایش گل نشست به پروازِ آواز بلبل نشست

 

پنجم خدام مولانا حیدر ذهنی که از شور[2] سخن و حلاوت ادا نمک و شکر بر روی یکدیگر کشیدن، اختراع اوست. محبتش ریشه در دل‌ها دوانیده و محضر قبول عام به مهر خاصان رسانیده. تاجر ملکی است که کالای دشنامش را به نرخ دعا می‌خرند و زرهای سره خرج می‌کنند و ناسره می‌برند. از رشک رنگینی حدیثش یاقوت مهره‌ای[3] است در خون چسبیده و در جنب شیرینی کلامش شأن عسل، کاسه‌ای است لیسیده. کسی را که شور نثر این باشد معلوم است که نمک نظم او تا چه غایت خواهد بود.

ششم ظهوری که صدر صف‌نعال بر او مسلّم است و در افتادگی بر همه مؤخرنشینان مقدم. اگرچه آن مقدار مرتبه ندارد که در سلک مجلسان[4] منتظم گردد اما چون قبل از این در پیرایش گلزار ابراهیم و اکنون در گستردن خوان خلیل سهم و عدیل ملک‌الکلامی است که بی‌نظیر و انباز است و روزگار در تمییز چنان نیست که گرفتی بر او توان کرد، ردش رد است و قبولش قبول هر که را پسندیده پسندیده و هرچه را نسنجیده، نسنجیده.

نظم:

غلط نیست در امتیاز زمان ندانسته هرگز چنین را چنان
به دستش خوش آیینه روشن است درو هر بدو نیک عکس‌افکن است
اگر چون زر آهن شود سکه‌دار سرانگشت اعمی نماید عیار
به روی ترش طفل شیرین‏ادا کند سرکه و شکر از هم جدا

 

بنابراین مقدمه، لازم آمد که برای خاطرها، خاطر خود را هم نگاه داشته. از ذوق این نسبت در پوست نمی‌گنجم و رعایت پله‏ی طرف کرده خود را با زمین و آسمان نسنجم. هرچند که در چمن عمر هفتاد سال،[5] نهال طبیعت شکوفه بر افشانی کرده، چنان نیست که در بهار ثنای خدایگانی هم پختگی پیری در کار و هم شوخ جوانی پربار نباشد.

نظم:

کهن نخل این باغ را نوبرم لبی خشک نگذاشت شعر ترم
به انگشت حرفی نویسم بر آب ز طوفان عمان نگردد خراب
به بزمی که خوان بیان می‌نهم سخن را سخن در دهان می‌نهم
در این انجمن کیست صاحب[6] سخن که عشقی نورزیده با شعر من
دهم جام کثرت اگر خلوت است نهم دام وحدت اگر کثرت است
خجسته است فالم به ارباب حال[7] که گیرند از گفته‌ام حسب حال[8]
ز نظمم چنان منشیان کامکار که بر نثرشان نثره گردد نثار
غزل ها زر پخته و سیم خام غزالان رم کرده را کرده رام
ز  حرفم لب مطربان بهره‌مند سرایند از من به بانگ بلند
مناجاتیان ذکر خوان منند خراباتیان خود از آن منند

 

این دیباچه مکتوبی است از ظهوری به ساکنان ربع مسکون که از هر طرف رو به کعبه مراد کرده. مقام ابراهیم را مرکز دانند و به غفلت، خود را از دایره‎ی تربیت خارج نگردانند. در طواف مقام ابراهیم به سفر حجاز، ارباب استطاعت را تأکید است و اینجا برعکس بی‌استطاعتان را مبالغه زیاده. خریداری که بیعانه‌اش از قیمت کالا بیشتر است که دیده است؟ و مایه‌داری که جوی هنر را به خرمنی زر خریده است، که شنیده؟ آیینه[9] صیقل کن تا به خورشیدی در بغل نهد. برگ سبزی برسان تا به گلدستگی بر سر[10] زند. هرچیز فراخور خود به تشریف تحسین مشرف الّا شعری متضمن خدمت خصمان که هرچند نمایان‌تر و پرغوغا باشد، نادیده و ناشنیده می‌گذرد. مصراع:

مروت چون ننازد صاحبی دید.

در محبتش از وطن بر او در غربت به عشرت می‌باش و گرد راهش بر چهره بنشان و به آبروی بنشین و بر تقدیری که کسی خود را از اکتساب مال و جاه و علم و هنر بی‌نیاز داند. باید که به کسب اخلاق حسنه[11] و صفات حمیده از سر، قدم ساخته بی‌خبر باد به راه افتد تا دریابد که شوکت و حشمت و جاه و تجمل درچه درجه است و ادب و حیا و صبر و تحمل به چه مرتبه. در نوروزی[12] به تقریبی در حلم سخن می‌رفت. فرمودند که اگر پادشاهان برداشت نمی‌داشتند حق تعالی ایشان را برنمی‌داشتند. ما را بر خلق زیادتی از آن داده‌اند که در زیادتی کشیدن از ایشان پای کم نیاوریم و بسیاری تقصیر خردان بخریدن[13] از کم مایگی، بزرگی است و با لاغران، فربه نشستن[14] نه از توانایی[15] است. باید دید که علاج ورم چیست؟ هیچ وقتی نیست که از این قسم[16] سخنان رساله رساله مذکور نگردند و کتاب را آنقدر ورق نیست که طبق آن عرض، جواهر گردد و تمام عمر اگر کسی از اینها گوید، همیشه در ابتدا پوید. اولی اختتام می‌نماید. به این بیت ختم گردید:

 

تا درین مهمانسرا خوان خلیل آید به یاد میزبان خلق ابراهیم عادل شاه باد

 

[1]. دیگر نسخ: سحر و فن

[2]. م.ل: ملاحت

[3]. د، م.ل: خرمهره

[4]. د، م.ل: قیمتیان

[5]. م.ل: هفتاد و هشتاد سال، در حاشیه نسخه اس عشر هفتم آمده است. در نسخه‏ی د هفتاد سال یا عشر هفتم نیامده است.

[6]. اس: عاشق

[7]. دیگر نسخ: قال

[8]. این مصرع در نسخه‏ی اساس نیامده است.

[9]. د: آیینه دل

[10]. م.ج: فرق

[11]. اس، م.ج: خجسته

[12]. دیگر نسخ: روزی

[13]. دیگر نسخ: نخریدن

[14]. د، م.ل: زیستن؛ م.ج: رستن

[15]. د: خودنمایی

[16]. د، م.ل: مقوله

سوالات یا اهداف این پایان نامه :

بررسی ظهوری ترشیزی از شاعران و نویسندگان  اواخر قرن دهم و یازدهم هجری

دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه (فقط حاوی ده صفحه از صفحات پایان نامه با فرمت ورد)

 پایان نامه تصحیح، مقدمه و شرح آثار منثور ظهوری ترشیزی(944-1026)

دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه (فقط حاوی ده صفحه از صفحات پایان نامه با فرمت PDF)

 پایان نامه تصحیح، مقدمه و شرح آثار منثور ظهوری ترشیزی(944-1026)

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

دانلود پایان نامه از لینک زیر

لینک متن کامل پایان نامه رشته ادبیات با عنوان :تصحیح، مقدمه و شرح آثار منثور ظهوری ترشیزی 944-1026