دانلود پایان نامه

دانلود پایان نامه ارشد رشته ادبیات در سایت ارشدها

عنوان کامل پایان نامه :

تصحیح، مقدمه و شرح آثار منثور ظهوری ترشیزی 944-1026

قسمتی از متن پایان نامه :

 

رباعي:

از بخت در اين شهر تسلّي مي‌باش درياي صور را درّ معني مي‌باش
در هر هنر از تربيت آب و هوا بي‌زحمت مشق در ترقي مي‌باش

زهي داراي كامل رايِ مُلك‏آراي كه از بناي اين شهر، دكن را رشك عراق و خراسان گردانيده. رسم است كه مدح‏طرازان گاه به سخن تيغ، تيغ سخن را بر فسان زبان مي‌كشند و گاه به حرف باز، باز لفظ را در صيدگاه معنی[1] پرواز مي‌دهند گاه به صفت جولان، اسب توسن[2] طبيعت را از حروني بيرون مي‌آرند. به خاطر رسيد كه چرا از سخن مقربان درگاه، قرب و منزلت خود را نيفزاييم و به حديث استادگان پايه‎ی تخت، در دولت بر روي بخت خود نگشاييم. عزيزان بسيارند. ان‌شاءالله تعالي تذكره‎الاعزة علي‌حده نوشته شود. حالا به حرف و حكايت بعضي از پروردگان دولت عظمي و مجلسان حضرت اعلي، كام و زبان را سعادتمند گردانم به اسامي سامي حضراتي كه صفحه‎ی مجلس را مزيّن دارند، جاي نشست نمودن، حد خامه‎ی راقم نيست. هرجا كه خود خوش كرده‌اند، مشرف ساخته‌اند بلكه هر يك به صد مبالغه ديگري را بر خود تقديم داده‌اند. مصراع:

بنازم به انصاف صاحبدلان[3]

اول نواب مستطاب معلي جناب نواب شاه‏نواز خان كه از بس نوازش شاهي به اين خطاب والا سرفراز است و از غايت نيك‏خواهي و كارآگاهي در جمله‌ای به منصب جملةالملكي ممتاز، جهت حراست بلاد و رفاهيت عباد برگزيده‌اند. بر همگنان ظاهر است كه بزرگي‌ و حشمتش نه به حسب بخت و اتفاق است، بلكه به محض استعداد و استحقاق.

نظم:

 

لطف بالادست شاهش خوش نواخت صدر مجلس صاحب خود را شناخت
دين و دولت در پناه هم، ازوست برج حصن مملكت قايم[4] ازوست
مثل او يك تن ندارد روزگار رَوْ به گِرد هفت كشور دل[5] برآر
غمكشي ديده‌ست گر ديدار او گشت نقداً[6] شاد از رخسار او[7]
وصف خوش‏خويان همه ناخوانده است سيرت و صورت همه واخوانده است
شاه دارد مير و سلطان گر بسي نيستش ليكن به غير از خان كسي
در خور فكرش رياست كس نكرد اين چنين ضبط فراست[8] كس نكرد[9]
در جهان همدست  او دستور نيست هرچه بي‌دستور او دستور نيست
در بزرگي چرخ را اسباب كو باشدش ار اسبابش اين آداب كو
باشد از اعضا چو سر فرخنده‌تر از براي عالمي گرديده سر
نامه تهديد چون سازد[10] رقم در كفش تيغ دو دم گردد قلم

 

به سبق خدمت از همه پيش است و به وزن عقيدت از همه بيش. سر تفاخر به آسمان رسانيده و‎ می‌رسدش و با برتران سر تفوق مي‌زند و مي‌زيبدش. با وجود فطرت جبلی که از طفولیت در هر علم به بالغیت علم بوده در کسب فضایل و تحصیل کمالات، سعی و اهتمام را مجال عرق پاک کردن نداده. چنان به فراست نزدیک است که از دور به حرکت قلم جلدنویسان شکسته رقم، درست یافتن مضمون را کاری بس سهل[11] و امری بغایت آسان‎ می‌داند و هنوز نفس در سینه به پای سخن نیامده، درمی‌یابد که این آلت چه لفظ است و در بیان[12] کدام معنی به کار خواهد رفت. از حاضر جوابیش تیززبانان همه به کُند بیانی خود معترف و از خرده گیریش، بزرگ خِردان جمله به نادانی[13] خویش قایل. در هنگام سوال بی‌جوابی اگر گاهی تأملی می‌نماید، سبب آن است که هجوم ورود سخن نمی‌داند که اول به کدام جواب زبان[14] گشاید. ریاضت‌کشان علم ریاضی را تقریرش در تنعم انداخته و از تقویم چهره‌ها به احکام رفته و آینده و حال پرداخته و بر خوان نطقش حلاوت تنگ شکر، نواله‎ی کام حنظل است و به میزان تخمینش مناصفه‎ی کره ارض را تفاوت حبه‎ی خردل. به استقامت طبعش نظر، محور نگاهان گونیا است و با نفاست خلقش تشریف شریف زربفت قماشان بوریا. رخش عزمش[15] را رگ‌ها، تازیانه‎ی تیز عنانی است و نخل همتش را برگ‌ها کف زرفشانی. نزدیکی تدبیرش به صواب نزدیکی نور به آفتاب و دوری رأیش به خطا، دوری مغرب به خطا. در صلحنامه‌اش، حروف و کلمات در بغل‌گیری و تنگ آغوشی هم پیرهن و در رزم نامه‌اش، صف هر سطر، سپاهی صف شکن.[16] کمند خیالش را نخ نارسایی و دیگ فکرش را برگ[17] خامی نیست. راستی قلمش به مثابه‌ای که اگر کسی در واسط سخنش می‌گفت، دیگر قلم، قط محرف نمی‌پذیرفت. درستی فهمش به مرتبه‌ای که اگر حضرت مولوی معنوی اکنون می‌بود این بیت را که “مردم اندر حسرت فهم درست آنچه[18] می‌گویم به قدر فهم توست” نمی‌فرمودند. از خاک و بادش هرگز گردی[19] بر خاطر ننشسته. آب از تشنگان و آتش از خادمان. بی‌نیازیش به هیچ چیز محتاج نساخته الّا به چین ابرو[20] که هنگام غضب بالضرورت عاریت می‌بایدش گرفت و هیچ چیز[21] بر خاطرش گذر نینداخته که کار خود را حصول از او نساخته. شاید که مظنه بعضی این باشد که به واسطه‏ی وفور مراحم و الطاف در محامد و اوصاف، تکلیفی کرده باشم و من در این اندیشه که ناگاه جمعی از کارآگاهان بگویند[22] که کسی از عهده‎ی ثنای او بیرون نمی‌تواند آمد[23] چرا از اول به عجز اعتراف ننماید. لله‏الحمد که درخور قابلیت و استعداد خود قدر و منزلت یافته، شهنشاه قدردان چنانش از خاک برگرفته که در نورس‎پور از بام قصر و کاخش، زمین پشتیبان آسمان گردیده. ایوان رفیع بنیانش در حساب بلندی به پایه‌ای که اگر بخار بخار[24] مایع نمی‌آمد، اهل فارس[25] از بام مسجد نو که هم برآورده‎ی آن حضرت است، کنگره‌های بامش می‌شمردند. پیش طاقش نه به پهنایی است که درازی سخن به صحن آن وفا کند. سایه‎ی سنگینش اگر لنگر اندازد، تخته پشت گاو زمین را کشتی سازد.

[1]. در اس معنی نیامده است.

[2]. ديگر نسخ: اسب

[3]. ديگر نسخ: صافي دلان

[4]. دیگر نسخ: محکم

[5]. م.ج: سر

[6]. م.ج: فی‌الفور

[7]. این بیت در م.ل نیامده است.

[8]. د: سیاست؛ م.ج: مراتب

[9]. این بیت در نسخه م.ل نیامده است.

[10]. د: نسازد

[11]. م.ل: بزرگ

[12]. اس، م.ج، م.ل: بنای

[13]. د، م.ج: بی‌زبانی

[14]. م.ل: لب

[15]. دیگر نسخ: غیرتش

[16]. م.ج: خصم شکن

[17]. م.ل: جوش

[18]. اس، م.ل: اینکه

[19]. م.ل: غباری

[20]. د، م.ل: بی‌نیازی‌اش آنچنان کامیاب گردانیده که احتیاجش همین چین  ابرو است.

[21]. د: آرزو

[22]. م.ل: نگویند

[23]. م.ل: نیاید

[24]. م.ج، م.ل: بحار

[25]. د، م.ج: اهل عراق و خراسان و فارس

سوالات یا اهداف این پایان نامه :

بررسی ظهوری ترشیزی از شاعران و نویسندگان  اواخر قرن دهم و یازدهم هجری

دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه (فقط حاوی ده صفحه از صفحات پایان نامه با فرمت ورد)

 پایان نامه تصحیح، مقدمه و شرح آثار منثور ظهوری ترشیزی(944-1026)

دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه (فقط حاوی ده صفحه از صفحات پایان نامه با فرمت PDF)

 پایان نامه تصحیح، مقدمه و شرح آثار منثور ظهوری ترشیزی(944-1026)

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

دانلود پایان نامه از لینک زیر

لینک متن کامل پایان نامه رشته ادبیات با عنوان :تصحیح، مقدمه و شرح آثار منثور ظهوری ترشیزی 944-1026