دانلود پایان نامه

دانلود پایان نامه ارشد رشته ادبیات در سایت ارشدها

عنوان کامل پایان نامه :

تصحیح، مقدمه و شرح آثار منثور ظهوری ترشیزی 944-1026

قسمتی از متن پایان نامه :

 

رقعه اول (متضمن لوازم ماه محرم):

شهید تبسم دیت، عشوه خون بها، مقتول رنگین مطلب شیرین مدعا. نخل تابوت بسته‎ی کوی بوالهوسی، گل تمنا نچیده‎ی گلشن مدعارسی. ماتمی شهید گلگون کفن اشک ارغوان بستر، نوحه‌گر حلقه‎ی مصیبت‏زدگان قتیل خونین پیرهن لخت جگر. بسمل تفته جگر کربلای بلا، تشنه لب در آب فرات چشم آشنا. دل افگار از تیغ جفا سینه‏ریش، جان نثار از ننگ تهی‏دستی سر در پیش. به تلخی جان‏داده‏ی آزردگی. بازوی قاتل شیرین شمایل، به خاک و خون طپیده‏ی حسرت مقتولان، دست به گردن مقصود حمایل. هم‏داغ مصیبت‌زدگان خاک، کدورت و غبار حرمان بر سر افشان، هم‌درد ماتمیان، از لخت جگر گل به دامان. داغ به دل سوخته آتش دوزخ‎شرر مظلومی، الف به تن کشیده‎ی تیغ تمام اثر محرومی. مجروح رخسارِ ناخن الماس‌کار غم، نعل بر بدن بریده‎ی شمشیرِ زخم‌بار الم. آستان بوس فرق تشویر به پیش افکنده، گنج گوهر اشک در آستین، سرباز جان‌تحفه عرق انفعال بر جبین. خدمتکار سرخدمت از کم خدمتی شرمسار، خاکسار نقد روان هدیه گرد خجالت بر عذار. شهید به خاک و خون افتاده ترزبان سپاس‌داری، بخت بلند مقتول چشم امید به دیدار قاتل گشاده رطب اللسان شکرگزاری. اقبال ارجمند مجروح جان معدن معدن حق، نمک به گردن از آن لعل، نمک بر جراحت بار، لشکر ترزبان، گلشن گلشن بارِ منت بر فرق. از آن نهال عشوه بار از عهده بر نیامده صدم شکر مراحم شایان، متصدی نگشته هزارم حصه سپاس عنایات نمایان. با صد جهان تشویر و عذر تقصیر در موقف ادب سر در پیش ایستاده، روی نیاز بر آستان مغفرت مکان به معذرت‏آوری و پوزش‏گستری نهاده. دامن عذرخواهی از کف عجز[1] فرو نگذاشته و نظر حجاب آزرم پیشه[2] از پشت پای خجالت و انفعال بر نداشته. دریا دریا اشک ندامت از چشم تردامن می‌بارد و چشم آمرزش و بخشایش جرایم و معاصی از الطاف فیض بزم حضور کرامت ظهور والا اندوختگان و مراسم و لوازم عضو گناه‎بخشای عصیان‏زدای از محفل رحمت منزل مُعلی آموختگان می‌دارد. که این سر در گریبان تشویر و پا به دامان عذر تقصیر، نظر به کردار ناصواب و گناه بی‌حساب خود از حیا فرق تا قدم می‌گذارد و سرتا پا از اندوه پشیمانی می‌کاهد و بر زبان نیاز ترجمان عذر یک یک تقصیرات رنگارنگ که از دیوانه‌مشربی در عالم سیاه ‌مستی افراط محبت، دست جرأت به دامن خیالِ سراسر جمال آویختن و به آن رنگین‏صحبت نازک‏مزاج رنگ تکلیف مجلس‏آرایی و بزم‏پیدایی ریختن، از حیله‏آفرینی و بهانه‌سازی بر بستر جان‏گداز ناتوانی افتادن و گلبرگ لب نازنین را که بار تبسم و بوی گل بر او گرانی می‌کند، تصدیع عیادت غایبانه ‏دادن و از شکوه تلون مزاج نازک طرح، تغیرریز رنگ بر چهره‎ی ادب شکستن و از کله‎ی طبعِ شوخِ رنگ‏آمیزِ گوناگون، نقشی بر صفوتکده خیال بستن، از کثرت بی‌تابی، شوقِ زنجیرخایِ زورآزما به سوی خیال نزاکت‏بار گرم دیدن و از روی گستاخ کاری رنگ[3] بر روی حیا پرورش به صد رنگ بی‌دماغی از حالی به حالی گردانیدن، بر دست کرم[4] جرم‌کاه، نظر مغفرت تقصیر دوختن و به عفو عاشق گناه طرز آمرزش و آیین بخشایش آموختن و بی‌عذرخواهی سرشار، تحفه‎ی محقر و خدمت[5] مختصر جان بر آن آستان پیش کشیدن و با هزاران درد طلب، ناخوانده بر آن در رسیدن و گستاخانه مورد سوء ادب گردیدن و زبان به تزریق بیانی گشادن و تشبیه آن لب روح‌افزا به آب حیاتی که در راه جان‏بخشی جان داده و به او نرسیده، دادن و جانب عزیز پایه‌شناسی، نگاه داشتن، جان نازنین قاعده‏دانی به خون غلطانیدن و خاطر نازک ادب شکستن، یعنی خیال بوسه بر آن پای از ناز بر زمین فرو نیایی که پشتش از بار نکهت سمن افگار گردیده و در کفش، رگ گل به رنگ خار خلیده، در عالم خیال بستن و عذر رنگارنگ آزردگی بازوی آن قاتل شیرین شمایل رنگین آوا، نخواستن و بساطِ بوقلمون پوزش هزار رنگ[6] نیاراستن، دور از آن رخسار دل فروز، جانب مهر و ماه دیدن و به این گناه، پای نگاه ناسزا به زنجیر اشک نکشیدن. در تصور آن قامت قیامت خرام، به پای سرو افتادن و در خیال آن تن گلبرگ بستر، چشم بر روی گل گشادن. اندیشه‎ی چهره برافروختگی غیرت آن طبع غیور را به خاطر ناقباحت فهم جان دادن. به شرح ملال هجران، محشر توأمان پرداختن و از این رهگذر غبار کدورت در صفوتکده‎ی دل صفا منزل بلند ساختن. از سرمه‎ی سیاه بختی که نفس در گلو گره گردید و از این راه ناله‎ی بلند‏آهنگ به گل گوش آن پردگی پرده‎ی ناز که صوت به پرده‎ی گلبرگ بیخته بلبل به گوش او گران است نرسیده، شکرگزار نبودن و زبان به سپاسداری گلگونه[7] اشک که چهره‎ی زعفرانی را ارغوانی ساخته و طرح شکفتگی رنگ در گلزار خاطر آن نوبهار لطافت‌بار که از تند وزیدن نسیم، ارغوان چهره‌اش همرنگ زعفران است انداخته، نگشودن. از یمن اقبال بی‌زوال عشق فیض جاوید اندوختن و برای رفع اصابت عین‌الکمال سپهر ناتوان‏بین سپند نسوختن و برگ ارغوان با خامه‎ی رگ گل از خون دل بلبل[8] نامه‎ی رنگین متضمن احوال سرشک لاله گون نگاشتن و همراه قاصد[9] صبا به بزم نگارین بهار، تزئین ارسال داشتن و گل چینان نوآئین گلشن حضور فصل بهار سرور را از کیفیت ماجرای خونبار[10] اشک خونین، غافل و بی‌خبر پنداشتن. می‌خواهد به شهیدان دیت بحل کرده از قاتل شکرگزار و مقتولان خون‎بها به خاطر نیاورده از خونریز سپاسدار. به جان تحفه بران غرق عرق تشویر و سر خدمت‏آوران انفعال‌پذیر، به خوش‌نشینان نگارین گلشن ارادت و گل‏چینان رنگین چمن شهادت. به شهیدان خون‏بها فراموشِ دامن به خون دیت نیالوده و مقتولان با یأس هم‏آغوشِ چشم بر روی قاتل نگشوده. به زخم جان در خون نشانِ بیچارگان سینه چاک و رود آب از چشم چکانِ آوارگان چشم نمناک. به نوای جگر خراش مرغان گم کرده آشیان و ناله دردپایشِ غریبان مهجور از خانمان. به حسرت کینِ ناسوریان از زندگی مأیوس و درد تازه به محنت افتادگان از دیرباز به ناز و نعیم مأنوس. به سر در پیش افکندگانِ انفعال و تشویر و نظر بر پشت پایِ خجالت دوختگان صاحب تقصیر. به والا نظران چشم از حاسدان وام گرفته در سراپای خویش نگر و شکفته رویان تندی‌خوی از ستیزه‌کاران به عاریت خواسته. با عالمی به طرق صلح و با خود به راه جدل گام‎زن و پی‌سپر، به اشک از چشم درد چکیده و نشتر در جگر محبت خلیده. به راه صعب‌گذار بی‌راهنمای آوارگی و در جگر سوز جان فرسایی بیچارگی. به کشتی‏شکستگان چار مؤجه طوفان بلاخیز خون و موج از سرگذشتگان طغیان دریای شورانگیز اشک لاله‌گون. به مهجوران دل افگار دریا دریا سرشک حسرت بار و غریبان دور از یار و دیار پرکاله پرکاله جگر در کنار. به مقتولان سر بر کف دست بار فرق از دوش افکن و شهیدان به پای تیغ قاتل به دهان زخم بوسه زن. به قاتل بی‌رحم از استعفاء[11] و استشفاع شفاعتان سر قبول پیچیده و خون‎ریز یک لخت با عالمی طرف افتاده و از اراده قتل برنگردیده. به آبله‏پایان راه دور و دراز وصول تمنا[12] و سر در هوایان دشت جانگداز حصول مدعا. به ناتوانان قوی بازو و محتاجان بی‌آرزو. به رحمت گناه بخش[13] که صد جهان گناه به یک دم در خون نشانده و عفو خطاآمرز که هر ساعت گرد تشویر از چهره‎ی جرم به آستین عاطفت برافشانده. به بخشایشی که سر عصیان در آغوش شفقت گرفته و عفوی که در دنبال جرم با پای برق به جستجو رفته. به احسان‏کاران یاد احسان از دل فراموش و سینه‏افگاران از حرف شکوه، لب خاموش و به یأس پرستان[14] حرمان امل و تلخ‏عیشان شکر حنظل. به جرمی که عفو خواستگار اوست و عفوی که فرق گناه در کنار او. به آبله‏پایان سر در هوا و سرکشتگان پا برجا. به شمعی که از تاب حسن خویشتن‏آرای چهره بر افروخته و پروانه‌ای که از گرمی عشق ناپروا سوخته. به گل رساانداز مقام ناز و بلبل سیر آهنگ ترانه نیاز. به زخم بی‌سپر تیغ جان شکاف غیرت و جراحت ناسور اثر تیر جگر دوز سر حسرت.[15] به کریم جهان جهان آرزو بخش خوی انفعال از جبهه افشان و جواد عالم عالم مراد ده، عرق خجالت از چهره چکان. به استغنای خروار خروار دل بر باد داده و به نیاز هزاران هزار بار منت بر جان نهاده. به مقتول در عرصه‎ی قتل به آرزو شهید شده شهادت خریدار و قاتل دست و تیغ به خون آغشته از خون گرم بسمل افگار. به خاکساران بی‌اعتبار و دشمن‏کامان دوستی شعار. به گرفتاران از بند آزادی آزاد و اندوه‌کاران با خاطر ناشاد شاد. به شهیدان بر خاک و خون طپیده‎ی خونین کفن و قتیلان در خون غلطیده‎ی گلگون پیرهن. به کوچک‏دلان بزرگ‏حوصله و پیش قدمان واپس از قافله. به کریمان عذر نیوش پوزش‏پذیر و رحیمان زود عفو دیرگیر. که در این روز چهره‎ی مغفرت‏افروز به کرشمه‎ی لطف بهانه‎ی طلب از سر جمیع تقصیرات این عذرخواه درگذرند و به چشم رحمت گناه آمرز به جانب این پوزش‏گستر بنگرند و سراسر جرایم و معاصی این روی نیاز بر زمین معذرت نهاده عفو فرمایید و به مصقله‎ی عاطفت رنگ انفعال و عصیان از آیینه‎ی دل اخلاص منزلش بزدانید تا مرحمت، عکس‏افکن آیینه‎ی نیاز و نیایش است و تقصیر محک استطاع عیار بخشش و بخشایش صورت عفو جرایم در ضمیر آیینه نظیر حاشیه‏نشینان بساط بزم حضور لامع‌النور به وجه احسن جلوه‌گر باد.

[1]. م.ل: نیاز

[2]. د، م.ل: اندیشۀ آزرم پیشه

[3]. اس: از روی گستاخ کاری نگاه رنگ بر روی حیا پرورش به صد رنگ بی‌دماغی از حالی به حال گردانیدن.

[4]. م.ج، د: کرم افزای

[5]. م.ل: هدیه

[6]. د: رنگ نیاز

[7]. م.ل: گلگون

[8]. در نسخه‌ی م.ل و د بلبل نیامده است.

[9]. م.ج: برید

[10]. د: جویبار

[11]. م.ج: استغفار؛ م.ل و د: استعذار

[12]. م.ل: حصول

[13]. دیگر نسخ: گناه کش

[14]. م.ج، م.ل: یاس سرشتان

[15]. م.ل، د: حیرت

سوالات یا اهداف این پایان نامه :

بررسی ظهوری ترشیزی از شاعران و نویسندگان  اواخر قرن دهم و یازدهم هجری

دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه (فقط حاوی ده صفحه از صفحات پایان نامه با فرمت ورد)

 پایان نامه تصحیح، مقدمه و شرح آثار منثور ظهوری ترشیزی(944-1026)

دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه (فقط حاوی ده صفحه از صفحات پایان نامه با فرمت PDF)

 پایان نامه تصحیح، مقدمه و شرح آثار منثور ظهوری ترشیزی(944-1026)

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

دانلود پایان نامه از لینک زیر

لینک متن کامل پایان نامه رشته ادبیات با عنوان :تصحیح، مقدمه و شرح آثار منثور ظهوری ترشیزی 944-1026