دانلود پایان نامه

دانلود پایان نامه ارشد رشته ادبیات در سایت ارشدها

عنوان کامل پایان نامه :

تصحیح، مقدمه و شرح آثار منثور ظهوری ترشیزی 944-1026

قسمتی از متن پایان نامه :

 

رباعی:

عالی همت بنای پستی نکند این طرح به جز محیط درازدستی نکند
برخاسته‎اند گاو و ماهی به فغان سنگینسْت بنا زمین نشستی نکند

 

چندانکه قرب و منزلتش می‌افزاید او نیز در خُلق و مرحمت می‌افزاید. اصناف خلق خصوصاً غریبان دکن اگر دل‌ها وطن ولایش نسازند و زبان‌ها وقف دعایش نکنند از جمله‌ی بی‌انصافان و حق‌‏ناشناسان[1] باشند. چرا که تخم محبت همه در سینه بی‌کینه‎ی پادشاه کاشته و می‌کارد و به عرق‌ریزی، سعی در خدمات شایسته آبروی همه نگاه داشته و می‌دارد.

قطعه:

ز چرخ یاد گرفته است شیوه‎ی خدمت که هرچه خاطر شه خواسته است آن کرده است
اگر سرآمد اهل فراستش خوانند بجاست خدمت شاه ضمیردان کرده است
بر آفتاب به تیر نگاه دوخته است به راست‌بینی اگر ذره را نشان کرده است
عیارگیری شاهیش فزوده قیمت و قدر به کوره‎ی غم و شادیش امتحان کرده است
سخنوران همه قایل به حسن تقدیرش در آنچه نطق فرو ماند او بیان کرده است
گل ریاض ریاضی کسی نچید چو او نهان انجم و افلاک را عنان کرده است
نمی‌توانم از مردمان نهان کردن ز مردمی به من آنها که می‌توان کرده است
قلم که نقب‌زن گنج‌خانه‎ی معنی است هر آنچه کرده به تحریک آن بنان کرده است
ازو به نزد اکابر سند چه فعل و چه قول به نقل او که چنین گفته و چنان کرده است

 

دوم خدام ملک‌الکلام. مصراع:

که هم خود تواند بگوید که کیست.

از بام سخن، کوس صاحبقرانی به نامش صدا داده و از طلوع سهیل کلامش، رنگ بر ادیم زبان‌ها افتاده. نامه‎ی رخشان عبارتش به فروغی است که از سوادش، بیاض سحر می‌سازند و خامه‎ی دلیر رقمش از نیستانی است که شیران در آن جگر می‌بازند. داد قافیه‌هایی که تا غایت بر آن ظلم کرده‌اند، در دیوان عدل‎بنیان خود داده و با طبع روانی که نگاه نفس سوخته غاشیه‌داری اوست، همه جا در سخن استاده. سقط‎فروشان را چه یارا که دکان عیب بر کالای او گشایند. مُشکش ختنی است و عقیقش یمنی. غزل‌سرایی که هم عشق را مفتون دارد و هم حسن را ممنون. قصیده‌گویی که چون پادشاهان خواهند نام خود را بر تخت زبان‌ها نشانند، باید که خزانه زر و گوهر بر آن تخت والا فشانند. لآلی معانیش از بحر لاهوت است و جواهر الفاظش از کان ناسوت. کنگره‎ی عرش، فرسوده‎ی پرواز او و رسایی از دستیاران انداز او. توانگری زلّه‎بند درویشی، مرهمی در راحت افتاده سینه‏ریشی. فهمیده که مطلب چیست، دانسته که مخاطب کیست.

نظم:

زهی شور عرفان طراز قمی که از قطرگی بوده در قلزمی
ملک نام ملک سخن ملک او سکون دل از جنبش کلک او
سخن گر لآلی است از درج اوست وگر آفتابی است از برج اوست
به ته جرعگی خم لبالب زند صبوحی به جام دل شب زند
چو مینا نهد آسمان ساغر است چو خلوت گزیند زبان‏پرور است
ز لب خنده بنهاده بر روی هم رسانیده در گریه‌ها نم به نم
چنان برده ز آیینه دیده زنگ که هم رنگ بو دید و هم بوی رنگ
یکی حرف از آنجا که بالا رود چو آید فرو، باز به آنجا رود
نمایان‏تری نیست زو در سخن که گم گشته صد بار در هر سخن
کم افتد چنین نکته‏پرداز کم که نازند ازو لفظ و معنی به هم
بدان گونه یاقوت این کان ربود که در غیر وقتش تواند نمود
ز مغز دل و جان سخن برکشد به مغز دل و جان سخن درکشد

 

سوم حضرت شاه جلیل‌الله که نزاکت خاطرهای نسترن‌خویان، در اجاره‎ی قلم بدیع رقم اوست. نازک خیالانی که سخن حسن[2] را ثلث می‌دانند، در این حسرت‌اند که به زبان قلمش نستعلیق حرف زنند. در علم خط چنان تمام است که عمداً نه سهواً، العلم نصف‌الخط می‌توان گفت. فراق[3] نوخطان را به مشغولی نظاره خطش کهنه می‌توان کرد. الحق این خط را به آن چه نسبت که کهنگی این را زینت است و آن را آفت. هرکه ابجد خوان مفرداتش نگشت، سواد جریده ترکیبش روشن نشد. به نم فواره‎ی خامه، چه بنفشه‏زارهایی هم رسانیده و از شیرینی رقم به حروف، چه شکرها[4] چشانیده. نگاه تماشایی آنچنان بر خطش نچسبیده که در برگشتن، دیده‌ها را در سرمه نخواباند. کتابتش به‌صورت، چنان خفی که بر هر صفحه، کتابی پیموده و در معنی چنان جلی، که در کتابکی، آسمانی نموده. از فرخندگی صفحاتش، فال همه بندگان دلخواه و به زبان درازی قلمش، زبان جمله‎ی حرف‌گیران کوتاه. در پیروی نسخه‎ی خط از همه پیشینیان پیش، شاعران همه آشنای سخن و او خویش. نکته‏اش[5] خاطرنشین است و نقطه‏اش[6] مردمک‏نشان.

بیت:

خامه می‌ترسم ز دستش سرکشد ناگهان خطی به خط‌ها درکشد

 

نظم:

ربانیده خطش چو خط نگار[7] در آرایش صفحه روزگار
به سر خط نویسی علم زان نمط که رخسار خوبان کند مشق خط

 

رباعی:

خوش گوی نشد از قلمش هر که نگفت کلکش[8] چه گهرهای معانی که نسفت[9]
گر خار نوشت در دل خصم خلید ور گل بنگاشت[10] بر رخ دوست شکفت

 

[1]. اس: ناحق شناسان

[2]. د: حسن خط را ثلث می‌دانند.

[3]. م.ج: اوراق

[4]. م.ل: خنده

[5]. اس: نقطه‏اش

[6]. اس: نکته‏اش

[7]. م.ج: نگارنده خطش چو روی نگار

[8]. م.ل: نوکش

[9]. اس: بسفت

[10]. م.ل: بنوشت

سوالات یا اهداف این پایان نامه :

بررسی ظهوری ترشیزی از شاعران و نویسندگان  اواخر قرن دهم و یازدهم هجری

دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه (فقط حاوی ده صفحه از صفحات پایان نامه با فرمت ورد)

 پایان نامه تصحیح، مقدمه و شرح آثار منثور ظهوری ترشیزی(944-1026)

دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه (فقط حاوی ده صفحه از صفحات پایان نامه با فرمت PDF)

 پایان نامه تصحیح، مقدمه و شرح آثار منثور ظهوری ترشیزی(944-1026)

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

دانلود پایان نامه از لینک زیر

لینک متن کامل پایان نامه رشته ادبیات با عنوان :تصحیح، مقدمه و شرح آثار منثور ظهوری ترشیزی 944-1026