بررسی روانشناختی شخصیتهای رمان سالمرگی اثر اصغر الهی-دانلود پایان نامه

سایت دانلود پایان نامه omidfile.com


دانلود پایان نامه ارشد رشته ادبیات در سایت ارشدها

عنوان کامل پایان نامه :

تک نگاری آثار اصغر الهی

قسمتی از متن پایان نامه :

 

«آدمی چقدر عمر می­کند؟ یک وجب، سه وجب، یک سال، سه سال، صد سال، به اندازه عمر مادر بزرگ. ماشاءالله، ماشاءالله هنوز چه سر و مرو گنده است». (الهی، ۱۳۸۶: ۷)

مک هیل بیش از هر نظریه­پرداز دیگری به خود ادبیات پرداخته و در توضیح ادبیات پست مدرن از مفاهیم فلسفی معرفت شناسی و وجودشناسی بهره برده است.(پاینده،۱۳۹۰: ۳۳۱) یکی از برترین شاخصه­های هنر پست­مدرن غلبه­ی تلقی هستی­شناسانه یا وجود شناسانه بر معرفت شناسی است. برای مثال الهی در کتاب خود در توجیه مرگ از ویژگی وجودی مرگ که همان همه­گیر بودن است صحبت می­کند و مرگ را از نظر هستی­اش این­گونه می­بیند که به سراغ همه خواهد رفت.«اما بقیه فامیلمان چی. کدامشان زنده مانده­اند که ما بمانیم؟» (الهی، ۱۳۸۶ :۷) وقتی از دو مفهوم مرگ و زندگی و شناسایی چیستی آن­ها سخن می­گوییم در واقع به بررسی وجودی آن­ها پرداخته­ایم. حال آن­که وقتی دریافت شخصی خود از این دو مفهوم را بیان می­کنیم وارد قلمرو معرفت­شناسی شده­ایم.« دوست ندارم که بمیرم. حس قوی ناشناخته­ای مرا به زندگی وصل کرده بود. مثل پیچکی…». (همان، ۱۴۲) الهی با آوردن جملاتی که هم بیانگر مفهوم وجود­شناسی و هم مفهوم معرفت­شناسی است، آگاهی خود ازین دو مفهوم را به مخاطب یادآوری کرده  و در نهایت با برتری دادن به مفهوم وجودشناسی به گستره رمان پست مدرن وارد شده­است و با ایجاد چنین مشخصه­ای، اجازه­ی ورود اشخاصی به داستان داده می­شود که ممکن است از نظر تاریخی مربوط به دورانی بسیار دور بوده و یا حتی با اسطوره­ها پیوند داشته و تکرار کننده­ی همان اسطوره­ها یا شخصیت­های تاریخی بوده باشند. عدم قطعیت وجودشناسانه و ورود اشخاص تاریخی به داستان همان چیزی است که لیندا هاچن[۱] تحت عنوان (فرا­داستان تاریخ نگارانه) مطرح می­کند.(پاینده، ۱۳۹۰: ۳۴۱)

اگر تاریخ مکتوب چندین و چند ساله­ی پسرکشی در ادبیات ایران را فراموش نکرده باشیم با خواندن این رمان به زودی از حضور سیاوشی دیگر که به اعتقاد مادرش کشته­ی افکار و اعتقادات پدرش ­است با خبر خواهیم شد. حضور نام و سرگذشت مشابه سیاوش پسر کیکاووس در این رمان به فراداستان تاریخ­نگارانه اشاره دارد که مطمئناً با آگاهی کامل نویسنده شکل گرفته­است اما بنا بر نظر گلدمن در بررسی آثار ادبی نباید به مقاصد آگاهانه نویسنده توجه کرد و ازین رو بدون تشریح این آگاهی قطعی نویسنده، متن رمان تشریح خواهد شد. گلدمن از دیدگاهی سخن می­گوید که در تضاد با پوزیتیویست یا عقل­باوری قرار دارد. در سرار رمان شخصیت لیلا سعی دارد که واقعیت مرگ سیاوش را به صورت کلیتی عینی که به مخاطب عرضه می­شود نشان دهد. و از مرگ سیاوش به­گونه­ای سخن می­گوید که گویی مخاطب در پذیرفتن آن ناچار است و باید هم عقیده با لیلا، آقای عمرانی را قاتل او بداند اما آقای عمرانی در عمل از واقعیت به گونه­ای سخن می­گوید که مرتبط با تاریخ است. تفکرات آقای عمرانی و یا صحبت­های او با دیگر اشخاص داستان از بستری تاریخی برای شکل­گیری واقعیت مرگ حکایت می­کند که مؤید نظریات گلدمن در تأثیر زمینه تاریخی است.

شروع رمان با جملاتی است که در ارتباط کامل با نام داستان و درون­مایه آن قرار دارد. با خواندن این جملات آغازین و با پیشینه­ی ذهنی که از نام داستان و گفت­وگوی خداوند و عزرائیل در ذهن مخاطب شکل گرفته است، داستان برای پروراندن یکی از درون­مایه­های پست­مدرنیستی آماده می­شود:

« آدمی چه­قدر عمر می­کند، یک وجب، سه وجب، یک سال، سه سال، صدسال، به اندازه­ی عمر مادربزرگ». (الهی، ۱۳۸۶: ۷)

« مادربزرگ تنها بازمانده­ی خانواده­ی جد پدری­مان بود که هنوز زنده بود، میانمان می­لولید، قد و قامت تمام. شاد و سرزنده راه می­رفت و سربه­سرمان می­گذاشت». (همان،۷)

« اما بقیه فامیلمان چی، کدام­شان زنده مانده­اند که ما بمانیم؟» .(همان، ۷)

در کنار این جملات که همگی به مرگ اشاره دارند، راوی به تلاش برای زنده ماندن و زندگی کردن هم اشاره می­کند و این خود زمینه­ساز سخن­های بعدی او برای دفاع از خود در برابر تهمت­های همسرش است:

« دست او را گرفته بودم و با هم از خیابان شلوغی می­گذشتیم. ماشین­ها می­آمدند و می­رفتند. دست و پایم را گم کرده بودم. ترسیده بودم. تو هول و ولا بودم که مبادا ماشینی به مادربزرگ بزند. مادربزرگ ترسیده بود و چانه­اش تکان می­خورد». (همان، ۹)

« ترسیدم دستم از دست­هایی که مرا از تاریکی به روشنایی می­بردند، کنده شود. چشم­هایم را روی هم گذاشتم. سوزن­های نور به چشم­هایم می­زدند. دست­هایی که نمی­دیدم، دستم را ول کردند». (همان، ۹)

« زنی گفت نفس بکش. نفس بکش. از بچگی این جمله را شنیده بودم. تو خواب و بیداری، حتی وقتی که گرم بازی بودم. سینه­ام به خس خس می­افتاد. نفس گلوله­ای می­شد و گلویم را می­گرفت. از درد سینه به خودم می­پیچیدم». (همان، ۹)

« خم شد روی سینه­ام، چه چشم­های درشتی داشت. دلم می­خواست با او حرف بزنم و نشان بدهم که زنده­ام، هنوز می­توانم نفس بکشم، اما نتوانستم». (همان، ۱۰)

« هیچ­کس نمی­تواند خواب و رؤیاهای آدم را روی بوم نقاشی بریزد.آرزوی زنده ماندن را هم نمی­تواند روی تابلو، یا حتی کاغذ سفیدی نشان بدهد. آرزوی ماندن درست در لحظه­ای که مرگ از در و دیوار تو می­آید، از لای لت­های بسته­ی درها، پنجره­ها، از بوی گل یاس، از برگ­های شمعدانی، از دسته گلی می­آید که تو آورده بودی». (همان،۱۲) همین مشخصات است که رمان « سالمرگی» را به عنوان رمانی پست­مدرن معرفی می­کند.

در ادامه جملاتی دیده می­شود که از جایگاه پسر در خانواده و اهمیت او برای خانواده­ای که صاحب چندین دختر است، حکایت می­کند. علاوه بر این، چنین جملاتی می­تواند نشان­دهنده­ی جایگاه و نقش پسران در جوامع باشد. داستان با بیان خاطرات مربوط به زاده شدن شخصیت اول داستان، آقای عمرانی، اهمیت نقش پسر در خانواده را به صورت مبسوطی شرح می­دهد:

« توی عکس نتیجه­ی پسری را روی زانو نشانده و به جایی دور نگاه می­کند. نتیجه­ی پسری، پسری است تپل مپل با پستانکی در دهان، چشم­های گرد  سیاه و خنده روی لب». ( همان، ۷)

[۱] Linda hutcheon

سوالات یا اهداف این پایان نامه :

بررسآثار اصغر الهی در دو دسته­ی رمان­ و مجموعه داستان­های کوتاه، مورد تحلیل­هایی از لحاظ فرم، محتوا، عناصر داستانی، نکات برجسته­ی روان­شناسی از دیدگاه فروید، یونگ و آدلر و جامعه شناسی از دیدگاه گلدمن

دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه (فقط حاوی ده صفحه از صفحات پایان نامه با فرمت ورد)

 پایان نامه تک نگاری آثار اصغر الهی

دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه (فقط حاوی ده صفحه از صفحات پایان نامه با فرمت PDF)

 پایان نامه تک نگاری آثار اصغر الهی

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

دانلود پایان نامه از لینک زیر

لینک متن کامل پایان نامه رشته ادبیات با عنوان :تک نگاری آثار اصغر الهی