بررسی دقیق و علمی‏تری با عناصر قصه‏ها در مثنوی جمشید و خورشید-دانلود پایان نامه ارشد

دانلود پایان نامه ارشد رشته ادبیات در سایت ارشدها

عنوان کامل پایان نامه :
بررسی عناصر قصه در مثنوی «جمشید

قسمتی از متن پایان نامه :

 

زاويه ديد اول شخص
هرگاه داستان از قول يكي از شخصيت‏هاي داستان روايت شود، آن داستان داراي زاويه ديد اوّل شخص است. اين شخصيت ممكن است در تمام كنش‏ها و حوادث داستان نقش اصلي و اساسي داشته باشد. به بيان ديگر، گويي شخصي حوادثي را كه برايش اتفاق افتاده، نقل قول مي‏كند و ممكن است شخصيت فرعي باشد. يعني همراه و در كنار شخصيت اصلي قرار بگيرد، حوادثي را كه براي قهرمان داستان اتفاق افتاده روايت كند و خودش نقش اساسي در كنش‏هاي داستان نداشته باشد و يا ممكن است به عنوان يك شخص شاهد باشد و آن‏چه را كه ديد، روايت كند، بدون اين‏كه هيچ نقشي در آن حوادث داشته باشد، مثل كسي كه شاهد صحنه تصادف يا قتل بوده است. «زاويه ديد اوّل شخص گسترده‏ي تقريباً نامكشوف و غريبي را پيش روي نويسنده و خواننده مي‏گشايد همانا اشخاص يا وجه خاص و شخصي شخص است» (مندني‏پور، 1383: 105).
 
 
 
 
2-زاويه ديد دوم شخص
هنگامي كه داستان با ضمير« تو» روايت شود، زاويه ديد داستان دوم شخص است. نويسنده با لحن خطابي داستان را نقل مي‏كند و انگار كه خواننده را به جاي يكي از شخصيت‏هاي داستان قرار مي‏دهد و از اين طريق او را وادار به كنش و عمل مي‏كند.
گاهي داستان ديدگاه دوم شخص دارد؛ يعني داستان با زاويه ديد دوم شخص روايت مي‏شود و ضمير «تو» دراين شيوه غالب است.
به نظر بوتور «هرگاه بخواهيم پيشرفت واقعي آگاهي، خود تولّد زبان، يا توليد نوعي زبان را توصيف كنيم، همانا ضمير دوم شخص مؤثرترين ضمير خواهد بود» (بوتور، 1379: 105).
در ديدگاه ]دوم شخص[ به نحوي روان شناختي و اساطيري است. همزاد گونه‏اي، از درون كسي لحظه‏به لحظه خبر مي‏دهد. گفتار يك سويه‏ي همزاد و نيمه‏ي شخص.
«در ديدگاه دوم شخص راوي ظاهراً مخاطب است و نويسنده با استفاده از لحن خطابي، گويي خواننده را واداشته تا به جاي يكي از شخصيت‏هاي داستان- كه اغلب شخصيت اصلي است- داستان را روايت كند» (مستور، 1379: 20).
 
3-زاويه ديد سوم شخص
در اين شيوه داستان به صيغه‏ي سوم شخص روايت مي‏شود. در اين شيوه ضمير «او»، «آن‏ها» با نام اشخاص غايب است و روايت با اين ضماير بيان مي‏شود. راوي نيز با ضمير سوم شخص، شخصيت‏هاي داستانش رجوع مي‏كند. «كافكا» با شيفتگي يادآور شده است كه زماني به ادبيات رسيده است كه توانسته «او» را جانشين«من» كند. پيداست كه اين تغيير تنها تغييري در شكل و كاربرد ضمير نيست، بلكه بيانگر استحاله است كه تا رخ ندهد به تعبير او اثر ادبي كامل نمي‏شود، يا پديد نمي‏آيد» (ميرعابديني، 1377: 1375).
«اين شيوه، يك شيوه روايتي تمام نماست كه طيف وسيعي و متنوعي از نويسندگان را در برمي‏گيرد. نويسندگان بسياري توانسته‏اند از امكانات نامحدود اين شيوه استفاده كنند. «اين شيوه هم در خدمت پيامبراني مثل داستايوسكي بوده است و هم در خدمت بينش متفاوت نويسندگاني مثل «جرج اليوت» در زمره‏ي حكيمان هستند» (آلوت، 1380: 45).
سوالات یا اهداف این پایان نامه :
1-چه عناصری از قصه را در ساختار این اثر می‏توان مشاهده کرد؟
2- این اثر از انواع قصه‏ها جزء کدام دسته محسوب می‏شود؟
3- از انواع شخصیت‏ها در قصه‏ها و کارکردهای آن‏ها براساس نظریه پراپ کدام یک در این اثر قابل شناسایی هستند؟

دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه (فقط حاوی ده صفحه از صفحات پایان نامه با فرمت ورد)

 پایان نامه بررسی عناصر قصه در مثنوی «جمشید

دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه (فقط حاوی ده صفحه از صفحات پایان نامه با فرمت PDF)

 پایان نامه بررسی عناصر قصه در مثنوی «جمشید

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

دانلود پایان نامه از لینک زیر

لینک متن کامل پایان نامه رشته ادبیات با عنوان :بررسی عناصر قصه در مثنوی «جمشید

بستن منو