دانلود پایان نامه

دانلود پایان نامه ارشد رشته ادبیات در سایت ارشدها

عنوان کامل پایان نامه :

تجلی مبانی اکسپرسیونیسم در غزلیات شمس مولانا

قسمتی از متن پایان نامه :

انسان ذهن گرا حتی روابط بین کائنات و جهان مادی و طبیعی را با قوانین وضع شده در ذهن خود تفسیر و بیان می کند. مثلاً مولانا در ابیات زیر کنش موجودات طبیعی را حاصل عشق و پیوندی که بین آنها جریان دارد می داند:

بهر باران چو کشت منتظر است
بهر خورشید چو کان منتظر است
انتظار حبوب، زیر زمین
  سینه را سبز و لاله زار کند
سنگ را لعل آب دار کند
هر یکی دانه را   هزار کند
«مولوی ،76 ،395»

 

یا مثلاً حضور و ظهور حق را در همه پدیده ها احساس می کند  و شدت و حدت احساسش را در تصویر این چنینی ارائه می دهد:

 

موج بر آید زخود و در خود نظاره می کند
جمله جان هاست یکی وین همه عکس ملکی
  سجده کنان کای خود من!آه چه بیرون زحدی

دیده احول بگشا خوش نگر ار با خردی
«مولوی،76 ،1184»

 

آسمان را به سان یک شولای درویشی می بیند که بی سر وتن در حال رقص و سماعی عاشقانه است:

آسمان چو خرقه ای رقصان و صو فی ناپدید   ای مسلمانان که دیده است خرقه رقصان بی بدن
«مولوی ،76 ،727»

 

و اکنون یک غزل با صحنه پردازی های رویا گونه. مولانا یک حال عرفانی را چونان یک نقاشی انتزاعی نقش بندی کرده است.

او در لحظه خلق این غزل همه منطق ها و باید و نباید های دنیوی و واقع گرایانه را در طاقچه ذهنش به فراموشی سپرده و فقط رویا دیده و آن را در قالب کلمات بیان کرده است:

دی میان عاشقان ساقی و مطرب میر بود

عقل با تدبیر آمد در میان جوش ما
در شکار بیدلان صد دیده جان دام بود

  در هم افتادیم زیرا روز گیرا گیر بود
در چنان آتش چه جای عقل یا تدبیر بود
وز کمان عشق پران صد هزاران تیر بود

(هر غزل مولانا چونان یک تابلو نقاشی، با جادوی کلمات تصویر ها  می سازد و حتی به آنها جان         می بخشد. ابیاتی که در زیر می آید یکی از بهترین مثال هاست. هر مصرع یک قاب نگارین است و تصاویری رویا گونه را به ذهن می آورد. آهویی که شیران بی شمار شکار می کند؛ ماه و خورشید در برابر شکوه عشق در هم شکسته و نابود است؛ روح قدسی خود در میدان عشق سر گشته تسلیم است و …..)

ادامه ابیات غزل:

آهویی می تاخت آنجا بر مثال اژدها
دیدم آنجا پیر مردی طرفه ای روحانیی
دیدم آن آهو به ناگه جانب آن پیر تاخت
کاسه خورشید و مه از عربده در هم شکست
روح قدسی را بپرسیدم از آن احوال گفت:
شمس تبریزی تو دانی حالت مستان خویش
 
  بر شمار خاک شیران پیش او نخجیر بود
چشم او چون تشت خون و موی او چون شیر بود
چرخ ها از هم جدا شد گوئیا تزویر بود
چون که ساغر های مستان نیک با توفیر بود
بی خودم من می ندانم فتنه آن پیر بود
بی دل و دستم خداوندا اگر تقصیر بود
«مولوی ،76 ،304»

 

«منطق ناآگاهی و سکر و مستی بر شورانگیز‌ترین غزلیات مولوی حاکم است. دراین حال شاعر جهان را در آینه وجود خویش و خویش را در آیینه جهان می‌بیند. چنین وحدت شهودی که انگیخته این استحاله و توسع شخصیت است وناشی از فنای شخصیت آگاه شخص، سبب تغییر و استحاله‌ای در شیوه‌ی نگرش و ادراک جهان می‌شودکه درجریان آن اشیاء به چیزی فرا‌تر از ظواهر و نمود خود اشاره می‌کنند، یعنی به منزله علایمی ادراک می‌شوند که نماینده معانی مکتوم در زیر ظواهر و حقایق بر‌تر از نمودهای خویش‌اند. در پرتو چنین بصیرتی است که جهان ظواهر و نمود‌ها نیز رمزهای حقایق بر‌تر و متعالی می‌شوند.» «پورنامداریان، ۱۳۶۹، ۱۰۰»

سوالات یا اهداف این پایان نامه :

1-تجلی اکسپرسیونیسم در شعر مولانا (غزلیات شمس)چگونه است؟

2-مهم ترین شباهت ها و اختلافات میان مولانا و اکسپرسیونیست ها در چیست؟

دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه (فقط حاوی ده صفحه از صفحات پایان نامه با فرمت ورد)

 پایان نامه تجلی مبانی اکسپرسیونیسم در غزلیات شمس مولانا

دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه (فقط حاوی ده صفحه از صفحات پایان نامه با فرمت PDF)

 پایان نامه تجلی مبانی اکسپرسیونیسم در غزلیات شمس مولانا

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

دانلود پایان نامه از لینک زیر

لینک متن کامل پایان نامه رشته ادبیات با عنوان :تجلی مبانی اکسپرسیونیسم در غزلیات شمس مولانا