مقالات گردآوری:

  • در مقالات گردآوری چنانچه از نام آنها برمی­آید، صرفاً به گردآوری و انعكاس نقطه نظرهای مختلف درج شده در منابع پرداخته می­شود. با چاپ مقالات گردآوری در واقع هیچ نتیجه و فعالیت پژوهشی تازه­ای عرضه نمی­گردد و تنها یافته­های موجود با نظم و انسجامی بالاتر در کنار هم قرار می­گیرند. باید دقت داشت که اگرچه در بین مقالات جمع­آوری و مروری شباهت­های بسیار زیادی وجود دارد ولی به هر حال اعتبار مقالات مروری بسیار بالا و غیر قابل مقایسه با مقالات گردآوری است.

از آنجا که هر فردی می­تواند نسبت به نوشتن مقالات گردآوری اقدام نماید به همین دلیل قطعیتی در مورد جامع و کامل بودن این مقالات وجود ندارد، زیرا ممکن است که نویسنده فاقد شناخت کافی نسبت به تمامی ابعاد زمینه مورد بررسی بوده و یا دسترسی مناسب به انواع منابع مورد نیاز برای جمع­آوری اطلاعات نداشته باشد. همچنین بر خلاف مقالات مروری، مقالات گردآوری غالبا فاقد تجزیه و تحلیل­های مناسب و همچنین نقطه نظرهای نویسنده بوده در صورت وجود داشتن کاستی­ها و تناقضاتی در منابع مورد استفاده نوسنده مقاله الزاما نمی­تواند، یک جمع­بندی صحیح و منطقی را از میان تناقضات موجود استخراج نماید. البته با توجه به شباهت­های زیاد مقالات مروری و گردآوری، مقالات گردآوری را می­توان نسخه کوچک­تر و ناقص­تر از مقالات مروری به حساب آورد.

متن کامل پایان نامه در سایت elmyar.net

  مقالات گردآوری مانند تحقیقات انجام شده در طی دوران تحصیل که در آنها به استخراج متنی از بین تعدادی از منابع مورد استفاده پرداخته می­شد، بوده و الزاما مقالاتی جامع که در برگیرنده تمامی ابعاد موضوع باشند، نیستند و خواننده با مطالعه مقالات گردآوری نمی­تواند از شناخت جامع نسبت به تمامی ابعاد موضوع اطمینان حاصل نماید. حتی با وجود بیان تمامی تفاوت­های موجود در بین این دو نوع مقاله، غالبا مشاهده می­شود که دانشجویان تنها با خواندن تعداد محدودی منبع و نوشتن مقاله­ای از مطالب آنها، مقاله خود را مروری فرض کرده و از آنجائیکه مقالات مروری از انواع مقالات علمی پژوهشی می­باشند، اقدام به ارسال مقاله خود برای مجلات دارای رتبه علمی پژوهشی می­نمایند. از آنجایی که مجلات علمی پژوهشی پس از انجام دادن داوری­هایی بسیار سختگیرانه، تنها مقالات مروری را پذیرفته و چاپ می­کنند، متاسفانه در اکثر مواقع مقالات این دانشجویان غیر قابل چاپ اعلام می­شوند. بطورکلی ارزش علمی مقالات گردآوری شده نسبت به سه نوع مقاله اول (تجربی، تحلیلی و مروری) به نسبت پایین­تر است و نشریات دارای رتبه علمی پژوهشی و ISI، غالبا از پذیرش و چاپ مقالات گردآوری شده خودداری می­نمایند. البته باید دقت داشت که مرزبندی مشخصی برای تشخیص مقالات گردآوری و مروری وجود ندارد و پذیرش و یا رد شدن مقاله ارائه شده به یک نشریه علمی پژوهشی تنها وابسته به نظر داوران بررسی کننده مقاله می­باشد، بطوریکه ممکن که یک نشریه مقاله­ای را از نوع گردآوری و فاقد ارزش لازم برای چاپ شدن در مجله بدانند ولی مجله­ای دیگری همان مقاله را به عنوان یک مقاله مروری پذیرش و چاپ نماید.

آموزش نگارش مقالات مروری:

  • در مقالات مروری به جمع آوری نوشته­هایی كه قبلاً منتشر شده­اند، پرداخته می­شود. به زبانی ساده­تر، نویسنده در مقالات مروری نقطه نظرهای افراد مختلف را بدون هیچگونه دخل و تصرفی در کنار هم قرار داده و نسبت به نوشتن مقاله اقدام می­نماید. مقالات مروری غالبا در حیطه­هایی کاربرد دارند که در آنها نوشته­ها و تحقیق­های بسیاری انجام شده ولی مقاله­ای جامع که به نحوی در برگیرنده نتایج تمامی این تحقیقات بوده و بتواند به صورتی یکپارچه کل موضوع را تحت پوشش قرار دهد، وجود ندارد.
  • متن کامل پایان نامه در سایت elmyar.net

     

نویسنده مقالات مروری باید نسبت به تمامی زوایای موضوع، دارای اطلاعات و دانش کافی باشد، بطوریکه بتواند تمامی ابعاد موضوع را در مقاله خود بیان نموده و همچنین در مواقع لازم تحلیل­ها و ارزیابی­هایی را نیز به آنها اضافه کرده و حتی در صورت وجود تناقضاتی در بین منابع مختلف بتواند توجیهات مناسبی را ارائه نماید. همچنین در بسیاری از موارد به منظور نگارش مقاله­ای جامع لازم است که خود نویسنده با وارد کردن نقطه نظرهای شخصی نسبت به نگارش مقاله­ای که در آن همه ابعاد موضوع، مورد بررسی قرار گرفته است، اقدام کند. در این میان با توجه به لزوم احاطه نویسندگان مقالات مروری به کل ابعاد زمینه مورد بررسی، غالبا توصیه می­شود که افرادی نسبت به نوشتن مقالات مروری اقدام کنند که خود در آن زمینه صاحب نظر بوده و حتی چندین مقاله در موضوعاتی مشابه به چاپ رسانیده باشند. از آنجا که در مقالات مروری به بررسی و جمع­بندی پژوهش­های مختلفی که در یک زمینه به انجام رسیده­اند، پرداخته می­شود در این مقالات بر خلاف مقالات تجربی و تحلیلی، چندان وارد جزئیات مسئله نشده و تنها به ارزیابی کلیات و مطالب اساسی مرتبط با موضوع پرداخته می­شود. با توجه به نوع نگرش جامع در مقالات مروری، تعداد خوانندگان این مقالات نسبت به مقالات تجربی و یا تحلیلی که فقط در زمینه­ای خاص مقاله منتشر می­کنند، بسیار بیشتر بوده و به همین دلیل توجه مجلات به رعایت معیارهای کیفی در نگارش مقالات مروری بسیار بالا می­باشد. شاید در نگاه اول ارزش مقالات مروری با توجه به اینکه نویسنده کار جدیدی را ارائه نمی­کند، نسبت به سایر مقالات پژوهشی کمتر به نظر بیاید، اما در واقع با توجه به اینکه برای نگارش مقالات مروری نویسنده باید نگرشی ژرف بر تمامی ابعاد موضوع داشته و بعلاوه بر پیشینه پژوهشی و تحقیقات جدید انجام شده پیرامون موضوع مورد نظر نیز مسلط باشد، به همین دلیل نگارش مقالات مروری توسط هر کسی نمی­تواند، انجام گیرد. همچنین با توجه به اینکه مقالات مروری شناختی جامع از موضوع در اختیار خوانندگان قرار می­دهند، بنابراین در مجامع علمی دارای ارزش و اعتبار بسیار بالایی می­باشند. با مطالعه اهداف و زمینه­های فعالیت مجلات علمی پژوهشی می­توان دید که بسیاری از مجلات، مقالات مروری نگارش یافته را تنها در صورتی که حداقل تعداد 3 منبع اصلی ارائه شده در مقاله از نوشته­های پیشین خود نویسندگان در زمینه­های مشابه باشند، قابل پذیرش دانسته و نسبت به منتشر کردن آن اقدام می­کنند که با توجه به توضیحات ارائه شده در فوق دلیل این امر کاملا واضح است. امر فوق ممکن است در بسیاری از دانشجویان که قصد چاپ مقالات مروری که به هر حال نیاز به انجام تحقیقات میدانی و آزمایشگاهی ندارند، یأس ایجاد نموده و آنها از ادامه راه منصرف نماید، ولی به هر حال باید توجه داشت که انتخاب اساتید راهنما و مشاوری که در زمینه­های مورد نظر پیشتر مقالاتی منتشر کرده باشند، می­تواند این مشکل راه حل نماید. همچنین چنانچه در ادامه مفصلا بحث خواهد شد به نویسنگان تازه کار پیشنهاد می­گردد که نسخه اولیه مقاله خود برای شرکت در همایش­ها، سمینارها، کنفرانس­ها و .... ارسال نموده و ضمن تکمیل نمودن مقاله، با درج یک ارجاع به خود (که همان مقاله ارائه شده در همایش می­باشد) نسخه نهایی مقاله را برای یک مجله ارسال کنند.

تحليل شخصيتهاي رمان سالمرگي اثر اصغر الهي-پایان نامه ارشد

دانلود پایان نامه ارشد رشته ادبیات در سایت ارشدها

عنوان کامل پایان نامه : تک نگاري آثار اصغر الهي

قسمتی از متن پایان نامه :

 

« تو هشتمي بودي، آن هم پس از هفت تا دختر کور و کچل باباقوري». (همان، 24) « کسي ديده زني هفت شکم پشت سر هم دختر بزايد؟ به خاطر همين، اسم آخري را گذاشتم دختربس...». ( همان، 26) « پسرک سر هفت دختر، لوس و ننر، پسرک کاکل زري!» ( همان، 43) شيوه­ي بيان راوي براي شرح دادن تقابل مرگ و زندگي در سراسر داستان حفظ مي­شود و حتي با تغيير راوي، فضاي حاکم بر داستان عوض نمي­شود اما يکي از جملات داستان با ديگر جملات آن متفاوت است و نويسنده بودن راوي داستان را به خوبي نشان مي­دهد: « ساعتي بالاي سرم چکه مي­کرد: تيک­تاک. تيک­تاک. قلبم مي­زد. دستگاهي که صفحه سبزرنگي داشت، خط­هاي قلبم را نشان مي­داد. ها...ها... لي­لا چه کسي مي­تواند ديوانگي­هاي قلب آدمي را روي صفحه­ي کاغذي نقاشي کند؟ هيچ­کس نمي­تواند خواب و رؤيا­هاي آدم را روي بوم نقاشي بريزد». (همان،12) با ورود مخاطب به حال و هواي داستان، زمينه براي بيان اعتقادات عاميانه و مرسوم در زمانه­ي روي­دادن داستان، فراهم مي­شود و راوي در موقعيت مناسب از اين اعتقادات براي شرح دادن حوادث استفاده مي­کند: « بيرون زني سفيد­پوش ايستاده بود. برف مي­باريد. توفان بود. باد و بوران بود. درخت­ها تکان مي­خوردند. زن سفيد­پوش تو آمد. راست، با قد خدنگ، با موهاي قرمز و ژوليده، سينه­هاي بزرگ، شل و آويخته. خاله بعدها گفت: کاشکي پيازي سر سيخ مي­کرديم. مي­ترسيد و تو نمي­آمد، وا مي­گشت». (همان، 17) « هيچي آمدم داد بزنم، نتوانستم. از ترس صدايم بيرون نمي­آمد. از ما بهتران بود. دراز به دراز کنار ديوار ايستاده بود. جم نمي­خورد. داشتم زهره ترک مي­شدم». (همان، 23) « ها خاله جان، ديدم، تا او را ديدم، دعايي خواندم و فوت کردم. از همان دم در نيامده ورگشت». (همان، 23) « ورنگشت، همان­جايي که ايستاده بود، يواش يواش کوچک شد. مچاله شد. آب شد و رفت توي زمين...».(همان، 23) راوي در ميان بيان داستان به دنيا آمدن خود، داستان به دنيا آمدن فرزندش را هم بيان مي­کند. در قسمت به دنيا آمدن فرزندش، از ناميدن او ياد مي­کند. ليلا از نامي که او براي نوزاد انتخاب کرده است رضايت ندارد و با تمسخر از آن ياد مي­کند و در واقع اين عدم رضايت ليلا از اين نام به سرنوشت سياوش کهن ايراني، سهراب و اسماعيل اشاره دارد که همگي به دست پدرانشان به کام مرگ کشيده شده­اند. انتخاب نام شخصيت­هاي داستاني به عنوان برچسبي که در ارتباط با سرنوشت و يا عقايد آنان است يکي از جنبه­هاي ماهرانه­ي شخصيت­پردازي است که نويسنده با توجه به آن توانسته است شخصيتي امروزي را با شخصيتي اسطوره­اي مشابه قرار دهد: « ليلا گفت: اسمش را چي بگذاريم؟ گفتم سياوش. زير لب گفت: ابراهيم، اسماعيل، سهراب». اعتقادات ديني شخصيت­هاي داستان به موازات ديگر خصوصيت­هاي شخصيت­ها بيان مي­شود که از لحاظ روان­شناسي در تحليل اين شخصيت­ها بسيار مفيد است: « پدرتان ملا بود. درس خوانده بود. تو ده منبر مي­رفت. تو شهر منبر مي­رفت. خدا عالم است نمي­دانم چي شد که درس و مدرسه را ول کرد. ناتمام گذاشت و ورگشت ده. هرکسي حرفي مي­زد. به حرف مردم که نمي­شود اطمينان کرد. گناهش پاي خودشان.مي­گفتند: عقلش را دزديده بودند. افتاده بود پي درس جديد. اکابر رفته بود اما توي شهر بند نشده بود». (همان، 35) « گفتيم: يا امام رضاي غريب، به خودت پناه آورديم. اي طبيب هر دو عالم، شافي روز قيامت، ضامن آهو». (همان،38) « تا آن شب که حضرت خضر پيغمبر در خواب به سراغم آمد. با ردايي و قبايي و دستاري. چهره­شان را نمي­ديدم. هاله­اي نور گرد سرشان بود». (همان، 39) داستان­هاي ديني مربوط به قرباني کردن حضرت اسماعيل(ع) و شهادت فرزندان امام حسين(ع) به طور ملايمي شبيه به داستان سياوش و کشته شدن سهراب به دست رستم، دانسته شده است که کاملاً بر مخاطب آگاه آشکار است که چنين قياسي صحيح نيست اما نبايد از نظر دور داشت که راوي با ذهنيتي اين داستان را مي­نويسد که همسرش، ليلا به او القا کرده است و شخصيت ليلا در اين رمان از شخصيت­هايي است که اعتقادات ديني استواري ندارد و در خانواده­اي بزرگ شده است که به دنبال آموزش اعتقادات ديني به او نيستند. بنابرين راوي داستان با چنين طرز فکري به درهم آميختن روايت­هاي ديني و اسطوره­اي روي آورده است: « شب دوباره حضرتشان به خوابم آمدند. در ميان خواب و بي­خوابي­ها، دلشوره­ها، به ديدارم آمدند. رنجيده خاطر، مکدر. رو­به­رويم ايستادند. صداي­شان را شنيدم. « تو از ما هستي؟» از شرم سرم را انداختم زير. گفتند: « مردم زمان فساد مي­کنند» گفتيم: « وفاي به عهد مي­کنم» گفتند: « کاري بکن که ابراهيم خليل­الله کرد... علقه­ي دنيا از دل بکن.» حيف که نگذاشتند اين قوم خاصه برادر». (همان، 40) اطرافيان راوي داستان، سعي دارند با بيان داستان زاده شدن او، سختي­هايي که خانواده متحمل شده­اند را به او يادآوري کنند. راوي خود نيز به زندگي و سرنوشت خود آگاه است و با بيان آن­ها مخالفتي انجام نمي­دهد: « تو به دنيا آمدي. تو اينطور به دنيا آمدي. ولقد خلقنا الانسان في کبد». (همان، 42) آقاي عمراني با همه­ي ارزشي که براي خانواده­ي خود دارد و تنها پسر اين خانواده است، بارها به خاطر راهي که براي زندگي خود انتخاب کرده است از سوي اطرافيانش مورد سرزنش قرار مي­گيرد، اين سرزنش­ها با تهمت­هاي ليلا همسر او به اوج مي­رسد و شخصيتش به عنوان شخصيتي تنها و بي­پشتيبان معرفي مي­شود: « تو هم خودت را منتر يک مشت کتاب کرده­اي که نه به درد دنيا مي­خورد و نه به درد آخرت... شعر گفتن هم شد کار؟ قصه بافتن هم شد کار؟ مي­رفتي درس درست و حسابي مي­خواندي! مثل خود من ما خلق الله­ات عيب دارد و کاري نمي­شود کرد». (همان، 45) سرزنش­هايي که ليلا در حق آقاي عمراني روا مي­دارد از نظر خودش هم پذيرفتني نيست. چراکه در برخورد با همسر خود به دو شيوه مختلف عمل مي­کند. گاه او را مورد سرزنش قرار داده و گاه به او ابراز علاقه مي­کند: « ليلا گفت: تا خوب شدي، هزار بار بيشتر مرا کشتي. خدا مي­داند چندبار مردم و زنده شدم». (همان، 50) « خنده­آور است که تو زنده باشي، سرزنده و چالاک و او نباشد، پسرکت سياوش را مي­گويم. پسرکم!»      (همان، 50) ليلا از نظر اعتقادي با آقاي عمراتي تفاوت آشکاري دارد که نه تنها در شيوه­ي زندگي وي بلکه در جملاتي که در شرايط مختلف بر زبان مي­آورد نيز، اين عقايد به صورت مشهودي جلوه مي­کند و در اين طرز تفکر خود، حتي از بردن نام شهادت براي پسرش هم امتناع کرده و از آن با عنوان مرگ ياد مي­کند: « ليلا گفت: تو او را به کشتن دادي. من؟ بله تو که مي­گفتي بايد از اين آب و خاک و مذهب دفاع کرد». (همان، 60) « ليلا گفت: تو او را به مرگ فروختي! من؟ بله تو، يادت مي­آيد خوابي را که برايم گفته بودي؟ خواب ديده بودم من و سياوش در تاريکي در حلقه­اي از فرشتگان هستيم با چهره­هاي نوراني. فرشته­اي گفت: بايد يکي از شماها را باخودم ببرم بهشت، باغ خرمي که هميشه بوي بهار مي­دهد». (همان، 68) سوالات یا اهداف این پایان نامه :

متن کامل پایان نامه در سایت elmyar.net

  بررسآثار اصغر الهي در دو دسته­ي رمان­ و مجموعه داستان­هاي کوتاه، مورد تحليل­هايي از لحاظ فرم، محتوا، عناصر داستاني، نکات برجسته­ي روان­شناسي از ديدگاه فرويد، يونگ و آدلر و جامعه شناسي از ديدگاه گلدمن

دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه (فقط حاوی ده صفحه از صفحات پایان نامه با فرمت ورد)

 پایان نامه تک نگاري آثار اصغر الهی

دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه (فقط حاوی ده صفحه از صفحات پایان نامه با فرمت PDF)

 پایان نامه تک نگاري آثار اصغر الهی

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

دانلود پایان نامه از لینک زیر

لینک متن کامل پایان نامه رشته ادبیات با عنوان :تک نگاري آثار اصغر الهي

بررسی روانشناختي شخصيتهاي رمان سالمرگي اثر اصغر الهي-دانلود پایان نامه

دانلود پایان نامه ارشد رشته ادبیات در سایت ارشدها

عنوان کامل پایان نامه : تک نگاري آثار اصغر الهي

قسمتی از متن پایان نامه :

 

«آدمي چقدر عمر مي­کند؟ يک وجب، سه وجب، يک سال، سه سال، صد سال، به اندازه عمر مادر بزرگ. ماشاءالله، ماشاءالله هنوز چه سر و مرو گنده است». (الهي، 1386: 7) مک هيل بيش از هر نظريه­پرداز ديگري به خود ادبيات پرداخته و در توضيح ادبيات پست مدرن از مفاهيم فلسفي معرفت شناسي و وجودشناسي بهره برده است.(پاينده،1390: 331) يکي از برترين شاخصه­هاي هنر پست­مدرن غلبه­ي تلقي هستي­شناسانه يا وجود شناسانه بر معرفت شناسي است. براي مثال الهي در کتاب خود در توجيه مرگ از ويژگي وجودي مرگ که همان همه­گير بودن است صحبت مي­کند و مرگ را از نظر هستي­اش اين­گونه مي­بيند که به سراغ همه خواهد رفت.«اما بقيه فاميلمان چي. کدامشان زنده مانده­اند که ما بمانيم؟» (الهي، 1386 :7) وقتي از دو مفهوم مرگ و زندگي و شناسايي چيستي آن­ها سخن مي­گوييم در واقع به بررسي وجودي آن­ها پرداخته­ايم. حال آن­که وقتي دريافت شخصي خود از اين دو مفهوم را بيان مي­کنيم وارد قلمرو معرفت­شناسي شده­ايم.« دوست ندارم که بميرم. حس قوي ناشناخته­اي مرا به زندگي وصل کرده بود. مثل پيچکي...». (همان، 142) الهي با آوردن جملاتي که هم بيانگر مفهوم وجود­شناسي و هم مفهوم معرفت­شناسي است، آگاهي خود ازين دو مفهوم را به مخاطب يادآوري کرده  و در نهايت با برتري دادن به مفهوم وجودشناسي به گستره رمان پست مدرن وارد شده­است و با ايجاد چنين مشخصه­اي، اجازه­ي ورود اشخاصي به داستان داده مي­شود که ممکن است از نظر تاريخي مربوط به دوراني بسيار دور بوده و يا حتي با اسطوره­ها پيوند داشته و تکرار کننده­ي همان اسطوره­ها يا شخصيت­هاي تاريخي بوده باشند. عدم قطعيت وجودشناسانه و ورود اشخاص تاريخي به داستان همان چيزي است که ليندا هاچن[1] تحت عنوان (فرا­داستان تاريخ نگارانه) مطرح مي­کند.(پاينده، 1390: 341) اگر تاريخ مکتوب چندين و چند ساله­ي پسرکشي در ادبيات ايران را فراموش نکرده باشيم با خواندن اين رمان به زودي از حضور سياوشي ديگر که به اعتقاد مادرش کشته­ي افکار و اعتقادات پدرش ­است با خبر خواهيم شد. حضور نام و سرگذشت مشابه سياوش پسر کيکاووس در اين رمان به فراداستان تاريخ­نگارانه اشاره دارد که مطمئناً با آگاهي کامل نويسنده شکل گرفته­است اما بنا بر نظر گلدمن در بررسي آثار ادبي نبايد به مقاصد آگاهانه نويسنده توجه کرد و ازين رو بدون تشريح اين آگاهي قطعي نويسنده، متن رمان تشريح خواهد شد. گلدمن از ديدگاهي سخن مي­گويد که در تضاد با پوزيتيويست يا عقل­باوري قرار دارد. در سرار رمان شخصيت ليلا سعي دارد که واقعيت مرگ سياوش را به صورت کليتي عيني که به مخاطب عرضه مي­شود نشان دهد. و از مرگ سياوش به­گونه­اي سخن مي­گويد که گويي مخاطب در پذيرفتن آن ناچار است و بايد هم عقيده با ليلا، آقاي عمراني را قاتل او بداند اما آقاي عمراني در عمل از واقعيت به گونه­اي سخن مي­گويد که مرتبط با تاريخ است. تفکرات آقاي عمراني و يا صحبت­هاي او با ديگر اشخاص داستان از بستري تاريخي براي شکل­گيري واقعيت مرگ حکايت مي­کند که مؤيد نظريات گلدمن در تأثير زمينه تاريخي است. شروع رمان با جملاتي است که در ارتباط کامل با نام داستان و درون­مايه آن قرار دارد. با خواندن اين جملات آغازين و با پيشينه­ي ذهني که از نام داستان و گفت­وگوي خداوند و عزرائيل در ذهن مخاطب شکل گرفته است، داستان براي پروراندن يکي از درون­مايه­هاي پست­مدرنيستي آماده مي­شود: « آدمي چه­قدر عمر مي­کند، يک وجب، سه وجب، يک سال، سه سال، صدسال، به اندازه­ي عمر مادربزرگ». (الهي، 1386: 7)

متن کامل پایان نامه در سایت elmyar.net

  « مادربزرگ تنها بازمانده­ي خانواده­ي جد پدري­مان بود که هنوز زنده بود، ميانمان مي­لوليد، قد و قامت تمام. شاد و سرزنده راه مي­رفت و سربه­سرمان مي­گذاشت». (همان،7) « اما بقيه فاميلمان چي، کدام­شان زنده مانده­اند که ما بمانيم؟» .(همان، 7) در کنار اين جملات که همگي به مرگ اشاره دارند، راوي به تلاش براي زنده ماندن و زندگي کردن هم اشاره مي­کند و اين خود زمينه­ساز سخن­هاي بعدي او براي دفاع از خود در برابر تهمت­هاي همسرش است: « دست او را گرفته بودم و با هم از خيابان شلوغي مي­گذشتيم. ماشين­ها مي­آمدند و مي­رفتند. دست و پايم را گم کرده بودم. ترسيده بودم. تو هول و ولا بودم که مبادا ماشيني به مادربزرگ بزند. مادربزرگ ترسيده بود و چانه­اش تکان مي­خورد». (همان، 9) « ترسيدم دستم از دست­هايي که مرا از تاريکي به روشنايي مي­بردند، کنده شود. چشم­هايم را روي هم گذاشتم. سوزن­هاي نور به چشم­هايم مي­زدند. دست­هايي که نمي­ديدم، دستم را ول کردند». (همان، 9) « زني گفت نفس بکش. نفس بکش. از بچگي اين جمله را شنيده بودم. تو خواب و بيداري، حتي وقتي که گرم بازي بودم. سينه­ام به خس خس مي­افتاد. نفس گلوله­اي مي­شد و گلويم را مي­گرفت. از درد سينه به خودم مي­پيچيدم». (همان، 9) « خم شد روي سينه­ام، چه چشم­هاي درشتي داشت. دلم مي­خواست با او حرف بزنم و نشان بدهم که زنده­ام، هنوز مي­توانم نفس بکشم، اما نتوانستم». (همان، 10) « هيچ­کس نمي­تواند خواب و رؤياهاي آدم را روي بوم نقاشي بريزد.آرزوي زنده ماندن را هم نمي­تواند روي تابلو، يا حتي کاغذ سفيدي نشان بدهد. آرزوي ماندن درست در لحظه­اي که مرگ از در و ديوار تو مي­آيد، از لاي لت­هاي بسته­ي درها، پنجره­ها، از بوي گل ياس، از برگ­هاي شمعداني، از دسته گلي مي­آيد که تو آورده بودي». (همان،12) همين مشخصات است که رمان « سالمرگي» را به عنوان رماني پست­مدرن معرفي مي­کند. در ادامه جملاتي ديده مي­شود که از جايگاه پسر در خانواده و اهميت او براي خانواده­اي که صاحب چندين دختر است، حکايت مي­کند. علاوه بر اين، چنين جملاتي مي­تواند نشان­دهنده­ي جايگاه و نقش پسران در جوامع باشد. داستان با بيان خاطرات مربوط به زاده شدن شخصيت اول داستان، آقاي عمراني، اهميت نقش پسر در خانواده را به صورت مبسوطي شرح مي­دهد: « توي عکس نتيجه­ي پسري را روي زانو نشانده و به جايي دور نگاه مي­کند. نتيجه­ي پسري، پسري است تپل مپل با پستانکي در دهان، چشم­هاي گرد  سياه و خنده روي لب». ( همان، 7) [1] Linda hutcheon سوالات یا اهداف این پایان نامه : بررسآثار اصغر الهي در دو دسته­ي رمان­ و مجموعه داستان­هاي کوتاه، مورد تحليل­هايي از لحاظ فرم، محتوا، عناصر داستاني، نکات برجسته­ي روان­شناسي از ديدگاه فرويد، يونگ و آدلر و جامعه شناسي از ديدگاه گلدمن

دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه (فقط حاوی ده صفحه از صفحات پایان نامه با فرمت ورد)

 پایان نامه تک نگاري آثار اصغر الهی

دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه (فقط حاوی ده صفحه از صفحات پایان نامه با فرمت PDF)

 پایان نامه تک نگاري آثار اصغر الهی

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

دانلود پایان نامه از لینک زیر

لینک متن کامل پایان نامه رشته ادبیات با عنوان :تک نگاري آثار اصغر الهي

تحليل روانشناختي شخصيتهاي رمان سالمرگي اثر اصغر الهي-دانلود پایان نامه ارشد رشته ادبیات

دانلود پایان نامه ارشد رشته ادبیات در سایت ارشدها

عنوان کامل پایان نامه : تک نگاري آثار اصغر الهي

قسمتی از متن پایان نامه :

 

1-1- رمان سالمرگي:

اين رمان در سال 1370  نوشته و در سال1385 منتشر شده است. داستان اين رمان با جملاتي آغاز مي­شود که از مرگ­انديشي شخص اول داستان حکايت مي­کند. آقاي عمراني و ليلا که از دو خانواده­ي متفاوت با هم ازدواج کرده­اند، صاحب فرزندي مي­شوند که به درخواست آقاي عمراني نام او را سياوش مي­گذارند و اين سياوش که يادآور سياوش ادبيات کهن ايران است در جبهه به شهادت مي­رسد. مادر او، ليلا، آقاي عمراني را که با جبهه رفتن او موافق بوده است، مقصر اصلي مي­داند و در سراسر داستان با مشاجره­ي آن دو روبه برو هستيم. آقاي عمراني با بيان رويداد زاده شدن خود در خانواده­اي بدون پسر و نذر ونياز پدرش، شروع به شرح دادن زندگي خود و ليلا، که از دوران کودکي با هم آشنا بوده­اند مي­کند. درين يادآوري خاطرات آن­چه که بيش از هرچيز مورد توجه آقاي عمراني قرار مي­گيرد، مرگ انسان­ها و زندگي محدود آن­ها در دنيا است. گويي او براي توجيه شهادت سياوش و رفع اتهاماتي که همسرش به او مي­زند، با برشمردن مرگ افراد فاميل قصد دارد از اين رويداد به عنوان رويدادي طبيعي و خارج از کنترل آدمي ياد کند. يادآوري خاطرات و حتي خودکشي آقاي عمراني براي نشان دادن نترسيدن او از مرگ، فايده­اي ندارد و با وجود اين تلاش، ليلا که در درون، خود را نيز در مرگ پسرش دخيل مي­داند سعي مي­کند با جدا شدن از همسرش وجدان خود را آسوده کند و پايان داستان با جدايي آن دو از هم همراه است. در متن رمان «سالمرگي»  استفاده­ي آگاهانه و در عين حال پيدا و پنهان نويسنده در انتخاب و استفاده از روايت­هاي اسطوره­اي و روايت­هاي مشابه ديني به حدي است که بايد آن را از هرگونه تداعي سطحي و اشارات تلميحي ناشي از تداعي معاني دور دانست و آن را يک اثر اشاره کننده به اسطوره­ به شمار آورد. درون­مايه اصلي اين رمان، ناپايداري موقعيت زندگي انسان معاصر و مقايسه آن با زندگي گذشته­ي شخصيت­هاي داستاني از طريق بررسي تقابل مرگ و زندگي است. راوي داستان با شرح مرگ و زندگي در جاي­جاي داستان، تقديرگرايي خاصي که برگرفته از انديشه­ي شخصيت­ها است، وارد داستان مي­کند که بر تراژدي بودن پايان داستان صحه مي­گذارد. پيش از شروع خواندن داستان، با شنيدن نام داستان و خواندن مکالمه­ي خدا و عزرائيل در صفحات ابتدايي کتاب مي­توان به انديشه پرورانده شده در رمان پي برد: « خداي عزوجل عزرائيل را گفت: اکنون که سبب آفريدن خلق به دست توست، سخته باش که مرگ وي هم به دست تو خواهد بود. عزرائيل گفت: يا رب آن­گاه ايشان از من اندوهگين باشند. خداي عزوجل گفت: غم مدار که مرگ ايشان را سبب­ها سازم، چون غرق و حرق و هدم و قتل و اسقام و اوجاع و ديگر اسباب تا ايشان پندارند که مرگ ايشان از آن بود نه از تو». (الهي،1386: 5) از ويژگي­هاي مهم اين رمان پست­مدرنيستي بودن آن است. الهي در اين رمان « با در آميختن قلمروهاي مختلف، همه­ي مرزهاي قابل تصور سخن را درهم مي­شکند». ( سلدن و ويدوسون، 1384: 225) و « به تحليل جنبه­هاي گوناگون فرهنگ مسلط دست مي­يازد و ضمن تحليل امور عادي و بديهي، از آن طبيعي زدايي و آن را ويران مي­کند». ( مکاريک، 1386: 82-83) الهي در توضيح خود بر اين رمان مي­گويد: « من زوال دوراني را در زوال خانواده­اي نوشته­ام و نمادها و اسطوره­هاي گوناگون را اينجا و آنجاي رمان آورده­ام. خواننده بايد آن را بيابد و بجويد. بوي تند زوال و پوسيدگي را ببويد تا در راه ساختن فرداي روشن و زيبا بيانديشد». ( الهي، 1386: 11)

متن کامل پایان نامه در سایت elmyar.net

  اين رمان برنده­ي جايزه ادبي بنياد گلشيري شد و در دلايل انتخاب اين اثر در بنياد گلشيري آمده است:             « رمان سالمرگي، اثر اصغر الهي، به دليل توفيق نسبي در استفاده از تکنيک راويان گوناگون يا روايت­هاي مکمل هم که به مدد گونه­هاي خاص از راوي اول شخص به خلق متني چندصدايي و متکثر انجاميده است، خلق تصاويري تکان دهنده و تنيده از مرگ و زندگي، شور و آرمان­خواهي، عشق و حسرت، سرخوردگي و ناکامي سه نسل، ايجاز در عين خلق شخصيت­هاي متنوع و ملموس با لحن­هاي متفاوت در گفت­­وگو ها، توفيق در خلق روايتي تکه­تکه يا لايه­هاي داستاني متعدد و فرمي پيچيده، تداخل و فشردگي زمان­ها در صنعت ساختاري هوشمندانه و زباني موجز و روان در روايت برنده جايزه بنياد در بخش رمان مي­گردد».[1] [1] (www.golshirifoundation org / award.7ht m سوالات یا اهداف این پایان نامه : بررسآثار اصغر الهي در دو دسته­ي رمان­ و مجموعه داستان­هاي کوتاه، مورد تحليل­هايي از لحاظ فرم، محتوا، عناصر داستاني، نکات برجسته­ي روان­شناسي از ديدگاه فرويد، يونگ و آدلر و جامعه شناسي از ديدگاه گلدمن

دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه (فقط حاوی ده صفحه از صفحات پایان نامه با فرمت ورد)

 پایان نامه تک نگاري آثار اصغر الهی

دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه (فقط حاوی ده صفحه از صفحات پایان نامه با فرمت PDF)

 پایان نامه تک نگاري آثار اصغر الهی

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

دانلود پایان نامه از لینک زیر

لینک متن کامل پایان نامه رشته ادبیات با عنوان :تک نگاري آثار اصغر الهي

دانلود پایان نامه-تحلیل داستان پست مدرن

دانلود پایان نامه ارشد رشته ادبیات در سایت ارشدها

عنوان کامل پایان نامه : تک نگاري آثار اصغر الهي

قسمتی از متن پایان نامه :

 

1-1-1-1- نظريه روانشناسي تحليلي کارل گوستاو يونگ[1]:

کارل گوستاو يونگ روان­پزشک و متفکر سوئيسي در 26ژوئيه 1875 م در کسويل سوئيس متولد شد. يونگ را در کنار فرويد از پايه­گذاران دانش نوين روانکاوي قلمداد مي­کنند. وي نظريه شخصيتي را به وجود آورد که به روانشناسي تحليلي معروف شد. يونگ در نظريه­اش، مخالفت­هايي با فرويد کرده که يکي از آن­ها تعريف گسترده­تري است که يونگ از ليبيدو ارائه مي­دهد. فرويد معتقد است که ليبيدو انرژي رواني است که از غريزه زندگي مثل مسائل زندگي آشکار مي­شود اما يونگ معتقد است که ليبيدو انرژي رواني است که ميل جنسي را شامل مي­شود اما به آن محدود نمي­شود. اين انرژي رواني از سه اصل پيروي مي­کند:

متن کامل پایان نامه در سایت elmyar.net

  اصل اضداد: هر جنبه­اي از روان، ضد خودش را داراست که اين تضاد، انرژي رواني را توليد مي­کند. اصل آنتروپي: در هر شخصيتي اين گرايش وجود دارد که به آرامش و تعادل برسد. اصل هم­ارزي: انرژي هرگز در شخص از بين نمي­رود بلکه از يک سطح به سطح ديگر جا­به­جا مي­شود. (شولتز،1388: 116) برخلاف فرويد که گذشته را در بررسي شخصيت فرد مهم مي­دانست، يونگ علاوه بر گذشته، آينده را نيز مهم مي­دانست و بر ناهشيار بيشتر تأکيد مي­کرد. سه سطح شخصيت از نظر يونگ: خود: مرکز هشياري است که شامل درک کردن، فکر کردن، احساس کردن و يادآوري مي­باشد و بر همين اساس نيز يونگ 8 تيپ روان­شناختي درون­گرا و برون­گراي ( احساسي، متفکر، حسي وشهودي) را شکل داد. (شولتز،1388: 117) ناهشيار شخصي: مخزن موادي است که در زماني هشيار بودند ولي فراموش يا سرکوب شده­اند. که مي­توان آن را به کمد بايگاني تشبيه کرد که براي بيرون کشيدن چيزي از آن و بررسي آن و بازگردانش به همان­جا کمي وقت لازم است. (شولتز،1388: 120) ناهشيار جمعي: نوع انسان نيز به صورت جمعي، به عنوان يک­گونه، تجربيات گونه­ي انسان و پيش از انسان را در ناهشيار جمعي اندوخته مي­کند. و اين ميراث به هر نسل جديد انتقال مي­يابد.  (شولتز،1388: 121) از مهم­ترين مباحث نظريه يونگ، مبحث کهن­الگو­هاست.کهن­الگو­ها، تجربياتي هستند که در ناهشيار جمعي قرار دارند و با تکرار شدن در زندگي نسل­هاي پي­در­پي، بر روان ما نقش بسته­اند و در رؤياها و خيال­پردازي­هاي ما آشکار مي­شوند. مهم­ترين اين کهن الگوها عبارتند از: پرسونا، آنيما، آنيموس، خود، سايه. مبحث ديگري که يونگ مطرح کرده است موضوع تفرد و تعالي است. در دوران ميان­سالي، افراد براي مقابله با احساس پوچي و بي ارزشي، بايد انرژي رواني خود را از دنياي بيرون و هشيار به دنياي درون و ناهشيار هدايت کنند تا بتوانند به توانايي­هايشان در دوره ميان­سالي تحقق بخشند، که به اين مرحله تفرد مي­گويند. اين عملکرد باعث مي­شود که فرد بتواند به شخصيت خود در دوره ميان­سالي وحدت بخشد و آن را يک­پارچه کند که به آن، تعالي مي­گويند و اين تفرد و تعالي امور فطري و ذاتي هستند. در نهايت ديدگاه يونگ نسبت به انسان در مقايسه با فرويد خوشبينانه­تر و کمتر جبرگرايانه مي­باشد.

1-2- معرفي اصغر الهي و آثار او:

اصغر الهي در سال 1323 در مشهد متولد شد. سال­هاي جواني او به دليل فعاليت سياسي پرتلاطم بود، با وجود اين موفق شد مدرک دکتراي تخصصي رشته روان­پزشکي را از دانشگاه تهران دريافت کند. الهي بين سال­هاي 58 تا 60 سردبير مجله بازتاب روان­شناسي بوده است سپس به تدريس در دانشگاه علوم پزشکي ايران و طبابت پرداخت. نخستين داستان­هاي کوتاه اصغر الهي در دهه 50 منتشر شدند. در سال 1351 کتابي داستاني با نام « قصه­ي شيرين ملا» را براي کودک و نوجوان نوشت که ديگر تجديد چاپ نشد. اولين مجموعه داستان او با نام «بازي» در سال 1358 منتشر شد سپس در همان سال مجموعه داستان ديگري با نام « قصه­هاي پاييزي» را منتشر کرد. رمان« مادرم بي­بي جان» يکي ديگر از رمان­هاي اوست که در سال 1358 به چاپ رسيد. رمان« رؤيا و رؤيا» را در آمريکا چاپ کرد و در رديف آثار منتشر شده­ي وطني او قرار نگرفت. در سال 1369 با انتشار مجموعه داستان کوتاه « ديگر سياوشي نمانده» به کشف و خلق شگرد­هاي روايتگري در داستان­هاي روان­شناختي پرداخت. نقطه­ي اوج نويسندگي او که بي­شک با دوران دوم نويسندگي­اش پيوند دارد با نوشتن رمان «سالمرگي» در سال 1385 به ظهور رسيد. الهي با رمان « سالمرگي» خود در سال 1386 موفق به دريافت جايزه بهترين رمان از بنياد گلشيري شد. آخرين اثر او که مجموعه داستاني است با نام « حکايت عشق و عاشقي ما» در سال 1389 چاپ شد و تا کنون به عنوان آخرين اثر او معرفي شده است. وي رمان ديگري با نام « دختري با چشمان سبز مشوش» دارد که به دليل فوت ايشان هنوز به چاپ نرسيده است. وي در سال 1390 بر اثر عارضه قلبي درگذشت. در بررسي آثار الهي با سبک­ها و شيوه­هاي گوناگون روبه­رو مي­شويم که از آگاهي وي نسبت به فنون ادبي حکايت مي­کند. در دوره­ي اول نويسندگي وي که شامل نگارش «بازي»، « قصه­هاي پاييزي» و « مادرم بي­بي جان» است، با توجه او به مکتب ادبي رئاليسم و نگارش منتقدانه­ي اجتماعي روبه­رو هستيم اما در دوره­ي دوم نويسندگي وي که خلق آثار « ديگر سياوشي نمانده»، « سالمرگي» و « حکايت عشق و عاشقي ما» را در بر دارد، استفاده از سبک سوررئال و پست­مدرن با تأکيد بر مباحث روان­شناسي، فزوني مي­گيرد. آثار وي عبارت است از: « بازي» مجموعه داستان، 1358 « حکايت عشق و عاشقي ما» مجموعه داستان1389، « ديگر سياوشي نمانده» مجموعه داستان، 1369 « رؤيا و رؤيا »رمان « سالمرگي» رمان،1385 « قصه شيرين ملا» ادبيات نوجوان،1351 « قصه هاي پاييزي» مجموعه داستان، 1358 « مادرم بي بي جان» رمان، 1358 [1]Carl Gustav Jung سوالات یا اهداف این پایان نامه : بررسآثار اصغر الهي در دو دسته­ي رمان­ و مجموعه داستان­هاي کوتاه، مورد تحليل­هايي از لحاظ فرم، محتوا، عناصر داستاني، نکات برجسته­ي روان­شناسي از ديدگاه فرويد، يونگ و آدلر و جامعه شناسي از ديدگاه گلدمن

دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه (فقط حاوی ده صفحه از صفحات پایان نامه با فرمت ورد)

 پایان نامه تک نگاري آثار اصغر الهی

دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه (فقط حاوی ده صفحه از صفحات پایان نامه با فرمت PDF)

 پایان نامه تک نگاري آثار اصغر الهی

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

دانلود پایان نامه از لینک زیر

لینک متن کامل پایان نامه رشته ادبیات با عنوان :تک نگاري آثار اصغر الهي

پایان نامه ارشد رشته ادبیات-ويژگي هاي داستان پست مدرن

دانلود پایان نامه ارشد رشته ادبیات در سایت ارشدها

عنوان کامل پایان نامه : تک نگاري آثار اصغر الهي

قسمتی از متن پایان نامه :

 

درين کتاب مطرح مي­شود که مردگان نيز تابو هستند. از آنجا که انسان به صورت غريزي از جسد و از هم پاشيدگي­آن مي­ترسد و فرد مرده که روزي از زندگان بوده است و از مرگ خود خشمگين است، به دنبال کشتن زنده­هاست. ازين­رو تماس با مردگان يک تابو است و بايد به هر روشي متوسل شد براي اينکه خشم مردگان و تأثير آنان در زندگي کم شود. و اين ترس از مرگ همواره به همراه انسان­ها بوده و انسان براي جلوگيري از آن راهکارهاي مختلفي انديشيده است. فرويد در بخش "خط مشي در برار دشمنان" اين کتاب از ميل ناخودآگاه انسان به کشتن ديگر انسان­ها ياد مي­کند. وقتي انساني يکي از عزيزان خود را از دست مي­دهد خود را سرزنش مي­کند که نکند با سهل­انگاري خود موجبات مرگ او را فراهم کرده است و گرفتار ندامت­هاي وسواس­گونه مي­شود. اين ندامت­ها مي­تواند ناشي از همان ميل ناخودآگاه به کشتن انسان­ها نيز باشد. انسان­ها با از دست دادن عزيزانشان دچار نوعي رفتار وسواس­گونه مي­شوند که نکند فرد متوفي قصد آزار آنان را دارد، ازين­­رو به مردگان خود خشم مي­گيرند و سعي دارند با فرافکني اين خشم را به مردگان نسبت دهند. اين فراافکندن نيات بد به عالم خارج، ناشي از زنده­بيني جهان است.(همان،94-112) « زنده بيني به معناي محدود کلمه به نظريه­هايي اطلاق مي­شود که به روح مربوط مي­شود و به معناي وسيع آن عبارت است از موجودات روحاني به طور کلي. همين­طور اصطلاح انيماتيسم[1] وجود دارد که عبارت است از زنده ديدن همه­ي اجزاي طبيعت».( همان،127) آن چيزي که موجد پيدايش اين اصطلاحات شد معرفت بسيار مرموز انسان­هاي بدوي بود که جهان را داراي تعداد زيادي موجودات روحاني مي­دانست که برخي از آن­ها نسبت به انسان­ها شرور و برخي بي­آزارند و معتقد بودند که اين ارواح نه تنها به جانوران و نباتت بلکه به اشياء نيز جان مي­دهند. اغلب محققان بر اين باورند که هسته­ي اوليه اين نظام فکري از آن­جا شروع شد که انسان­هاي بدوي روح اشياء و نباتات و جانوران را همان روح انسان­هاي مرده مي­انگاشتند که پس از مرگ کاملاً مستقل شده­اند. (همان،127-129)

1-1-1-1- مکتب روان­شناسي فردي آلفرد آدلر[2]:

آلفرد آدلر در هفتم فوريه  سال 1870، در رودولف هايم متولد شد. آدلر مکتب خود را روان­شناسي فردي ناميد. آدلر برخلاف فرويد و يونگ، اعمال و رفتار انسان را زاييده کشش­هاي اجتماعي مي­دانست. آدلر معتقد است که همه انسان­ها احساس حقارت و کمبود مي­کنند و براي اين­که بتوانند بر اين احساس حقارت غلبه کنند اهدافي را در ذهنشان در نظر مي­گيرند و براي رسيدن به اين اهداف تلاش مي­کنند و همين احساس حقارت و وجود اهداف تخيلي هستند که موجب حرکت انسان به سمت برتري و کمال مي­شود. فرد براي اين­که بتواند به اهدافش برسد، مجموعه­اي از عادات، رفتارها و ويژگي­هايي را پرورش مي­دهد که به آن سبک يا روش زندگي مي­گويند و اين روش زندگي  براي هر کس منحصر به فرد و يگانه است. همچنين آدلر معتقد است که انسان به صورت بالفطره و ذاتي موجودي اجتماعي است که علاقه دارد به ديگران کمک کند تا به اهداف فردي و اجتماعي­شان برسند و از اين بابت احساس رضايت مي­کند اما اين­که فرد چقدر بتواند اين علاقه اجتماعي را پرورش دهد به تجربيات اجتماعي اوليه فرد بستگي دارد. يکي از مهمترين قسمت­هاي نظريه آدلر مبحث اثر ترتيب تولد بر شخصيت فرد مي­باشد. آدلر اعتقاد دارد که با وجود اين­که خواهر و برادرها از يک پدر و مادر هستند و در يک خانه زندگي مي­کنند اما شخصيت­هاي مختلفي دارند چون با توجه به ترتيب تولدشان ، در معرض تجربيات مختلفي قرار مي­گيرند و همين امر سبب مي­شود که  افراد سبک زندگي و رفتار مختلفي را نيز براي خود برگزينند. ويژگي­هاي فرزند اول: محافظه­کار/ خود­کامه / از نظر عقلي پختگي بيشتري دارد / علاقه زياد به نظم و انضباط / وظيفه­شناس / بدبين . فرزند دوم : رقابت­جو و جاه­طلب / سرمشق­گيري زياد از فرزند اول / تلاش مي­کند که از نظر زباني و حرکتي از فرزند اول پيشي بگيرد / خوشبين . فرزند آخر : عزيز دردانه / موفقيت زياد به دليل تحريک براي جلو افتادن از خواهر و برادر­هايش / ممکن است به دليل وابستگي و درماندگي دچار مشکلات سازگاري شود . تک فرزند : کانون توجه / پختگي زود / عدم يادگيري رقابت و تقسيم. [1] animatism [2] )Alfred Adler( سوالات یا اهداف این پایان نامه :

متن کامل پایان نامه در سایت elmyar.net

  بررسآثار اصغر الهي در دو دسته­ي رمان­ و مجموعه داستان­هاي کوتاه، مورد تحليل­هايي از لحاظ فرم، محتوا، عناصر داستاني، نکات برجسته­ي روان­شناسي از ديدگاه فرويد، يونگ و آدلر و جامعه شناسي از ديدگاه گلدمن

دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه (فقط حاوی ده صفحه از صفحات پایان نامه با فرمت ورد)

 پایان نامه تک نگاري آثار اصغر الهی

دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه (فقط حاوی ده صفحه از صفحات پایان نامه با فرمت PDF)

 پایان نامه تک نگاري آثار اصغر الهی

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

دانلود پایان نامه از لینک زیر

لینک متن کامل پایان نامه رشته ادبیات با عنوان :تک نگاري آثار اصغر الهي

دانلود پایان نامه ارشد رشته ادبیات-تحلیل ويژگي هاي داستان پست مدرن

دانلود پایان نامه ارشد رشته ادبیات در سایت ارشدها

عنوان کامل پایان نامه : تک نگاري آثار اصغر الهي

قسمتی از متن پایان نامه :

 

« در روانکاوي چند مفهوم پايه و اساسي وجود دارد که عبارتند از: تضاد احساسات و آرزوها و عواطف، عقده­ي اديپ، ناخودآگاهي و خودآگاهي، قدرت فراگير فکر و انديشه، فرافکني يا دفاع من در مقابل کشمکش­هاي رواني و غيره.» (فرويد، 1362: 7) کين پسر به پدر و کين پدر به پسر يکي از معروف­ترين مضامين مورد استفاده هنرمندان است. در شاهنامه­ي فردوسي رستم­، سهراب را که پسرش است مي­کشد يا کيکاووس پدر سياوش به دنبال شکايت همسرش که نامادري سهراب است تصميم به کشتن پسرش مي­گيرد. فرويد نيز ازين مفهوم پسرکشي استفاده مي­کند و عقده­ي اديپ را شرح مي­دهد. ( همان، 9-11) يکي از بحث ­انگيز­ترين کتاب­هاي فرويد، کتاب "توتم وتابو" است. فرويد درين کتاب از اعتقادات انسان­هاي بدون تمدن سخن مي­گويد که تحت تأثير شديد قوانين تابو قرار دارند. با بررسي اين تابو­ها مي­توان دريافت که بسياري از آن­ها با تغيير شکل در زندگي انسان­هاي متمدن هم حضور دارند و سازنده­ يا کنترل­کننده­ي بخش وسيعي از اعتقادات آن­ها هستند. فرويد درين کتاب سعي مي­کند با نشان دادن شباهت ميان اين دو قشر متمدن و بي­تمدن، انتقال باورهاي جمعي به آيندگان را ثابت کند. در واقع فرويد منشأ بسياري از اعمال مردم اين روزگار را، اعتقادات پيشينيان مي­داند که به صورت ناخودآگاه در باورهاي آنان نهادينه شده است و همين باورها، هدايت کننده­ي بيماري­هاي رواني شناخته شده به درون جوامع انساني هستند. يکي از اين مفاهيم نهادينه شده در ناخودآگاه، « تابو» است. تابو: « به معناي دقيق، تابو همه­ي آن چيزهايي است که در عين حال مقدس، فراتر از حد معمولي اشياء و خطرناک و ناپاک و اسرار­آميز است». (همان، 50) از ديدگاه فرويد، تابو مبين دو معني متضاد است: از يک سوبه معناي مقدس و وقفي و از سوي ديگر به معناي خطرناک، نجس و اسرارآميز است. محدوديت­هاي تابويي تنها به خود تکيه دارد و چيزي جداي محدوديت­هاي اخلاقي و مذهبي است. ممنوعيت­هاي تابويي بر هيچ استدلال خاصي استوار نيست و حتي تاريخ دقيق شکل­گيري آنها نيز بر ما پوشيده است. در واقع تابوها قديمي­ترين قوانين غيرمدون بشري هستند. تابوها چندين هدف را دنبال مي­کنند: حفظ مقام و مرتبه شخصيت­هاي بزرگ مثل رؤسا و کشيشان از گزند، حفاظت از ناتوانان مثل زنان و نوزادان، حفظ جوامع انساني از خشم خدايان، حفظ کساني که با مردگان در تماس بوده و در معرض خطر آنها هستند. تابوها خود به خود مجازات کننده­ي کساني هستند که از آن سرپيچي مي­کنند. براي مثال اگر شخصي با مرده که يک تابو است تماس داشته باشد و قوانين پس از تماس را رعايت نکند، مرده او را خواهد کشت. بنابرين کسي که هتک حرمت تابويي را کند، خود نيز تابو مي­شود. در واقع تابو قابليت انتقال دارد و براي جلوگيري ازآن مناسک قرباني و صدقه دادن، بلاي تابو را اشخاص در معرض خطر دور مي­کند.( همان، 44-50) بررسي داده­هاي روانکاوانه، يعني داده­هايي که از قسمت ناخود­آگاه حيات رواني اشخاص مختلف به دست مي­آيند نشان مي­دهد که در بيماري وسواس، اشخاص از ممنوعيت­هاي تابويي فردي که براي خود ايجاد کرده­اند به دقت و کاملاً شبيه به اقوام نامتمدن، پيروي مي­کنند. شباهت بين تابو و بيماري وسواس ممکن است مطلقاً خارجي يعني فقط شامل قالب­هاي شکل­گيري آن­ها باشد و قرابت ماهوي با هم نداشته باشند اما يکي از جالبترين شباهت­هاي آنان به هم اين است که هردو ظاهراً فاقد علت موجبه و واجد ريشه­هاي اسرار­آميز هستند.(همان، 56-55) تابوها ممنوعيت­هاي قديمي هستند وممکن است از نسلي به نسل بعد تحميل شده باشند. و ممکن است اين ممنوعيت­ها شامل فعاليت­هاي مورد علاقه مردم بوده باشد. ازين­رو حفظ تابو يک اثر حتمي داشته است و آن حفظ ميل اوليه به انجام امر ممنوع است. در واقع افراد تحت تأثير تابو ناخودآگاهانه مي­خواهند از منع­ها تخلف کنند اما مي­ترسند و ترس از ميل قوي­تر عمل مي­کند و مانع انجام آن مي­شود. ( همان،64-65) در بيماري وسواس نيز همانند تابوها از دو نيروي متضاد ميل و ترس مي­توان ياد کرد. فردي که نسبت به انجام کاري يا پرهيز از آن وسواس دارد به صورت ناخودآگاه تحت تأثير ميل به انجام آن قرار دارد و ترس از انجام موجب جلوگيري و بروز وسواس مي­گردد.(همان،69) سوالات یا اهداف این پایان نامه : بررسآثار اصغر الهي در دو دسته­ي رمان­ و مجموعه داستان­هاي کوتاه، مورد تحليل­هايي از لحاظ فرم، محتوا، عناصر داستاني، نکات برجسته­ي روان­شناسي از ديدگاه فرويد، يونگ و آدلر و جامعه شناسي از ديدگاه گلدمن

دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه (فقط حاوی ده صفحه از صفحات پایان نامه با فرمت ورد)

 پایان نامه تک نگاري آثار اصغر الهی

متن کامل پایان نامه در سایت elmyar.net

 

دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه (فقط حاوی ده صفحه از صفحات پایان نامه با فرمت PDF)

 پایان نامه تک نگاري آثار اصغر الهی

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

دانلود پایان نامه از لینک زیر

لینک متن کامل پایان نامه رشته ادبیات با عنوان :تک نگاري آثار اصغر الهي

داستان پست مدرن-دانلود پایان نامه

دانلود پایان نامه ارشد رشته ادبیات در سایت ارشدها

عنوان کامل پایان نامه : تک نگاري آثار اصغر الهي

قسمتی از متن پایان نامه :

 

1-1-1- ارتباط علم روان­شناسي با ساير علوم:

موضوع علم روان­شناسي، انسان است و اين علم با انسان سروکار دارد؛ به همين دليل  هرجا که صحبت از انسان باشد علم روان­شناسي  حرفي براي گفتن خواهد داشت و چون انسان­ها در تمامي زمينه­هاي ادبي، اجتماعي، فلسفي، فيزيولوژي و . . . فعاليت دارند، روان­شناسي نيز با تمام اين علوم در ارتباط خواهد بود. روان­شناسي با جامعه شناسي رابطه بسيار نزديکي دارد. از آنجا که نقش محيط در تربيت و شکل­گيري هويت شخصي افراد همواره مورد توجه جامعه­شناسان بوده است، ارتباط جامعه­شناسي و روان­شناسي به عنوان علومي که زمينه کاري مشابهي دارند، مهم و قابل بررسي خواهد بود. ارتباط روان­شناسي با فلسفه در توجه هر دو آن­ها به مباحث ماهيت روان و تجرد آن­، تعامل بدن و روان، ماهيت عواطف و هيجانات و ... روشن مي­شود. ارتباط روان­شناسي با فيزيولوژي آنقدر زياد است که رشته­اي با عنوان روان­شناسي فيزيولوژيک تأسيس شده است. روان­شناسي با علم ادبيات نيز رابطه بسيار تنگاتنگي دارد، زيرا وقتي شخصي يک اثر ادبي را خلق مي­کند اين اثر خلق شده، در صورتي که نظرياتي مانند مرگ مؤلف را کنار بگذاريم، مي­تواند نشأت گرفته از ذهنيات و تفکرات او بوده ويا طرز تفکر او دست­مايه­اي براي خلق شخصيت­هاي داستاني قرار گرفته باشد. و خواندن متن ادبي با اين ديدگاه پديدآورنده نقد روان­شناختي خواهد بود.

1-1-2- مهم­ترين مکتب­هاي روان­شناسي:

دراين بخش مهم­ترين مکتب­هاي روان­شناسي مورد استفاده در نقد ادبي و برجسته­ترين نظريات آن­ها به صورت کوتاه بررسي خواهد شد.

1-1-2-1- مکتب روانکاوي زيگموند فرويد[1]:

زيگموند فرويد پزشک و روان­شناس معروف اتريشي در 6 مه 1856در شهر فريبرگ، موراوي متولد شد. او به لقب پدر علم روانکاوي معروف مي­باشد. مهم­ترين و بزرگ­ترين موضوعي که فرويد آن را وارد علم روانکاوي کرد مبحث ناخود­آگاه بوده است. فرويد معتقد است که سيستم شناختي همه انسان­ها داراي سه سطح خودآگاه، نيمه خودآگاه و نا­خود­آگاه مي­باشد. خودآگاه، بخشي از سيستم شناختي است که فرد در هر لحظه به آن دسترسي کامل دارد و جنبه محدود شخصيت را دربر مي­گيرد. نيمه خودآگاه، بخشي ازسيستم شناختي است که فرد در همان لحظه مورد نياز به آن دسترسي ندارد ولي با کمي تلاش به آن دست مي­­يابد مانند مرور خاطرات و ناخود آگاه، بخشي از سيستم شناختي است که در دسترس فرد نبوده و فرد نسبت به آن آگاه نيست .در واقع ناهشيار نيروي سوق دهنده در پس تمام رفتارها را شامل مي شود و مخزن نيروهايي است که نمي­توانيم آنها را ببينيم يا کنترل کنيم. ناهشيار جنبه­ي وسيع شخصيت را دربرمي­گيرد. (شولتز،1388: 58) فرويد معتقد است براي اين­که بتوانيم به فرد کمک کنيم تا سلامت روان خود را به دست آورد و خودش را به بهترين شکل ممکن ابراز کند بايد به فرد کمک کنيم تا بتواند ناخودآگاه­اش را خودآگاه کند و اين را مهم­ترين هدف روانکاوي قرار داده است . فرويد معتقد است که سه قسمت در ذهن با يک­ديگر در­گيرند : نهاد (id): مخزن غرايز است که بر اصل لذت استوار مي­باشد و همانند يک کودک رفتار مي­کند. تنها عملکرد نهاد برطرف کردن فوري هيجانهايي است که بر اثر تحريکات دروني و بيروني در ارگانيسم بروز کرده­اند.    (شفيع آبادي،1377: 34) خود (ego):که بر اصل واقعيت استوار است و تلاش مي­کند خواسته­هاي نهاد را به تأخير بياندازد تا در موقعیت مناسبش، اين خواسته­ها بروز پيدا کنند تا براي فرد مشکلي ايجاد نشود.(شفيع آبادي،1377: 35) فراخود (super ego): که همان وجدان فرد است، براي فرد بايد و نبايد در نظر مي­گيرد و فرد را وادار مي­کند به خواسته­هاي نهاد به هيچ عنوان توجه نکند و به ارزشيابي و قضاوت درباره­ي رفتار خويش بپردازد.                (شفيع آبادي،1377: 36) در برخي موارد کشمکش بين نهاد و فراخود به قدري شدت مي­يابد که خود دچار اضطراب شديد شده و براي از بين بردن اين اضطراب­ها از مکانيزم­هاي دفاعي استفاده مي­کند. بدين صورت که خود به صورت ناخودآگاه، قسمتي از واقعيت و يا تمامي آن را تحريف مي­کند و باعث مي­شود که خود آرام شود. از بين مکانيزم­هاي دفاعي که فرويد مطرح کرده است، «سرکوبي» مهم­ترين مکانيزم دفاعي مي­باشد. وقتي اتفاقي رخ مي­دهد و يا تمايلي وجود دارد که غير عقلاني و غيرمعمول است، فرد دچار اضطراب مي­شود و براي از­بين بردن اين اضطراب، آن را سرکوب مي­کند و اين تمايل و خواسته­ي سرکوب شده وارد نا خود آگاه مي­شود و اغلب به صورت نمادين و سمبليک در رؤياها  بروز پيدا مي­کند . به همين دليل فرويد معتقد است «رؤيا شاهراهي است براي رسيدن به ناخودآگاه». (شفيع آبادي،1377: 71) [1])Sigmund Freud( سوالات یا اهداف این پایان نامه : بررسآثار اصغر الهي در دو دسته­ي رمان­ و مجموعه داستان­هاي کوتاه، مورد تحليل­هايي از لحاظ فرم، محتوا، عناصر داستاني، نکات برجسته­ي روان­شناسي از ديدگاه فرويد، يونگ و آدلر و جامعه شناسي از ديدگاه گلدمن

متن کامل پایان نامه در سایت elmyar.net

 

دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه (فقط حاوی ده صفحه از صفحات پایان نامه با فرمت ورد)

 پایان نامه تک نگاري آثار اصغر الهی

دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه (فقط حاوی ده صفحه از صفحات پایان نامه با فرمت PDF)

 پایان نامه تک نگاري آثار اصغر الهی

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

دانلود پایان نامه از لینک زیر

لینک متن کامل پایان نامه رشته ادبیات با عنوان :تک نگاري آثار اصغر الهي

تحلیل داستان پست مدرن-پایان نامه ارشد

دانلود پایان نامه ارشد رشته ادبیات در سایت ارشدها

عنوان کامل پایان نامه : تک نگاري آثار اصغر الهي

قسمتی از متن پایان نامه :

 

1-1-1- مفاهيم اساسي در روش لوسين گلدمن:

1)کليت و تکوين: گلدمن از همان نخستين کتاب مهم خود«در آمدي بر فلسفه کانت» تأکيد مي­کند که کليت در فلسفه مارکسيستي، برخلاف معادلات جبري به صورت انتزاعي تعين پذير نيست.کليت نه به يک الگوي نظري، انتزاعي و صوري، بلکه به واقعيت تاريخي ساخت­پذير برمي­گردد. کليت فرايندي پيوسته است و همان فاعلي که در پي «ساختن» نظري اين کليت است، عنصري ازين فرايند است، با تمام وجود در آن شرکت مي­کند. در نتيجه اين امر اصلي اساسي به دست مي آيد که شيوه ديالکتيکي را از تمام ديگر شکل­هاي انديشه قاطعانه جدا مي­کند: نگاه بيروني به واقعيت امکان ناپذير است. کليت در وهله نخست مقوله­اي است که نمي­توان درباره­اش به وجه اخباري سخن گفت. دليل مشخص اين ناتواني در آن است که ما خود در داخل اين کليت جاي داريم. 2) گلدمن به پيروي از مارکس و لوکاچ و در تقابل با ايده آليسم هگلي معتقد است که کليت از حرکت روح که به دانش مطلق مي­انجامد پيروي نمي کند. در نظر هگل، کليت، تابع اصل دروني فرايند خاص خويش است و از قانون تحول مفهوم پيروي مي­کند، نه از قانون تحول واقعيت. جهان واقعي به صورت پديده تبعي و فرعي دنياي ايده در­مي­آيد. به اين ترتيب قاعده عبارت است از يگانگي کامل ذهنيت و عينيت به معناي انحلال دنياي مادي در دنياي روحي. در نظر گلدمن کليت عبارت است از واقعيت عام و جهان گستر که دنياي مادي و دنياي روحي را در­ بر مي­گيرد. 3)گلدمن در تقابل با ايده آليسم متافيزيکي و نيز عقل باوري پوزيتيويست و ساخت­گرا معتقد است که کليت ممکن نيست به لحاظ عيني داده شده باشد بلکه در گوهر خود حاصل فعاليت بشري است. انسان براي دريافت واقعيت به کليت سازي­هاي نسبي روي مي­آورد. بي­آنکه به عينيت محض و شفاف دست يابد کليت­هاي قديمي را مي­شکند تا کليت جديدي بيافريند. بنا­بر­اين کليت عبارت است از فرايند تاريخي پيوسته. کليت تابع اصل تغيير دروني است نه تابع اصل تثبيت اجزا. در نتيجه رابطه صورت و محتوا رابطه­اي است ديالکتيکي، به اين معنا که صورت حاصل با واسطه­ي محتوا است. به عبارت ديگر صورت نيز از حرکت دگرگوني محتوا ناشي مي­شود. در اين ميان محتوا بر صورت تأثيرات يک جانبه ندارد بلکه بين آن دو وابستگي متقابل، کنش و واکنش و حرکت و انطباق دو سويه برقرار است. بنابر­ين اگر کليت تابع فرايند تغيير است، ساختارهاي دروني که معمولا «اجزا» خوانده مي­شوند هيچ­گاه بي­تغيير نيستند و همواره در فرايند دگرگوني و جهش درگيرند. به عبارت ديگر کليت در نظرگاه گلدمن نه کليت صوري بلکه کاملاً ديالکتيکي است.کليت ديالکتيکي سنگ بناي انديشه گلدمن است. بنابرين شناخت اجزا تابع کل است و درک کل نيز به شناخت اجزا و ترتيب و نظام مناسبت آن­ها مشروط است. در نظر گلدمن شناخت پديده­ها فرآيندي دوگانه يعني در عين حال، دريافتي- تشريحي است. حرکت پيوسته دريافت يک پديده به سوي تشريح آن، نه فقط لازمه بلکه شرط ناگزير ديالکتيک مارکسيستي است. يکي از نتايج اين امر آن است که پژوهش در علوم انساني بايد در دو سطح صورت گيرد: در سطح موضوع پژوهش(يعني پديده مورد نظر) و در سطح ساختار فراگير.

متن کامل پایان نامه در سایت elmyar.net

  دريافت، مرحله نخست تحليل را نشان مي­­دهد و وضعيت دروني ساختار موضوع پژوهش را روشن مي­کند. بنابرين دريافت دروني نوعي تفسير است. در مقابل، تشريح بيرون از تفسير قرار دارد و بيروني است. تشريح به زمينه تاريخي، اجتماعي و فرهنگي دربرگيرنده ساختار برمي­گردد. در نظر گلدمن کاربرد روش ديالکتيکي       _ يعني ساختارگرايي تکويني _ در بررسي جامعه بيش از هر چيز به معناي دريافت پديده­هاي اجتماعي در تاريخ مندي آن­ها است و دانش انضمامي پديده­هاي انساني فقط در قلب جامعه شناسي تاريخي يا تاريخ جامعه شناسي امکان پذير است. (لووي، ميشل و سامي نعير ، 1376: 38-40) سوالات یا اهداف این پایان نامه : بررسآثار اصغر الهي در دو دسته­ي رمان­ و مجموعه داستان­هاي کوتاه، مورد تحليل­هايي از لحاظ فرم، محتوا، عناصر داستاني، نکات برجسته­ي روان­شناسي از ديدگاه فرويد، يونگ و آدلر و جامعه شناسي از ديدگاه گلدمن

دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه (فقط حاوی ده صفحه از صفحات پایان نامه با فرمت ورد)

 پایان نامه تک نگاري آثار اصغر الهی

دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه (فقط حاوی ده صفحه از صفحات پایان نامه با فرمت PDF)

 پایان نامه تک نگاري آثار اصغر الهی

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

دانلود پایان نامه از لینک زیر

لینک متن کامل پایان نامه رشته ادبیات با عنوان :تک نگاري آثار اصغر الهي